خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین یک دستگاه کامل درباب چگونگی ظهور و تجلّی اسماء الهی در مراتب هستی میپردازد و دوازده اصل بنیادین را تشریح میکند. ظُهو یعنی تجلّیات حضرت حق در عالم، و این تجلّی دو گونه است:
1. تجلی به اشیاء: یعنی ایجاد اصل وجود، جسمیت و روحانیت اشیاء، که همگی مظهر اسماء الهیاند.
2. تجلی در اشیاء: یعنی افاضهٔ ادراکات، قوای درونی، ملکات و حالات معنوی در باطن موجودات.
سپس سه شرط تکوینی ظهور بیان میشود:
• ترکیب اسمایی؛ هیچ شیء با یک اسم واحد ایجاد نمیشود، بلکه مجموعهای از اسماء در ایجاد آن مشارکت دارند.
• غلبهٔ اسمایی؛ برای ایجاد هر شیء باید یکی از اسماء بر دیگر اسماء غالب گردد.
• توجه (ارادهٔ) ذاتی؛ بدون ارادهٔ ذاتی حق، هیچ غلبه و ظهوری تحقق نمییابد.
همین سه اصل در عالم ماده نیز انعکاس دارد: چهار عنصر آب، خاک، هوا و آتش در همهٔ مرکبات حضور دارند و با غلبهٔ یکی از عناصر موجودات دریایی، زمینی، هوایی و جنی پدید میآیند.
اصل بعد این است که اسماء دائماً در حال تجلیاند؛ چون حق «کلَّ یومٍ هو فی شأن» است و هر اسمی بر اساس شأن خود فعال است.
در ادامه پنج اصل مهم دربارهٔ منازل اسماء الهی تبیین میشود:
1. هر اسمی در هر منزلی کار میکند؛ منزل یعنی موضع ظهور (مثلاً چشم منزلِ بصیر است).
2. یک اسم در منازل مختلف به شکلهای متفاوت تجلی میکند؛ تفاوت چشم انسان، حیوان، حشره و پرنده سبب تفاوت ظهور اسم بصیر میشود.
3. میان منازل اسماء تباین وجود دارد؛ مثل تباین گوش و چشم.
4. میان خود اسماء نیز تباین هست؛ چون شئون ظهورشان متفاوت است.
5. روح نیز یک منزل است؛ ارواح برای اسماء مانند بدناند و اسماء برای ارواح مانند روح.
سپس بیان میشود که هر روحی مظهر یک اسم است؛ یکی عبدالغفور میشود، دیگری عبدالشکور و … و اسمِ غالب، ربّ او میشود و تدبیر وجود او را برعهده میگیرد.
اصل مهم دیگری این است که:
خداوند نامتناهی است، اما با اسماء خود به اشیاء حدّ و اندازه میدهد. هر موجود از خداوند «قدر» خود را طلب میکند و همان مقدار علم، قدرت یا جمال را دریافت مینماید.
در پایان، توضیح میدهد که سریان اسماء در عالم به واسطهٔ نفس رحمانی و سریان ذات است؛ حق با نفس رحمانی در تار و پود عالم نفوذ میکند و احوال (اسماء) خود را در همهٔ موجودات جاری میسازد. بنابراین خداوند با ظهور اسماء خویش در عالم تصرّف دارد و همه چیز منزل اسماء الهی است.
آغاز محتوا:
- حکمتهای اسمائی و ظهور تجلیات الهی:
محتوا ما درباره حکمتهای اسمائی است؛ یعنی درباره ظهور و تجلیات حضرت حق. خداوند به اشیاء تجلی میکند و در اشیاء نیز تجلی میکند. هم تجلی در اشیاء وجود دارد و هم تجلی به اشیاء.
مراد از تجلی به اشیاء آن است که اصل شکل وجودی آنها چه جسمانیت و چه روحانیت با اسماء جلال و جمال الهی پدید میآید و تحقق مییابد. بنابراین، اصل خلقت اجسام، تجلیات اسمائی است و اصل خلقت ارواح نیز تجلیات اسمائی است. این همان تجلی «به اشیاء» است؛ چنانکه آمده است: «الحمد لله الّذی تَجَلّى لِخَلقِهِ بِخَلقِه».
از سوی دیگر، خداوند در اشیاء نیز تجلی میکند؛ یعنی هنگامی که شکل وجودی آنها را ایجاد میکند و هستی آنها را انشاء مینماید، در درون آنها نیز به ادراکات، به ملکات، به قوای درونی، به شئون مختلف و احوال متفاوت، تجلی میکند. این تجلی درونی، همان انشاء حالات معنوی و انشاء ادراکات معنوی در موجودات است.
- شرایط تکوینی ظهور ـ اصل اول: ترکیب اسمایی:
ظهور و تجلی، شرایط تکوینی دارد. برای اینکه خداوند در عالم هستی تجلی داشته باشد، نیاز به شرایطی است. نخستین شرط، ترکیب اسمایی است؛ یعنی برای آفریدن هر شیء، مجموعهای از اسما و صفات الهی باید با یکدیگر اتحاد و اجتماع پیدا کنند تا آن شیء ایجاد شود. هیچ موجودی مظهر یک اسم واحد نیست؛ حتی نازلترین اشیای عالم، مانند جمادات، نیز مظاهر اسمای متعدد الهی هستند.
این حقیقت را از آیهٔ «هُوَ اللهُ فِی السَّماواتِ إِلَهٌ وَ فِی الأَرضِ إِلَهٌ» درمییابیم؛ یعنی خداوند با الوهیت خویش در همه عوالم و مراتب ظهور و تجلی میکند. پس در هر شیء، تجلی به الوهیت است و این نیازمند اجتماع اسما در ایجاد آن شیء است.
- شرایط تکوینی ظهور ـ غلبه اسمایی:
ترکیب اسمایی، باید برخی اسما بر اسمهای دیگر غلبه پیدا کنند. یعنی اسمی باید غالب شود تا آن شیء آفریده گردد. هیچ انشاء و ایجادی بدون غلبه معنایی ندارد. یا اسمای جلال بر جمال غلبه پیدا میکنند یا جمال بر جلال؛ و این غلبه سبب ظهور حقیقت شیء میشود. غلبهٔ اسمایی در عالم طبیعت، به صورت عناصر چهارگانه ظهور میکند: آب، خاک، هوا و آتش.
این عناصر، مستقیم و بیواسطه انشاء شدهاند. مرکبات نیز از بسط همین عناصر ایجاد میشوند. در ایجاد هر شیء مادی، هر چهار عنصر حضور دارند؛ اما یکی از آنها باید غالب گردد:
– در موجودات دریایی، عنصر آب غالب است.
– در موجودات زمینی مانند انسان و حیوان، عنصر خاک غالب میشود.
– در موجودات هوایی مانند پرندگان، عنصر هوا غالب است.
– در موجودات جنی، آتش و حرارت غلبه دارد.
پس همانگونه که در عالم الهی ترکیب و غلبهٔ اسمایی داریم، در عالم ماده نیز ترکیب و غلبهٔ عناصر چهارگانه را داریم.
- شرایط تکوینی ظهور ـ توجه و اقتدار ذاتی:
علاوه بر ترکیب اسمایی و غلبهٔ اسمایی، توجه، اقتدار و ارادهٔ ذاتی حضرت حق نیز لازم است. صرف اجتماع اسماء و ترکیب آنها کافی نیست. آن غلبهٔ اسمایی تنها با اراده و قدرت ذاتی حق تحقق مییابد. اگر این ارادهٔ ذاتی نباشد، غلبهٔ هیچ اسمی پدید نمیآید. در عالم ماده نیز غلبه دادن خاک یا آب یا آتش یا هوا، کاری است که با ارادهٔ الهی از مجرای مجردات انجام میشود.
بنابراین، ایجاد و آفرینش علاوه بر ترکیب اسمایی، نیازمند غلبه و نیز نیازمند اقتدار و ارادهٔ ذاتی است.
- تجلی دائمی و فعال اسمای الهی:
اسمای الهی همواره در حال تجلی هستند. ایجاد و تدبیر الهی بر اساس تجلی اسماء است. خداوند دائماً اسمای خویش را جلوه میدهد و هر اسمی، ظهور ارادهٔ الهی و ظهور قدرت ذاتی اوست.
کُلَّ یَومٍ هُوَ فی شَأن؛ یعنی خداوند پیوسته در کاری و در تدبیری است. بنابراین، هر اسم فعال و مؤثر است و هر یک از آنها تدبیری را در عالم انجام میدهد.
- تفاوت تجلی یک اسم در منازل مختلف:
هر اسمی در هر منزلی نحوهای خاص از تجلی دارد. برای مثال، اسم «بصیر» در چشم انسان نوعی از تجلی دارد، در چشم حشره گونهای دیگر، در چشم سگ، کفتار، کرم یا مورچه نیز به گونهای دیگر. یک اسم، به اعتبار تفاوت منازل، تجلیات متفاوت دارد. تفاوت ساختار و منزلها سبب تفاوت ظهور یک اسم میشود. بنابراین، شدت و ضعف ظهور اسماء به دلیل شدت و ضعف مظاهر و محلهای ظهور آنهاست.
- تباین میان منازل اسما:
میان منازل مختلف اسماء نیز تباین وجود دارد. منزل چشم با منزل گوش متفاوت است؛ منزل پوست با منزل دماغ متفاوت است؛ منزل دماغ با منزل زبان متفاوت است. در عالم هستی نیز چنین است:
جماد، نبات، حیوان، انسان و ملک هر یک منزلی متفاوت برای ظهور اسماء هستند. این تفاوت ساختار، تفاوت تجلیات اسمای الهی را به دنبال دارد.
- وحدت ذاتی اسماء:
تمام اسما زیر نظر یک ذات یگانه هستند. همهٔ آنها تجلیات ذات الهیاند. ذات واحد، مبدأ ایجادی و فاعلی و تدبیری آنهاست. اگرچه: ظهورات یک اسم متفاوت است و نیز میان خود اسماء تباین وجود دارد، اما همهٔ آنها از یک ذات سرچشمه میگیرند.
هر اسمی احکام ظهور خاص خود را دارد؛ احکام ظهور «سمیع» با «بصیر»، یا «خبیر» با «علیم» متفاوت است.
- ارواح به منزلهٔ منازل اسماء:
هر روح، منزلی برای اسمای الهی است. روح نسبت به جسم، منزل است، و جسم نسبت به قوا نیز منزل است. اما خود روح نیز نسبت به اسماء، منزل است. ارواح محل تجلیات اسماء هستند، همانطور که ابدان محل تجلیات ارواحاند. از این رو، گفته میشود:
برخی ارواح عبدالغفور میشوند، برخی عبدالشکور، برخی عبدالقَهّار، برخی عبدالزار؛ همانگونه که حیوانات وحشی عبد القَهّارند و حیوانات اهلی عبد السَّلیم.
- سیر و سلوک بر اساس اسماء:
سیر و سلوک انسان بر اساس اسماء الهی معنا پیدا میکند. هرگاه فردی غضب نداشته باشد، اسم «حلیم» در او ظهور کرده است. هرگاه شهوت در او نباشد، اسم «شریف» ظهور کرده است.
هرگاه جهل در او نباشد، اسم «علیم» در او ظهور کرده است.
هرگاه بخل نداشته باشد، اسم «جواد» در او تجلی کرده است.
یعنی ترکِ نقطهٔ مقابل هر اسم، سبب ظهور آن اسم در انسان میشود.
- معنای مظهریت اسماء:
مظهریت یک اسم، به معنای دارا شدن آن است، نه صرف دانستن آن. تجلی یعنی یافتن احوال معنوی، وصول به مقام و دارا شدن نورانیت آن حقیقت. این همان وجدانِ حقیقت اسم در روح انسان است.
- عبودیت نسبت به اسم:
انسان هنگامی که اسمی را دارا شد، بندهٔ آن اسم میشود. آن اسم ربّ او میشود و سراسر وجود او، تدبیر و اخلاق و ادراک و افعال او را در اختیار میگیرد. نگاه انسان به عالم نیز مطابق همان اسم شکل میگیرد.
- حدگذاری موجودات با اسماء الهی:
خداوند، وجودی است نامتناهی و بیحد. در ذات او هیچ اندازه، قید یا حدی وجود ندارد. امّا در نظام هستی، هر یک از مخلوقات دارای حدّ و اندازهای خاصاند؛ هیچ موجودی بیحد آفریده نشده است. این اندازهها همه از ناحیهی تجلیات اسمائی خداوند است.
به تعبیر دقیقتر، خداوند با اسماء خود به اشیاء حد و اندازه میدهد. هر مخلوق در مرتبهی وجودی خود، از ذات حق تقاضای حدود و اندازههای مناسب مرتبهی خویش دارد؛ و حق تعالی نیز این حد و اندازه را به وسیلهی اسماء خود به او اعطا میکند.
از همینرو است که قرآن کریم میفرماید: «قَدْ جَعَلَ اللّهُ لِکُلِّ شَیءٍ قَدْراً» یعنی خداوند برای هر چیز، اندازهای مقرر فرموده است.
به همین دلیل است که علم، قدرت، حیات، زیبایی، ادراک و سایر کمالات در مخلوقات همگی محدودند؛ در حالیکه در ذات الهی به نحو نامتناهی وجود دارند. بنابراین:
– علم مطلق، خاصّ خداوند است.
– قدرت مطلق، تنها از آنِ اوست.
– و هر چه در اشیاء میبینیم، بهرهای محدود از همان کمالات بیپایان الهی است که از طریق اسماء به آنها افاضه شده است.
به بیان دیگر، هر مخلوقی مظهر «اسمِ مُقَدِّر» و «اسمِ مُقَیِّد» است. خداوند با تجلی به اسم «قادر»، توانایی را در مخلوقات ایجاد میکند، اما با تجلی به اسم «مقدّر»، آن توانایی را در اندازهی خاصی محدود میگرداند. بنابراین هیچ موجودی در مرتبهی خودش از حدود و قیود وجودی خالی نیست.
- نتیجه:
در نتیجه، خداوند با نفس رحمانی و جریان ذاتی خویش، اسمای خود را در سراسر هستی سریان میدهد. احوال و شئون او در همهی اشیاء متجلی است و آنچه ما در عالم مشاهده میکنیم، همان تصرفات الهی از رهگذر اسماء و صفات اوست. عالم، منزل اسم «اللّه» است و هر مخلوقی از مخلوقات، آینهای است از آن جلوهی بیپایان.