خلاصه محتوا:
در این محتوا، فرایند سلوک و حرکت انسان به سوی خداوند در قالب چهار سفر اصلی توضیح داده میشود؛ سفری که حقیقت وجودی انسان را از عالم خلق به حضرت حق، از حق در ذات و صفات او، از حق به سوی خلق و در نهایت از خلق به حق بازمیگرداند.
سفر اول، حرکت انسان از عالم خلق به سوی حق است. در این مرحله، سالک با شناخت خود و عالم، به این آگاهی میرسد که جهان دارای خالق، مدبر و مدیر است. سیر آفاقی و انفسی در این مرحله موجب میشود سالک وجود ربانی حق را بیابد و به مقام فنا نزدیک گردد. پایان این سفر مقام «محو» است.
سفر دوم، سیر در ذات، صفات و اسمای الهی است. در این مرحله سالک به مقام فنا و ولایت میرسد و با قوّت الهی در مراتب وجودی حق سیر میکند. این سفر «من الحق إلی الحق بالحق» است و شهود وحدت و بسطت حق، عینیت صفات با ذات، و وجوب ذاتی خداوند در این مرتبه تحقق مییابد. برهان صدیقین نیز ناظر به این سفر است.
سفر سوم، سفر نزولی از حق به خلق است. سالک پس از بقای ذاتی، تجلیات اسمای حق را در مظاهر خلق مشاهده میکند و کیفیت صدور کثرت از وحدت و سریان ذات حق در عوالم جبروت، ملکوت و طبیعت را درمییابد. کشف ملائکه، عقول کلیه و نفوس کلیه در این مرتبه رخ میدهد. آغاز نبوت انبائی و تشریعی نیز در این مرحله است.
سفر چهارم، بازگشت از خلق به حق است؛ اما این بار با مقام بقاء و با قوّت الهی. سالک در این مرحله مبیّن حقایق میشود، لوازم، منافع، آثار و نتایج اشیاء را تبیین میکند و از سعادت و شقاوت انسانها و کیفیت رجوع موجودات آگاه میگردد. او به مقام «لا یشغله شأن عن شأن» میرسد و وحدت را در عین کثرت مشاهده میکند.
در ادامه توضیح داده می شود که این چهار سفر با مراتب آیات قرآن، با چهار نوع رابطه انسان (با خود، با عالم، با حق، با دیگران) و نیز با مراتب علمیقین، عینیقین و حقیقین هماهنگ است. همچنین سلوک علمی و عملی در کنار یکدیگر انسان را از کثرت به وحدت، و از معرفت خلق به معرفت حق میرساند.
این سیر، حقیقتاً سیر نفس ناطقه انسان است که با عبودیت و توفیق الهی این مسیر را طی میکند.
آغاز محتوا:
- معرفی چارچوب چهار سفر:
انسان در سفر اول خود و عالم را میشناسد؛ عالمی که مدیر، مدبّر و خالق دارد. در این سفر، سالک وجود ربانی و حقانی را مییابد و به مقام فنا دست مییابد.
- بخش اول: تبیین سفر اول – سیر از خلق به حق:
سفر اول، ساحلی است که سالک میکوشد از آن به دریای حق برسد. این سفر، سیر در عالم هستی و در نفس خویش است؛ یعنی سیر آفاقی و انفسی. انسان در این مرحله با مشاهده آیات الهی در عالم و در نفس خویش، به وجود خداوند و تدبیر و مدیریت او پی میبرد. پایان سفر اول، رسیدن به مقام فنا و محو است. در این مرحله است که شَطَحیّات رخ میدهد؛ از جمله «سبحانی ما أعظم شانی» که از بایزید بسطامی نقل شده است. این بیان نشانه پایان سفر اول است و کسانی که در سفرهای دوم، سوم و چهارم هستند دچار شطحیات نمیشوند.
- بخش دوم: تبیین سفر دوم – سیر از حق به حق با حق:
سفر دوم، سیر در صفات، افعال و ذات حضرت حق است. انسان در این سفر در مراتب وجودی حق، در اسماء و صفات الهی، در اعیان ثابته، در قضا و قدر الهی، و در ذات حق سیر میکند. این سفر از جهت مبدا و مقصد، خود حق است؛ «من الحق إلی الحق بالحق». آغاز این سفر مقام فنا است و پایان آن مقام سحوِ کامل. در این مرحله، سالک وجوب ذاتی خداوند، وحدت، بساطت، عینیت صفات با ذات و تمام کمالات الهی را شهود میکند. این سفر، مقام ولایت است و برهان صدیقین نیز بر آن منطبق است؛ یعنی سالک خدا را با خود خدا مییابد. در این مرحله، «ولله الأسماء الحسنى فادعوه بها» مصداق عملی مییابد.
- بخش سوم: تبیین سفر سوم – سیر از حق به خلق:
سفر سوم، سفر نزولی است؛ از حق به سوی خلق. در این سفر، سالک پس از بقاء ذاتی، تجلیات اسمای الهی را در مظاهر خلقی مشاهده میکند. اشیاء را مظاهر اسماء و صفات حق میبیند و جنبههای وجودی آنها را ادراک میکند. در این مرحله کیفیت صدور کثرت از وحدت، سریان حق در مظاهر، وحدانیت فعل الهی و مراتب جبروت، ملکوت و طبیعت کشف میشود. همچنین ملائکه مُهَیمَنه، عقول مجرده، عقول کلیه و نفوس کلیه در این سفر مکاشفه میشوند. آغاز نبوت انبائی و تشریعی نیز در این مرحله رخ میدهد؛ یعنی دریافت خبر از ذات، صفات و افعال حق.
- بخش چهارم: تبیین سفر چهارم – بازگشت از خلق به حق :
سفر چهارم، سفر از خلق به حق با قوّت الهی است؛ «من الخلق إلی الحق بالحق». این سفر، کار سفیران الهی و انسان کامل است. در این مرحله، سالک مظهر «لا یشغله شأن عن شأن» میشود. او لوازم، منافع، آثار و حقایق اشیاء را تبیین میکند، به کیفیت رجوع موجودات آگاه میشود و نهایت هر چیز را مشاهده میکند. او وحدت را در کثرت میبیند و کثرات را در حق ادراک میکند. این سفر، پایان مسیر سلوک و مقام تبیین تفصیلی اسماء الهی در مظاهر خلق است.
- بخش پنجم: نسبت سفرها با آیات قرآن و تقسیمبندی معارف:
تمام آیات الهی با این چهار سفر انسان هماهنگ است. آیات قرآن چهار نوع رابطه انسان را بیان میکند: رابطه انسان با خود، با عالم، با خدا و با دیگران. «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم» ناظر به سفر اول است. «ولله الأسماء الحسنى» اشاره به سفر دوم دارد. «أو لم یکف بربک أنه على کل شیء شهید» ناظر به سفر سوم است. تمامی این آیات با ساختار چهار سفر تنظیم شدهاند و قرآن دستورالعمل سیر و سلوک انسان است.
- بخش ششم: مراتب علم در سفرها:
در سفر اول، علمالیقین و عینالیقین حاصل میشود. در سفر دوم، حقالیقین و بَردُل یقین به دست میآید. سفر سوم آغاز بقاء به بقاء حق است. سفر اول حرکت از کثرت به وحدت و سفر سوم مشاهده وحدت در کثرت است. انسان با سلوک علمی و عملی از کثرت به وحدت میرسد و از ذات حق و وحدت حق به صفات و افعال او استدلال میکند.
- جمعبندی :
سیر در حضرت حق مراتبی دارد و حقیقتِ سیرکننده، نفس ناطقه انسان است. معرفت نفس واسطه اثبات حق است، اما سفر دوم نه برهان انّی است و نه برهان لِمی، بلکه سیر از علت به علت است؛ «بالله إلى الله». در معرفت نفس انسان از امر نزدیک به خویش آغاز میکند و بیواسطه در حق سیر مینماید.