خلاصه محتوا:
این محتوا ناظر به یکی از لطیفترین و عمیقترین مباحث توحیدی، یعنی تجلی اسماء و صفات الهی است. هر اسم الهی دارای تجلیات متعدد، متنوع و تشکیکی است و این تجلیات هرگز یکنواخت، یکسان و همسطح نیستند.
نخست بیان میشود که یک اسم واحد، مانند «علیم» یا «خبیر»، در مراتب مختلف وجودی یعنی جمادات، نباتات، حیوانات، انسانها و ملائکه، بهگونههای متفاوت تجلی میکند. این تفاوت ناشی از اختلاف ظرفیت، قابلیت، مرتبه وجودی و ابزار ادراک هر موجود است. حتی در میان افراد یک نوع واحد، مانند انسان، تجلیات یک اسم نه از نظر سطح و نه از نظر شکل تحقق، یکسان نیست. سپس توضیح داده میشود که تجلی یک اسم در قوای ادراکی انسان نیز یکنواخت نیست؛ اسم علیم در حواس پنجگانه به صورت ادراک حسی، در خیال به صورت صور خیالی، در عقل به صورت درک معانی کلی و در قلب به صورت ادراک حضوری و شهودی تحقق مییابد. بنابراین، یک اسم واحد در یک حوزه ادراکی واحد نیز به اشکال و مراتب مختلف ظهور میکند.
در ادامه، تفاوت شیوههای افاضه علم الهی تبیین میشود؛ مانند وحی، الهام، تفهیم، تعلیم لدنی و مکاشفه. آیاتی همچون «وَأَوْحی إِلَی النَّحْل»، «وَأَوْحَیْنَا إِلَی أُمِّ مُوسَی»، «فَأَلْهَمَهَا فُجُورَهَا وَتَقْوَاهَا» و «وَعَلَّمْنَاهُ مِن لَدُنَّا عِلْمًا» نشاندهنده تفاوت شکل، محتوا، سطح و رتبه افاضه علم الهیاند. از دیگر نکات اساسی، تفاوت دوام و بقای تجلی اسماء در موجودات مختلف است؛ دولت و حاکمیت یک اسم در جماد، نبات، حیوان، انسان و ملک یکسان نیست. همچنین موطن ظهور اسماء متفاوت است؛ مانند گوش برای سمیع، چشم برای بصیر، خیال برای مصور و عقل برای علیم. ابزار ظهور نیز در انواع مخلوقات متنوع است، ازاینرو نتیجه تجلی، مانند دیدن و شنیدن، شدت و ضعف متفاوت دارد.
بخش مهمی از محتوا به احاطه نفس و نسبت آن با اسماء میپردازد. هر ادراک و هر فعل، نوعی احاطه وجودی نفس است. برخی اسماء دارای احاطه جزئیاند (مانند بصیر نسبت به چشم) و برخی دارای احاطه کلیاند (مانند محیط، مسخر و متصرف که کل بدن را دربر میگیرند). با وجود تفاوت حوزههای پوششی اسماء، احاطه نفس بر اعضا به صورت «بالتسویه» است.
صفات اخلاقی و ملکات روحی انسان نقش تعیینکنندهای در نحوه تجلی اسماء الهی دارند. ادب، تواضع، صبر، ایمان، جود و سایر فضایل، هر یک موجب نوعی خاص از تجلی اسمایی میشوند و علمی که از مسیر هر فضیلت افاضه میگردد، با علم حاصل از فضیلت دیگر متفاوت است. این نکته بهعنوان یکی از شاهکلیدهای اساسی در معارف توحیدی معرفی میشود.
آغاز محتوا:
- ظرافت بحث اسماء و صفات الهی و جایگاه تجلیات اسماء:
از ظریفترین و لطیفترین مباحث توحیدی، بحث اسماء و صفات الهی است؛ زیرا هر اسمی از اسماء حقتعالی دارای تجلیات و ظهورات خاص است و فهم این حقایق، نیازمند دقتی لطیف و نگاهی نورانی میباشد. از مهمترین مباحث معرفتی، توحید است و از لطیفترین ساحتهای توحید، بحث اسماء الهی و بررسی تجلیات آنهاست. بحث تجلیات اسماء، حامل نکات، مکاتب و حکمتهای بسیار مهمی است و هر اسم، احکام ویژه و قواعد مخصوص به خود را در نحوهٔ ظهور داراست.
- تنوع مراتب تجلی یک اسم در موجودات مختلف:
تجلی یک اسم الهی، همواره به یک صورت و در یک سطح تحقق نمییابد، بلکه در انواع، سطوح، درجات و اشکال متفاوت ظهور میکند. به عنوان نمونه، اسم شریف «علیم» یک نحو تجلی در جمادات دارد، نحو دیگری در نباتات، تجلیای متفاوت در حیوانات، صورتی دیگر در انسانها و مرتبهای برتر در ملائکه.
حتی دقیقتر از این، تجلی اسم علیم در میان خود جمادات نیز یکسان نیست، بلکه متناسب با تفاوت ظرفیتها و قابلیّتها، تجلی علم الهی در آنها متفاوت خواهد بود. هر موجودی که در ظاهر به آن «جامد» اطلاق میشود، به نوبهٔ خود ادراکی خاص و سهمی از علم الهی دارد.
- تفاوت ادراک در مراتب نباتی و حیوانی:
همین معنا در عالم نباتات نیز صادق است. تمام گیاهان از یک نحو علم و یک سطح ادراک برخوردار نیستند. انواع گیاهان نسبت به یکدیگر، تجلیات متفاوتی از یک اسم واحد را دارا هستند. اسم «خبیر» نیز در جمادات، نباتات، حیوانات، انسانها و فرشتگان به صورت یکنواخت و همسطح تجلی نمیکند. اصل کلی آن است که تجلی اسماء همواره متنوع است، نه یکنواخت؛ چه از حیث درجه، چه از حیث شکل و چه از حیث نوع ظهور.
- تفاوت اشکال تجلی اسماء زیبایی و علم:
به عنوان مثال، تجلی اسم «جمیل» در گیاهان با تجلی آن در حیوانات متفاوت است و در حیوانات نیز با انسانها تفاوت دارد. حتی در میان افراد یک نوع، مانند جمادات، زیبایی الهی به اشکال متنوع و غیر یکسان ظهور مییابد. این تفاوت، تنها میان انواع نیست، بلکه در یک فرد واحد نیز تجلیات اسماء الهی به صورتهای گوناگون و متعدد تحقق مییابد.
- اختلاف درجات تجلی اسم علیم در افراد انسانی:
وقتی خداوند متعال علم خود را به انسانها افاضه میکند، این علم در میان افراد انسانی در یک درجه و یک رتبه تحقق نمییابد. عمق و سعهٔ علم الهی که در افراد افاضه میشود، متفاوت است و دارای سطوح گوناگون میباشد. افزون بر تفاوت درجات، شکل تجلی اسم علیم نیز در میان انسانها متنوع است. تفاوت در اسم علیم، تنها به شدت و ضعف علم محدود نیست، بلکه به تنوع شیوهٔ القای علم نیز بازمیگردد.
- اشکال گوناگون القای علم الهی:
تجلیات اسم علیم در برخی افراد انسانی به صورت القای معانی کلی است، در برخی دیگر به شکل ادراکات حضوری، در گروهی به صورت مکاشفات صوری و در برخی دیگر به شکل مکاشفات معنوی تحقق مییابد. این تفاوتها هم از جهت شیوهٔ القا و هم از جهت محتوای علم است. بنابراین حتی در افراد یک نوع، تجلیات یک اسم الهی هم از نظر شکل و هم از نظر رتبه، کاملاً متنوع و غیر یکنواخت است.
- تفاوت تجلی یک اسم در قوای ادراکی انسان:
نکتهٔ دقیق دیگر آن است که تجلی یک اسم واحد در قوای متعدد ادراکی انسان نیز یکسان نیست. برای مثال، اسم علیم در همهٔ قوای ادراکی انسان حضور دارد، اما در هر قوه به شکلی خاص ظهور میکند. در قوای حسی، اسم علیم به صورت پنج نوع ادراک حسی ظهور مییابد: لامسه، ذائقه، شامّه، سامعه و باصره. در قوهٔ خیال، به صورت صور خیالی تجلی میکند. در عقل، به شکل ادراک معانی و معقولات ظاهر میشود و در ادراک قلبی، به صورت ادراک حضوری ذات اشیاء تجلی مییابد.
- یگانگی اسم و کثرت ظهور در یک حوزهٔ ادراکی:
در یک حوزهٔ واحد ادراکی، با وجود وحدت اسم، اشکال ظهور و مراتب تجلی متکثر است. ادراک حسی، خیالی، عقلی و شهودی، همگی در یک نظام ادراکی واحد قرار دارند، اما اسم واحد در هر یک از این مراتب، صورتی خاص و مرتبهای متفاوت مییابد. از اینرو، هم شکل تجلی اسم متفاوت است و هم رتبه و سطح تجلی آن، حتی در یک حوزهٔ واحد.
- تفاوت تجلی اسم در انواع وجودی:
تجلّی یک اسم در انواع مختلف اعم از جمادی، نباتی، حیوانی، انسانی و ملکی نیز همواره به یک صورت و یک شیوه نیست. علمی که خداوند به جمادات میبخشد، نه از نظر سطح و نه از نظر نوع و شیوهٔ القا، همانند علمی نیست که به نباتات، حیوانات، انسانها و ملائکه عطا میکند. این تفاوت، هم در سطح علم، هم در صورت القا و هم در نوع علم مشهود است.
- تفاوت گونههای وحی، الهام و تفهیم:
برای مثال، الهام در نباتات چگونه است؟ علم در جمادات به چه نحو القا میشود؟ معرفت در حیوانات از چه طریقی افاضه میگردد؟ آیهٔ «وَأَوْحَىٰ رَبُّکَ إِلَى النَّحْلِ» یک نوع القای علمی را نشان میدهد و «وَأَوْحَیْنَا إِلَىٰ أُمِّ مُوسَىٰ» نیز القای علم است، اما این دو وحی از لحاظ صورت، سطح و نوع یکسان نیستند.
همچنین «فَأَلْهَمَها فُجُورَها وَتَقْواها» نوعی القای معرفت است و «فَفَهَّمْناها سُلَیْمانَ» یا «وَعَلَّمْناهُ مِن لَّدُنَّا عِلْمًا» هر یک نوعی خاص از افاضهٔ علم الهی را بازگو میکند.
- تنوع سطح، شیوه و نوع علم الهی:
بنابراین، نه علم واحد است، نه شیوهٔ القا یکسان و نه سطح و رتبهٔ معرفت مشابه. در انواع مختلف موجودات، این سه عنصر سطح علم، شیوهٔ القا و نوع معرفت همگی متکثر و متفاوتاند. این قاعده، یکی از اصول اساسی در بحث تجلیات اسماء الهی به شمار میآید.
- تفاوت بقا و دوام تجلی اسماء الهی در مراتب مختلف وجود:
در بحث تجلیات اسماء الهی، یکی از نکات مهم این است که بقا، دوام و پایداری یک اسم الهی در انواع وجودی یکسان نیست. اگر خداوند متعال اسمی از اسماء خود، مانند اسم علیم یا اسم جمیل، را در موجودی متجلی سازد، دوام و استمرار آن تجلی در مراتب مختلف اعم از جمادی، نباتی، حیوانی، انسانی و ملکی یکسان نخواهد بود. به تعبیر دیگر، مدت حاکمیت و دولت یک اسم در موجودات مختلف، تفاوت دارد و این تفاوت امری حقیقی و مبتنی بر ظرفیت وجودی هر مرتبه است.
- تفاوت موطن ظهور اسماء الهی در موجودات:
اصل دیگر آن است که موطن ظهور اسماء الهی در انواع مختلف یکسان نیست. هر اسم الهی موطنی خاص برای ظهور دارد.
به عنوان مثال، موطن ظهور اسم سمیع گوش است، موطن اسم بصیر چشم است، موطن اسم مصور قوهٔ خیال است و موطن اسم علیم قوهٔ عاقله میباشد. بنابراین، هر اسم الهی، موطن ویژهای برای تجلی دارد و این مواطن نه یکساناند و نه یکنواخت.
- تفاوت ابزار ظهور یک اسم واحد در انواع مختلف:
علاوه بر آنکه هر اسم الهی موطن خاص خود را دارد، موطن ظهور یک اسم واحد نیز در انواع مختلف موجودات متفاوت است.
برای مثال، اسم سمیع در گوش انسان، حیوان و سایر مخلوقات تجلی میکند، اما ابزار شنوایی در این موجودات یکسان نیست. گوش انسان با گوش حیوان یا دیگر موجودات از حیث ساختار و ظرفیت یکی نیست و همین تفاوت ابزار، سبب تفاوت در نحوه و سطح تجلی اسم سمیع میشود. همین معنا درباره اسم بصیر نیز صادق است. چشم انسان و چشم حیوانات مانند عقاب یا سایر موجودات یکسان نیست و بالتبع دیدنهای حاصل از تجلی اسم بصیر نیز متفاوت است؛ هم از جهت شدت و ضعف و هم از جهت مرتبه و درجه ادراک.
- ظهور اسماء در مواطن گوناگون وجودی:
اسماء الهی برای ظهور، موطن میطلبند و این مواطن میتوانند عوالم مختلفی باشند؛ مانند عالم ماده، عالم مثال یا عالم غیب. هر یک از این عوالم، موطن خاصی برای ظهور اسماء الهی است و درجهٔ ظهور اسم در هر موطن متفاوت خواهد بود. ازاین رو، تفاوت مواطن، خود سبب تفاوت در کیفیت ظهور و تجلی اسم الهی میگردد.
- ارتباط تجلی اسماء با احاطهٔ وجودی نفس:
جلوه دادن هر اسم الهی در هر موطن، نیازمند نحوهای خاص از احاطهٔ وجودی و باطنی است. نفس انسان در شنیدن، نوعی احاطه را اعمال میکند؛ در دیدن، نوعی دیگر؛ در انجام دادن افعال، نحوهای متفاوت؛ و در تخیل نیز احاطهای خاص. هر ادراک، در حقیقت یک نحوه اعمال قدرت و احاطهٔ نفس است. به تعبیر دیگر، احاطهٔ نفس گاهی به صورت ادراک ظاهر میشود و گاهی به صورت فعل و عمل. از این رو گفته میشود که نفس موجودی «محیط و فعال» است.
- جلوههای مختلف احاطهٔ نفس در قوای ادراکی و فعلی:
نفس، دیدن خود را در قوهٔ بینایی، شنیدن خود را در قوهٔ شنوایی، قدرت خود را در دستها و پاها، و تخیل و سرعت خود را در قوهٔ خیال ظاهر میسازد. هر یک از این جلوهها، نوعی اعمال قدرت و احاطهٔ نفس است. قوهٔ صورتگری نفس، که متناظر با اسم مصور است، هم در عالم خیال تحقق دارد و هم در عالم ماده، مانند صورتگری جنین در نطفه. بدین ترتیب، اسم مصور در دو حوزهٔ متفاوت، یعنی حوزهٔ مادی و حوزهٔ مجرد، اثر میگذارد و این خود نشاندهندهٔ دو شکل متفاوت از احاطهٔ نفس است.
- تفاوت حوزهٔ پوشش اسماء الهی:
حوزهٔ پوشش اسماء الهی یکسان نیست. برای نمونه، اسم بصیر حوزهٔ پوشش آن بینایی و چشم است و اسم سمیع حوزهٔ پوشش آن گوش است. در مقابل، اسمهایی مانند اسم متصرف، اسم محیط و اسم مسخر دارای حوزهٔ پوششی گستردهاند و تمام بدن را در بر میگیرند. در حالی که چشم تنها در تسخیر اسم بصیر است و گوش فقط در تسخیر اسم سمیع، کل بدن در احاطه و تسخیر اسمهای محیط، مسخر و متصرف قرار دارد. اسم مصور نیز در بحث صورتگری نطفه، حوزهٔ پوششی وسیعی دارد و تمام بدن را شامل میشود. ازاینرو، حوزههای پوششی اسماء متنوع و غیر یکنواختاند.
- احاطهٔ نفس بر بدن: احاطهٔ بالکل، نه بالجزء:
احاطهٔ نفس بر بدن، احاطهای وجودی و کلی است، نه احاطهای جزئی به تکتک اجزا. به این معنا که نفس بر مجموع بدن احاطه دارد، نه اینکه بر هر جزء ریز به صورت مستقل تمرکز داشته باشد.
برخی اسماء الهی نیز به همین صورت، احاطهای کلی دارند و برخی دیگر، احاطهای جزئی؛ مانند اسم بصیر که نسبت به چشم احاطهای جزئی دارد.
- احاطهٔ بسیط نفس بر تمام اعضا:
احاطهٔ نفس بر بدن، احاطهای بسیط و یکنواخت است؛ یعنی نفس به همان اندازه که بر چشم احاطه دارد، بر گوش، دست، پا، قلب، خیال و سایر اعضا نیز احاطه دارد. این احاطه، از حیث اصل وجودی، تفاوتی میان اعضای بدن قائل نمیشود و همین معنا را احاطهٔ بسیط نفس مینامند.
- تأثیر ملکات اخلاقی در نحوهٔ تجلی اسماء الهی:
از نکات عمیق و اسرارآمیز توحیدی آن است که تجلی یک اسم الهی متناسب با نوع ملکات و خلقیات انسان متفاوت میشود. برای مثال، خداوند متعال به ازای ادب انسانی، نحوهای خاص از تجلی را عطا میکند؛ به ازای صبر، نحوهای دیگر؛ و به ازای سخاوت یا توازن روحی، تجلیای متفاوت رخ میدهد. تفاوت ملکات روحی، به طور مستقیم سبب تفاوت در تجلیات اسمائی میشود.
- تفاوت علوم افاضی بر اساس فضایل انسانی:
دانشی که خداوند به انسانی به خاطر ادب عطا میکند، با دانشی که به خاطر صبر، توازن، ایمان یا سایر فضایل داده میشود، یکسان نیست. هر فضیلت، شاه کلیدی برای نحوهای خاص از افاضهٔ علم الهی است. ازاینرو، علم ناشی از توازن انسان، غیر از علمی است که از صبر یا ایمان حاصل میشود. این نکته، از اساسیترین کلیدهای ورود به مباحث عمیق توحیدی است.