آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • معرفت نفس
  • نامتناهی بودن خداوند و نسبت خستگی با بدن، نه نفس

نامتناهی بودن خداوند و نسبت خستگی با بدن، نه نفس

  • نامتناهی بودن ذات و صفات الهی:

حضرت حق، وجودی نامتناهی است. ذات او حد و مرزی ندارد و از آن‌جا که وجود او بی‌نهایت است، صفات او نیز بی‌نهایت‌اند. بنابراین علم حضرت حق نامتناهی است، قدرتش نیز نامتناهی است و تدبیر او نسبت به عالم، بر اساس علم و قدرت نامتناهی انجام می‌گیرد. در چنین مرتبه‌ای، هیچ‌گونه نقص، ضعف، محدودیت یا پایان‌پذیری راه ندارد.

  • معنا نداشتن خستگی در فعل الهی:

خستگی در جایی معنا پیدا می‌کند که موجود، محدود باشد و فعل او از روی نقص یا ناتوانی صورت بگیرد. خستگی از علم ناقص است، از قدرت ناقص است، و از وجودی برمی‌خیزد که در انجام کار، دچار محدودیت و فرسودگی می‌شود. اما درباره حضرت حق، چنین چیزی راه ندارد؛ زیرا علم او کامل است، قدرت او کامل است و تدبیر او نیز کامل و بی‌نقص است. از این رو، نسبت دادن خستگی به ساحت الهی نادرست است.

  • تدبیر عالم بر پایه علم و قدرت کامل:

تدبیر عالم بر اساس علم و قدرتی است که نقص در آن نیست. خداوند عالم را با علم مطلق و قدرت مطلق اداره می‌کند و هیچ‌یک از افعال او از روی ضعف، کمبود یا نیاز نیست. هر آنچه در عالم واقع می‌شود، در قلمرو علم و قدرت اوست و همین امر نشان می‌دهد که فعل الهی تابع محدودیت‌های مخلوق نیست.

  • خستگی و نسبت آن با بدن:

آن‌چه انسان به نام خستگی تجربه می‌کند، مربوط به بدن است. بدن پس از فعالیت، دچار ضعف، فرسودگی و خستگی می‌شود؛ اما این خستگی به نفس انسانی نسبت داده نمی‌شود. نفس انسان خستگی را درک می‌کند، یعنی آگاهانه متوجه می‌شود که بدن خسته شده است. پس خستگی، امرى جسمانی است و نفس، فقط آن را ادراک می‌کند.

  • تجرد نفس ناطقه انسانی:

این‌که نفس انسان خستگی بدن را می‌فهمد و از آن آگاه می‌شود، دلیلی بر تجرد نفس ناطقه انسانی است. نفس اگر مادی و جسمانی بود، نباید بتواند فراتر از حالات جسم، آن را درک کند. اما چون انسان می‌تواند خستگی بدن را بفهمد و نسبت به آن آگاهی پیدا کند، این نشان می‌دهد که نفس، مرتبه‌ای فراتر از بدن دارد و مجرد است.

  • جمع‌بندی مباحث:

بر پایه آن‌چه گفته شد، خستگی از ویژگی‌های موجود محدود است و به بدن نسبت دارد، نه به نفس و نه به حضرت حق. خداوند به دلیل نامتناهی بودن ذات و صفاتش، از هرگونه خستگی و نقص منزّه است. همچنین ادراک خستگی توسط نفس انسانی، نشانه‌ای روشن بر تجرد نفس ناطقه است و نشان می‌دهد که نفس انسان حقیقتی فراتر از ماده و آثار بدنی دارد.

گفتارهای مشابه