آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

مرز اعجاز سحر

خاصه محتوا:

این محتوا به تبیین مرز میان اعجاز و سحر و تفاوت‌های بنیادین آن دو می‌پردازد و نشان می‌دهد که شناخت معیار تفکیک این دو برای جلوگیری از گمراهی ضروری است. 

ابتدا بیان می‌شود که برای تمایز اعجاز از سحر، نیاز به ملاک و میزان روشن وجود دارد؛ زیرا ممکن است مانند زمان پیامبر اکرم(ص) اعجاز به سحر نسبت داده شود. سپس بیان می‌شود که انبیاء و اولیای الهی در ارتباط با خداوند و ملکوت‌اند، در حالی که ساحران با شیاطین و جنّیان مرتبط هستند؛ هر موجودی با سنخ خود پیوند وجودی دارد.

اعجاز فقط برای اثبات نبوت و حقانیت دین آورده می‌شود و پیامبر دعوت به خدا می‌کند؛ اما ساحر دعوت به نفس و توانایی‌های شخصی خود دارد. اعجاز و سحر هر دو بر اصل علیت مبتنی‌اند و هیچ‌کدام نقض‌کننده قانون علیت نیستند؛ در هر دو تأثیر مجرد بر ماده وجود دارد، اما منشأ و سنخ آن‌ها متفاوت است.

در اعجاز، علل معنوی و ملکوتی بر علل مادی غلبه دارند و نفس نبی به دلیل طهارت و سنخیت با عالم بالا احاطه و توان تصرف در ماده و ارواح دارد. در مقابل، ساحر به کمک ارواح شیاطینی تصرفات ضعیف‌تری دارد. به همین دلیل نفس نبی قادر است سحر ساحر را باطل کند، اما ساحر نمی‌تواند معجزه نبی را خنثی کند.

 لا مُؤثّرَ فِی الوُجودِ إِلّا الله در سحر و اعجاز جاری است؛ یعنی همه تصرفات، چه مثبت و چه منفی، تحت اذن و اراده الهی است. نبی که شریعت دریافت می‌کند، نشانه ارتباط حقیقی او با خداوند است و معجزه قوی‌ترین دلیل بر ارتباط با غیب و حقانیت نبوت است.

در ادامه، اقسام گستردهٔ تصرفات اعجاز در ابدان، اجسام، ارواح، زمان، مکان، عناصر، تغییرات بدنی، شفا، خلق عضو، طیّ‌الارض، طیّ‌السماء، احاطه بر قلوب، کشف افکار، احیای عناصر طبیعت، شکافتن دریا و شق‌القمر بیان می‌شود. این تصرفات ریشه در ولایت تکوینی نبی و امام و اتصال آنان به اسماء الهی دارند.

اعجاز معنوی به دو دسته تقسیم می‌شود: 

۱) اعجاز علمی (دریافت معارف و حقایق غیبی) 

۲) اعجاز انشائی (ایجاد مقامات و آثار وجودی)

در اعجاز فعلی، اسماء تحت قدرت الهی مانند «قادر، خالق، محیط» تجلی می‌کنند و در اعجاز قولی اسماء علمی مانند «علیم، بصیر، حکیم» ظهور دارند. اعجاز پلی میان ملک و ملکوت است و توحید افعالی را به صورت محسوس آشکار می‌سازد.

در نهایت توضیح داده می‌شود که انسان نمونه اعجاز را در رابطه نفس و بدن خودش تجربه می‌کند؛ نفس انسان محیط و مدبر بدن است، همان‌گونه که نفس نبی بر عالم احاطه دارد. کشف روابط وجودی و ایجادی میان مراتب عالم نیز همان کشف اسماء الهی است و هر کشف حقیقتی، نوعی فهم اعجاز الهی محسوب می‌شود.

آغاز محتوا:

  • مقدمه:

در این محتوا تفاوت اعجاز و سحر و نکاتی مرتبط با اعجاز، تبیین می‌شود. مرز میان اعجاز و سحر باید تفکیک گردد تا انسان دچار گمراهی نشده و سحر را به جای اعجاز و اعجاز را به جای سحر نپندارد. بنابراین نیازمند معیار و شاخص و تراز و شاغولی هستیم که بتواند این دو امر را از یکدیگر جدا سازد تا عده‌ای نتوانند سحر را به جای اعجاز معرفی کنند؛ همان‌گونه که حضرت رسول (ص) را ساحر معرفی کردند و قرآن را سحر خواندند و اتهاماتی بر آن حضرت وارد نمودند.

  • ضرورت معیار برای تشخیص اعجاز از سحر:

در باب اعجاز و سحر، نیاز به ملاک و معیار و میزان داریم تا بتوانیم این دو را از یکدیگر تمیز دهیم. این بحث، بحثی علمی، معرفتی و دقیق است.

  • تفاوت ارتباط پیامبران و ساحران:

پیامبر اکرم حضرت محمد (ص)  و تمام انبیای الهی، همگی با اعجاز مرتبط هستند و هیچ‌گاه از سحر کمک نمی‌گیرند؛ بلکه با حضرت حق مرتبط‌اند. اما ساحران با سحر و با شیاطین در ارتباطند. ساحر با سحر و شیطان سنخیت دارد، و معصوم با اعجاز و با حضرت حق و ملکوت عالم ارتباط دارد؛ زیرا پیامبر با ملکوتیان تناسب و سنخیت دارد، همان‌گونه که ساحران با شیاطین سنخیت دارند و در حقیقت هم‌تراز شیاطین‌اند. سحر و طلسمات نیز هم‌تراز افعال شیاطین است. بنابراین هر موجودی با هم‌سنخ خود ارتباط وجودی برقرار می‌کند.

  • اعجاز و اثبات نبوت:

انبیا برای اثبات نبوت خویش اعجاز می‌آوردند؛ یعنی در جایی که مردم عقل خود را تعطیل می‌کردند و تقاضای معجزه داشتند، پیامبر نیز اعجاز می‌آورد. اگر مردم تقاضا نمی‌کردند، معجزه‌ای نیز ارائه نمی‌شد. پس معجزه برای اثبات نبوت است، نه برای اثبات قدرت روحانی شخص پیامبر. هدف آن اثبات حقانیت دین و توحید است؛ در پاسخ به انسان‌هایی که عقل خود را تعطیل کرده‌اند. هر اندازه امتی عاقل‌تر باشد، آن نبی کمتر برای آنان معجزه می‌آورد.

  • دعوت پیامبر و ساحر:

ساحران دعوت به خود می‌کنند و می‌کوشند حقانیت و توان روحی خود را اثبات نمایند، در حالی که پیامبر دعوت به خدا می‌کند. این نیز یکی دیگر از تفاوت‌های اساسی میان معجزه و سحر است.

  • رابطه اعجاز و سحر با قانون علیت:

چه در اعجاز و چه در سحر، هیچ‌کدام نفی قانون علیت نمی‌کنند؛ بلکه هر دو اثبات‌کنندهٔ این قانون هستند. هیچ حادثه‌ای بدون علت نیست، چه علت آن مادی باشد و چه مجرد. بنابراین در هر دو حوزهٔ اعجاز و سحر، کمک گرفتن از نفوس مجرد و غیرمادی مطرح است. تفاوت در این است که در سحر ارتباط با مجرداتی مانند شیاطین و جن است، اما در اعجاز ارتباط با مجردات ملکی و اولیای الهی برقرار می‌شود.

  • غلبه علل معنوی بر علل مادی:

در اعجاز، علل معنوی بر علل مادی حاکم می‌شوند. حتی در سحر نیز علل معنویِ نفوس شیاطین بر ماده غلبه پیدا می‌کند. در هر دو، ارتباط با مجردات وجود دارد؛ اما در اعجاز این ارتباط با مبدأ عالم و مجردات اعلی است و در سحر، با شیاطینِ دارای تجرد برزخی.

  • تأثیر مجرد بر ماده:

در هر دو، تأثیر مجرد بر ماده مطرح است؛ زیرا هر مجردی بر ماده احاطه دارد و اثرگذار است. چه آن مجرد روح باشد یا جن باشد، یا روح یک ولیّ خدا. این اصل مهمی است که هر مجردی به دلیل نحوهٔ وجودش، محیط و مؤثر بر ماده است. در اعجاز، احاطهٔ مجرد بر ماده آشکار می‌شود.

  • برتری نفوس ملکی بر نفوس جنی:

نفوس ملکی بر نفوس جنی احاطه دارند؛ زیرا مرتبهٔ تجرد بالاتری دارند. بنابراین نبی می‌تواند با اعجاز خود سحر ساحر را باطل کند؛ اما ساحر نمی‌تواند معجزهٔ نبی را باطل نماید یا نفس نبی را تحت تسخیر خویش درآورد. نبی می‌تواند فعل ساحر را خنثی و متلاشی کند و حتی روح ساحر را تحت تسخیر خویش قرار دهد، اما عکس آن ممکن نیست.

  • طهارت نفس و امکان اعجاز:

هر مقدار نفس انسان از گناه و تعلقات آزادتر باشد، لطیف‌تر و پاک‌تر می‌شود و احاطهٔ بیشتری می‌یابد. انسان به اندازهٔ طهارت، مظهر اسماء تنزیهی الهی می‌شود و شباهتی روحانی به حق پیدا می‌کند. بنابراین معجزه مربوط به نفسی است که پاک، منزه از گناه و دارای احاطهٔ وجودی و علمی باشد.

  • قاعده «لا مؤثر فی الوجود إلا الله»:

در بحث اعجاز و سحر، قاعدهٔ «لا مؤثر فی الوجود إلا الله» نباید فراموش گردد. چه در سحر و چه در اعجاز، هر نوع تأثیر، ایجاد، تدبیر و تسخیری تنها به اذن و ارادهٔ الهی واقع می‌شود و خارج از ارادهٔ الهی امکان‌پذیر نیست. حتی ساحر نیز که از ارواح جنیان و شیاطین بهره می‌گیرد، در واقع از موجوداتی استفاده می‌کند که مظهر اسماء قهری و غلبهٔ الهی‌اند؛ اما انسان، ارادهٔ الهی را در مسیر منفی به کار می‌گیرد. بنابراین هم در سحر و هم در اعجاز، اصل «لا مؤثر فی الوجود إلا الله» جاری است.

نبی نیز هنگامی که معجزه‌ای انجام می‌دهد، تصرفی، تسخیری، تدبیری، خلق و ایجاد یا شفایی انجام می‌دهد، این امور نیز همه به اذن و ارادهٔ الهی است. خواست الهی در این کار هست. ما خواست الهی را طلب می‌کنیم؛ چه در مسیر مثبت که معجزه می‌شود، و چه در مسیر منفی که سحر می‌شود. هیچ کاری خارج از اذن و ارادهٔ الهی نیست.

  • نبوت و نشانه‌های ارتباط با خداوند:

نبوت، ارتباط با خداوند است و این ارتباط نشانه دارد. نشانهٔ ارتباط نبی با خداوند، دریافت شریعت است. یعنی اینکه پیامبر با خدا مرتبط است، نشانه‌اش دریافت شریعت و دریافت حقایق عالم هستی است؛ جدا از اینکه نبوت تشریعی نیز دارد. 

بنابراین چه نبوت انبایی و چه نبوت تشریعی، از نشانه‌های اعجاز برای شخص نبی است. بدون نشانه نمی‌توان نبوتِ پیامبر را پذیرفت. اولین نشانهٔ نبوت پیامبر، دریافت شریعت و دریافت نبوت انبایی است و سومین نشانه آن، اعجاز است. اعجاز نشانهٔ بیرونی است، و نبوت انبایی و تشریعی نشانه‌های درونی ارتباط نبی با خداوند است. 

اعجاز قوی‌ترین دلیل بر حقانیت توحید و قوی‌ترین دلیل بر اثبات ارتباط با خداوند است؛ چرا که اعجاز تصرف در نظام تکوین و احاطه بر ارواح و اجسام است. اگر کسی این حقیقت را نپذیرد، به او گفته می‌شود: «اگر می‌توانی، خودت انجام بده.» وقتی نمی‌تواند انجام بدهد، روشن می‌شود که این روحِ نبی است که بر اجسام و ارواح احاطه دارد و با مبدأ غیبی در ارتباط است.  پس قوی‌ترین دلیل بر اثبات حقانیت نبی، معجزه است. 

  • احاطهٔ مجرد بر ماده و تفاوت درجات آن:

در اعجاز و سحر، احاطهٔ مجرد بر ماده و تصرف مجرد در ماده وجود دارد. این دو، یعنی احاطه و تصرف، دو درجهٔ متفاوت‌اند. 

نفس شیطانی بدن و روح فرد را تسخیر می‌کند و تحت تسلط خود در می‌آورد، و در مرتبه‌ای دیگر آن را تحت احاطه قرار می‌دهد. نفس الهی، روح نبی، نیز ابدان اهل طبیعت و ارواح انسان‌ها را تسخیر و احاطه می‌کند. هر دو وجود دارد: هم احاطه بر بدن انسان، هم تسخیر بدن، هم تسخیر اجسام عالم طبیعی، هم تسخیر و احاطه بر ارواح. این سه قسم در هر دو اعجاز و سحر وجود دارد، اما تفاوت در شدت و ضعف قلمرو و قدرت است. احاطهٔ نبی عمق و گسترهٔ بیشتری دارد. این یکی از فرق‌های اعجاز و سحر است. ساحران نیز به درجاتی از تسخیر و احاطه می‌رسند، اما هرگز به شدت و قوت روح نبی نمی‌رسد.

  • اقسام اعجاز: قولی و فعلی:

ما اعجاز قولی داریم و اعجاز فعلی. معارف الهی که پیامبر دریافت می‌کند یعنی نبوت انبایی و نبوت تشریعی جزو معجزات قولی اوست. تصرفات تکوینی در کائنات نیز از معجزات فعلی اوست. نبوت انبایی و تشریعی، یعنی اعجاز قولی، از اعجاز فعلی بالاتر است.

  • تصرف در اشیاء و بدن انسان:

ارتباط با تصرف در اشیاء: که توسط ولیّ خدا، نبی یا یک ساحر انجام می‌شود. تصرف در ابدان و ارواح دایرهٔ وسیعی دارد. یکی از نمونه‌های تصرف در بدن، تغییر دادن جنسیت بدنی است؛ چنان‌که یکی از ائمهٔ معصومین در مجلسی برای اثبات حقانیت امامت خود، جنسیت یک فرد را تغییر داد و بدن مردانه را به بدن زنانه تبدیل کرد. این یک نوع تصرف در ابدان است. نمونهٔ دیگر، انشاء و انعقاد نطفهٔ جنسی است؛ اینکه فرد عقیم را صاحب فرزند می‌کنند، این نیز نوعی اعجاز است. شفا دادن بیماری‌های بدنی مانند نابینایی، ناشنوایی، لالی و لنگی نیز از اقسام تصرف در بدن است. همچنین خلق عضوی که وجود ندارد مانند بازگرداندن دست یا پا یا پیوند دادن عضوی قطع‌شده؛ همان‌گونه که امیرالمؤمنین (ع) انگشت قطع‌شده‌ای را دوباره متصل کردند. تغییر ظواهر مادی نیز نوعی تصرف است. اگر میل بدنی فرد از بین رفته باشد، به وسیلهٔ اعجاز می‌توان آن میل را ایجاد کرد. در عالم طبیعت نیز معجزات فراوان است؛ مانند انشاء چشمهٔ زمزم توسط حضرت ابراهیم، یا ایجاد دوازده چشمه توسط حضرت موسی. کنار رفتن دریا و باز شدن راه، شق‌القمر توسط پیامبر اکرم، و تصرفات تکوینی مانند حیات بخشیدن به درخت خشک، قبض روح، دمیدن روح، همه نمونه‌هایی از تصرف در بدن و ماده هستند.

  • تصرف در ارواح و گسترهٔ وسیع آن:

تصرف در ارواح، دامنه‌ای بسیار گسترده‌تر دارد. باز کردن چشم برزخی افراد یک نوع معجزه است. باز کردن چشم قیامت انسان‌ها نیز نوعی اعجاز است. بخشیدن هر نوع قدرت معنوی به ارواح، مانند قدرت احاطه بر قلوب و کشف افکار انسان‌ها، نوعی تصرف در نفوس انسان‌هاست. احاطه بر مکان، احاطه بر زمان، بازگرداندن زمان  مانند آنچه حضرت امیر (ع) انجام دادند  نمونهٔ اعجاز است. نگه داشتن زمان، بازگشت به گذشته، کشف نیت‌ها و افکار، طی‌الأرض، طی‌السما، طی‌اللسان، و تابع‌سازی آسمان و زمین بر نفس انسان، همگی از مصادیق معجزات و تصرفات روحانی‌اند. دایرهٔ تصرف در ارواح بسیار وسیع است.

  • ولایت تکوینی و مظهر اسماء الهی بودن:

قلمرو تصرفات روحانی به تعداد مظاهر اسم «الله» است. هر معجزهٔ معنوی یا فعلی، جلوهٔ اسمی از اسماء الهی در روح نبی است.  امام و نبی چون «ولیّ الله» هستند و مظهر اسماء الهی‌اند، اعجاز و کرامت دارند. معجزات معنوی بسیار گسترده‌تر از معجزات فعلی و مادی است. اعجاز معنوی یا علمی است یا انشایی. معارف غیبی یا مقامات غیبی به آنان داده می‌شود. برخی معجزات هویت خلقی و ایجادی و تدبیری دارند.  جوهر اعجاز، ولایت تکوینی و اتصال به اسماء الهی است.  روح امام بیت‌الله است؛ خداوند در او تجلی می‌کند، و عالم نیز بیت‌الله و جایگاه تجلی روح امام است.

  • جلوهٔ اسماء الهی در انواع اعجاز:

در اعجاز فعلی، اسماء تحت اسم قادر تجلی می‌کنند؛ مانند خالق، فاطِر، مُرید. در اعجاز قولی، اسماء تحت اسم علیم تجلی دارند؛ مانند بصیر، حکیم، شاهد. در تصرف در ابدان، اسماء فعلی مانند محیط و متصرف تجلی می‌کنند. در تصرف در ارواح، اسماء علمی و باطنی ظهور می‌کنند. تمام اقسام اعجاز، حضور اسماء الهی و توحید را نشان می‌دهد. معجزه، پلی میان ملک و ملکوت است.

  • کشف نمونه‌های اعجاز در وجود انسان:

انسان باید نمونه‌های اعجاز را در وجود خودش، در رابطهٔ نفس و بدن کشف کند. نفس انسان محیط بر بدن است؛ همان‌گونه که نفس نبی بر عالم احاطه دارد. هر انسان در بدن خود تصرف می‌کند؛ نفس او مدبر بدن است و واسطهٔ فیض الهی نسبت به بدن. انسان با علم حضوری رابطهٔ نفس و بدن را درمی‌یابد و از همین راه سرّ اعجاز انبیا را می‌فهمد. کشف هر حقیقتی، در واقع فهم نوعی از اعجاز است.

  • معجزات علمی و کشف روابط وجودی:

کشف تمام روابط وجودی و ایجادی میان عوالم هستی، و میان حق و عالم، همان کشف اسماء الهی است. 

این کشف‌ها، معجزات علمی‌اند؛ چون هویت معرفتی دارند. تمام عالم، اعجازِ حق است؛ چون احاطه و تدبیر او را نشان می‌دهد. 

انسان اگر رابطهٔ نفس و بدن و قوا را بشناسد، راز اعجاز را در بیرون نیز درمی‌یابد.