آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • راهبرد های ابداع (تکنولوژی دینی)

راهبرد های ابداع (تکنولوژی دینی)

خلاصه محتوا:

این محتوا به بررسی امکان و راهبردهای ابداع «تکنولوژی دینی» می‌پردازد؛ یعنی فناوری‌هایی که با غیب، طبیعت، انسان و حکمت الهی تناسب بیشتری داشته باشند. هر تکنولوژی بر پایه نوعی «لطافت» اجزای تشکیل‌دهنده آن شکل می‌گیرد و هرچه این لطافت بیشتر باشد، ارتباط با غیب و ملکوت قوی‌تر می‌شود. از این رو شناخت دقیق عناصر طبیعی و درجه لطافت آنها، و همچنین ترکیب آنها در قالب یک «بدن» و «کاربد» برای دستگاه، اهمیت اساسی دارد.

اجزای تشکیل‌دهنده هر دستگاه همانند اعضای بدن انسان عمل می‌کنند و باید سنخیت، اعتدال، لطافت و تناسب بالایی داشته باشند تا دستگاه بتواند بهترین عملکرد را ارائه دهد و قابلیت جذب «نور» و «توجه غیبی» را پیدا کند. لطیف‌ترین اجزا باید مرکز کنترل دستگاه را تشکیل دهند، همان‌گونه که سیستم عصبی لطیف‌ترین بخش بدن است.

از دیگر اصول مهم، الگوبرداری از الگوهای طبیعی است؛ همان‌گونه که هواپیما از پرندگان و زیردریایی از نهنگ و کوسه الهام گرفته است. فرد مخترع و محقق اگر ایمان، توحید، یقین و پاکی باطن داشته باشد، الهامات الهی در قالب علم و حکمت به او افاضه می‌شود، چنان‌که در مورد نیوتن و انیشتین چنین بوده است.

نکته پایانی، اُنس با طبیعت است. محقق مؤمن با نظر به تجلیات الهی در طبیعت و ارتباط معنوی با آن، بهتر می‌تواند فناوری‌های جدید را کشف کند. این انس موجب می‌شود میان او و عناصری که دستگاه از آن ساخته خواهد شد رابطه‌ای «آنسی» برقرار گردد و عناصر، به دلیل برخورداری از نوعی شعور، در تکمیل دستگاه به او مدد رسانند.

آغاز محتوا:

  • مقدمه:

موضوع این محتوا، نزدیک کردن تکنولوژی به غیب است. مقصود این است که چگونه می‌توان تکنیک، تکنولوژی و فناوری‌ای ایجاد کرد که به غیب نزدیک‌تر باشد و با طبیعت نیز نسبت بیشتری داشته باشد. هر تکنولوژی در حقیقت بر اساس یک فناوری و یک علم تجربی شکل می‌گیرد و هر علم تجربی منجر به ساخت و تولید دستگاهی می‌شود. بنابراین هر دستگاه خبر از یک صنعت، یک فناوری و یک تکنولوژی می‌دهد.

  • لزوم شکل‌دهی به تکنولوژی با هویت دینی:

چگونه می‌توان تکنولوژی‌هایی ایجاد کرد که هویت دینی داشته باشند، به غیب نزدیک باشند، با طبیعت سازگارتر باشند، آلودگی و تخریب کمتری ایجاد کنند، و نسبت بیشتری با انسان داشته باشند. این امر نیازمند مجموعه‌ای از عوامل است: تخصص، فناوری، ایمان، تعهد، حکمت و بصیرت. این عوامل در کنار یکدیگر موجب شکل‌گیری چنین تکنولوژی‌ای می‌شوند.

از این رو باید به سمت فناوری‌هایی رفت که متناسب با طبیعت، انسان و غیب باشند؛ یعنی فناوری‌هایی طراحی شوند که بیشترین تناسب را با غیب در خود جای دهند.

  • امکان پیوند میان ملک و ملکوت:

سؤال مهم این است که آیا امکان ایجاد ارتباط میان ملک و ملکوت وجود دارد؟ اگر این ارتباط امکان‌پذیر باشد، می‌توان دستگاه‌ها و سیستم‌هایی طراحی کرد که حلقه اتصال میان این دو حوزه باشند. پرسش این است که آیا می‌توان عناصری از طبیعت را در قالب یک دستگاه در کنار هم قرار داد به گونه‌ای که بهترین ارتباط را با عالم ماده برقرار کند و حتی امکان اتصال به غیب و ملکوت داشته باشد؟

هدف آن است که کسانی که قدرت علمی و تجربی و نیز روحیه ایمانی و تحقیقی دارند، با توجه به این اصول، به سمت فهم و طراحی فناوری‌های نوینی حرکت کنند که مناسب انسان، عالم و غیب باشند؛ آنچه نام آن را «تکنولوژی دینی» می‌گذاریم.

  • مسئله لطافت اجسام و ارتباط آن با غیب:

در علوم تجربی، با انواع تبدیل‌ها و تغییرها و تجزیه‌ها، لطافت اشیا تغییر می‌کند. وقتی دستگاهی ساخته می‌شود، عناصر طبیعی در قالب یک دستگاه قرار می‌گیرند و درجه لطافت آنها تغییر می‌یابد. این نکته اساس بحث است: چگونه می‌توان لطافت اشیا را تغییر داد و آن را در ارتباط با غیب معنادار کرد؟

سخت‌افزارها و نرم‌افزارها لطافت یکسانی ندارند. ابزار و اجزای هر دستگاه متناسب با نیاز انسان ساخته می‌شوند. در طبیعت نیز درجات مختلفی از لطافت وجود دارد.

سؤال این است: اگر دستگاهی بسازیم که اجزای آن لطیف‌تر باشند، آیا نوعی تقرب به غیب و امکان ارتباط بیشتر با آن در این دستگاه ایجاد می‌شود؟ قاعده این است که هرچه عنصری لطیف‌تر باشد، زمینه ارتباط آن با غیب بیشتر است. حتی در حوزه هوش مصنوعی نیز می‌توان این بحث را طرح کرد؛ زیرا به دلیل نوع لطافت در اجزا و سیستم‌های آن، فراتر از اجسام مادی عمل می‌کند و می‌تواند آمادگی جذب برخی امور معنوی را داشته باشد.

  • نیاز به شناخت علمی عناصر طبیعی:

برای ایجاد لطافت در اشیای طبیعی، توجه به چند نکته ضروری است.

  • شناخت درجات لطافت اجسام:

اشیای طبیعت اجسام طبیعی محسوب می‌شوند و درجات لطافت یکسانی ندارند. محقق باید حدود لطافت عناصر مختلف مانند مس، آهن، شُدن، آلومینیوم و دیگر عناصر را بشناسد. این امر مربوط به علوم شیمی و متالورژی است.

اجزای دستگاه به مثابه بدن:

عناصر به‌کاررفته در ساخت دستگاه مانند بدن و قالب آن هستند. سایر اجزا نیز حکم چشم، گوش، دست، پا، قلب، کبد، کلیه و سیستم عصبی را دارند. هر دستگاه مانند بدنی است که آماده جذب حقیقتی از عالم ماوراست. سؤال این است که آیا دستگاه می‌تواند قابلیت جذب نفس به‌طور مستقیم یا توجه موجودات غیبی را به‌طور غیرمستقیم داشته باشد یا نه؟

قاعده این است که هرچه لطافت اجزای دستگاه بیشتر باشد، اعتدال آنها بیشتر و جامعیت آنها افزون‌تر است، و طبیعتی‌تر بودن اجزا باعث پیوستگی و اتصال بیشتر می‌شود؛ و هرچه لطافت افزون‌تر باشد، جذب نور و غیب بیشتر است.

  • سنخیت اجزا و پیوستگی سیستم:

در دستگاه، هرچه اتصال و پیوستگی عناصر بیشتر باشد، عملکرد آن کامل‌تر است. کامل‌ترین سیستم، سیستمی است که بهترین ارتباط میان عناصر هم‌سنخ را فراهم آورد. این نزدیکی زمانی ایجاد می‌شود که اجزا لطیف‌تر باشند و علاوه بر اشتراک در لطافت، اشتراک در خواص نیز داشته باشند.

  • لطافت و نقش مرکز کنترل:

هرچه اجسام طبیعی‌تر، لطیف‌تر و معتدل‌تر باشند، قابلیت جذب غیب بیشتری دارند. اگر نتوان گفت دستگاه حکم بدن را پیدا می‌کند، می‌توان با یقین گفت که هرچه لطافت و اعتدال آن بیشتر باشد، توجه موجود غیبی را بیشتر جذب می‌کند.

در ساخت دستگاه‌ها، لطیف‌ترین عنصر طبیعی باید در مرکز کنترل قرار گیرد؛ همان‌گونه که در بدن انسان، سیستم عصبی لطیف‌ترین بخش است. بنابراین مغز دستگاه یا مرکز کنترل آن باید از بهترین و لطیف‌ترین اجزا ساخته شود. شناخت دقیق خواص اجسام برای ابداع هر فناوری ضرورت دارد.

  • الگوبرداری از نمونه‌های طبیعی:

یکی از مهم‌ترین راه‌های ابداع فناوری‌های جدید، شناخت نمونه‌های طبیعی است. هواپیما بر اساس پرندگان و زیردریایی بر پایه کوسه و نهنگ ساخته شد. خداوند الگوهای فناوری را در طبیعت قرار داده و انسان باید آن ارتباط‌ها را کشف کند.

  • ایمان مخترع و نقش الهام الهی در علم:

نکته قابل تأمل این است که مخترع مؤمن، به دلیل یقین توحیدی و باور به رحمت و حکمت الهی، هنگامی که کاری را آغاز می‌کند، خداوند نور و علم مورد نیاز آن کار را در قالب قواعد و مبانی علمی به او القا می‌کند. نمونه آن انیشتین و نیوتن است که موحد بودند و بسیاری از بنیان‌های فیزیک را خداوند به آنان الهام کرد.

  • اُنس با طبیعت و کشف فناوری:

یکی از راه‌های کشف حقایق عالم هستی اُنس با طبیعت است. طبیعت تجلی‌گاه اسرار الهی است و هرچه اُنس انسان با طبیعت بیشتر باشد، در کشف فناوری‌های جدید موفق‌تر می‌شود. این اُنس موجب می‌شود محقق بتواند میان خود و دستگاهی که قصد ابداع آن را دارد ارتباطی برقرار کند و این ارتباط زمینه فهم و تکمیل دستگاه را فراهم سازد. در واقع، عناصر طبیعت دارای شعور هستند و به انس انسان پاسخ می‌دهند و در تکمیل دستگاه به او مدد می‌رسانند.