خلاصه محتوا:
در این محتوا، بر اساس دستگاه عرفانی ابنعربی و حکمت متعالیه، موضوع «غلبهٔ ظهور صفات در مظاهر» را تبیین میکند. در عرفان اسلامی همهٔ حقایق بالفعلاند و صفات یا در خفا هستند یا در ظهور. ظهور صفات نیز یا به اعتدال است یا به غلبه. غلبه یعنی شدت ظهور و حاکمیت یک صفت بر سایر صفات در مخلوق. موجودات یا وجودیاند یا عدمی. امور عدمی ذات ندارند؛ اما امور وجودی دو دستهاند:
1. امور وجودی به ذات، مانند حقیقت نفس، روح و جسم.
2. امور وجودی قائم به ذات، مانند صفات وجودی که عین ذات واحد الهی هستند و بر آن قائماند.
صفات دو دستهاند:
– صفات ماهوی (ماوی): ویژگیهای مربوط به چیستی اشیا مثل صفات آب، آتش و هوا که منشأشان اعیان ثابته است.
– صفات وجودی: مانند علم، حیات، قدرت، اراده و زیبایی که منشأ همهٔ آنها اسماء الهی است.
صفات وجودی نحوههای وجودند و نه ماهیت یا عرض. قوت و شدت آنها تابع مرتبهٔ وجودی شیء است: ماده، مثال و عقل. هر چه مرتبه بالاتر باشد، صفات وجودی شدیدتر و متحدتر هستند.
در هر مخلوق مجموعهای از صفات حضور دارد، اما این صفات هرگز در حالت تساوی ظاهر نمیشوند؛ بلکه حتماً یک یا چند صفت در او غلبه پیدا میکند. همین صفت غالب، «شاکلهٔ» شیء را میسازد. برای نمونه:
– در گلها صفت جمال غالب است.
– در سنگ، صفت استحکام و حکمت.
– در سگ، صفت وفاداری.
– در گیاهان، صفت حیات.
– در بره و گوسفند، صفت سلم.
– در کودک، صدق و سلم.
غلبهٔ یک صفت به معنای حذف سایر صفات نیست، بلکه یعنی سایر صفات تابع و تحت حکم صفت غالب هستند. غلبه هویتساز است و ساختار وجودی شیء را بر اساس آن شکل میدهد.
در مراتب هستی نیز همین قاعده برقرار است:
– در ملائکه مقرب، اسماء ذاتی غالباند.
– در عالم مثال، اسماء وصفی.
– در عالم ماده، اسماء فعلی.
در نهایت، قانون غلبهٔ صفات در سراسر هستی جریان دارد؛ و هر صفتی که غالب شود آثار و احکامش در مخلوق و نظام عالم ظاهر میشود؛ چه در محسوسات ظاهری و چه در محسوسات باطنی.
آغاز محتوا:
- غلبهٔ ظهور صفات در مظاهر:
بر اساس دیدگاه عرفانی و دستگاه ابنعربی: صفات یا در کتمان و خفا و سِتر هستند، یا در ظهور. در عرفان اسلامی «قوه» و «بالفعل» معنا ندارد؛ همهٔ حقایق بالفعل هستند، یا در صورت ظهور و یا در صورت خفا. صفات ظاهر نیز یا ظهورشان به اعتدال است، یا ظهورشان به غلبه.
- امور وجودی و عدمی و تقسیمبندی امور وجودی:
امور یا وجودیاند یا عدمی. امور عدمی ذات ندارند. اما امور وجودی دو قسم هستند:
1. امور وجودی به ذات که همان حقیقت شیء، روح، جسم و ذات اشیا هستند. این امور، وجودی به ذاتاند.
2. امور وجودی قائم به ذات که خودشان ذات مستقل ندارند، بلکه قائم به ذات واحدند؛ مانند صفات. صفات، امور وجودی هستند، اما قائم به ذات واحد هستند و در واقع عین ذات واحد به شمار میآیند، گرچه دارای کثرت و تعدد باشند.
- تقسیم صفات: صفات ماهوی و صفات وجودی:
صفات دو دستهاند:
1. صفات ماهوی که مربوط به چیستی اشیا هستند؛ مانند ویژگیهای آب، آتش، هوا و امثال آن. منشأ این صفات اعیان ثابته و جنبهٔ امکانی اشیا در علم الهی است.
2. صفات وجودی مانند علم، حیات، قدرت و اراده که در موجودات جاری است. منشأ این صفات، ذات الهی و اسماء الهی است. این صفات نحوههای وجودیاند و به تعبیر ملاصدرا، «صفات وجودی نحوههای وجود هستند».
- تابعیت صفات از نحوهٔ وجود ذات:
صفات وجودی تابع ذات شیء هستند و نحوهٔ وجودشان وابسته به مرتبهٔ وجودی شیء است:
– اگر موجود در مرتبهٔ مادی باشد، صفات وجودی در پایینترین مرتبهٔ خود ظهور دارند.
– اگر موجود در مرتبهٔ تجرد برزخی باشد، صفات از قوت بیشتری برخوردارند.
– اگر موجود در مرتبهٔ عقلی باشد، قوت و شدت صفات بیشتر است و وحدت بیشتری دارند.
صفات نه ماهیتاند و نه کمیت یا کیفیت؛ بلکه نحوهٔ وجودند. تشخص هر موجود نیز به نحوهٔ وجود اوست و درجات موجود تابع ادراکات، صفات و ملکات اوست.
- نحوههای ظهور صفات وجودی در موجودات:
صفات وجودی در هر شیء چه مادی و چه مجرد به چند گونه میتوانند حضور و ظهور داشته باشند.
۱. ظهور به تساوی (عدم غلبه):
در انسان، روح دارای مجموعهای از صفات مانند علم، قدرت، حکمت، عزت، صدق، اراده، صفا و اخلاص است. در یک حالت ممکن است تصور شود این صفات بهطور مساوی در انسان حاضر باشند؛ یعنی هیچ صفتی بر دیگری غلبه نکند. اما این حالت در هیچ مخلوقی ممکن نیست.
۲. ظهور به غلبه:
در همهٔ مخلوقات، صفات وجودی به شکل «به غلبه» ظاهر میشوند. یعنی از میان همهٔ صفات، یک یا چند صفت غلبه پیدا میکنند. برای نمونه:
– در یک انسان ممکن است صفا غالب باشد.
– در دیگری صدق.
– در فردی علم و در فردی دیگر قدرت و اراده.
– در انسانی محبت غلبه داشته باشد.
این قاعده نه تنها در انسان، بلکه در حیوانات، گیاهان و حتی جمادات جاری است. غلبه به معنای ظهور شدیدتر و آشکارتر یک صفت است.
- قانون غلبه در عالم هستی:
اصل غلبه در سراسر عالم جاری است. هیچ صفتی مادامی که غالب نشده باشد ظهور نمییابد. اگر صفتی غالب شد آثار و احکام آن ظاهر میشود. این اصل در عالم انسانی، در قوای نفس، در عالم ملائکه و در همهٔ مراتب هستی جاری است.
نمونههایی از غلبهٔ صفات در موجودات:
– گل: غلبهٔ صفت جمال.
– سنگ: غلبهٔ استحکام و ظاهر شدن اسم حکیم.
– سگ: غلبهٔ وفاداری.
– گیاهان: غلبهٔ حیات؛ به همین دلیل سبز هستند.
– بره و گوسفند: غلبهٔ سلم.
– کودکان: غلبهٔ صدق و سلم.
در هر شیء صفت غالب هویت ساز و شاکلهٔ اوست.
- شاکله و اثر غلبه بر ساختار شیء:
هرگاه صفتی غالب شود، شاکلهٔ اصلی شیء را تشکیل میدهد. هر شاکلهای یک شکل و ساختار متناسب با خود را میطلبد. پس اگر صفتی غالب شد:
– گاهی به حس ظاهر قابل مشاهده است.
– گاهی فقط با حواس باطنی و چشم باطن قابل مشاهده است.
غلبهٔ یک صفت به معنای حذف صفات دیگر نیست؛ بلکه صفات دیگر تابع صفت غالب میشوند. حاکمیت با صفت غالب است و ساختار مادی و وجودی شیء تحت حکم آن قرار میگیرد.
- غلبهٔ اسماء الهی در مراتب هستی:
غلبه در مراتب هستی نیز به شکل زیر است:
– در عالم ملائکه مقرب، اسماء ذاتی غلبه دارند.
– در عالم مثال، اسماء وصفی غلبه یافتهاند.
– در عالم ماده، اسماء فعلی ظهور غالب دارند.
این نظام، قانون ظهور و غلبهٔ صفات در کل هستی را بیان میکند.
- جمعبندی :
غلبهٔ صفات در همهٔ مخلوقات و در همهٔ عوالم سریان دارد. غلبه سبب ظهور و احکام صفت میشود و شاکله و هویت هر شیء را شکل میدهد. غلبهٔ یک صفت باعث میشود سایر صفات تابع او شوند، نه اینکه از بین بروند. شاکلهٔ حاصل از غلبه بر ساختار و ظاهر و باطن شیء احاطه دارد.