خلاصه محتوا:
در این محتوا، به تبیین جایگاه ویژهٔ امام زمان (ع) بهعنوان منجی موعود، انسان کامل و ولیّالله مطلق پرداخته می شود. ابتدا تفاوت نگاه ادیان مختلف به مسئلهٔ منجی بیان میشود و تأکید میگردد که در اعتقاد شیعه، منجی نهایی حضرت مهدی علیهالسلام است که نهتنها موجود، بلکه حاضر و دارای ولایت مطلقه بر همهٔ اولیا و انبیاست. سپس مفهوم حجتالله بودن ائمه مطرح میشود؛ بدین معنا که تمام وجود، شئون و احوال آنان دلیل بر حقانیت خداوند است. امام، ولیّالله است؛ یعنی دارای ارتباط بیواسطه با حق تعالی و مظهر اسماء و صفات الهی. حقیقت انسان، روح اوست و حقیقت روح، ولایت و ربط وجودی به خداوند است که کاملترین مصداق آن در انسان کامل تحقق یافته است.
در ادامه، موضوع عمیق لیلهالقدر رتبهای مطرح میشود. انسان کامل، بهویژه امام زمان (ع)، لیلهالقدر رتبهای است؛ مقامی ثابت، فراتاریخی و وجودی، نه صرفاً یک شب زمانی در ماه رمضان. امام مظهر اسماء باطنی الهی است و به همین دلیل از او به «لیل» تعبیر میشود، در حالی که ظهور اسماء ظاهری با «یوم» نسبت دارد. سپس ساختار سهگانهٔ زمان، دهر و سرمد تبیین میشود. زمان جوهری مرتبهٔ نازل وجود است، دهر صورت برزخی زمان و سرمد حقیقت عقلی آن است که همگی تجلی اسماء الهیاند. امام زمان علیهالسلام بهعنوان ابوالوقت بر زمان، دهر و سرمد احاطه دارد و روح او فراتر از قید زمان حرکت میکند. در بخشهای بعدی، امام بهعنوان بقیهالله، مجمعالبحرین، جامع، حافظ و محیط بر غیب و شهود معرفی میشود. او حلقهٔ اتصال همهٔ عوالم هستی است و واسطهٔ فیض الهی برای تمام مخلوقات، از انبیا و ارواح تا فرشتگان. مباحث معرفتی باید در سه سطح (عامیانه، نیمهاستدلالی، و عمیق عرفانی- حکمی) طرح شوند و فهم نهایی آنها تنها از طریق رجوع به قرآن، روایات و انسانهای کامل ممکن است.
آغاز محتوا:
- حضرت حجت (عج):
محتوا در باب حضرت موعود است؛ آن موعودی که منجی است، و آن منجیای که موعود است، و آن موعودی که موجود است. این یک اصل اعتقادی در اندیشهٔ شیعه است.
- تفاوت نگاه ادیان به منجی موعود:
امتهای مختلف، هر یک برداشت خاصی از منجی دارند و در نگاه آنان، منجی واحد نیست. یهودیان معتقدند که موعود، حضرت موسی (ع) است. مسیحیان بر این باورند که موعود، حضرت مسیح (ع) است. اما ما معتقدیم که موعود حقیقی، حضرت مهدی (ص) است. این موعود، صرفاً یک شخص تاریخی یا اجتماعی نیست، بلکه منجی حقیقی و انسان کامل است. او ولیّالله مطلق است و دایرهٔ ولایت او، تمام اولیای الهی و حتی انبیا را دربرمیگیرد. ولایت آن حضرت، ولایت اطلاقی است.
- حقیقت انسان کامل و جایگاه ولایت مطلقه:
در حقیقت، حضرت حجت (ع) کاملترین انسان و کاملترین مخلوق الهی است. اسم نور، عالیترین تجلی خود را در حضرت مهدی (ع) بروز و ظهور داده است. تمام وجود آن حضرت، دلیل بر وجود خداوند متعال است. از همین جهت است که به ائمه (ع) عنوان «حجتالله» اطلاق میشود. ائمه الهی حجت هستند؛ یعنی سراسر وجودشان دلیل است. تمام احوال، شئون و مراتب وجودی آنان، دلالت بر حقانیت حق دارد. به همین سبب است که از آنان تعبیر به «حجتالله» میشود.
- معنای ولیّالله و ارتباط بیواسطه با حق:
ائمه (ع) ولیّالله هستند. ولیّ در حقیقت کسی است که ارتباط بیواسطه با حضرت حق دارد؛ قلب او محل ظهور اسماء الهی است و مظهر اسماء خاص الهی بهشمار میآید. حضرت حجت (ع) ولیّالله مطلق است و مظهر تمامی اسماء و صفات الهی. او مظهر همهٔ اسماء کلی و جزئی، تنزیهی و تشبیهی است. از این رو، حضرت مقام خاصی را دارا است و غلبهٔ اسماء الهی در وجود او، در شدیدترین مرتبه تحقق یافته است. حقیقت ولایت در وجود او به کمال رسیده است.
- حقیقت انسان و نسبت آن با ولایت:
حقیقت انسان، روح انسان است و حقیقت روح، ولایت است؛ یعنی ارتباط وجودی با حق تعالی. این ربط وجودی، کاملترین مصداق خود را در انسان کامل نشان میدهد. انسان کامل ولیّالله است و ولیّالله حقیقت لیلهالقدر است.
- لیلهالقدر زمانی و لیلهالقدر رتبی:
انسان کامل، لیله است. در اینجا بحثی عمیق مطرح میشود. ما یک لیلهالقدر زمانی داریم که در ماه مبارک رمضان واقع میشود و زمان آن متغیر است. اما یک لیلهالقدر رتبی نیز وجود دارد که ثابت است. لیلهالقدر رتبی به این معناست که لیلهالقدر، یک مقام، یک درجه و یک رتبهٔ وجودی است. پرسش این است که چرا از انسان کامل به «لیل» تعبیر میشود؟ زیرا لیل در مقابل یوم است. یوم به معنای ظهور و لیل به معنای استتار است. انسان کامل، مظهر اسماء باطنی الهی است و به همین جهت از او به لیل تعبیر میشود.
- انسان کامل بهعنوان مظهر اسماء باطنی:
انسان کامل، لیلهالقدر است؛ یعنی مظهر اسماء باطنی الهی. تجلی کامل اسماء باطنی الهی، در روح انسان کامل تحقق یافته است. امام زمان علیهالسلام لیلهالقدر است و روح آن حضرت، مظهر اسماء باطنی الهی و کاملترین شأن این اسماء است.
این مقام، مقامی ویژه و خاص است. آن حضرت مظهر اسماء مستأثرهٔ الهی است؛ اسمائی که جز برای خواص اولیای الهی آشکار نمیشود. عالیترین و کاملترین مرتبهٔ ظهور این اسماء مستأثره، در وجود امام زمان علیهالسلام تحقق یافته است.
- بقیهالامامه و بقیهالولایه:
از اینرو، امام زمان (ع) بقیهالامامه و بقیهالولایه است. او انسان کاملی است که در حقیقت «ابوالوقت» است. ابوالوقت یعنی کسی که بر زمان احاطه دارد. چرا چنین است؟ زیرا امام زمان (ع) مظهر دهر و سرمد است.
- مراتب وجودی زمان، دهر و سرمد:
زمان یک حقیقت وجودی است و صرفاً امری اعتباری یا فرضی نیست. زمان دارای سه مرتبهٔ وجودی است. نازلترین مرتبهٔ آن، زمان جوهری است که اختصاص به عالم ماده دارد. زمان جوهری، خود یک مقام و حقیقت وجودی است و عین شیئیت شیء مادی بهشمار میآید. زمان عرضی نیز وجود دارد که عرض است و تابع جوهر است، اما زمان جوهری حقیقتی مستقل در عالم ماده دارد. این زمان، بعد چهارم حرکت جسم است و جدای از جسم مادی معنی ندارد. باطن زمان جوهری، «دهر» است. دهر، حقیقت برزخی و معنوی زمان است و یکی از اسماء الهی محسوب میشود. باطن دهر، «سرمد» است که حقیقت عقلی آن بهشمار میآید و سرمد نیز از اسماء الهی است. از همینرو میگوییم خداوند ازلی، ابدی و سرمدی است.
- احاطهٔ روح امام بر زمان، دهر و سرمد:
زمان تابع دهر است و دهر تابع سرمد، و اصل همهٔ این مراتب، سرمد است. بنابراین، زمان، دهر و سرمد همگی تجلیات حق تعالی و اسماء الهی هستند و هیچیک اموری اعتباری و موهوم نیستند. امام زمان (ع) ابوالوقت است؛ یعنی روح آن حضرت بر زمان عالم ماده، بر زمان عالم مثال (دهر) و بر زمان عالم عقلی (سرمد) احاطه دارد. روح حضرت فرازمانی، فرادهری و فراسرمدی است. این از مقامات ویژهٔ حضرت حجت (ص) بهشمار میآید.
- خروج از زمان و تحقق موت ارادی:
انسان با موت ارادی میتواند از زمان خارج شود و مظهر دهر و سپس مظهر سرمد گردد. چنین انسانی بر زمان جوهری احاطه پیدا میکند و سیر او فراتر از زمان مادی خواهد بود. دهر و سرمد مراتب فوق زمان جوهری هستند. لیلهالقدر زمانی در عالم ماده و در ماه رمضان تحقق دارد، اما لیلهالقدر رتبی در مرتبهٔ دهر و سرمد است. انسان کامل، لیلهالقدر رتبی در مرتبهٔ دهری و سرمدی است؛ یعنی حقیقت زمان در احاطهٔ روح حضرت حجت علیهالسلام قرار دارد. روحی که مظهر اسماء باطنی شود، «لیل» است، و هنگامی که مظهر اسماء ظاهری گردد، «یوم» خواهد بود.
- غلبهٔ اسماء باطنی و حقیقت لیل و یوم در انسان کامل:
انسان کامل، مظهر اسماء باطنی الهی است. حقیقت انسان کامل، حقیقت غلبهٔ اسماء باطنی است. اسماء باطنی الهی، در مجردات مثالی و عقلی تجلی دارند، اما غلبه و شدت ظهور این اسماء، بهطور خاص در روح مهدوی تجلی و بروز پیدا میکند.
- بقیهالله و حقیقت الوهیت در وجود امام:
امام، بقیهالله است و بقیهالله در حقیقت به معنای بقیهالوهیت است. الوهیت دارای تجلیات گوناگون است و تمام اسماء الهی، تجلیات الوهیت بهشمار میآیند. اسم جامع «الله» کاملترین مظهر این تجلیات است. امام زمان علیهالسلام بقیهالله است؛ یعنی عالیترین و کاملترین تجلیات الوهیت در روح امام تحقق یافته است. تجلیاتی از الوهیت که در هیچ امام و هیچ پیامبری تا پیش از زمان حضرت حجت علیهالسلام ظهور نیافته بود، در روح آن حضرت متجلی شده است. این مرتبه، همان عالیترین ظهور اسمائیِ اسماء مستأثره است. اسماء مستأثره در دل اسم «الله» نهفتهاند و ظهور کامل آنها تنها در وجود امام زمان (ع) تحقق یافته است.
- امام بهعنوان مجمعالبحرین و جامع غیب و شهود:
امام (ع) مجمعالبحرین است؛ یعنی محل اجتماع دو دریا. او جامع غیب و شهود است. دریای غیب و دریای شهود در وجود او جمع شدهاند. امام، هم دارندهٔ غیب است و هم دارندهٔ شهود. او حافظ غیب و شهود است و فراتر از آن، محیط بر غیب و شهود است. امام در عین توجه کامل به عالم خلق و عالم کثرت، به عالم غیب نیز توجه دارد و هر دو را با یکدیگر جمع میکند. در حالات غیبی که حضور دارد، از عالم ماده غافل نیست، و در حضور در عالم ماده، از غیب جدا نمیشود. از این جهت، امام نهتنها جامع غیب و شهود است و نهتنها حافظ غیب و شهود، بلکه محیط بر غیب و شهود است. هم بر عالم ماده احاطه دارد و هم بر عالم غیب، و این مرتبهای بسیار عالی و خاص است.
- اتصالدهندگی عوالم هستی و شأن روح مهدوی:
امام، اتصالدهندهٔ عوالم هستی است. تمام عوالم وجود بهواسطهٔ او به یکدیگر متصل میشوند. اتصال عالم مُلک به ملکوت، اتصال ملکوت به جبروت، و اتصال مجموع این عوالم به عالم الهی، همه از شئون روح امام است. روح مهدوی حلقهٔ رابطهٔ همهٔ عوالم است. او خمیرمایهٔ عوالم هستی است. او رابط، پیونددهنده و واسطهٔ اتصال عوالم به یکدیگر است. دلیل این شأن آن است که خودِ امام، دارندهٔ همین عوالم است. کسی که مجمعالبحرین باشد و جامعهٔ غیب و شهود باشد، قابلیت آن را دارد که رابطهٔ میان عوالم مختلف وجودی شود. چنین کسی واسطهٔ فیض به عوالم خواهد بود.
- واسطهٔ فیض بودن امام برای همهٔ موجودات:
امام، واسطهٔ فیض برای تمام مخلوقات است. او واسطهٔ فیض برای همهٔ انبیای الهی است. واسطهٔ فیض برای تمام ارواح کلی و جزئی است. امام، واسطهٔ فیض برای فرشتگان الهی است.
هر نوری که در هستی نازل میشود، از مجرای وجود امام عبور میکند. هر نور، ابتدا به اصل حقیقت خود نزد امام میرسد و سپس تنزل پیدا میکند. امام واسطهٔ تنزل هر نور الهی است.
حضرت، کاملترین مصداق «عین ثابته» است. عین ثابتهٔ او، کاملترین عین ثابته در میان مخلوقات است.
- تبیین سطحی، متوسط و عمیق مباحث معرفتی:
مباحث معرفتی عمیق باید در چند سطح ارائه شوند. این مباحث باید در سه سطح مطرح گردند.
در سطح اول، که سطح عامیانه و پایینترین سطح است، مباحث معرفتی باید بهصورت قصه و داستان، همراه با مثال، تصویرسازی و معرفی شناسنامهای ارائه شود.
در سطح دوم، این مباحث باید حالت نیمهاستدلالی به خود بگیرند؛ اصل وجود مسئله، ضرورت آن و چارچوب کلی آن تبیین گردد و بهصورت متوسط مطرح شود.
در سطح نهایی، مباحث باید در عمیقترین حد خود تحلیل شوند؛ بهصورت ذوقی، عرفانی و حکمی بررسی گردند و اسرار امامت و اسرار نبوت مورد بحث قرار گیرند. این مباحث باید با ترکیبی از مباحث حکمی و عرفانی مطرح شوند.
- نقش قرآن و روایات در تعمیق معارف امامت:
در کنار این مباحث، باید از نور وحی، احادیث معصومان و آیات قرآن کریم بهرهمند شویم. تمام این مباحث، مقدمهای برای فهم معارف وحیانی هستند. در نهایت، همهٔ این بحثها به قرآن و روایات بازمیگردد، زیرا عمق نهایی هر معرفت الهی، از سوی خود انسانهای کامل ارائه میشود. عالیترین مباحث معرفتی پس از توحید، مباحث نبوت و امامت است.