آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

حقیقت (تصرف الهی)

خلاصه محتوا:

محتوا «تصرف الهی» از بنیادی‌ترین مباحث حکمی و عرفانی دانسته می‌شود و ریشه در توحید افعالی دارد. تصرف، شأن خاص الهی است؛ زیرا «مؤثر بالذات» و «فاعل مستقل» تنها خداوند است و هرگونه تأثیرگذاری دیگر موجودات، بالعرض و به اذن و ارادهٔ الهی صورت می‌گیرد. مجردات، ملائکه، انبیا و اولیای الهی نیز تنها به اجازهٔ خداوند قدرت تصرف دارند، در حالی که تأثیر و تصرف الهی ذاتی، استقلالی و نامتناهی است.

میزان و گسترهٔ تصرف هر موجود، متناسب با نحوهٔ وجود اوست. از آنجا که وجود حضرت حق اطلاقی و نامتناهی است، تصرفات او نیز اطلاقی و نامحدود بوده و همهٔ اشیاء و عوالم را دربرمی‌گیرد. اصل آفرینش عالم، خود نمونه‌ای از تصرف الهی است و هر ایجاب، انشاء و ایجاد، جلوه‌ای از تصرف حضرت حق محسوب می‌شود. خداوند با هر اسم از اسماء خویش، نحوه‌ای خاص از تصرف در عالم انجام می‌دهد؛ اسم رزاق نوعی تصرف در رزق، اسم علیم تصرفی علمی، اسم حکیم تصرفی تدبیری و اسم مصور تصرفی در خیال و صورت‌سازی انسان است. بنابراین، عالم هستی صحنهٔ انواع تصرفات الهی بر اساس مراتب اسماء الهی است. فاعل‌بودن خداوند، عین اراده است و فاعلیت او با ابزار تحقق نمی‌یابد. تصرف، ایجاد، انشاء و تدبیر الهی همگی به واسطهٔ ارادهٔ ذاتی و فعلی حضرت حق صورت می‌گیرد؛ چنان‌که آیهٔ «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ» ناظر به همین حقیقت است.

تصرف الهی امری لطیف، نامحسوس و غیرقابل درک با حواس و حتی عقل عادی است و تنها از سنخ وجود ادراک می‌شود. انسان تا زمانی که تصرف نفس خویش را در بدن، خیال، عقل و قلب به صورت حضوری درک نکند، قادر به فهم تصرفات الهی در عالم نخواهد بود. شناخت تصرف نفس، راه شناخت تصرف حضرت حق است.

تصرفات الهی دو بُعد جمالی و جلالی دارند. خداوند گاه با اسماء جمال خویش و گاه با اسماء جلالش تصرف می‌کند. این تصرفات در مراتب مختلف انسان از جمله حواس، خیال، وهم، عقل، قلب و اصل روح ظهور می‌یابد و گاه به قبض جزئی قوای ادراکی و گاه به قبض کامل روح منتهی می‌شود.

پیدایش احوال قلبی مانند شکر، تواضع، خشوع، هیجان و دریافت معارف قلبی و علوم جدید، نشانهٔ تصرف الهی در انسان است. وحی قلبی، القای معانی کلی عقلی و ایجاد صور خیالی، هرکدام جلوه‌ای از تصرف حضرت حق در قوای مختلف انسان‌اند.

تصرفات انبیا و اولیا نیز از همین سنخ است و همگی به اذن و ارادهٔ الهی انجام می‌پذیرد. این تصرفات عمدتاً از مجرای خیال شکل می‌گیرند و انسانِ کامل با تمرکز و انشای صورت‌های خیالی می‌تواند در اجسام و ابدان تأثیر بگذارد. علوم غریبه و کرامات اولیا نیز بر همین قاعده مبتنی هستند.

در نهایت، قاعدهٔ اساسی بیان می‌شود که «ماده نمی‌تواند در ماده تصرف ذاتی داشته باشد»، بلکه تصرف از آنِ مجرد است؛ به همین دلیل، تسلط نفس انسان بر بدن، دلیلی روشن بر تجرد نفس ناطقه است. همان‌گونه که نفس انسان بر بدن و قوای خویش احاطهٔ ذاتی دارد، خداوند نیز بر تمام عوالم هستی احاطه و تصرف دارد. مضمون عمیق حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» بر همین اصل استوار است؛ شناخت تصرف نفس، راه شهود و فهم تصرف الهی در عالم است.

آغاز محتوا:

  •  حقیقت تصرف و انحصار آن در ساحت الهی:

یکی از مسائل اساسی و زیربنایی در مباحث حکمی و عرفانی، مسئلهٔ تصرف است. تصرف، شأن اختصاصی حضرت حق است و چون «لا مؤثر فی الوجود إلا الله»، هر نحو تأثیرگذاری در هستی از ناحیهٔ خداوند متعال است. خداوند مؤثر بالذات، فاعل مستقل و تأثیرگذار حقیقی است و سایر مخلوقات و موجودات، تأثیرگذاری خود را تنها به اذن و ارادهٔ الهی دارا هستند و از این جهت، بالعرض مؤثر و بالعرض متصرف به شمار می‌آیند.

  • تصرف بالعرض موجودات و تصرف بالذات حضرت حق:

مجردات، ملائکه، اولیای الهی و انبیای الهی به اذن و ارادهٔ حضرت حق دارای قدرت تسخیر و تصرف هستند، اما تصرف و تأثیر حضرت حق به ذات است. تصرف الهی، تسخیر الهی و تأثیر الهی ذاتی است؛ زیرا خداوند صمدیت بالذات دارد. از همین رو، چون وجود حضرت حق نامتناهی است، تصرفات او در عالم هستی نیز متناسب با نحوهٔ وجود او، اطلاقی و نامحدود خواهد بود.

  •  نسبت میزان تصرف با نحوهٔ وجود:

هر موجود صاحب تصرفی، به اندازهٔ نحوهٔ وجود خود تصرف می‌کند. چون وجود حضرت حق نامتناهی و مطلق است، تأثیر، تصرف و تسخیر او نیز اطلاقی و نامتناهی خواهد بود. خداوند در هر شیء تصرف کرده و به هر چیزی احاطه دارد. آفرینش عالم نمونه‌ای روشن از تصرف حضرت حق است؛ هر انشاء، هر ایجاد و هر ایجاب، مصداقی از تصرف الهی به شمار می‌آید.

  • مراتب تصرف الهی بر اساس اسماء الهی:

خداوند با هر اسمی از اسماء خود، نحوه‌ای خاص از تصرف در عالم انجام می‌دهد. با اسم «رازق» گونه‌ای از تصرف در رزق محقق می‌شود، با اسم «علیم» نحوه‌ای از تصرف علمی، و با اسم «خالق» یا «آفرین» گونه‌ای دیگر از تصرف در هستی صورت می‌گیرد. هر اسم الهی شیوه‌ای خاص از تصرف حضرت حق در عالم هستی و در شئون مخلوقات است، و خداوند به تعداد اسماء خویش در عالم تصرف می‌کند.

  •  فاعلیت الهی و نقش اراده :

در همهٔ انواع تصرفات الهی، ارادهٔ حضرت حق فاعلیت دارد. فاعلیت خداوند، فاعلیتی بالاراده است. خداوند با ابزار کار انجام نمی‌دهد، بلکه تأثیرگذاری، تسخیر و تصرف الهی تماماً با اراده تحقق می‌یابد. «إِنَّمَا أَمْرُهُ إِذَا أَرَادَ شَیْئًا أَنْ یَقُولَ لَهُ کُنْ فَیَکُونُ». فاعلیت الهی از سنخ انشاء و ایجاد است و هر تغییر، تدبیر و تصرفی با ارادهٔ ذاتی و فعلی حضرت حق انجام می‌شود.

  • لطافت تصرف الهی و عدم ادراک حسی و عقلی:

تصرف الهی امری بسیار لطیف است؛ نه محسوس است و نه ملموس. تصرفات الهی با حواس و حتی با عقل حصولی قابل ادراک نیستند، بلکه از سنخ وجودند. انسان تا زمانی که نمونهٔ تصرفات را در نفس خویش به صورت حضوری درک نکند، نمی‌تواند متوجه تصرفات الهی در عالم شود. اگر انسان تصرف نفس خود در بدن را ادراک کند، می‌تواند تصرف خداوند در عالم را نیز بفهمد، لمس کند و شهود نماید.

  • جلال و جمال در تصرفات الهی:

تصرفات الهی هم جلالی هستند و هم جمالی. خداوند با جلوهٔ اسماء جلالی خود نوعی از تصرف را اعمال می‌کند و با اسماء جمالی خود نحوه‌ای دیگر از تصرف را. بنابراین، مجموع تصرفات حضرت حق دارای دو هویت جلالی و جمالی است و بر اساس اسماء الهی تحقق می‌یابد.

  • تصرف در مراتب ادراکی انسان:

خداوند با اسم «علیم» در عقل انسان تصرف می‌کند، با اسم «حکیم» در اجسام و ابدان تصرف می‌نماید و با اسم «مصوّر» در خیال انسان صورت‌سازی می‌کند. تصرف در خیال، وهم، عقل و شعور روح از مراتب مختلف تصرف الهی است. افزون بر این، تصرف در اصل روح نیز تحقق می‌یابد؛ گاهی تصرف در شعور روح و گاهی تصرف در کلیت روح، تا آنجا که روح تحت قبض کامل قرار می‌گیرد.

  • تصرف الهی در قوای حسی:

خداوند گاهی در بینایی انسان تصرف می‌کند و نور چشم را می‌گیرد، گاهی در شنوایی تصرف کرده و قوّهٔ سمع را سلب می‌نماید، گاهی در لامسه، ذائقه یا شامه تصرف می‌کند. این تصرفات حسی، جلوه‌هایی از تصرف حضرت حق در قوا و شئون وجودی انسان هستند.

  • تصرف قلبی و القای معارف:

القای معارف قلبی، دریافت حقایق، وحی قلبی و انزال معانی کلی از مصادیق روشن تصرف الهی در قلب و عقل انسان است. ایجاد صور در خیال، تصرف در قوهٔ خیال به شمار می‌آید و این امور همگی نشانه‌های حضور و فاعلیت حضرت حق در مراتب وجودی انسان هستند.

  • هدایت‌محوری تصرفات الهی:

تصرف الهی در عالم، دارای هویت هدایتی است. خداوند برای هدایت خلق در اشیاء و نفوس تصرف می‌کند، نه از سر سرگرمی یا بی‌هدف. تصرفات الهی همواره در مسیر هدایت انسان‌ها تحقق می‌یابد.

  • تصرف انسان کامل از مجرای خیال:

انسان می‌تواند از طریق تصرف در خیال، در اجسام خارجی تأثیر بگذارد. انسان‌هایی که قوّت می‌یابند، می‌توانند با انشای صور خیالی در نفس خود، در بدن‌ها و اشیاء خارجی تصرف کنند. این قاعده، اساس بسیاری از علوم غیر متعارف و آنچه به علوم غریبه معروف است، می‌باشد. تصرفات انبیا و اولیا نیز عمدتاً از مجرای خیال صورت می‌گیرد.

  • تصرف اولیای الهی به اذن الهی:

تمامی کرامات انبیا و اولیا، از سنخ تصرفات هستند و هیچ تصرفی بدون اذن و ارادهٔ الهی تحقق نمی‌یابد. سیر دادن خیال انسان‌ها در عالم مثال، سیر دادن عقل در عالم معانی، و سیر دادن قلب در باطن اشیاء، همگی جلوه‌هایی از تصرف اولیای الهی به اذن خداوند است.

  • قدرت ذاتی و حقیقت نفوذ:

تمام اقسام تصرفات بر اساس ارادهٔ ذاتی و قدرت ذاتی الهی انجام می‌شود. قدرت ذاتی به معنای نفوذ است و از اسماء ذاتی حضرت حق به شمار می‌آید. این قدرت در همهٔ تصرفات الهی ظهور و بروز دارد.

  • تجرد نفس و قاعدهٔ تصرف:

ماده نمی‌تواند در ماده تصرف ذاتی داشته باشد، بلکه مجرد می‌تواند در مجرد و در ماده تصرف کند. اینکه نفس انسان می‌تواند بدن را تحت اختیار و ارادهٔ خود درآورد، نشانهٔ آن است که نفس انسان مادی نیست، بلکه هویتی مجرد دارد. یکی از دلایل تجرد نفس ناطقه، همین تسخیر و تصرف در بدن است.

  • شناخت نفس و شناخت رب:

نفس انسان نه ‌تنها در بدن، بلکه در خیال، وهم، عقل و قلب خود نیز تصرف دارد و این مراتب، نشانهٔ تجرد و احاطهٔ ذاتی نفس است. همان‌گونه که نفس انسان با احاطهٔ ذاتی در مراتب خویش تصرف می‌کند، خداوند نیز در تمام عوالم هستی به صورت مطلق تصرف می‌کند. مضمون عمیق «من عرف نفسه فقد عرف ربه» ناظر به همین حقیقت است؛ کسی که تصرف ذاتی نفس را بشناسد، تصرف حضرت حق را در عوالم هستی خواهد شناخت و آن را درک و شهود خواهد کرد.