خلاصه محتوا:
امامت، همانند توحید، حقیقتی سرّی و غیرقابل احاطه است؛ زیرا کنه حقیقت امام، همان کنه حقیقت حقتعالی است و شناخت تامّ امام برای غیرمعصوم ممکن نیست. امامت محل ظهور تمام اسماء الهی است و به همین دلیل، سرّ مطلق عالم هستی محسوب میشود. امام کسی است که هیچ موجودی را مستقل از ذات الهی مشاهده نمیکند، بلکه همه اشیا را در ارتباط وجودی با حق و متصل به خزائن الهی میبیند. هر موجود دارای «خط نوری» اتصال به حق است و امام، این خطوط نوری و نسبت هر شیء با اسماء الهی را شهود میکند. همچنین امام، احکام هر مرتبه از وجود را میداند و در عالم تحقق میبخشد؛ ازاینرو رفتارهای ظاهری همچون ازدواج یا گریههای خاص، هر یک مطابق با احکام عوالم مختلف وجودی است. نزول بلاها و مصیبتهای عظیم بر معصومان نه به جهت تطهیر، بلکه برای ارتقای مقامات توحیدی آنان و دریافت تجلیات اسمائی و ذاتی است. هرچه بلا شدیدتر باشد، تجلیات الهیِ بالاتری بر امام نازل میشود. مصیبت کربلا به همین دلیل، اعظم مصائب در کل عالم هستی معرفی شده است. در مقابل، بلاها برای مؤمنان عادی جنبه کفاره و پاککنندگی دارد. تقاضای فرزند توسط انبیا و ائمه، صرفاً ناظر به وراثت معنوی، استمرار توحید و تبلیغ دین است، نه اغراض دنیوی. طهارت مطلق معصومین سبب اطلاق تجلیات الهی برای آنان میشود و تحمل مصائب همراه با رضا و شکر، موجب افاضه کاملترین تجلیات ذاتیه میگردد. در هر زمان، تنها یک امام با ولایت ظاهره وجود دارد؛ زیرا در هر عصر، غلبه با اسمی خاص از اسماء الهی است. تفاضل میان ائمه نیز امری حقیقی است؛ از جمله امام حسین (ع) که به دلیل تحمل جامعترین مصائب، به مقامی دست یافته که هیچ مخلوقی به آن نمیرسد. به همین جهت، «سفینه الحسین» از سایر سفینههای نجات، سریعتر و گستردهتر است. پیامبر اکرم صلیاللهعلیهوآله مزد رسالت را برای خود مطالبه نمیکند، بلکه آن را بهعنوان طریق سلوک امت معرفی مینماید که همان محبت اهلبیت است. در نهایت، قلب هر مؤمن به قلب انسان کامل و امام متصل است و امام، جامع قلوب همه مؤمنان محسوب میشود.
آغاز محتوا:
- سرّ بودن امامت و نسبت آن با توحید:
امامت، سرّ الهی است. همانگونه که توحید سرّ الهی است، امامت نیز سرّ الهی و امتداد سرّ توحید بهشمار میآید. توحید سرّ الهی بود و امامت ادامه و امتداد همان سرّ است. بنابراین، شناخت امام، سرّ است و شناخت حقیقت امام نیز سرّ محسوب میشود. کنه امام شناخته نمیشود؛ زیرا کنه حقیقت امام، در واقع همان ذات حقتعالی است. ازاینرو، امام سرّ الهی است و کسی که با این حقیقت وارد بحث امامت میشود، با بصیرت و چشم باز قدم در این عرصه نهاده است. این نکته، قاعدهای بسیار مهم در بحث امامت است؛ زیرا امامت سرّ الهی و سرّ توحید است. دلیل این سرّ بودن آن است که امامت محل ظهور همه اسماء الهی است. امام، مظهر کامل اسماء الهی است و چون تمام اسرار در اسماء الهی نهفته است و معصومان «نحن اسماء الله» هستند، بنابراین امامت سرّ است و سرّ مطلق عالم هستی بهشمار میآید. سرّ، بهزودی فاش و آشکار نمیشود.
- شهود توحیدی امام و رؤیت اتصال اشیاء به خزائن الهی:
امام کسی است که هیچ شیئی را مستقل از ذات الهی نمیبیند. او هر موجودی را وابسته به ذات حقتعالی مشاهده میکند و هیچ شیئی را منقطع از خزائن خود نمیداند. هر موجودی دارای خزائن است و امام اتصال هر شیء را به خزائن وجودی آن درک میکند. در حقیقت، بین هر موجود و حقتعالی، یک خط نوری برقرار است که همان اسماء الهی هستند و امام این خطوط نوری را مشاهده میکند.
- آگاهی امام به احکام مراتب وجود:
قاعده سوم آن است که امام احکام هر مرتبه از مراتب وجود را میداند و آنها را در عالم تحقق میبخشد. گریه بر امام حسین (ع) از احکام عالم مدّی است و ازدواج نیز از احکام همان مرتبه است. امام بر اساس اقتضای هر مرتبه، عمل میکند؛ از اینرو ازدواج میکند و گریه میکند. امام به احکام اشیاء آگاه است و آنها را رعایت و اجرا میکند.
- فلسفه بلاها و تجلیات الهی برای معصومین
بالاترین بلاها و مصیبتها در عالم هستی بر امامان معصوم نازل میشود. خداوند بهواسطه این بلاها، آنان را از بالاترین تجلیات اسمائی و ذاتی خود بهرهمند میسازد. به ازای هر بلا و مصیبتی که بر معصومان نازل میشود، تجلیات اسمائی و ذاتی نصیب آنان میگردد و هرچه بلا سنگینتر باشد، پاداش نیز عظیمتر است. ازاینرو، کسانی که سختترین مصائب را تحمل کردند، مانند حضرت یحیی و حضرت حسین علیهماالسلام، از تجلیات ذاتی بهرهمند شدند. کسانی که تمام بلاهای عالم را تحمل میکنند، تمامیت تجلیات ذاتی بر آنان القا میشود. نزول مصیبتها برای ائمه، در راستای ارتقای روح و تعمیق توحید آنان است؛ در حالی که نزول بلا برای مؤمنان عادی، بهمنظور تطهیر روح آنان است. در زیارت عاشورا آمده است که مصیبت امام حسین علیهالسلام، اعظم مصیبت در آسمانها و زمین و کل عالم هستی است. بهازای این مصیبت عظیم، پاداشی به نام تجلیات ذاتی از سوی حضرت حق عطا شده است.
- تقاضای فرزند و وراثت معنوی در سیره معصومان:
اگر معصومان از خداوند طلب فرزند میکنند، این درخواست صرفاً به جهت وراثت معنوی، تبلیغ دین و استمرار توحید است. تکثیر نسل آنان، جهت الهی و توحیدی دارد؛ همانگونه که حضرت زکریا علیهالسلام چنین تقاضایی داشت. این قاعدهای مهم در بحث امامت است.
- طهارت مطلق معصومین و اطلاق تجلیات الهی:
طهارت معصومان، طهارتی مطلق است؛ ازاینرو تجلیات الهی نیز برای آنان اطلاقی و کاملترین نوع تجلیات است. آنان به سبب تحمل مصائب مطلق و همراهی آن با رضا و شکر، مستعد دریافت همه تجلیات ذاتی حقتعالی میشوند. خداوند به ازای این تحمل و رضا، تمام تجلیات ذاتی را بر آنان القا میکند.
- تفاوت بلا برای معصوم و غیر معصوم:
بلاهایی که بر غیر معصوم نازل میشود، به سبب خلقیات نادرست و بهمنظور کفاره گناهان است. اما بلاهایی که بر امام معصوم وارد میشود، برای تعمیق و گسترش توحید است؛ زیرا امام معصوم نور محض است و هیچ خلق ناپسندی ندارد. میان توفیقات اعطایی، کمالات الهی و تجلیات اسمائی، نسبت دقیقی برقرار است. هر خُلق نیک، تجلی خاصی را نازل میکند، اما ما نمیدانیم کدام خُلق، کدام تجلی را به دنبال دارد. این خود سرّی توحیدی است. امام کسی است که این تناسبها را بهطور دقیق میشناسد.
- نقش مصائب کربلا در مقامات امام حسین (ع):
اگر امام حسین (ع) همه مصائب کربلا را تحمل نمیکرد و تمام هستی، فرزندان و یاران خود را فدا نمینمود، بسیاری از مقامات پنهان توحیدی و تجلیات ذاتی و اسمائی بر او نازل نمیشد. الحاق امام حسین (ع) به رسول خدا (ص)، که به معنای اتصال به همه مقامات غیبی ایشان است، از طریق شهادت آن حضرت تحقق یافت.
- وحدت امام هر عصر و غلبه اسماء الهی:
در هر زمان، تنها یک امام وجود دارد که امامتش ظهور میکند. این امر سرّی توحیدی دارد؛ زیرا در هر عصر، غلبه با اسمی از اسماء الهی است و امام آن عصر، مظهر آن اسم الهی است.
- مزد رسالت و تبدیل آن به طریق سلوک:
پیامبر اکرم (ص) مزد رسالت را برای خود درخواست نمیکند، بلکه آن را برای امت میخواهد. این مزد نیز امری معنوی است و همان محبت اهلبیت است. در حقیقت، پیامبر میخواهد مزد رسالت خود، طریق سلوک امت قرار گیرد و همه مؤمنان در مسیر قرب الهی قرار گیرند.
- تفاضل میان معصومان و جایگاه ویژه امام حسین (ع):
برای امام حسین (ع) درجهای در بهشت وجود دارد که هیچیک از مخلوقات به آن نمیرسد. این تعبیر نشاندهنده تفاضل اهلبیت نسبت به یکدیگر است. همه آنان یکسان نیستند و تفاضل در نورانیت و مقامات دارند. به همین دلیل، «سفینه الحسین» از سایر کشتیهای نجات، سریعتر و گستردهتر است. پاداش تحمل این مصائب عظیم، هم برای خود امام حسین (ع) است و هم برای امت؛ زیرا ارتباط با آن حضرت، سریعتر و وسیعتر برقرار میشود.
- اتصال قلوب مؤمنان به قلب امام:
قلب هر مؤمن به قلب انسان کامل و قلب امام متصل است. امام جامع همه قلوب مؤمنان است و این حقیقت از اسرار مهم امامت بهشمار میآید.