خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین دقیق مفهوم علم غیب و علم لدنی در ساحت الهی میپردازد و با استناد به آیات قرآن، مراتب، اقسام و ویژگیهای آن را توضیح میدهد. در آغاز، با آیه ۶۹ سوره انبیاء، نشان داده میشود که خداوند به حضرت داوود و حضرت سلیمان «حکم» و «علم» عطا کرده است و این علم، علمی فراتر از علم عادی و از سنخ علم غیب و علم لدنی است. تأکید میشود که ذکر جداگانه «حکم» و «علم» در آیه، نشانه تمایز این دو حقیقت است.
سپس با استناد به آیه ۶۵ سوره کهف درباره حضرت خضر علیهالسلام، توضیح داده میشود که علم لدنی، علمی بیواسطه و مستقیم از ناحیه خداوند است؛ علمی که از مسیر اسباب معمول و وسائط ملکوتی دریافت نمیشود. این علم، علم اطلاقی است که در اصل، متعلق به ذات الهی است و هنگام تجلی برای انبیا و اولیا، به اندازه ظرفیت آنان از اطلاق خارج و محدود میشود.
در ادامه، تفاوت میان علم وحیانیِ دارای واسطه (مانند وحی از طریق جبرئیل) و علم لدنی روشن میشود. وحیِ دارای واسطه، متأثر از مرتبه وجودی واسطه است و نوعی تعین نوری و حجاب همراه دارد، در حالی که علم لدنی، علمی خالص، بدون حجاب و بیواسطه است.
بخش مهمی از بحث به تبیین تفاوت علم حضوری و علم حصولی اختصاص دارد. علم لدنی، علم حضوری و وجودی است؛ به حقیقت شیء تعلق میگیرد، نه به صورت و ماهیت ظاهری آن. این علم نوری، اشراقی و القایی است و منشأ احاطه وجودی، قدرت تدبیر، انشاء و حتی تسخیر در عالم میشود.
همچنین تأکید میشود که علم لدنی، اکتسابی نیست و از راه تحصیل، ریاضت یا صرف سیر و سلوک بهدست نمیآید، بلکه عطیهای الهی است که بر اساس طهارت نفس، بندگی، تزکیه و شکر به انسان افاضه میشود.
در بخش پایانی، تقسیم علم غیب به علم ذاتیِ مختص خداوند و علم غیب نسبیِ اعطاشده به انبیا، اولیا و معصومین تبیین میشود. علم ذات به ذات و علم مطلق به اسماء الهی، منحصراً در اختیار حق تعالی است، اما علم غیب به اسماء و حقایق، بهصورت نسبی، بالعرض و دارای مراتب، به برگزیدگان الهی عطا میگردد.
در نهایت، تفاوت میان علم غیب ارادی و علم غیب غیرارادی بیان میشود؛ علم غیب خداوند و معصومین ارادی است، اما برای غیر معصومان غالباً غیرارادی بوده و تنها در موارد محدودی میتواند تحت اراده آنان قرار گیرد. بدینترتیب، تعارض ظاهری آیات نفی و اثبات علم غیب در قرآن، با توجه به مراتب، اطلاق و نسبیت علم غیب الهی قابل تبیین میگردد.
آغاز محتوا:
- اعطای علم و حکمت الهی به حضرت داوود و حضرت سلیمان (ع):
در این محتوا، به طور مختصر اما عمیق، مسئله علم غیب و علم لدنی در ساحت الهی مورد بررسی قرار میگیرد. خداوند متعال در آیه ۶۹ سوره انبیاء میفرماید: «فَفَهَّمْنَاهَا سُلَیْمَانَ وَکُلًّا آتَیْنَا حُکْمًا وَعِلْمًا…» یعنی ما آن مسئله را به سلیمان فهماندیم و به هر دو، یعنی داوود و سلیمان، حکم و علم عطا کردیم. تعبیر «کُلًّا آتَیْنَا حُکْمًا وَعِلْمًا» نشان میدهد که حکمت و علم، دو حقیقت متمایز هستند و خداوند هر دو را به این دو نبی بزرگوار عطا فرموده است.
این علم، صرفاً علم عادی یا اکتسابی نیست، بلکه از سنخ علم غیب و علم لدنی است. جدا آوردن «حکم» و «علم» در آیه، دلالت بر این دارد که علم مذکور، مرتبهای فراتر از فهم ظاهری و عقل متعارف دارد و از ناحیه خداوند افاضه شده است.
- تمایز بحث علم از مسئله تسخیر و تسبیح موجودات:
در ادامه همان آیه، خداوند به تسخیر کوهها و پرندگان برای حضرت داوود علیهالسلام اشاره میکند؛ بهگونهای که آنان همراه با داوود، تسبیح الهی را بهجا میآوردند و حضرت داوود، تسبیح آنها را ادراک میکرد. با این حال، تأکید بحث حاضر نه بر مسئله تسخیر و تسبیح، بلکه بر اصل افاضه علم الهی است.
این آیه نشان میدهد که خداوند نوعی علم خاص، یعنی علم لدنی و علم غیب، به حضرت داوود و حضرت سلیمان عطا کرده است؛ علمی که منشأ چنین تصرفات و ادراکاتی در عالم تکوین میشود.
- علم لدنی در آیه حضرت خضر (ع):
نمونه روشنتر علم لدنی، در آیه ۶۵ سوره کهف مطرح میشود، آنجا که خداوند درباره حضرت خضر (ع) میفرماید:
«وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا» یعنی ما از نزد خود، علمی را به او تعلیم دادیم. قید «مِن لَدُنَّا» نشاندهنده آن است که این علم، بیواسطه و مستقیم از ناحیه حق تعالی افاضه شده و از جنس علوم اکتسابی یا حتی علوم وحیانیِ دارای واسطه نیست. این علم، علم غیب و علم لدنی است؛ علمی که بدون حجاب و بدون دخالت وسائط، از مقام الهی افاضه میشود.
- ویژگی نخست علم لدنی: بیواسطه و خالص بودن:
نخستین ویژگی علم لدنی آن است که مستقیم از ناحیه خداوند به انسان داده میشود. این علم، با واسطه مخلوط نمیشود و گرفتار حجابهای نوری و ملکی نمیگردد. علم لدنی، علم خالص است؛ علمی که تعینات واسطهای در آن راه ندارد.
- اطلاق علم غیب و محدود شدن آن در تجلی:
علم غیب الهی، در ذات خود دارای اطلاق است؛ یعنی بدون حد و قید است. اما هنگامی که این علم برای انبیا و اولیا تجلی میکند، ناچار بر اساس ظرفیت وجودی آنان، از اطلاق میافتد و محدود میشود. علمی که به بندگان داده میشود، پرتوی از آن علم مطلق است، نه خود اطلاق ذاتی. در مقابل، وحیای که از مسیر جبرئیل علیهالسلام نازل میشود، دارای تعین نوری جبرئیلی است و به اندازه ظرف واسطه، محدود و متعین میگردد. از اینرو، علم وحیانیِ واسطهدار، از خلوص علم لدنی برخوردار نیست.
- علم حضوری در برابر علم حصولی:
علم لدنی، علم حضوری و وجودی است. این علم، به حقیقت شیء تعلق میگیرد، نه به صورت ذهنی، ماهیت یا ظاهر آن. در علم حضوری، حقیقت وجودی شیء بهطور کامل مکشوف میشود و انسان به احاطهای همهجانبه نسبت به آن میرسد. در مقابل، علومی که از راه حواس، خیال و عقل بهدست میآیند، علم حصولیاند؛ علومی که صرفاً صورت و مفهوم شیء را در ذهن ما حاضر میکنند، نه حقیقت وجودی آن را.
- ماهیت نوری و اشراقی علم لدنی:
علم لدنی، علمی نوری، اشراقی و القایی است. این علم، از سنخ نور است و با خود رفع جهل، ظلمت و حجاب میآورد. چون این علم، احاطه وجودی ایجاد میکند، به همراه خود قدرت انشاء، تدبیر و حتی تسخیر عالم را نیز به انسان میبخشد.
- نسبت علم لدنی با علم اکتسابی:
علم لدنی در مقابل علم اکتسابی قرار دارد. این علم، نه با تحصیل، نه با ریاضت صرف و نه صرفاً با سیر و سلوک بهدست میآید. بلکه عطیهای الهی است که بر اساس طهارت نفس، تزکیه، شکرگزاری و بندگی خالصانه افاضه میشود.
- انحصار علم ذات به ذات در ساحت الهی:
علم غیب به ذات، یعنی علم ذات به ذات، به طور مطلق، مستقل و انحصاری در اختیار خداوند متعال است. هیچ موجودی در این مرتبه از علم، شریک خداوند نیست. همچنین علم مطلق به اسماء الهی و اعیان ثابته، در اطلاق و استقلال، مخصوص ذات حق است.
- علم غیب نسبی انبیا، اولیا و معصومین:
در عین حال، خداوند متعال علم غیب به اسماء و حقایق را بهصورت نسبی و بالعرض به انبیا، اولیا و معصومین (ع) عطا میکند. این علم دارای مراتب و درجات مختلف است و هر یک از این برگزیدگان، به اندازه شأن و ظرفیت وجودی خود از آن بهرهمند میشوند.
- علم غیب ارادی و علم غیب غیرارادی:
علم غیب الهی، کاملاً تحت اراده خداوند است و عین اراده او محسوب میشود. علم غیب پیامبران و امامان معصوم نیز غالباً ارادی است. اما علم غیبی که به غیر معصومان داده میشود، در اغلب موارد غیرارادی است، هرچند در برخی اولیای الهی، مراتبی از علم غیب بهصورت ارادی نیز تحقق مییابد.
بر این اساس، علم غیب دارای اقسام و مراتب مختلف است و فهم صحیح آیات نفی و اثبات علم غیب در قرآن کریم، نیازمند توجه دقیق به این تمایزات، اطلاق و نسبیت علم غیب الهی است.