خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین نسبت «خلق»، «ساختار» و «استعداد» در اشیای مادی پرداخته می شود و ده مبنای اصلی در فهم این نسبت توضیح داده می شود. هر شیء مادی، در همان لحظهای که خداوند آن را با صورت جسمانی و صورت جوهری پدید میآورد، استعداد خاص خود را نیز به نحو دفعی و همزمان دریافت میکند؛ بنابراین استعداد، چیزی بیرونی یا جدا از جوهر جسمانی نیست، بلکه از درون جوهر مادی برمیخیزد و از اعراض ذاتی محسوب میشود. این استعدادها ماهیتی مادی، گسترده و منتشر در تمام بافت جسم دارند؛ چنانکه با زوال جسم، استعداد نیز زایل میگردد.
بر اساس تفاوت ساختارها و بافتهای مادی، استعدادها نیز متفاوت میشوند؛ زیرا میان ساختار مادی و استعداد، رابطهٔ وحدت، سنخیت و تناسب برقرار است. هیچ استعدادی از هر ساختاری صادر نمیشود؛ مثلاً حرارت با آتش متناسب است و برودت با آب. تفاوت ساختارها و استعدادها هر دو ریشهٔ غیبی دارند و خداوند آب، خاک، هوا و آتش را با همهٔ شئونشان (ساختار، استعداد، خلق، مزاج و خاصیت) به صورت واحد و همزمان انشا کرده است.
در ادامه، تفاوت استعدادهای انواع (جماد، نبات، حیوان، انسان) مطرح میشود. هر نوع، استعدادهای کلی مشترک دارد و این استعدادهای کلی از «اعیان سابقه» ناشی میگردد. اما افراد هر نوع، علاوه بر استعدادهای کلی مشترک، استعدادهای جزئی متفاوتی دارند؛ مانند تفاوت انسانها در مراتب عقل، احساس، ادراک و حالات. علت این تفاوتهای جزئی، تفاوت مزاجهاست. پس انسانها در اصل استعدادهای انسانی مشترکاند، ولی در شدت و ضعف، کمیت و کیفیت این استعدادها متفاوت هستند و برخی از این استعدادها را به فعلیت نمیرسانند.
آغاز محتوا:
- ایجاد هم زمان جسم و استعداد:
در هر شیء مادی، استعدادی نهفته است که خداوند همان استعداد را در ضمن صورت جسمیه و صورت جوهریه، توأمان آفریده است؛ نه جدای از صورت جوهریه.
یعنی خداوند به ارادهٔ واحد، آن استعداد را به جعل واحد و در یک مرحلهٔ واحد انشا و ایجاد کرده است.
پس هر جسمی با استعداد خویش دفعهً و توأمان انشا و ایجاد شده است.
تمام اشیای عالم ماده به همین ترتیب هستند که استعداد همراه با صورت جسمیه و در ضمن آن، انشا و ایجاد میشود.
- ذاتی بودن استعداد و پیوند آن با جوهر جسمانی:
استعداد از اعراض ذاتی است.
اعراض بر دو قسماند: اعراض ذاتی و اعراض مفارق.
اعراض مفارق، عوارضی هستند که از بیرون بر جسم عارض میشوند؛ مانند رنگی که بر دیوار پدید میآید و این عرض از معروض قابل جدا شدن و انفکاک است و جزء متن شیء محسوب نمیشود.
اما اعراض ذاتی آن است که از متن جوهر برخاسته و از ذات شیء برمیخیزد و از معروض جداشدنی نیست.
استعدادها از اعراض ذاتی هستند؛ یعنی از متن جسمیت و جرمیّت برمیخیزند و از بیرون بر جسم داده نمیشوند.
خداوند اعراض ذاتی، یعنی استعداد اشیا را از دل جوهر جسمانی برمیخیزاند. پس استعدادها هویت مادی دارند و از کیفیات عرضی تابع جوهر مادیاند. از آنجا که استعداد هویت انتشاری دارد، در سراسر جسم مادی پخش است؛ ذرهذرهٔ جسم واجد همان استعداد است.
بنابراین اگر جسمی را متلاشی کنیم، استعداد آن نیز از بین میرود؛
اگر سنگی خرد شود، استعدادش زایل میشود؛
اگر آب تبخیر گردد، استعداد آن نابود میشود؛
اگر سیبی له شود یا دانهٔ گندم خرد گردد، استعداد آن متلاشی میشود.
پس استعداد با زوال جسمیت و جرمیّت از میان میرود و قابل رؤیت و حسّ نیست.
- تفاوت ساختارهای مادی و تفاوت استعدادها:
به دلیل تفاوت ساختارها و بافتهای مادی و همچنین تفاوت شکلهای مادی، استعدادها نیز متفاوت میشوند.
زیرا استعداد از متن جسم مادی ناشی میگردد و هرگاه ساختاری متفاوت باشد، استعدادی متفاوت از آن صادر میشود.
رابطهٔ استعداد با ساختار مادی، رابطهٔ وحدت و یگانگی است و این رابطه، رابطهای مستقیم و بیواسطه است.
متن شیء همان استعداد آن است و این ساختار خاص، همان استعداد خاص را ایجاد میکند.
- سنخیت و تناسب میان ساختار و استعداد:
چون میان استعداد و ساختار مادی وحدت برقرار است، لازم است سنخیت و تناسب نیز میان آنها باشد. سنخیت و تناسب مطلق میان استعداد و جرمیّت جسم وجود دارد. حرارت با آتش سنخیت دارد؛ برودت با آب سنخیت دارد.
نمیتوان استعداد را از جسمیت جدا کرد. بنابراین هر ساختاری تنها استعداد متناسب با خود را ایجاد میکند و از هر ساختاری هر استعدادی برنمیخیزد.
- ریشهٔ غیبی تفاوت ساختارها و استعدادها:
اکنون پرسش این است که تفاوت ساختارها از کجا ناشی میشود و استعدادهای همراه آنها چگونه پدید میآیند. پاسخ آن است که هر دو ریشهٔ غیبی دارند.
جرم اشیا، صورت جوهری آنها، جرمیّت آب و خاک و هوا و آتش را خداوند مستقیماً در عالم ماده انشا میکند و همان را با طبیعت و استعدادش ایجاد مینماید.
پس همراه هر یک از عناصر، پنج ویژگی انشا میشود:
ساختار، استعداد، خلق، مزاج و خاصیت.
همهٔ اینها به ارادهٔ واحد و به صورت هم زمان انشا میشوند و از غیب نازل میگردند.
- بیان استمرار نزول غیبی در افراد انواع چهارگانه:
هر فرد مادی از انواع جمادی، نباتی، حیوانی و انسانی، وجودی است که از «اعیان ثابته» سرچشمه میگیرد.
تفاوت استعدادهای انواع از همین اعیان ثابت ناشی میشود.
استعدادهای کلی جماد، نبات، حیوان و انسان با یکدیگر کاملاً متفاوتاند.
مثلاً استعدادهای کلی آب با گیاه متفاوت است؛ گیاه با حیوان، و حیوان با انسان تفاوت دارند.
- اشتراک افراد هر نوع در استعدادهای کلی:
تمام افراد یک نوع، استعدادهای کلی مشترک دارند.
تمام آبها در استعدادهای کلی آب مشترکاند.
تمام گیاهان در استعدادهای کلی نبات مشترکاند.
انسانها نیز در استعدادهای کلی انسانی اشتراک دارند:
عقل، اختیار، اندیشیدن، احساس، تخیل، تعقل، توهم، فطرت توحیدی، بدن، و نفس ناطقه، از استعدادهای کلی مشترک همهٔ انسانها است.
- تفاوت افراد در استعدادهای جزئی:
در عین اشتراک در استعدادهای کلی، افراد یک نوع استعدادهای جزئی متفاوتی دارند. مثلاً انسانها با وجود اشتراک در انسانیت، در شدت و ضعف عقل، احساس، ادراک، احوال، ملکات و افعال متفاوتاند. این تفاوتهای فردی ناشی از تفاوت مزاجهاست.
همهٔ انسانها مزاج دارند، ولی مزاجها متفاوت است؛ از اینرو استعدادهای جزئی آنها نیز متفاوت است.
- بیان تفاوت مراتب در درون همان اشتراکات کلی:
انسانها در حالی که در اصل صفات انسانی مشترک هستند، در مراتب همین صفات تفاوت دارند. اشتراک در انسانیت همراه با اختلاف در مراتب انسانیت است. اختلاف در احوال، ادراکات، احساسات، شدت و ضعف فطرت، و مراتب عقلانی و عملی، همگی بر همین اساس است.
- تفاوت در فعلیت یافتن استعدادها:
بعضی از انسانها استعدادهای خود را به فعلیت نمیرسانند و برخی به مراتب بالاتری از شکوفایی استعدادها میرسند.
این تفاوت نیز از تفاوت مزاج و تفاوت در جزئیات استعدادها ناشی میشود.