خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین نسبت حضرت فاطمه زهرا (ع) با اسماءالله اختصاص دارد و بر این اصل بنیادین استوار است که تدبیر و مدیریت عالم هستی از مسیر اسماء الهی انجام میشود. خداوند عالم را با اسماء خود اداره میکند و هر حادثه، فعل، حال، تأثیر و تأثر در عالم، تجلی یکی از اسماء الهی است. نسبت مخلوقات با خداوند، نسبت تجلی و ایجاد است و روابط موجودات با یکدیگر نیز بر پایه روابط اسمایی شکل میگیرد. بنابراین، تار و پود هستی کاملاً اسمایی است.
در این چارچوب، جایگاه حضرت زهرا (ع) تبیین میشود؛ ایشان تجلی اعلی اسم جامع الهی بوده و نسبت خاصی با خداوند، ائمه علیهمالسلام و کل عالم هستی دارند. حضرت زهرا (ع) حجت بر ائمه و محور وجودی آنان معرفی میشوند و عالم هستی بهعنوان تجلی روحی و انشایی حضرت زهرا (ع) تفسیر میگردد. اهلبیت (ع) مظاهر مستقل اسم «الله» هستند و هر اثر وجودی به صورت استقلالی از ذات الهی و به طور بالعرض به ایشان نسبت داده میشود.
حقیقت وجودی حضرت زهرا ریشه در روح پیامبر اکرم (ص) دارد و این پیوند، پیوند ولایی است. از همین منظر، لیلهالقدر به حقیقت فاطمی تفسیر میشود و حضرت زهرا (ع) بهعنوان مظهر اسماء باطنی، مکنونه و مستأثره الهی شناخته میشوند.
تسبیحات حضرت زهرا (ع) بهمثابه برنامهای کامل برای سیر و سلوک توحیدی معرفی میگردد که جامع حمد، تنزیه و توحید است. در این ذکر، ابتدا حمد بیان میشود، سپس تنزیه حمد، و نهایتاً تکبیر که بیانگر فراتر بودن خداوند از هرگونه توصیف است. در ادامه، حضرت زهرا (ع) بهعنوان انسان کامل، مجمعالبحرین، و جامعه غیب و شهود معرفی میشوند؛ شخصیتی که هم در ساحت تکوین و هم در ساحت تشریع حضور دارد و ارتباط او با عالم هستی از مسیر شریعت سامان مییابد. افعال معصومان (ع)، از جمله افعال حضرت زهرا، تبیین سنتهای الهیاند و جنبه شخصی ندارند. در نهایت، بر این نکته تأکید میشود که حقیقت انسان به روح اوست نه بدن و جنسیت. روح حضرت زهرا (ع) فراتر از زن و مرد بودن است و صفات انسانی به ساحت روحانی ایشان تعلق دارد، در حالی که ویژگیهای جنسیتی مربوط به بدن است.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
محتوا در ارتباط با حضرت زهرا (س) و نسبت آن حضرت با اسماءالله است؛ که نتایج نورانی و بسیار عمیقی در باب شناخت حضرت زهرا (س) و جایگاه اسماء الهی در نظام هستی را روشن میسازد.
- اسماءالله؛ شیوه تدبیر و مدیریت الهی عالم:
روش خداوند در عالم هستی، همان اسماءالله است. مدیریت عالم هستی با اسماء الهی صورت میگیرد. خداوند متعال با هر اسمی از اسماء خود، نحوهای خاص از تدبیر عالم را اعمال میکند. شیوه انسانپروری خداوند نیز اسماءالله است و روش تدبیر عالم، چیزی جز جریان اسماء الهی نیست. در حقیقت، خداوند با نظر و توجه به اسماء خویش، عالم را مدیریت میکند. او «ربّ العالمین» است؛ یعنی ربوبیت الهی با تکیه بر اسمائی است که در مقام الوهیت حضور دارند. از همین رو در آیه شریفه میفرماید: «الحمد لله ربّ العالمین».
- اسم «الله»؛ اسم جامع و محور ربوبیت:
«الله» اسمی است که جامع جمیع اسماء و صفات الهی است. ربوبیت خداوند نسبت به عالم، از ناحیه همین جامعیت اسمی تحقق مییابد. خداوند به اعتبار اسم «الله»، عالم را تدبیر و مدیریت میکند. پس هر اسم الهی، نحوهای از تدبیر عالم هستی است و تدبیر عالم، از مجاری و مسیرهای اسماءالله اعمال میشود. اسماء الهی، شیوه حقتعالی برای اداره و مدیریت وجود هستند و در حقیقت، نقشهای گوناگون اعمال مدیریت الهی به شمار میآیند.
- اسماءالله؛ حقیقت تقدیر عالم هستی:
تقدیر عالم هستی، با اسماءالله تحقق مییابد. خداوند با اسماء خود، عالم را مقدّر میسازد. از یک سو اسماء الهی بینهایت هستند و از سوی دیگر، افعال، حوادث و احوال انسانها نیز بینهایتاند.
تمام احوال انسانها، تمام افعال انسانها و تمام حوادث زندگی، بیانکننده اسماء الهیاند. هر حادثهای، هر فعلی و هر حالی، ظهوری از اسماءالله است. هر نوع تأثیرپذیری و هر نوع تأثیرگذاری در عالم، در واقع بر اساس اسماء الهی تحقق مییابد.
- نسبت موجودات، انسانها و روابط عالم با اسماء الهی:
نسبت ما با وجود، همان نسبت اسمایی است. نسبت ما با خداوند، اسماءالله است. نسبت مخلوقات با یکدیگر نیز روابط اسمایی است. رابطه مخلوقات با خداوند، رابطه تجلی و ایجاد است، و تمام روابط بین موجودات عالم، در حقیقت روابط مبتنی بر اسماء الهیاند. مراتب مختلف عالم هستی به واسطه اسماءالله شکل میگیرد و مظاهر هر مرتبه، با اسماء الهی رابطهای ایجادی، اشراقی، تدبیری و احاطی دارند. در نتیجه، تمام شاکله عالم هستی با اسماء الهی قوام یافته است.
- ضرورت تبیین نسبت حضرت زهرا(س) با حق، خلق و ائمه:
بر همین اساس، لازم است نسبت حضرت زهرا (س) با خداوند متعال تبیین شود و همچنین نسبت آن حضرت با مخلوقات و با ائمه اطهار (ع) روشن گردد. خود حضرت زهرا سلاماللهعلیها، هم نسبت خویش را با حق مشخص میکنند، هم نسبت خود را با ائمه، و هم نسبت خود را با عالم هستی.
- نسبت حضرت زهرا(س) با خداوند و جایگاه الهی ایشان:
حضرت زهرا (س) نسبت خود را با حقتعالی چنین تبیین میکنند که ایشان تجلی اعلی و حقیقت اعلای الهی هستند. جایگاه ایشان، جایگاهی است که در آن، ظهور عالی اسماء و صفات الهی تحقق یافته است.
- نسبت حضرت زهرا(س) با ائمه و مفهوم «حجت بودن»:
نسبت حضرت زهرا (س) با ائمه اطهار (ع) آن است که ایشان حجت بر ائمه هستند. یعنی همانگونه که ائمه، حجت خدا بر خلقاند، حضرت زهرا (س) حجت خداوند بر ائمه محسوب میشوند. با این بیان، هم نسبت ایشان با خداوند روشن میشود و هم نسبت ایشان با ائمه معصومین (ع) معنا میگردد.
- نسبت حضرت زهرا(س) با عالم هستی و حقیقت تجلی عالم:
حضرت زهرا (س) نسبت خود را با عالم هستی نیز بیان میکنند؛ به این معنا که عالم، تجلی روحی حضرت زهرا و ظهور حقیقت فاطمی است. در عالم وجود، «ما سویالله» چیزی جز تجلی اسماء الهی نیست. تمام آثار وجودی، استقلالاً از ذات الهی صادر میشوند و اهلبیت علیهمالسلام مظاهر اسم جامع «الله» هستند. بنابراین، هر اثر وجودی در اصل از خداوند است و بهصورت عارضی و بالعرض، به ائمه و اهلبیت نسبت داده میشود. از این منظر، عالم هستی، تجلی روح انشائی حضرت زهرا سلاماللهعلیه است.
- ریشه حقیقت حضرت زهرا(س) در روح رسول خدا(ص):
اصل حقیقت حضرت زهرا (س)، ریشه در روح رسول خدا صلیاللهعلیهوآله دارد. پیامبر اکرم، صاحب ولایت مطلقه است و آغاز ولایت اطلاقی به ایشان بازمیگردد. ارتباط حضرت زهرا (س) با رسول خدا، ارتباطی ولایی است و این ارتباط، نسبتی خاص و بسیار دقیق دارد که نیازمند تبیین عمیق و جزئی است.
- حقیقت شب قدر و جایگاه فاطمی:
شب قدر در حقیقت، همان فاطمه زهرا (س) است. حقیقت شب قدر، حقیقت فاطمی است. حضرت زهرا (س) حجت بر ائمه الهی هستند و محور همه ائمه، وجود مقدس ایشان است. همه ائمه (ع) حول محور حقیقت فاطمی معنا مییابند و از این جهت، جایگاه حضرت زهرا (س)، جایگاهی محوری در نظام ولایت است.
- اشاره به تسبیحات حضرت زهرا(س) بهعنوان سرّ سلوک:
تسبیحات حضرت زهرا (س)، امری عادی و صرفاً لفظی نیست، بلکه سرّی عمیق و برنامهای کامل برای سیر و سلوک انسان به سوی خداوند است. این تسبیحات، حاوی حمد الهی، تنزیه الهی و بیان حقیقت توحید است و همه این معارف، در قالب ذکری جامع و اسمایی متجلی شدهاند.
- تنزیه الهی و عدم امکان توصیف ذات حق:
تنزیه، به معنای منزهدانستن خداوند از هرگونه توصیف است. خداوند منزه از آن است که به وصف درآید، بلکه خود اوست که باید خویشتن را توصیف کند. ذکر «الله اکبر» نیز به معنای توصیف خداوند نیست، بلکه بیان این حقیقت است که خداوند بزرگتر از آن است که وصفپذیر باشد. اگر چیزی قابل توصیف باشد، محدود و معین میگردد، در حالی که ذات نامتناهی، قابل توصیف نیست. بنابراین، خداوند فراتر از هرگونه تعریف و تحدید لفظی است.
- جایگاه تسبیحات حضرت زهرا(س):
در ارتباط با تسبیحات حضرت زهرا (س)، نیاز به محتوایی مستقل و جداگانه وجود دارد؛ زیرا این اذکار، صرفاً الفاظ معمولی نیستند، بلکه ناظر به معارف عمیق توحیدیاند.
خود نام «زهرا» به معنای نوری است که از ناحیه حقتعالی صادر شده است. نام «فاطمه» ذکر و سرّ است؛ سرّی که دلالت بر خاموشکننده بودن آتش جهنم دارد. واژه «فاطر» نیز از اسماء الهی است و میان اسم «فاطر» و نام «فاطمه» سلاماللهعلیها نسبتی عمیق و معنوی برقرار است.
- نسبت اسم «فاطر» با حقیقت فاطمی:
ندای «یا فاطر» و «یا فاطمه» از حیث معنایی با یکدیگر مرتبط هستند. حقیقت فاطمی، با اسم «فاطر» نسبت دارد و از این جهت، حضرت زهرا (س) دارای جایگاهی اسمایی در نظام الهی است. بهترین شکل برقراری ارتباط معنوی با حضرت زهرا سلاماللهعلیها، بهویژه در ایام فاطمیه، توجه به همین حقیقت اسمایی و روحانی ایشان است.
- حضرت زهرا(س) بهعنوان «لیله» و مظهر اسماء باطنی:
حضرت زهرا سلاماللهعلیها را «لیله» مینامند، زیرا مظهر اسماء باطنی الهی هستند. ایشان مظهر اسماء مستأثره، مکنونه و مخزونه الهیاند. کاملترین مظهر اسماء الهی در عالم هستی، وجود مقدس حضرت زهرا (س) است. اسماء الهی هم در حوزه فردی تجلی دارند و هم در حوزه جمعی؛ هم در نظام تکوین ظاهر میشوند و هم در نظام تشریع.
- تجلی اسماء الهی در انسان کامل:
اسماء الهی در حوزه انسانی، در انسان کامل تجلی مییابند و در انسان کامل، غلبه با تجلی اسماء الهی است. تمام افعال انسانهای کامل، بیان سنتهای الهی است. هر فعلی که از ائمه معصومین (ع) صادر میشود، جلوهای از سنتهای الهی است، نه صرفاً رفتاری شخصی. صلح ائمه، جهاد ایشان، کمک به فقرا، تبلیغ دین و هدایت انسانها، همگی از سنن الهیاند که از طریق افعال معصومین جلوهگر میشوند.
- افعال حضرت زهرا(س) بهعنوان تبیین سنتهای الهی:
همه حرکات حضرت زهرا (س)، بیان و تبیین سنتهای الهی است. تبیین دین و تبلیغ آن، سنت الهی است. هدایت انسانها نیز سنت الهی به شمار میآید. بنابراین، افعال معصومین باید از منظر تبیین و نشر سنتهای الهی فهم و تفسیر شوند. ریشه و اساس همه سنتهای الهی، حکمت الهی است و حکمت الهی نیز مبتنی بر حقیقت است؛ حقیقتی که به ذات الهی بازمیگردد.
- انسان کامل؛ مجمعالبحرین غیب و شهود:
تمام ظرافتهای عالم هستی در حقیقت اسماء الهیاند. انسان کامل، کاملترین مرتبه وجودی در عالم را داراست و در تعبیر عرفا، «مجمعالبحرین» است؛ یعنی جامع دو دریاست: غیب و شهود.
انسان کامل هم با عالم غیب ارتباط دارد و هم با عالم شهود؛ هم با خالق مرتبط است و هم با مخلوقات. از این رو، او جامع امکان و وجوب است؛ هم جنبه خلقی دارد و هم جنبه ربانی.
- جامعیت وجودی حضرت زهرا(س):
حضرت زهرا (س) جامعه غیب و شهود، جامعه امکان و وجوب، و جامعه تکوین و تشریع هستند. ایشان هم با موجودات و نظام تکوین ارتباط دارند و هم با شریعت. ارتباط حضرت زهرا (س) با عالم تکوین، از مسیر شریعت تنظیم میشود. شریعت، دروازه ورود به عالم تکوین است و حضرت زهرا (س) از مجرای شریعت با مراتب غیب و شهود در ارتباط اند.
- نقش انسان کامل در ارتباط انسان با عالم هستی:
ارتباط ما با عالم هستی، از مجرای روح انسان کامل برقرار میشود. حتی ارتباط با نازل ترین مراتب عالم وجود، از مسیر روح معصومین (ع) صورت میگیرد. از اینرو، اهلبیت (ع) کاملترین جایگاه وجودی را در عالم دارا هستند و جامعه تمام طرق هدایت به سوی خداوند محسوب میشوند.
- جامعه بودن حضرت زهرا(س) نسبت به همه طرق هدایت:
همه مسیرهای هدایت، به انسان کامل ختم میشود. زهد، معرفت، خدمت به مردم، تفکر، احسان به خلق و ایمان، همگی طرق هدایتاند و انسان کامل، جامعه همه این طرق است. ارواح معصومین، مجاری هدایت هستند؛ آنان مسیرها را در دلها القا میکنند، راهها را میگشایند و مبانی تکوینی هدایت را پرورش میدهند. حضرت زهرا (س)، جامعه همه طرق معنوی و مسیرهای هدایت انسانیاند.
- حقیقت انسان و نسبت روح و جنسیت:
انسانیت انسان، به جسم او نیست، بلکه به روح اوست. جسم انسان حقیقت انسان نیست. جنسیت مربوط به بدن است و حقیقت انسان، جنسیت ندارد. روح حضرت زهرا (س) نه مرد است و نه زن؛ جنسیت مربوط به بدن ایشان است، نه به حقیقت روحانی آن حضرت. صفات انسانی، مربوط به روح حضرت زهرا (س) و جنبه بدنی، ناظر به بُعد بشری ایشان است. انسان از جهت بدن، بشر است و از جهت روح، انسان.