آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • نظام امامت؛ الگوی الهی رهبری در برابر لیبرال‌دموکراسی غرب

نظام امامت؛ الگوی الهی رهبری در برابر لیبرال‌دموکراسی غرب

خلاصه محتوا:

در این محتوا، «امامت»  نه صرفاً یک منصب فردی، بلکه یک نظام الهیِ رهبری و نظم‌دهی به امت معرفی می‌شود که تنها نظام حقیقی ایستادگی در برابر نظام لیبرال‌دموکراسی غرب است. تمدن غرب بر لیبرال‌دموکراسی استوار است و آنچه می‌تواند در برابر این تمدن قد علم کند، شناخت صحیح و تبیین درست نظام امامت است. در این نگاه، امامت یک مقام الهی و مجعول به جعل خاص خداوند است که تشخیص آن تنها در اختیار حق تعالی است، زیرا انسان‌ها قدرت تشخیص عصمت را ندارند. پیامبر تنها وظیفه معرفی امام را دارد، نه نصب او. بنابراین امامت نه انتخابی است، نه شورایی و نه مبتنی بر رأی مردم. امام به اعتبار «روح و مقام امامت» نظم‌دهنده به امت است، نه به صرف انسان بودن. ویژگی‌های روحی امام همچون عصمت، علم غیب، ولایت تکوینی و تشریعی، اعجاز و کرامت، پایه‌های نظام امامت‌اند. ریشه همه این ویژگی‌ها به دو فضیلت بنیادین بازمی‌گردد: یقین کامل به توحید و صبر مطلق در برابر بلاها. این دو ویژگی، امّ‌الفضائل امام هستند و منشأ اعطای سایر مقامات الهی به او می‌باشند. نظام امامت دارای ویژگی‌های اساسی است؛ از جمله:

– نصب و مشروعیت الهی

– رهبری به اذن و اراده الهی

– شمول رهبری امام بر کل ملک و ملکوت

– ماهیت هدایتی (نه صرفاً مدیریتی)

– اجرای احکام الهی به جای منافع شخصی

– ضرورت عصمت برای رهبر

– تحقق عینی نظام امامت با پذیرش و مشارکت مردم

در این نظام، مشروعیت از خداوند سرچشمه می‌گیرد نه از مردم، اما تحقق خارجی و فعلیت آن وابسته به پذیرش امت است. مردم به اندازه ظرفیت روحی خود از حقیقت امام بهره‌مند می‌شوند. نظام لیبرال‌دموکراسی غرب در نقطه مقابل نظام امامت دانسته می شود؛ نظامی که نه نصب الهی دارد، نه هدایت دینی، نه هدفی جز قدرت و ثروت. در مقابل، نظام امامت تنها برای هدایت انسان‌ها و اجرای احکام الهی شکل می‌گیرد. در ادامه، نقش محبت و اطاعت از امام به‌عنوان عامل فعلیت امامت تبیین می‌شود. «حب اهل‌بیت» نظام‌بخش دین معرفی می‌گردد و اطاعت از امام نتیجه طبیعی این محبت دانسته می‌شود. در پایان، با استناد به آیات قرآن و نمونه‌هایی چون طالوت و حضرت یوسف(ع)، شرایط رهبری الهی همچون علم، قدرت، عدالت، بصیرت و هدایت‌گری تبیین می‌شود و تفاوت دیدگاه شیعه و اهل سنت درباره شرایط امام مورد اشاره قرار می‌گیرد.

آغاز محتوا:

  • حقیقت امامت به عنوان نظام الهی رهبری:

محتوا ما در ارتباط با ویژگی‌های نظام امامت است. اگر ویژگی‌های نظام امامت به‌درستی شناخته شود، می‌توان در برابر نظام لیبرال‌دموکرات غربی موضع‌گیری صحیح داشت. تمدن غرب بر اساس نظام لیبرال‌دموکراسی شکل گرفته است و آن‌چه به صورت بنیادی در برابر نظام لیبرال‌دموکراتیک غرب قرار می‌گیرد، نظام امامت است. ازاین‌رو شناخت نظام امامت و تبیین صحیح آن ضرورتی اساسی دارد.

  • امامت به مثابه نظام‌دهنده به امت:

امامت یک نظام است؛ «الامام نظامُ الأُمّه». امامت سامان‌دهنده امت و نظام‌بخش جامعه ایمانی است. امام، در عین آن‌که یک شخص و فرد انسانی است، اما هنگامی که مقام امامت او ظهور پیدا می‌کند، این مقام به یک نظام تبدیل می‌شود. خود امام، به اعتبار مقام امامت، یک نظام است و به امت نیز نظام می‌بخشد. مقام امامت، منزلت و رتبه‌ای است که ذاتاً نقش نظم‌دهندگی به امت را دارد. این نظم‌دهندگی نه از جهت بشری و انسانی امام، بلکه از جهت مقام امامت اوست. بسیاری از انسان‌ها دارای مرتبه انسانیت هستند، اما نظام‌دهنده نیستند. آن‌چه امام را نظام‌ساز می‌کند، ویژگی‌ها و مقامات خاصی است که در وجود او تحقق یافته است.

  • الهی بودن مقام امامت و نصب امام:

امامت مقامی الهی و توحیدی است. این مقام به جعل و نصب الهی تحقق می‌یابد و تنها خداوند متعال است که آن را در وجود برخی پیامبران و اهل‌بیت علیهم‌السلام قرار داده است. مقام امامت منصوب از سوی خداوند است و هیچ‌کس جز خدا حق نصب امام را ندارد. تشخیص مقام امامت، به‌ویژه تشخیص عصمت، از توان انسان‌های عادی خارج است. چون عصمت حقیقتی نیست که مردم بتوانند آن را تشخیص دهند، خداوند متعال خود این مقام را در وجود معصوم جعل می‌کند و پیامبر فقط مأمور معرفی است، نه نصب. بنابراین ائمه (ع) به جعل الهی منصوب شده‌اند و امامت آن‌ها مقامی معجول از سوی خداوند است.

  • ویژگی‌های روحی امام به عنوان اساس نظام امامت:

ویژگی‌های امام که نظام‌دهنده به امت است، ویژگی‌های روحی اوست. این ویژگی‌های روحی عبارت‌اند از: علم غیب امام، عصمت امام، مقام ولایت تکوینی، مقام ولایت تشریعی، معجزات و کرامات. این‌ها همگی بیانگر احوال و مقامات روحی امام هستند. بدن امام، امامت ندارد؛ بلکه روح امام است که حامل مقام امامت است. امامت از روح امام نشئت می‌گیرد و با روح امام آغاز می‌شود. این روح، به دلیل ویژگی‌هایی که در خود دارد، منشأ نظم‌یافتن امت می‌شود. ازاین‌رو امام نه از جهت انسان‌بودن، بلکه از جهت دارا بودن مقام امامت، نظام‌دهنده امت است.

  • نسبت فضائل اخلاقی با مقامات باطنی امام:

ویژگی‌های روحی امام، نشانه امامت او و مبتنی بر فضائل اخلاقی اوست. این پرسش مطرح می‌شود که چه ویژگی‌هایی در روح امام وجود دارد که خداوند به او معجزه، کرامت، علم غیب، عصمت و ولایت تکوینی و تشریعی عطا می‌کند؟ ریشه تمام این ویژگی‌ها به دو خصیصه بنیادین بازمی‌گردد که «اُمّ‌الفضائل» محسوب می‌شوند: صبر و یقین. تمام فضائل اخلاقی امام، از جمله عفو، گذشت، نبودِ کینه و حسادت، بخشندگی و عدالت، در نهایت به این دو ویژگی ختم می‌شود. صبر و یقین، زیربنای اعطای مقامات امامت هستند. به سبب صبر در برابر بلاها و یقین کامل به حق، خداوند متعال ویژگی‌هایی همچون علم غیب، ولایت تکوینی و تشریعی، عصمت و اعجاز را به امام عطا می‌کند.

  • امامت به عنوان عهد الهی و مسئولیت هدایت:

امامت عهد و پیمان الهی است؛ عهدی که خداوند آن را به هر کسی عطا نمی‌کند. این عهد الهی به این معناست که امام در برابر لطف الهی متعهد می‌شود که دلسوزانه انسان‌ها را هدایت کند و آن‌ها را به حق برساند. هدایت در امامت تنها ارائه طریق نیست، بلکه «ایصال الی المطلوب» است. پیامبر اکرم (ص) از جهت نبوت، ارائه طریق می‌کند و از جهت ولایت، ایصال الی المطلوب انجام می‌دهد. امام نیز از جهت ولایت، انسان‌ها را به مقصد حقیقی می‌رساند. این بحث نیازمند تبیین مستقل است، اما در این‌جا روشن می‌شود که ویژگی‌های روحی امام، عامل اصلی در به عهده گرفتن نظام امت است.

  • ویژگی نخست نظام امامت: جعل و نصب الهی:

نخستین ویژگی نظام امامت آن است که امام باید از طرف خداوند متعال به مقام امامت منصوب شده باشد. مقام امامت مجعول به جعل خاص الهی است. امام به اذن الهی، رهبری همه انسان‌ها را به عهده دارد، بلکه فراتر از آن، رهبری کل عالم ملک، ملکوت و حتی کل نظام خلقت را به اذن و اراده الهی بر عهده می‌گیرد. امامت مقام ایصال الی المطلوب است و این مقام اقتضای حاکمیت دارد. انتخاب امام نه شورایی است، نه رفراندومی، نه انتخاب مردمی و نه حتی نصب از سوی پیامبر. این حقیقت، نشانه عظمت و شأن والای مقام امامت است، زیرا انسان‌های عادی از تشخیص این مقام عاجز هستند.

  • ویژگی دوم نظام امامت: رهبری به اذن و اراده الهی:

دومین ویژگی نظام امامت این است که امام، رهبری خود را به اذن و اراده الهی اعمال می‌کند. خواست امام در خواست الهی فانی است و اراده شخصی مستقل از اراده خداوند ندارد. رهبری امام، تجلی اراده الهی در عالم است، نه تحقق خواست فردی یا نفسانی.

  • ویژگی سوم نظام امامت: شمول رهبری بر کل نظام خلقت:

سومین ویژگی نظام امامت آن است که دایره رهبری امام محدود به انسان‌ها نیست، بلکه فراتر از آن، تمام موجودات اعم از نباتات، حیوانات، فرشتگان و کل نظام خلقت را دربرمی‌گیرد. تمام عالم ملک و ملکوت تحت مدیریت و رهبری امام قرار دارند. این گستره وسیع، نشان‌دهنده تفاوت بنیادین نظام امامت با نظام‌های بشری و لیبرال‌دموکراتیک است.

  • ویژگی چهارم نظام امامت: هدایت به سوی غیب و توحید:

چهارمین ویژگی نظام امامت این است که امامت، نظام هدایت است. امام، انسان‌ها را به غیب متصل می‌کند و آنان را به توحید می‌رساند. این مقام، فراتر از صرف مدیریت اجتماعی است. مدیریت، تنها یک شأن از شئونات نظام هدایت است. در مقابل، نظام لیبرال‌دموکرات غربی فاقد هدایت الهی است. در آن نه نصب الهی وجود دارد، نه اذن و اراده الهی محور رهبری است و نه رهبری بر کل عالم خلقت معنا دارد؛ بلکه صرفاً نوعی مدیریت دنیوی و قدرت‌محور اعمال می‌شود.

  • ویژگی پنجم نظام امامت: اجرای احکام الهی و نفی منافع شخصی:

ویژگی دیگر نظام امامت آن است که امام، مجری و حاکم احکام الهی است. امام، انسان‌ها را به اجرای احکام الهی فرا می‌خواند و خود نیز تنها مجری اراده و حکم خداوند است، نه مجری خواست و سلیقه شخصی خویش. امام دنبال منافع فردی، ثروت، قدرت و مطامع مادی نیست. این در حالی است که در نظام لیبرال‌دموکرات غربی، حاکمان و پادشاهان غالباً در پی کسب قدرت، ثروت و منافع شخصی خود هستند. در نظام الهی، هدایت و اجرای احکام الهی اصالت دارد، اما در نظام لیبرال‌دموکرات، قدرت و ثروت اصالت پیدا می‌کند. در نظام الهی، امام رهبری گسترده عالم خلقت را تنها برای اجرای احکام الهی می‌پذیرد و چون این مسئولیت بسیار وسیع، پیچیده و سنگین است، رهبر این نظام باید دارای ویژگی‌های خاصی باشد.

  • ضرورت عصمت در نظام امامت:

به دلیل وسعت و عظمت مسئولیت رهبری عالم هستی، امام حتماً باید دارای مقام عصمت باشد. این، ویژگی اساسی نظام امامت است. امام، رهبر معصوم است؛ یعنی کسی که نه دچار گناه می‌شود و نه خطا می‌کند. تشخیص عصمت از توان انسان‌های عادی خارج است و تنها خداوند متعال است که می‌تواند امام معصوم را شناسایی و معرفی کند. دو ویژگی بنیادین که سبب دستیابی امام به این مقام می‌شود، «یقین» و «صبر» است. یقین به توحید، به تمامی اسماء و صفات الهی، و صبر در برابر تمامی بلاها و مصیبت‌ها. امامت برای رهبری کل عالم هستی تدارک دیده شده است؛ از این‌رو کسی که می‌خواهد رهبری تمام عالم خلقت را بر عهده بگیرد، باید دارای عصمت، علم غیب، اعجاز و کرامت باشد. این، سنت الهی است که خداوند امام را برای چنین مقامی آماده می‌سازد.

  • مشروعیت نظام امامت و ریشه الهی آن:

ویژگی نظام امامت، مشروعیت آن است. مشروعیت نظام امامت ریشه در جعل الهی و نصب الهی دارد. خداوند امام را برمی‌گزیند، نصب می‌کند و انتخاب می‌نماید؛ ازاین‌رو امام دارای حق تصرف در شئون فردی و اجتماعی انسان‌هاست. مشروعیت امام از مردم ناشی نمی‌شود، بلکه از نصب الهی سرچشمه می‌گیرد. در مقابل، نظام‌های لیبرال‌دموکرات، مشروعیت خود را یا از دیکتاتوری، یا پادشاهی، یا سلطه حزب و گروه خاص، و یا از راه فریب، مکر و نیرنگ به دست می‌آورند. در نظام امامت، کسی که مشروعیت می‌بخشد، خالق آفرینش است؛ همان کسی که مالک همه هستی است و اختیار تمام عالم را در دست دارد.

  • تحقق عینی نظام امامت و نقش پذیرش مردم:

دیگر ویژگی نظام امامت آن است که تحقق عینی آن به پذیرش و مشارکت مردم وابسته است. نظام امامت زمانی به فعلیت می‌رسد که مردم آن را بپذیرند، از امام تبعیت کنند و رهبری دینی او را یاری دهند. بنابراین مشروعیت نظام امامت به مردم وابسته نیست، اما تحقق و فعلیت آن به پذیرش مردم بستگی دارد. میزان بهره‌مندی مردم از ظرفیت روحانی امام، متناسب با میزان پذیرش و ظرفیت آنان است. هر اندازه مردم آمادگی بیشتری داشته باشند، نظام امامت برای آنان عینیت و ظهور بیشتری پیدا می‌کند. شاخصه‌های اصلی امامت، اجرای احکام اسلامی و تحقق عدالت است.

  • نقش نظام امامت در تکمیل و تداوم دین:

ویژگی دیگر نظام امامت این است که امامت، کامل‌کننده دین، تبیین‌کننده دین و تداوم‌دهنده هدایت الهی است. اساساً کار نظام امامت، هدایت است و جز هدایت، شأن دیگری برای آن متصور نیست. هدایت به غیب، هدایت به ملکوت عالم و هدایت به حق، کارویژه اصلی نظام امامت است. در همین‌جا تفاوت نگاه شیعه و اهل‌سنت نسبت به امامت روشن می‌شود. اهل‌سنت عصمت، علم غیب، اعجاز و ولایت تکوینی و تشریعی را برای امام ضروری نمی‌دانند و بیشتر اجتهاد، علم و عدالت ظاهری را شرط حاکم اسلامی می‌شمارند. در نگاه شیعه، امام صرفاً یک حاکم سیاسی نیست، بلکه دارای مقام امامت با همه ویژگی‌های الهی آن است.

  • محبت به اهل‌بیت و نظام‌سازی امامت:

امام باقر (ع) می‌فرمایند: «حبّنا أهل البیت نظامُ الدین». محبت اهل‌بیت (ع)، نظام‌دهنده دین است. امامت با محبت تحقق می‌یابد و نظام پیدا می‌کند. محبت مردم به امام، زمینه فعلیت یافتن امامت را فراهم می‌سازد. این محبت، اطاعت می‌آورد و اطاعت، امت‌سازی و نظام‌سازی می‌کند. پذیرش امام از سوی مردم، بستر شکل‌گیری نظام امت را فراهم می‌کند.

  • یقین و صبر، پایه‌های تحقق امامت:

یقین امام، یقین کامل به توحید و رحمت، قدرت، عزت و ربوبیت الهی است. صبر امام در برابر سخت‌ترین بلاها و مصیبت‌هاست. این دو ویژگی، موجب می‌شود خداوند مقام امامت را به او عطا کند. هنگامی که امامت امام به فعلیت می‌رسد و ظهور پیدا می‌کند، در امت نظام پدید می‌آید. امام انسانی جاری و ساری در عالم هستی است، انسانی متحرک، نه ساکن و منفعل. جامعیت فضائل امام، سبب می‌شود انسان‌ها در برابر عظمت روحی او خضوع، خشوع و ادب داشته باشند.

  • مظلومیت ائمه و تبیین عظمت روحی آنان:

طرح مظلومیت ائمه (ع) برای برانگیختن دلسوزی صرف نیست، بلکه برای تبیین عظمت روحی آنان است. بیان مصائب ائمه، میزان صبر آنان را آشکار می‌سازد و صبر آنان، دلیل روشنی بر مقام امامت ایشان است.

  • تفاوت ایمان به امام و پذیرش امامت:

ایمان به امام غیر از پذیرش امامت اوست. بسیاری از صحابه پیامبر اکرم (ص) ایمان ائمه را پذیرفتند، اما امامت آنان را قبول نکردند. نمونه آن سعد بن عباده است که با وجود دانش و آگاهی عمیق از آیات و روایات، به دلیل دلبستگی به قدرت و خلافت، ولایت امیرالمؤمنین (ع) را نپذیرفت. در چنین مواردی، حب دنیا و ظلمت‌های نفسانی مانع تبعیت از حقیقت می‌شود و قدرت تشخیص حق را از انسان می‌گیرد.

  • علم امام و وسعت معرفت الهی:

امام کسی است که با اطمینان می‌فرماید: «سلونی قبل أن تفقدونی»؛ از من بپرسید پیش از آن‌که مرا از دست بدهید. این بیان نشانه وسعت و اطلاق علم امام است. قرآن کریم در آیه ۲۴۷ سوره بقره درباره حضرت طالوت، دو ویژگی اساسی رهبری دینی را بیان می‌کند: افزایش در علم و توان جسمی. حضرت یوسف (ع) نیز هنگام پذیرش مسئولیت، دو ویژگی «امانت» و «علم» را معیار صلاحیت خود معرفی می‌کند. همچنین قرآن عدالت، بصیرت، پیروی از وحی و هدایت‌یافتگی را شرط رهبری دینی می‌داند و تصریح می‌کند که کسی که خود هدایت یافته و دیگران را به سوی حق هدایت می‌کند، شایسته‌ترین فرد برای رهبری است.