آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • مراتب تجرد ، ماهیت موجودات مجرد

مراتب تجرد ، ماهیت موجودات مجرد

خلاصه محتوا:

این محتوا به تبیین دقیق مراتب تجرد و ماهیت موجودات مجرد در حکمت اسلامی می‌پردازد. ابتدا، تفاوت میان موجودات مادی و مجرد را شرح داده می شود: آنچه دارای ماده، جرم و صورت جسمانی باشد «مادی» است؛ و هرچه فاقد این ویژگی‌ها باشد «مجرد» نامیده می‌شود. موجود مجرد اگر تنها فاقد ماده باشد اما صورت و شکل داشته باشد، مجرد برزخی است. اما اگر علاوه بر فقدان ماده، شکل و رنگ و اندازه هم نداشته باشد، مجرد عقلی محسوب می‌شود.

نفس انسان در ذات خود مجرد است، ولی در مقام فعل، برای انجام کارها نیازمند ابزار مادی چون بدن است؛ از این رو در مقام فعل تجرد ندارد و این نوع را تجرد برزخی نفس می‌نامند. اما اگر موجودی در ذات و فعل نیازمند ماده نباشد، آن موجود مجرد عقلی است؛ مانند فرشتگان مقرب.

فرشتگان برزخی دارای بدن مثالی‌اند؛ بدنی که شکل دارد اما جرم ندارد. فرشتگان عقلی فاقد هرگونه شکل، رنگ، مکان، زمان و سایر لوازم ماده‌اند. فاعلیت این موجودات مجرد بر پایه اراده است. موجود مجرد می‌تواند برای ارتباط با مراتب پایین‌تر در قالب صورت مثالی تمثل پیدا کند.

مرتبه خیال انسان نیز مجرد برزخی است و ادراکات و معارف در آن به صورت‌های مثالی ظاهر می‌شوند. صُوَر عقلی انسان در مرتبه عقل، مجرد عقلی‌اند و هیچ‌گونه شکل و مقدار ندارند. انسان در مرتبه عقلی خویش «جبرئیلی مشرب» است و دارای تجرد تام. نفس انسان در ذات خود حتی بالاتر از تجرد عقلی است؛ مقامی که در آن ماهیت و چیستی وجود ندارد و این سطح از تجرد، تجرد الهی نامیده می‌شود.

در مقام تجرد، نفس دارای وحدت وجودی، بساطت، جامعیت، اندکاک و فشردگی، انبساط وجودی و اطلاق است. ادراکات، ملکات، فضیلت‌ها و ملائکه نفس همه در ذات او فشرده می‌شوند و به وحدت می‌رسند؛ همان‌گونه که غذا در بدن به وحدت بدن درمی‌آید. بنابراین، علم، ایمان، قدرت، عزت و سایر فضایل، حقیقتِ نفس می‌شوند و از کثرت به وحدت می‌رسند. تجرد مساوی با بساطت، وحدت، فعلیت و ادراک است؛ و هر جا تجرد باشد، حضور و ادراک نیز هست.

خلاصه محتوا:

  • معنای تجرد و اقسام موجودات:

در آغاز بیان می‌شود که شیئی که ماده و صورت جسمانی داشته باشد را «مادی» می‌نامند. موجودی که فاقد جرم و جسمیت باشد «مجرد» نام دارد. اگر موجودی فاقد ماده باشد، ولی صورت و شکل داشته باشد، آن را «مجرد برزخی» می‌گویند. اما موجودی که هم فاقد ماده و هم فاقد صورت جسمانی، شکل و رنگ باشد، «مجرد عقلی» نامیده می‌شود. بنابراین تجرد به معنای غیرمادی بودن است.

  • تجرد ذاتی و تجرد در مقام فعل:

اگر موجود غیرمادی در مقام ذات فاقد ماده و جرم باشد، می‌گویند این موجود «ذاتاً مجرد» است. ولی اگر در مقام فعل و تدبیر، برای انجام کارهای خود نیازمند ماده و ابزار مادی باشد، تجرد او «برزخی» است. نفس انسان ذاتاً مجرد است، اما در مقام فعل، با ابزار بدن عمل می‌کند و از این جهت تجرد ندارد؛ این حالت را تجرد برزخی می‌نامند. اگر موجودی در انجام کارهایش نیازمند ابزار مادی نباشد، دارای تجرد عقلی است.

  • مراتب فرشتگان و تجرد آنان:

فرشتگان برزخی دارای تجرد برزخی‌اند و در مرتبه مثال حضور دارند. روح آنها فاقد جسمیت و جرمیّت است، هرچند که چهره، سیما و قالب مثالی دارند، اما این قالب‌ها جرم ندارند. 

فرشتگان عقلی نیز وجود دارند که علاوه بر فقدان ماده و جرم، هیچ بدنی، شکلی، رنگی، مکان و زمان، طول، عرض و عمق ندارند. چنین فرشتگانی مانند ملائکه مقرب، ذاتاً و فعلاً مجردند و در هیچ مرتبه‌ای به ابزار مادی نیاز ندارند. فاعلیت این مجردات توسط اراده صورت می‌گیرد.

  •  تمثّل و تجلّی موجود مجرد:

موجود مجرد، هنگامی که بخواهد حالات، ادراکات یا ملائکه خود را ظاهر کند، آن‌ها را در قالب بدن مثالی به صورت تمثّل و تجلّی متجلی می‌سازد. نفس انسان نیز در مرتبه خیال دارای تجرد برزخی است؛ بنابراین حقیقت‌ها، معارف و ملائکه در این مرتبه، تمثل برزخی پیدا می‌کنند و به صورت‌ها و سیماهای مثالی ظاهر می‌شوند.

  • تجرد خیال و تجرد عقل: 

مرتبه خیال انسان دارای تجرد برزخی است و صُوَر خیالی نیز مجرد برزخی‌اند و ماده ندارند. در مرتبه تعقل و اندیشیدن، انسان تجرد عقلی دارد و صور عقلی مجردند. قوه عاقله نیز مجرد است و صور عقلی نه جرم دارند و نه اندازه، شکل یا رنگ.

  • جایگاه انسان در مراتب تجرد:

انسان در مرتبه مثال تجرد خیالی دارد، در مرتبه عقل تجرد عقلی دارد، و در مرتبه ذات دارای مقامی فوق تجرد عقلی است. این مقام «تجرد الهی» نامیده می‌شود، زیرا در این مرتبه انسان فاقد ماهیت و چیستی است و احکام مادی بر او جاری نیست.

  •  ویژگی‌های مقام تجرد:

مقام تجرد دارای ویژگی‌هایی است، از جمله: 

– وحدت وجودی: هر نفس در مرتبه ذات خود وحدت وجودی دارد و پراکندگی وجودی در او نیست. 

– بساطت: اجزای مادی در او راه ندارد. 

– جامعیت: موجود مجرد می‌تواند تمامی ادراکات و ملائکه و حقایق را در خود جمع کرده و آن‌ها را به وحدت برساند. 

– اندکاک و تراکم: تمام ادراکات، ملکات و ملائکه در مقام ذات فشرده و متراکم می‌شوند. 

– انبساط وجودی: می‌تواند از حالت فشرده در مرتبه ذات به مراتب دیگر گسترش یابد و ظاهر شود. 

– اطلاق: از همه ویژگی‌های مادی منزه است. 

  • وحدت ادراکات و ملکات در نفس:

همان‌طور که غذا پس از ورود به بدن انسان به وحدت می‌رسد و عین بدن می‌شود، همه علوم، ادراکات، ملائکه و فضیلت‌های نفس نیز در مقام ذات به وحدت می‌رسند و عین نفس می‌شوند. در نتیجه، علم، ایمان، قدرت، عزت، هیبت، ادب و شکوه، حقیقت نفس می‌شوند و از کثرت و پراکندگی خارج شده و یکی می‌گردند.

  •  نتیجه نهایی درباره حقیقت تجرد:

تجرد برابر با بساطت، اطلاق، وحدت، انبساط وجودی، اندکاک و فعلیت است. هر جا تجرد باشد، ادراک و حضور وجود دارد و مقام تجرد، مقام حضور است.