آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

تعیین اضافهٔ اشراقی در روش معرفت نفس

  • حقیقت نفس و تجلیات آن:

نفس انسان یک حقیقت مجرد و بسیط است؛ یعنی دارای اجزا نیست و بساطت دارد، اما دارای تجلیات و جلوه‌هاست. بنابراین، نفس اجزا ندارد، بلکه تجلیات دارد. این تجلیات در درون ذات نفس هستند.

  • صور علمی و ادراکی به‌عنوان ظهور نفس:

این تجلیات، ذاتی، علمی و ادراکی‌اند؛ یعنی صور علمی هستند و نفس نسبت به آن‌ها فاعلیت دارد و رابطهٔ ایجادی با آن‌ها برقرار می‌کند. این صور، انشای نفس و صادرشده از نفس‌اند. نفس، هم علت ایجادی آن‌هاست و هم علت علمی آن‌ها.

این تجلیات که در درون ذات نفس قرار دارند و نسبت علمی با نفس دارند، جلوه‌های نفس در حوزهٔ ادراک هستند و قائم به نفس‌اند. بنابراین، هم صادر از نفس و ایجادشده به‌وسیلهٔ نفس‌اند و هم قائم به نفس و باقی به بقای نفس هستند. نفس با این تجلیات معیت دارد و در آن‌ها حضور دارد.

این معیت، معیت وجودی و قیومی است؛ یعنی قوام و بقای آن صور مجرد، به وجود نفس وابسته است. این‌ها ظهورات علمی نفس‌اند و از این ظهورات علمی با عنوان «اضافهٔ اشراقی» تعبیر می‌شود. این امور، اضافهٔ اشراقی نفس‌اند؛ یعنی اشراق و تجلی نفس هستند.

به بیان دیگر، ادراکات و صور ادراکی، در حقیقت خودِ اشراق نفس‌اند. این ادراکات و صور ادراکی، نسبت‌های وجودی و نسبت‌های علمی هستند. نسبت، در برابر ذات قرار دارد؛ بنابراین، این امور نسبت‌هایی برای ذات یا نفس‌اند. این نسبت‌های علمی، اشراق نفس و تابع نفس هستند و ازاین‌رو، اضافهٔ اشراقی به شمار می‌روند.

  • احوال، صفات و ملکات نفس:

در واقع، این‌ها تجلیات نفس هستند؛ نسبت‌هایی که قائم به یک ذات، یعنی نفس ناطقهٔ انسانی، هستند. این امور به یک ذات واحد قائم‌اند و تجلیات نفس محسوب می‌شوند.

صور ادراکی نفس، اضافهٔ اشراقی نفس‌اند. همچنین احوال، صفات و ملکات نفس نیز اضافهٔ اشراقی نفس هستند؛ مانند ایمان، یقین، معرفت، حضور، خشوع، صدق و تمام فضایل اخلاقی. همهٔ این صفات، از نفس صادر می‌شوند و قائم به نفس‌اند و وجود علمی دارند.

تمام ادراکات نفس که اضافهٔ اشراقی نفس‌اند، در حقیقت چیزی جز نسبت نیستند. ذات فقط یکی است و آن نفس است؛ غیر از ذات، همه‌چیز نسبت است. بنابراین، همهٔ ادراکات، نسبت، اضافه و اشراق نفس‌اند و ازاین‌رو اضافهٔ اشراقی محسوب می‌شوند.

این امور وجود علمی دارند و حضور وجودی در نفس دارند. با توجه ایجادی نفس، از بطون و نهفتگی به ظهور می‌رسند. ملکات و فضایل نفس نیز اضافهٔ اشراقی نفس‌اند، به نفس قائم‌اند و نسبت‌های وجودی نفس به شمار می‌روند؛ یعنی احوال وجودی نفس هستند.

  • میل‌ها، افعال و ظهورات نفس:

امور متعددی که در روح وجود دارد، از جمله میل‌های متعالی و میل‌های سافل، نیز اضافهٔ اشراقی نفس و نسبت‌های وجودی‌اند. مجموعهٔ ادراکات نیز همین‌گونه است.

افعال نفس نیز اشراق نفس هستند. افعال نفس، انفعالات نفس، ملکات نفس و ادراکات نفس، مجموعاً اضافات اشراقی نفس‌اند. این امور به یک حقیقت قائم‌اند و برای خود، هویت مستقل و جداگانه‌ای ندارند؛ بلکه نسبت‌اند. این نسبت، نسبت وجودی است و خودِ این نسبت، اشراق وجودی به شمار می‌رود. بنابراین، نفس به صورت درک، میل، فعل و صفات ظاهر می‌شود.

  • پیوند معرفت نفس و معرفت رب:

این مطلب، نمونه‌ای برای تفسیر معرفت نفس و معرفت رب است. همان‌طور که نفس دارای اضافه‌های اشراقی است، اضافهٔ اشراقی درونی و ذاتی دارد و اضافه‌های اشراقی بیرونی و ذاتی نیز دارد.

بدن و بدن‌های ورزشی، اضافهٔ اشراقی نفس هستند. در عین حال که بدن اضافهٔ اشراقی نفس است، ادراکات نفس، انفعالات نفس و افعال نفس نیز اضافهٔ اشراقی علمی نفس‌اند.

  • اضافهٔ اشراقی در نسبت با حق و عالم هستی:

عالم هستی نیز همین‌گونه است. خداوند یک سلسله اضافه‌های اشراقی در ذات دارد که اسماء و اعیان ثابته از این قبیل‌اند. اسماءالله، احوال ذاتی حق هستند و اعیان ثابته، صور علمی و ادراکی حق و اضافهٔ اشراقی حق‌اند.

عوالم خلقت نیز اضافهٔ اشراقی عینی حضرت حق هستند. یعنی عالم چیزی جز نسبت نیست. کل عالم هستی، نسبت‌های وجودی است؛ بلکه کل عالم هستی یک نسبت وجودی است و آن نسبت، به اصطلاح، تجلی است.

علم و عالم هستی، وجودشان چیزی جز نسبت و تجلی نیست. نسبت، همیشه قائم به یک ذات و صادر از یک ذات است. این همان معنای قیومیت حق است؛ یعنی همهٔ عالم، که یک نسبت وجودی است، به یک ذات واحد قائم است و هیچ‌گونه استقلالی از خود ندارد.

پس نفس به صورت درک، میل، فعل و صفات ظاهر می‌شود و تجلی می‌کند.

گفتارهای مشابه