خلاصه محتوا
این محتوا ناظر به این پرسش بنیادین است که تحلیل و تبیین پدیدهها و رخدادهای جهان معاصر با کدام نظام فلسفی امکانپذیر است و چگونه میتوان سنتهای دینی و هویت معنوی را در بستر تحولات تکنولوژیک و تاریخی امروز حفظ کرد. در ادامه با رد کفایت نظامهای فلسفی صرفاً یونانی یا اشراقی، تأکید میشود که نظام فلسفی صدرایی تنها نظامی است که توان فهم، تحلیل و پاسخگویی به وقایع پیچیده و جهانی امروز را داراست.
بر اساس این نگاه، دین در مقابل فناوری قرار نمیگیرد و نباید با معیار فناوری سنجیده شود، بلکه دین خود دعوت به کشف طبیعت، شناخت پدیدهها و بهرهگیری از ابزارهای نوین زمان برای پیشرفت و گسترش حقیقت است. مدرنیته نه یک ایدئولوژی سیاسی، بلکه یک تحول تاریخی مبتنی بر توسعه فناوری است که خواهناخواه همه ملتها را دربرمیگیرد. از اینرو، مواجهه صحیح با آن، نه انفعال است و نه تقابل خام، بلکه تعامل ایدئولوژیک و فلسفی با فناوری است.
فناوری، اگر درست فهم و مدیریت شود، میتواند در حفظ سیادت ملی، هویت دینی و نظام ارزشی نقش اساسی ایفا کند؛ از جمله فناوریهای هستهای، موشکی، رسانهای، عصبی، لیزری و بهویژه فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و فضای مجازی. حفظ سنتهای دینی نیازمند مجموعهای از قدرتهاست: قدرت اقتصادی، قدرت رسانهای، قدرت دفاعی، قدرت هستهای و قدرت فناوریهای نوین.
در این چارچوب، رسانه و فضای مجازی زبان جدید زمانه معرفی میشوند. ارزشهای دینی ثابتاند، اما زبان بیان آنها همواره در حال تغییر است. اگر سنتهای دینی نتوانند با زبان امروز، یعنی زبان رسانه و فناوری، سخن بگویند، از صحنه جهانی حذف میشوند. انتشار ارزشها و معارف دینی نیازمند زبان مشترک جهانی است؛ زبانی که هم با مسلمانان و هم با غیرمسلمانان قابل ارتباط باشد.
سپس به پیامدهای منفی مدرنیته در غرب پرداخته می شود؛ از فروپاشی مرجعیت خانواده و دین تا گسترش نیهیلیسم، شکگرایی، فروکاهش جایگاه انسان و بحران معنای زندگی. غرب امروز بهمثابه جهانی توصیف میشود که متافیزیک خود را از دست داده و آزادی را بر پایه اراده معطوف به قدرت تعریف کرده است.
در برابر این وضعیت، بر ضرورت پیوند میان تاریخ، جامعه و فلسفه تأکید میشود. هیچ پدیده اجتماعی یا تاریخی بدون پشتوانه فلسفی قابل تحلیل نیست. حوادثی مانند کربلا یا راهپیمایی اربعین باید نهتنها سیاسی و عاطفی، بلکه فلسفی و تمدنی فهم شوند. جامعه امروز با یک «تاریخ جهانی واحد» مواجه است و مسائل آن ماهیتی جهانی یافتهاند.
در نهایت، بر این نکته تأکید میشود که جهان کنونی با گسست تاریخی و ارزشی مواجه است و تنها راه عبور از این بحران، پیوند آگاهانه گذشته دینی با آینده تمدنی است. نظام ارزشی دینی محدود به زمان و مکان نیست، اما برای بقا و اثرگذاری، باید با ابزار، زبان و فناوری متناسب با هر عصر عرضه شود. بازسازی تمدن دینی، اتصال علوم انسانی به ریشههای معنوی، و ارائه جهانبینی الهی به زبان امروز، از ضروریترین وظایف فکری و فرهنگی زمان حاضر است.
آغاز محتوا:
- امکان تحلیل جهان معاصر در پرتو نظامهای فلسفی:
محتوا ما در ارتباط با سنتهای دینی و ابزارهای زمانی این است که اساساً ما با کدام نظام فلسفی میتوانیم حوادث و وقایع روزمره جهان را تحلیل و تبیین کنیم. این پرسش مطرح است که کدام یک از نظامهای فلسفی چنین ظرفیتی را داراست و میتواند پاسخگوی رخدادهای امروز جهان باشد. آیا نظام فلسفی سینوی چنین توانی دارد؟ آیا نظام اشراقی قادر به تفسیر جهان معاصر است؟ واقعیت آن است که هیچ یک از این دو نظام فلسفی، بهتنهایی، توان پاسخگویی به مسائل امروز را ندارند. تنها نظام فلسفیای که از چنین ظرفیت و نیروی تحلیلی برخوردار است، نظام فلسفی صدرایی است؛ نظامی که امتداد طبیعی فلسفه صدرایی محسوب میشود و قابلیت مواجهه با تحولات امروز را داراست.
- نسبت دین با فناوری و ضرورت شناخت ساختارهای تکنولوژیک:
برای تحلیل درست پدیدهها، لازم است ساختارها و بنیانهای تکنولوژیک و ساختاری جهان امروز را بشناسیم. مواجهه ما با فناوری باید مواجههای آگاهانه و ایدئولوژیک باشد. دین نباید در مقابل فناوری قرار داده شود و دین نباید با فناوری سنجیده شود. بلکه دین در ذات خود دعوت به کشف طبیعت، شناخت پدیدهها و تعمیم توسعه و پیشرفت حتی در امور دینی است. دعوت به کشف فناوری و مهارتهای زمانه، یک دعوت دینی و امری برخاسته از محتوای خود دین است.
- ماهیت مدرنیته و اجتنابناپذیری تحول تاریخی:
مدرنیته امروز یک تحول تاریخی اجتنابناپذیر است، خواه ما آن را بپذیریم یا نپذیریم. مدرنیته فلسفهای سیاسی نیست، بلکه عبارت است از پیشرفت تکنولوژیک و مهارتهای نوین زمانه که همه ملتها را دربرمیگیرد. فناوری و پدیدههای نو میتوانند در ابعاد مختلف به ما خدمت کنند. یکی از مهمترین این ابعاد، حفظ سیادت ملی است. بهترین فناوریها میتوانند در خدمت حفظ سیادت قرار گیرند؛ از جمله فناوری هستهای، فناوری موشکی، فناوریهای عصبی، فناوری لیزر و سایر فناوریهایی که نقشی اساسی در حفظ وحدت و استقلال ملی دارند. از اینرو، باید بهترین و دقیقترین گامها برای تأمین این امور برداشته شود.
- فناوری نوین در خدمت حفظ سنتهای دینی:
فناوریهای نوین میتوانند ابزار مؤثری برای حفظ سنتهای دینی و نظام ارزشی باشند. ما نباید فناوری را نفی کنیم، بلکه باید آن را بهعنوان ابزار حفظ ارزشها به کار بگیریم. نقد ما به مدرنیته، نقدی متافیزیکی و فلسفی است، نه نقدی صرفاً سیاسی یا اخلاقی. ما بنیانها، آثار و ماهیت فناوری را از منظر فلسفی نقد میکنیم و به ماهیت متافیزیکی آن توجه داریم.
- لوازم قدرت برای حفظ هویت و سنتهای دینی:
برای حفظ سنتهای دینی، ما به مجموعهای از قدرتها نیازمندیم. نخست، قدرت اقتصادی برای حفظ سیادت دینی و نظام ارزشی. دوم، قدرت رسانهای که بهترین بستر برای انتقال اصول، مبانی و سنتهای دینی است. سوم، قدرت نظامی که شامل توان موشکی میشود. چهارم، قدرت هستهای در جهت حفظ استقلال و سیادت دینی. و پنجم، قدرت فناوریهای نوین، از جمله هوش مصنوعی و فناوریهای جدید این عصر. بنابراین، حفظ سنتهای دینی بدون بهره گیری از ابزارهای نوین زمان ممکن نخواهد بود.
- رسانه بهمثابه زبان جدید زمانه:
ابزار جدید زمانه، رسانه است. برای انتقال سنتها و ارزشها، علاوه بر توان اقتصادی و نظامی، باید با ترتیبات جهانی تعامل داشت. لازم است زبان مشترکی با مسلمانان، زبان مشترکی با اروپاییان و زبان مشترکی با سایر ملتها داشته باشیم. انتشار ارزشهای دینی مستلزم زبان جدید است. در هر زمان، گسترش معارف دینی نیازمند زبان خاص همان عصر است. امروز زبان غالب، زبان رسانه و فضای مجازی است. ازاین رو، ما به ابزارهای نوینی مانند فضای مجازی، رسانه و فناوریهای جدید عصر کنونی نیاز داریم.
- فروپاشی مرجعیتهای سنتی در غرب مدرن:
با ظهور مدرنیته در غرب، ساختارهای قبیلهای و سنتی فرو ریخت. مرجعیتهای دینی، خانوادگی و سنتی تضعیف شدند و در حقیقت، ارزشهای دینی دچار فروپاشی شدند. این وضعیت یکی از خطرات جدی مدرنیته در غرب است. ما امروز از تمدنها سخن میگوییم، اما تمدنسازی واقعی نداریم. ضروری است که تمدنهای دینی را احیا و بازتولید کنیم.
- ضرورت ترتیبات جهانی نوین برای عرضه سنتهای دینی:
در جهان امروز، به ترتیبات جهانی جدید نیاز داریم. در هر عصر، این ترتیبات باید دگرگون شوند. سنتهای دینی باید در قالب زبان، ابزار و فناوریهای جدید هر دوره عرضه شوند. بهرهگیری از هنر، رسانه، هوش مصنوعی، فضای مجازی و سایر فناوریها برای انتقال حقیقت، معارف دینی، ارزشهای انسانی و ارزشهای ایرانی یک ضرورت است.
- علوم انسانی، تاریخ و پیوند گذشته با آینده:
علوم انسانی موجود، از نظر تاریخی از ریشههای خود جدا شدهاند. ما باید این گسست تاریخی را جبران کنیم و وحدت علمی و معنوی میان علوم انسانی ایجاد نماییم. مراحل تطور علوم انسانی باید تبیین شود و سنتهای دینی در این بستر به جهان معرفی گردند. لازم است پیشرفتهای خود را به جهان عرضه کنیم تا حضارت دینی و ایرانی شناخته شود. بهرهگیری از ظرفیتهای گذشته و پیوند دادن گذشته به آینده یک ضرورت اساسی است.
- پیوند فلسفه با جامعه، تاریخ و سیاست:
نظام ارزشی ما باید با زبان جدید عرضه شود. محتوای ارزشها ثابت است، اما شیوه بیان آنها متغیر است. انسان دارای تفکر جهانی، معناگرایی و حضور در افقهای متافیزیکی است. هیچ پدیده اجتماعی، تاریخی یا سیاسی بدون مبنای فلسفی قابل درک نیست. فلسفه در همه حوزهها، از سیاست و اجتماع گرفته تا هنر، اقتصاد و پزشکی حضور دارد. مسائل تاریخی، اجتماعی و فلسفی از یکدیگر تفکیک پذیر نیستند.
- بحران متافیزیکی جهان معاصر و نسبت آن با غرب:
ما امروز با یک گسست تاریخی مواجه هستیم. غرب معاصر با بحران متافیزیکی، گسترش نیهیلیسم، شکگرایی، فروکاهش جایگاه انسان و خانواده و زوال ارزشهای الهی روبهروست. آزادی در غرب بر مبنای اراده معطوف به قدرت تعریف شده است و همین امر موجب دوگانگی در ارزشها شده است. جهان امروز به تحلیل فلسفی جدیدی نیاز دارد تا بتواند پدیدههای اجتماعی و ظهور مدرنیته را بهدرستی تبیین کند. ما نیازمند یک نظام فلسفی منسجم برای فهم رویدادهای جهان معاصر هستیم.