خلاصه محتوا:
محتوا «فاعلیت اسماءالله در عالم» بر این اصل استوار است که تمامی پدیدههای عالم، اعم از طبیعی، انسانی و معنوی، محل تجلی و فاعلیت حقیقی اسماء الهی هستند. اسماءالله نهتنها در اشیا حضور دارند، بلکه بهصورت فعال، ربوبی و تدبیری در درون اشیا، با اشیا و بر اشیا عمل میکنند.
پدیدههای طبیعی همچون جزر و مد دریا، نور خورشید، حرارت آتش، رعد و برق، زلزله، آتشفشان، وزش بادها و حتی بیماریهای فراگیر، همگی جلوههای گوناگون اسماء الهی مانند قابض، باسط، نور، قهار، جلال، ضار و هادی هستند. حتی وسوسهها و گمراهیهای شیطان نیز در چارچوب اسماء الهی معنا مییابند و از نظام حکیمانه الهی خارج نیستند.
اسماء الهی ربوبیت اشیا را بر عهده دارند؛ یعنی فاعلیت حقیقی هر موجود همان اسم الهی متجلی در آن است. خداوند در مقام فعل، از طریق اسماء خود، در اشیا تجلی میکند و هر شیء تحت تدبیر اسم خاصی قرار دارد.
اسماء الهی در مظاهر مختلف و در سطوح متفاوت تجلی میکنند. بهعنوان مثال، اسم «حکیم» در جمادات، نباتات، حیوانات و انسانها با شدت و کیفیتهای متفاوتی ظهور دارد که این تفاوتها در استحکام، ساختار و کارکرد موجودات مشهود است.
یک اسم واحد ممکن است در مظاهر گوناگون به اشکال مختلف ظهور یابد؛ مانند اسم «قهار» که در زنبور به صورت نیش، در مار و عقرب به صورت سم، در گاو به صورت شاخ، در حیوانات درنده بهصورت دندان و چنگال، و در پرندگان بهصورت نوک جلوهگر میشود.
اسماء الهی دارای تداوم و بقا هستند که این دوام، ناشی از تجلی اسم «قیوم» و «باقی» در همه اسماء است. همچنین هر اسم، نحوهای خاص از تأثیرگذاری دارد و تأثیر اسماء الهی یکنواخت نیست، بلکه دارای مراتب، تنوع و شدتهای مختلف است.
اسماء الهی احاطه وجودی بر اشیا دارند و حقیقت وجود هر شیء، همان وجود الهی با تعین خاص است. هستی، یکی بیش نیست و کثرات، تعینات آن هستی واحد هستند. نور هر شیء، نور اسماء الهی است و اشیا از خود نوری ندارند.
این احاطه وجودی اسماء بهگونهای است که همانطور که ادراکات و ملکههای نفسانی روح انسان را پر میکنند، اسماء الهی نیز با عینیت یافتن با اشیا، آنها را پر کرده و هویت وجودی آنها را شکل میدهند.
تمام عالم، مظهر و آثار رحمت الهی است و هر موجود، جلوهای از رحمت حق به شمار میآید. تأکید قرآن بر «نظر کردن به آثار رحمت خداوند» ناظر به همین حقیقت است که کل هستی، میدان تجلی اسماء و صفات الهی و حضور فعال، حکیمانه و عالمانه حق تعالی است.
آغاز محتوا:
- فاعلیت اسماءالله در اشیا و عالم وجود:
اسماء الهی اشیا را دربر گرفتهاند و اسماءالله در اشیا کار میکنند و فعال هستند. اگر به دریا نگاه کنیم، جزر و مد دریا، تجلی اسم «قابض» و «باسط» است. زمانی که دریا دچار مد میشود، اسم «باسط» تجلی کرده و هنگامی که دچار جزر میشود، اسم «قابض» تجلی مییابد. بنابراین اسماء قابض و باسط در دریا در حال فعالیت هستند.
وقتی خورشید نور میدهد، اسم «نور» تجلی میکند. هنگامی که آتش حرارت دارد و میسوزاند، اسم «قهار» تجلی یافته است. این قهاریت ناشی از اسم قهار است و خودِ سوزاندن، عین ظهور اسم قهار است. حضور حق در اینجا، حضور با تجلی قهارانه است.
- تجلی اسماء الهی در افعال انسانی و طبیعی:
کشاورزی که به زراعت مشغول میشود، اسم «زارع» و «رزاق» را متجلی میکند و در آنجا اسم رازق فعال است. انسانی که عبادت میکند، اسم «محب» و «محبوب» در او تجلی یافته و مظهر عبودیت میشود. رعد و برق، صاعقههایی که در طبیعت رخ میدهند و خوف ایجاد میکنند، جلوههای اسماء جلالی الهی هستند. زلزله، آتشفشان و وزیدن بادهای گوناگون، همگی جلوههای قهاریت الهیاند و اسم قهار در آنها فعالیت میکند.
در هنگامی که بیماریها فراگیر میشوند، اسم «ضار» در صحنه تجلی حضور دارد. آن هنگام که شیطان انسان را گمراه میکند، اسم «مضل» یا «هادی المضلین» در صحنه است. زمانی که ملکی انسان را هدایت میکند، اسم «هادی» ظهور یافته و تجلیات آن ظاهر میشود. بنابراین اسماء الهی در همهجا فعالاند و در همهجا فاعلیت دارند.
- نسبت حوادث طبیعی با اسماء الهی:
تمام حوادث طبیعی فاعلیت اسماء الهی هستند. هر حادثه طبیعی علت غیرطبیعی دارد؛ علت ایجادی، انشایی، تدبیری و تسخیری آن، همان اسماء الهی هستند. از اینرو باید حوادث طبیعی را به اسماء الهی ارجاع داد و به اسماء الهی بازگرداند، زیرا خداوند در تمام حوادث حضور فعال دارد و این حضور، حضوری حکیمانه و عالمانه است.
- ربوبیت اسماءالله در اشیا:
اسماءالله در اشیا فاعلیت دارند و ربوبیت میکنند. هر اسمی در هر شیئی، فاعلیت حقیقی همان شیء است. این فاعلیت، فاعلیت ایجادی و انشایی است. اسماء الهی از خداوند در مقام فعل، در درون اشیا، با اشیا و بر اشیا تجلی میکنند و ربوبیت آنها را بر عهده دارند.
- تجلی متفاوت اسم واحد در مراتب گوناگون
هر اسمی در هر مظهری در سطوح متفاوت تجلی میکند. برای مثال، اسم «حکیم» در جمادات تجلی میکند و اقتضای آن، استحکام است. ازاینرو، استحکام سنگها یکسان نیست؛ زیرا اسم حکیم در آنها در سطوح مختلف ظاهر شده است.
استحکام بدن گیاهان کمتر از جمادات، استحکام بدن حیوانات کمتر از گیاهان، و استحکام بدن انسانها کمتر از حیوانات است. این نشان میدهد که اسم حکیم در انواع موجودات، از جماد و نبات تا حیوان و انسان، در سطوح متفاوت تجلی یافته است.
- ظهور متنوع یک اسم در مظاهر مختلف:
یک اسم ممکن است در تمام مخلوقات ظهور داشته باشد، اما تجلی آن به اشکال گوناگون ظاهر شود. برای نمونه، اسم «قهار» در زنبور به شکل نیش ظاهر میشود، در مار و عقرب به صورت نیش و سم، در گاو به شکل شاخ، در گرگ و سگسانان به صورت دندانهای تیز و قریش، و در پرندگان به صورت نوک جلوهگر میشود.
پس ابزار دفاعی هر مخلوق، مظهر قهاریت الهی در آن موجود است. یک اسم واحد، در انواع مختلف موجودات و حتی در افراد مختلف یک نوع، به اشکال متنوعی ظهور پیدا میکند.
- حیات و نور اشیا و نسبت آن با اسماء الهی:
آب، مظهر حیات الهی است و اسم «حی» در آب فعالیت میکند. هر اسمی در هر مظهری به شکلی خاص جلوه دارد. اسم «علیم» میتواند بهصورت القائات معنوی، القائات خیالی یا ادراکات حضوری ظهور پیدا کند، همانگونه که در داستان الهام به مادر موسی مشاهده میشود. اسم «جمیل» در هر گیاه به شکلی خاص ظاهر میشود. زیبایی گیاهان یکسان نیست و حتی در یک گیاه نیز اسم جمال به شکلهای گوناگون جلوه میکند. این نشاندهنده تداوم تجلی اسماء در مخلوقات است.
- دوام اسماء و نقش قیومیت و بقای الهی:
دوام و بقای اسماء الهی ناشی از تجلی اسم «قیوم» و اسم «باقی» است. هر اسمی دوام خود را از قیومیت و بقای الهی میگیرد. قیوم و باقی در تمام اسماء ظهور دارند و بقای هر چیزی، تجلی همین دو اسم است.
- احاطه وجودی اسماءالله بر اشیا:
اسماء الهی اشیا را پر کردهاند، چنانکه در دعا آمده است: «اللهم اسألک بأسمائک التی ملأت أرکان کل شیء». احاطه اسماء، احاطه وجودی است. ذات الهی اشیا را پر کرده است، زیرا ذات الهی، هستی اشیا را پر کرده است. حقیقت وجود هر شیء، همان وجود حق است. هستی، یکی بیش نیست و کثرتها تعینات گوناگون همان هستی واحد هستند. نور هر شیء، نور اسماء الهی است. خداوند نور آسمانها و زمین است و نور اشیا، نور حق است. اشیا از خود نوری ندارند.
- امتلاء اسماء در اشیا و قیاس با روح انسان:
اسماء الهی دارای احاطه محیطی هستند؛ همانگونه که علم، قدرت یا ایمان، کل روح انسان را احاطه میکند. روح انسان با ادراکات و ملکات پر میشود و این ادراکات، عین روح میگردند. اسماء الهی نیز هنگامی که عین اشیا میشوند، اشیا را پر میکنند و این همان امتلاء اسماء است.
هرچه انسان عالمتر میشود، سعه وجودی و فضای معنوی او افزایش مییابد. عالم، مجموعه آثار رحمت الهی است. قرآن نمیفرماید فقط ببینید، بلکه میفرماید نظر کنید به آثار رحمت الهی. تمام هستی، تجلیات رحمت حق است و هر شیء، جلوهای از رحمت الهی به شمار میآید.