آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • جایگاه و هویت علم در نظام ادراکی

جایگاه و هویت علم در نظام ادراکی

خلاصه محتوا:

در این محتوا، ماهیت علم و ادراک به مثابه بنیاد همه فضیلت‌ها و سرچشمه حیات حقیقی انسان بررسی می‌شود. با استناد به بیانات امیرالمؤمنین (ع)، علم را اساس و غایت تمام فضائل معرفی می شود؛ زیرا علم منشأ شرافت، سلطنت، احاطه، تسخیر و تبعیت در نظام وجودی انسان است. عالم زنده است، زیرا علم ریشه در حیات دارد؛ جاهل مرده است، چرا که فاقد این حیات معنوی است. 

علم به انسان کمال، وسعت وجودی، تعالی و بسط روح می‌دهد و روح را در باطن هستی به سیر می‌برد. بنابراین، هر چه انسان عالم‌تر شود، کامل‌تر و وسیع‌تر می‌گردد و به مبدا خیرات نزدیک‌تر می‌شود. علم صرفاً حقیقتی اعتباری نیست، بلکه واقعیتی تکوینی و جوهری است که ذات انسان را به مرتبه بقاء، آرامش و یقین می‌رساند. 

در بخش‌های بعدی،  به تحلیل انواع هویت‌های علم پرداخته می شود: 

علم هویت سلبی دارد؛ یعنی مجرد از ماده و اعراض است. 

هویت اثباتی دارد؛ یعنی واقعیت‌های خارجی را تثبیت و جایگاه انسان را استوار می‌سازد. 

هویت ثبوتی دارد؛ زیرا درون ذات انسان قرار و بقاء ایجاد می‌کند. 

هویت ازلی و ابدی دارد؛ چون از علیم مطلق صادر شده و جاودانگی به انسان می‌بخشد. 

هویت انشایی و ایجادی دارد؛ زیرا خداوند با علم به ذات خود عالم را انشاء کرده است، پس علم منشأ خلقت و هستی است. 

هویت اتصالی دارد؛ یعنی علم عامل پیوند و ارتباط میان مراتب هستی است. 

هویت تدبیری دارد؛ زیرا تدبیر عالم بر پایه علم الهی انجام می‌گیرد. 

هویت ارتباطی دارد؛ یعنی اساس تمامی روابط تکوینی میان موجودات علم است که ریشه در ادراک دارد. 

در نهایت، علم دارای هویت وجودی است، چون از جوهر وجود است نه از مقوله عرض. 

علم علاوه بر این خصائص، رتبه ‌ساز و درجه ‌ساز است؛ هرچه علم انسان بیشتر شود، وسعت روح و عالم او فزونی می‌گیرد. وسعت وجودی انسان جلوه‌ای از وسعت علم الهی است و علم همچون نور ظلمت را از روح می‌زداید و انسان را در پرتو «الله نور السماوات و الارض» منور می‌سازد. بدین ‌سان، علم نه ‌تنها حیات، شرافت و سلطنت می‌آفریند بلکه اساس خلقت، تدبیر، ارتباط، و نورانیت عالم هستی را تشکیل می‌دهد.

آغاز محتوا:

  •  تبیین جایگاه علم در نظام ادراکی:

امیرالمؤمنین (ع) می‌فرمایند: «العلم أساس الفضائل و غایه الفضائل»؛ یعنی علم اساس همه فضایل و نهایت آنهاست. علم نه‌ تنها ریشه همه کمالات انسانی است بلکه غایت آن نیز محسوب می‌شود. در جای دیگر فرموده‌اند: «العلم سلطان»؛ علم سلطنت دارد و برای انسان شرافت می‌آورد. انسانِ عالم شریف است، زیرا علم او را سلطان بر دیگران می‌کند؛ علم موجب تسخیر و احاطه بر سایرین می‌شود و انسانِ عالم مرکز تبعیت و فرماندهی دیگران است. پس علم سبب تبعیت، تسخیر، احاطه، سلطنت و شرافت است.

  •  علم، سرچشمه حیات و کمال وجودی انسان:

در حقیقت، با علم است که کمالات و سعادت حاصل می‌شود؛ هر فضیلتی بر پایه علم و ادراک شکل می‌گیرد. علم ریشه در حیات دارد؛ عالم زنده است و جاهل مرده. طالب علم در واقع طالب «حی علیم» است؛ یعنی طالب حیات و معرفت الهی است، زیرا علم ذاتی شرافت دارد. قرآن می‌فرماید: «یرفع الله الذین أوتوا العلم درجات»؛ صاحبان علم دارای درجات و مراتب‌اند. علم برای نفس ناطقه درجه و مرتبه وجودی می‌سازد و اساس همه خیرات و فضایل علم و آگاهی است، چنان‌که همه بدی‌ها و زشتی‌ها از جهل ناشی می‌شود. محبت ریشه در علم دارد و دشمنی در جهل.

  • علم، عامل ارتقاء نفس و وسعت وجودی انسان:

شرافت عالم از جهت علم اوست؛ هرقدر انسان عالم‌ تر گردد، درجات و وسعت وجودی بیشتری می‌یابد. این حقیقت صرفاً قراردادی یا اعتباری نیست، بلکه کمال نفسی است. علم موجب ارتقای وجودی و تعالی روح می‌شود. روح در عالمِ عالم عمق می‌یابد و سیر درونی پیدا می‌کند. روح انسان با علم به عمق و باطن هستی نفوذ می‌کند و حرکت می‌نماید. پس عالم کسی است که در ادراک و باطن عالم سیر دارد؛ هرچه علم افزون‌تر گردد، انسان کامل‌تر شده و مبدأ خیرات می‌گردد، زیرا علم اساس همه خیرهاست. علم حیات روحانی، غذای روح و زندگی معنوی انسان است؛ جاهل در قیاس با عالم مرده است.

  •  علم و مراتب غنا و فقر وجودی:

عالم از جهت علم دارای غناست، در حالی که جاهل فقیر است. فقیر همواره طالب غنی است؛ از این رو جاهل به سوی عالم می‌رود. هرچه علم انسان بیشتر شود، حیات وجودی و روحانی او کامل‌تر می‌گردد. عالم دارای حیات معقول و تجریدی است و آثار وجودی از او صادر می‌گردد.

  •  هویت‌های گوناگون علم:

 الف) هویت سلبی:

علم ماهیتی سلبی دارد؛ یعنی علم مجرد از ماده و اعراض مادی است. علم به ذاتِ خویش از عالم ماده منزه است.

ب) هویت اثباتی:

علم موجب تثبیت واقعیت‌های خارجی و تحکیم آنها می‌شود. علم برای انسان جایگاه، ثبات شخصیت و استحکام وجودی می‌آورد.

ج) هویت ثبوتی:

علم سبب قرار، آرامش و بقاء در ذات انسان می‌شود؛ به واسطه علم، انسان ثبات، یقین و آرامش می‌یابد و جاودانه می‌گردد.

د) هویت ازلی و ابدی:

علم از علیمِ مطلق صادر شده، پس ازلی و ابدی است؛ علم به انسان جاودانگی می‌بخشد و او را در مقام بقاء قرار می‌دهد. هرچه انسان عالم‌تر شود، جاودانه‌تر می‌گردد.

هـ) هویت انشایی و ایجادی:

علم منشأ انشاء و آفرینش عالم است. خداوند به واسطه ادراک ذات خویش مراتب عالم را ایجاد می‌کند. محتوای ذات الهی علم و درک است و همان ادراک ذات خود عین ادراک عالم می‌باشد. پس با علم ذات خود را می‌شناسد و بر اساس همان شناخت، عالم را انشاء می‌کند. علم سبب ایجاد مخلوقات و مراتب وجودی است و محتواى ذات حق علم محض است.

و) هویت اتصالی:

علم عامل ایجاد پیوستگی و ارتباط میان مراتب هستی است. عوالم وجودی دارای ارتباط و سنخیت‌اند و این اتصال بر پایه علم بنا شده است. خداوند به واسطه علم ذاتی خود ارتباط میان موجودات را انشاء می‌کند.

ز) هویت تدبیری:

مدیریت و تدبیر عالم بر اساس علم الهی است. خداوند پیش از ایجاد عالم، برنامه آفرینش و تدبیر را بر پایه علم خویش تعیین کرده است. از این رو «رب»، «مدبر» و «مدیر» عالم است و علم نقش تدبیری در نظام هستی دارد.

ح) هویت ارتباطی:

تمام روابط تکوینی در عالم بر پایه علم و ادراک است. علم رابطه‌ساز است و آغاز هر ارتباط از ادراک ذات خویش شروع می‌شود. خداوند با درک ذات خود، ارتباط خویش با عالم آغاز می‌کند و نفس انسانی نیز با ادراک ذات خویش ارتباطش با خود و دیگران تحقق می‌یابد. پس علم بنیاد روابط و پیوندهای تکوینی موجودات است.

ط) هویت وجودی:

علم، نحوه‌ای از وجود است؛ نه کیفیت و نه عرض، بلکه جوهر و واقعیت نفسی دارد. چون خداوند علم را انشاء کرده است، علم نوعی وجود است و از سنخ هستی می‌باشد، نه امری اعتباری یا قراردادی.

  •  علم، رتبه ‌ساز و درجه ‌ساز وجودی:

علم دارای خاصیت رتبه‌ سازی است؛ «العلم درجات». علم برای نفس ناطقه درجات و مراتب وجودی ایجاد می‌کند. هرچه علم گسترده‌تر شود، وسعت نفس و عالم او نیز بیشتر می‌گردد. وسعت علم حق منشأ وسعت عالم است و همان‌طور که گستردگی عوالم نشانگر وسعت علم الهی است، وسعت نفس انسان نیز به اندازه‌ی وسعت علم اوست. ادراک امری درونی است و بر همین اساس تأکید شریعت بر تعقل، اندیشه و تفکر است.

علم زمینه عقل را فراهم می‌کند و عقل ابزار مدیریت حیات معنوی است. با علم می‌توان زمینه تدبیر را ایجاد کرد و با عقل، زندگی را سامان داد. پس علم پایه‌ای برای مدیریت وجودی انسان است.

  • علم، حقیقت نوری و خروج از ظلمت:

علم نور است. همان‌گونه که در روایت آمده: «العلم نور»، و انسانِ عالم با علم خود از ظلمات جهل و غفلت خارج می‌شود. علم موجب روشنایی روح است و انسان را وارد قلمرو «الله نور السماوات و الارض» می‌کند. علم روح را منور و مبین می‌گرداند و تاریکی از درون او زدوده می‌شود.

در پایان تأکید می‌شود که علم مبدأ همه خیرات، اساس خلقت، موجب جاودانگی، پیوستگی، تدبیر، نورانیت و حیات است.