خلاصه محتوا:
با طرح «نگاه بطنی به مزاج»، مزاجها و طبایع چهارگانه را نه فقط از منظر طبی و مادی، بلکه از منظر باطنی، تکوینی و الهی تحلیل می شود. ساختار اشیاء ـ چه مادی و چه مجرد ـ متفاوت است و همین تفاوت ساختارها موجب تفاوت نظامات درونی و بیرونی، تفاوت استعدادها و تفاوت مزاجها میشود. ربوبیت الهی نیز براساس همین ساختارها صورت میگیرد و چون ساختارها مختلفاند، فاعلیت و ربوبیت حق نسبت به هر شیء متفاوت خواهد بود.
طبایع و مزاجهای چهارگانه در عناصر اربعه (آب، خاک، هوا، آتش) ریشه دارند، اما خود این عناصر از شاکلههای ملائکه مقرب منشأ میگیرند. هر ملک مقرب طبیعت و طبع خاصی را در متن یک عنصر ایجاد میکند: جبرائیل طبیعت و برودت آب، میکائیل طبیعت خاک، اسرافیل طبیعت هوا و عزرائیل طبیعت آتش را. به این ترتیب، هویت اشیاء و طبیعت آنها به صورت «جعل بسیط» و همراه با یکدیگر ایجاد میشوند و طبیعت از هویت شیء جدا نیست.
ریشه نهایی این چهار ملک و چهار طبع را اسماء الهی دانسته می شود. چهار گروه از اسماء الهی اسماء جلالی، لطفی، رزقی و انشائی شاکله ملائکه را تشکیل میدهند و ملائکه نیز طبایع عناصر را ایجاد میکنند. بنابراین، مزاجهای چهارگانه در نهایت جلوههای اسماء الهیاند. تفاوت استعدادهای اشیاء، تفاوت مسیر کمال، تفاوت غایات و حتی تفاوت دریافتهای غیبی نیز از همین اختلاف ساختار و مزاج ناشی میشود.
در انسان نیز مزاجهای روحی با قوا و ملکات مرتبطاند؛ مانند تأثیر قوه غضبی در ایجاد طبع حار، یا تأثیر قوه شهویه در ایجاد طبع گرم و تر، و ایجاد اعتدال مزاجی توسط ملکات نیک. در نهایت، تمام عالم مواد از ترکیب چهار عنصر شکل گرفته و ربوبیت الهی در سه مرحله هویتبخشی، نظامبخشی و استعدادبخشی بر همه اشیاء جریان دارد.
آغاز محتوا:
- نگاه بطنی و نهایی به مزاج :
موضوع ، ارتباط مزاج با ساختارهاست؛ یعنی نسبت میان ساختارهای وجودی اشیاء و شکلگیری مزاج آنها. این نگاه، نگاهی از بالا و از موضع باطنی است؛ به این معنا که مزاج از طریق علل باطنی بررسی میشود. بنابراین عنوان «نگاه بطنی به مزاج» یا «نگاه نهایی به موضوع مزاج» است.
- تفاوت ساختارها و پیامدهای آن در نظامات اشیاء :
ساختار اشیاء، چه مادی باشد و چه مجرد، یکسان نیست؛ بلکه متفاوت است. همین تفاوت ساختارها سبب تفاوت نظامات میشود؛ نظاماتی که هم شامل نظامات درونی و هم شامل نظامات بیرونی هر شیء است. تفاوت نظامات نیز ناشی از تفاوت ساختارهاست.
ساختارهای مادی به معنای تفاوت در بافتها هستند و ساختارهای معنوی به معنای تفاوت در شاکلهها. مجردات نیز شاکلههای متفاوتی دارند و در نتیجه نظامات متفاوتی پیدا میکنند. از سوی دیگر، مادیات نیز با داشتن ساختارهای متفاوت، نظام درونی متفاوتی مییابند و استعدادهای آنها نیز به سبب تفاوت ساختارها متفاوت میشود.
حتی فاعلیت خداوند نسبت به اشیاء نیز به سبب تفاوت ساختارهای آنها متفاوت است. ربوبیت و فاعلیت حق، با توجه به ساختار اشیاء، متناسب با آنها تجلی مییابد. همچنین فاعلیت خود اشیاء نسبت به اشیاء دیگر نیز متفاوت خواهد شد، زیرا ساختار هر شیء متفاوت است. نتیجه آنکه تفاوت ساختارها سبب تفاوت ربوبیت الهی نسبت به اشیاء میشود.
هرچند انشاء ساختارها مرحله اول ربوبیت الهی به شمار میرود، اما پس از انشاء ساختار، خداوند ساختارها را تدبیر نیز میکند. از این رو تفاوت ساختارها سبب تفاوت ربوبیت، تفاوت استعدادها و همچنین تفاوت مزاج اشیاء میشود. تفاوت استعدادها موجب تفاوت غایات و تفاوت مسیر کمال اشیاء میگردد و حتی تفاوت دریافتهای غیبی آنها نیز از تفاوت ساختار ناشی میشود.
در نتیجه، تفاوت ساختارها باعث تفاوت در طلب و تقاضای اشیاء نیز میشود، زیرا طلب بر اساس استعداد است و استعداد بر اساس شاکله و ساختار شکل میگیرد. در واقع استعداد اشیاء با طبع و مزاج آنها نیز نسبت دارد.
- ارتباط حکمت الهی با تنظیم ساختارها و مزاجهای چهارگانه :
تنظیم ساختار اشیاء بر اساس حکمت الهی است. هنگامی که ساختارها بر اساس حکمت تنظیم شوند و ربوبیت نیز بر اساس ساختارها باشد، معنا آن است که ربوبیت الهی مبتنی بر حکمت الهی است.
آفرینش مزاجهای چهارگانه در چهار عنصر آب، خاک، هوا و آتش جلوههای ربوبیت الهی به شمار میروند. خداوند طبیعت و مزاج هر عنصر را در همان عنصر قرار داده و این خود جلوهای از حکمت و ربوبیت الهی است. از این رهگذر، ربوبیت از طریق ساختارها تحقق پیدا میکند.
به این ترتیب خداوند عناصر اربعه را به گونهای آفریده است که هر کدام طبع و مزاج و ساختار ویژهای داشته باشند و نیز هر کدام استعداد و خاصیتی ویژه داشته باشند.
- ریشههای باطنی عناصر اربعه در شاکله ملائکه مقرب :
طبع عناصر اربعه بر اساس شاکله مجردات و به تعبیر خاصتر، بر اساس شاکله ملائکه مقرب شکل گرفته است. میان چهار ملک مقرب و چهار عنصر واسط طبیعی پیوندی بسیار نزدیک برقرار است؛ به گونهای که هر ملک مقرب به شکلی در عنصر خاصی تجلی مییابد.
هر ملک، علاوه بر ایجاد هویت شیء، طبیعت آن را نیز در متن وجود شیء انشاء میکند. طبیعت هر شیء جدا از هویت آن جعل نمیشود؛ بلکه هویت و طبیعت به صورت «جعل بسیط» و همزمان آفریده میشوند.
– شاکله عزرائیل آفریننده طبیعت آتش و طبع آتشی است.
– جبرائیل آب را آفریده و طبیعت برودت و خنکی را در آب قرار داده است.
– میکائیل، خاک و طبع خاکی را آفریده است.
– اسرافیل، هوا را با طبیعت و مزاج هوایی آفریده است.
از این رو چهار طبع و چهار مزاج ریشه در چهار شاکله متفاوت دارند و سرچشمه این شاکلهها چهار ملک مقرباند.
- ریشه بالاتر: اسماء الهی به عنوان بنیاد نهایی مزاجها:
درادامه به لایهای بالاتر اشاره می شود: شاکله ملائکه مقرب از چه سرچشمهای اخذ میشود؟ ریشه تکوینی آنها در اسماء اربعه الهی است. هر اسم الهی شاکله یکی از ملائکه را پدید میآورد. بنابراین:
– اسماء جلالی و قهری، شاکله عزرائیل را میسازند.
– اسماء لطفی و رحیمی، شاکله جبرائیل را تشکیل میدهند.
– اسماء رزقی، شاکله میکائیل را پدید میآورند.
– اسماء انشائی، شاکله اسرافیل را ایجاد میکنند.
به این ترتیب، ریشه نهایی و باطنی چهار طبع و چهار مزاج، اسماء الهی هستند که از طریق چهار ملک مقرب در عناصر اربعه تجلی مییابند.
- تأثیر طبایع بر انسان و پیوند آن با قوای نفس :
اسماء الهی نه تنها هویت ساز هستند بلکه مزاج ساز نیز هستند. مزاجها تنها در بعد جسمانی نیستند، بلکه مزاجهای روحی نیز وجود دارند. قوه غضبی در انسان طبع حار ایجاد میکند؛ قوه شهویه طبع گرم و تر را پدید میآورد؛ ملکات نیک موجب اعتدال مزاج میشوند و فضیلتها چنین آثاری دارند.
همچنین بافت تمام اشیاء مادی از عناصر اربعه ساخته شده است. ترکیب متفاوت این عناصر در بدن انسان، حیوان، گیاه و جماد موجب شکلگیری ساختارهای گوناگون میشود.
- سه مرحله ربوبیت الهی: هویتسازی، نظامبخشی، استعدادبخشی :
ربوبیت الهی در عالم هستی سه مرحله دارد:
1. مرحله هویتبخشی و انشاء شاکله و شکل.
2. مرحله ایجاد نظامات درونی و بیرونی اشیاء.
3. مرحله ایجاد استعدادها.
هر سه این مراحل با جعل بسیط و اراده واحد الهی پدید میآیند.