آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

اثر بزرگِ نقل و نشر کرامات اولیا

خلاصه محتوا:

این محتوا به تبیین آثار، ثمرات و کارکردهای معرفتی، تربیتی و توحیدیِ نقل و نشر کرامات اولیای الهی می‌پردازد و بر این نکته اساسی تأکید دارد که کرامات نباید صرفاً به‌عنوان داستان، حکایت یا امر خارق‌العاده تلقی شوند، بلکه باید با نگاه عرفانی عمیق، تحلیلی توحیدی و معرفت‌نفس‌محور فهم شوند. مجموعه‌ای از اصول و قواعد بنیادین در این زمینه تنظیم شده که در مجموع، منظومه‌ای منسجم از معرفت عرفانی را شکل می‌دهد.

در این بیان، نخست روشن می‌شود که تفاوت کرامات اولیا ناشی از تفاوت درجات طهارت روح، میزان تزکیه نفس، سطح ارتباط با ملکوت و مرتبه تجرد نفس آنان است. هر کرامت خبری از جایگاه غیبی، منزل عرفانی، سطح سیر انفسی و مرتبه توحیدی صاحب آن می‌دهد. از این‌رو، کرامات معیار سنجش طهارت و قرب روحی اولیای الهی‌اند.

در گام بعد، کرامات به‌عنوان شاهد عینی و تحقق‌یافته مباحث عرفان نظری، معرفت نفس و هستی‌شناسی عرفانی معرفی می‌شوند؛ به این معنا که این رخدادها اثبات می‌کنند آموزه‌های عرفان نظری صرفاً گزاره‌های ذهنی یا فلسفی نیستند، بلکه واقعیت خارجی دارند و در وجود اولیا تحقق یافته‌اند.

کرامات، دلیل روشن بر وجود عالم ملکوت، عالم مثال، برزخ و عوالم بالاتر از ماده هستند و نشان می‌دهند که عالم محسوس، محاط و مدبَّر توسط عوالم غیبی است. از این منظر، کرامات جلوه‌ای از احاطه وجودی و علمی حق تعالی بر همه عوالم و نشانه عنایات خاص الهی به بندگان خاص او هستند.

در ادامه بیان می‌شود که ارتباط با غیب و ملکوت امری ممکن، واقعی و سهل‌الوقوع است، مشروط بر آن‌که انسان در بستر صحیح آن حرکت کند. این بستر چیزی جز شریعت الهی نیست. تمامی احکام شریعت، برنامه‌هایی هدفمند و مبتنی بر واقعیات تکوینی‌اند که برای ایجاد ارتباط با ملکوت، شهود حقایق غیبی و تحقق کرامات طراحی شده‌اند. بنابراین، عبادات و فضایل اخلاقی دارای آثار وجودی واقعی هستند و کرامات جلوه همین آثارند.

از منظر توحیدی، کرامات انسان را متوجه تجلیات گوناگون اسمائی حق تعالی می‌کنند. تنوع کرامات، هم نشان‌دهنده وسعت تجلیات اسمائی خداوند است (مبدأ فاعلی) و هم بیانگر تفاوت ظرفیت‌ها و طهارت‌های نفوس اولیا (مبدأ قابلی). از این‌رو، کرامات انسان را به نگاهی توحیدیِ اسمائی رهنمون می‌سازند.

با این حال، تأکید می‌شود که کرامات هدف نهایی سیر و سلوک نیستند، بلکه منازل میانی و مشوق‌هایی الهی برای استمرار راه‌اند. توقف در کرامات، انحراف از مسیر است. این امور برای شیرین شدن راه، زدودن خستگی و تقویت انگیزه سالک عطا می‌شوند.

یکی دیگر از نکات مهم این است که نقل کرامات در قالب داستان و حکایت، ابزار تربیتی مؤثر برای تبیین معارف سنگین عرفانی برای عموم مردم به شمار می‌آید و سبب انس عمومی با مفاهیم غیبی، امید به ملکوت و باورپذیری حقایق تجردی می‌شود.

کرامات همچنین عظمت روحی اولیا و عرفا را آشکار می‌سازد و این حقیقت را برجسته می‌کند که آنان به مراتبی از ولایت معنوی و تکوینی دست یافته‌اند. بررسی زندگی آنان نشان می‌دهد که صفاتی مانند تواضع، ادب، خشوع، صدق، صفا، زهد، رعایت حقوق دیگران، حسن‌ظن و احترام به کرامت انسان‌ها زمینه‌ساز این کمالات بوده‌اند.

در نهایت، این کرامات انسان را متوجه عظمت روح معصومان (ع) می‌کند؛ زیرا اولیا تجلیات شعاعی از انوار معصومین‌اند و کراماتشان قائم به توسل و تبعیت از آنان است. این گفتار با تأکید بر این اصل به پایان می‌رسد که کرامات نشان‌دهنده رابطه دائمی عالم مُلک با عالم ملکوت هستند و این دو ساحت هرگز از یکدیگر جدا نیستند، بلکه ملکوت همواره محیط، مدبر و همراه ملک است.

  • مقدمه:

در این محتوا بازنشر کرامات اولیایی همچون آنچه در آثاری مانند لاله‌ای از ملکوت، کرامات شیخ حسن‌علی اصفهانی، کرامات شیخ رجبعلی خیاط، کرامات آیت‌الله بهجت و دیگر بزرگان مطرح می‌شود.  سؤال اصلی این است که تبیین و بیان و انتشار این کرامات چه ثمرات و نتایج معرفتی و تربیتی دارد.

در این زمینه پانزده نکته تنظیم شده است؛ و چه‌بسا شایسته بود که این پانزده نکته، در ابتدای هر کتابی که به تبیین کرامات اولیای الهی می‌پردازد، درج می‌شد، تا خواننده هنگام مواجهه با این کرامات، با نگاهی باز، عمیق و تحلیلی عرفانی به آن‌ها بنگرد، نه اینکه این آثار صرفاً به‌منزله کتاب داستان، رمان یا قصه تلقی شوند.

  • اصل اول: کرامات، میزان طهارت و مرتبه وجودی اولیای الهی را نشان می‌دهد:

نخستین نکته این است که کتب کرامات اولیا، میزان طهارت روحی آنان را نشان می‌دهد.  این کرامات سطح ارتباط اولیای الهی با غیب، ملکوت و حق‌تعالی را آشکار می‌سازد و بیانگر آن است که آنان چه میزان طهارت باطنی داشته‌اند و در چه سطحی از ارتباط با عوالم غیبی قرار داشته‌اند.

تفاوت در نوع و کیفیت کرامات اولیا، خبر از تفاوت مراتب طهارت روحی آنان می‌دهد؛ زیرا طهارت اولیا یکسان نیست و ارتباط با عالم ملکوت برای همگان در یک درجه و مرتبه محقق نمی‌شود. این ارتباط تابع مزاج روحی، میزان تزکیه نفس و درجه تجرد نفسانی هر یک از اولیای الهی است.

ازاین ‌رو، هنگام مطالعه هر کتابی در باب کرامات، باید این قاعده اساسی مورد توجه قرار گیرد که گوینده یا صاحب کرامت، در چه سطح عرفانی قرار دارد، در چه منزله غیبی سیر می‌کند، در چه مرتبه‌ای از توحید است، تا چه اندازه به تجرد نفس رسیده و در کدام مرحله از سیر انفسی و سفر روحانی قرار دارد. این ملاحظه، عمق، نوع و کیفیت کرامات را برای انسان قابل فهم می‌سازد.

  • اصل دوم: کرامات، شاهد تحقق عرفان نظری و معرفت نفس است:

اصل دوم آن است که این کرامات نشانه تحقق عینی مباحث عرفان نظری و معرفت نفس هستند.  کرامات گواهی می‌دهند که این مباحث، اموری ذهنی، خیالی یا غیرواقعی نیستند، بلکه حقیقت دارند. هر کرامت، در واقع تحقق یک یا چند قاعده از قواعد معرفت نفس، هستی‌شناسی و عرفان نظری است. بسیاری از این قواعد را نمی‌توان تنها با استدلال‌های نظری و تبیین‌های عقلانی به‌سادگی توضیح داد؛ اما وقتی در قالب کرامت تحقق خارجی می‌یابند، نشان می‌دهند که آن اصول، مبانی و قواعد، واقعی و صادق‌اند.

بدین‌سان، کرامات اعلام می‌کنند که آن حقایق وجود دارند، دروغ یا خیال نیستند، و تحقق عینی آن‌ها در زندگی اولیای الهی مشاهده‌پذیر است.

  • اصل سوم: کرامات، دلیل وجود عالم ملکوت و عوالم غیبی‌اند:

اصل سوم این است که کرامات اولیا نشانه وجود عالم ملکوت و عوالم برتر از آن هستند.  وجود عالم ملکوت، عالم جبروت و مراتب بالاتر، از طریق این کرامات معنا پیدا می‌کند و عینیت می‌یابد. از آن‌جا که حق‌تعالی وجود دارد و عوالم غیبی نیز موجودند، این کرامات نشانه معناداری ارتباط با حق، ارتباط با ملکوت، فرشتگان و موجودات مجرد الهی است. این کرامات همچنین بیانگر توجه ویژه و خاص خداوند به بندگان خاص خویش می‌باشد؛ عنایتی که در قالب کرامات و به اشکال گوناگون ظهور پیدا می‌کند.

  • اصل چهارم: کرامات، نشانه احاطه عوالم مجرد بر عالم ماده است:

کرامات اولیا نشانه آن است که عالم مجردات بر عالم ماده احاطه دارد. این کرامات بیانگر احاطه روحی عالم مثال بر عالم ماده، احاطه عالم جبروت بر ماده، و در نهایت احاطه وجودی و علمی حضرت حق بر همه عوالم است. این احاطه وجودی و علمی الهی به صورت کرامات، در قالب‌های گوناگون ظهور پیدا می‌کند. 

در نتیجه، کرامات هم وجود عالم ملکوت را اثبات می‌کنند و هم احاطه و تدبیر آن بر عالم مادی را نشان می‌دهند. این حوادث و رخدادها، خود بهترین دلیل بر تحقق عینی عوالم غیبی‌اند؛ چراکه این وقایع در همان عوالم ملکوتی و برتر از آن رخ داده‌اند.

  • اصل پنجم: کرامات، نتیجه ارتباط نفس ناطقه با ملکوت است:

اصل پنجم آن است که کرامات، نشانه ارتباط روحانی نفس ناطقه انسان با عالم ملکوت و عوالم بالاتر هستند.  اولیای الهی از آن‌جا که با ملکوت عالم ارتباط دارند، صاحب این کرامات می‌شوند.

این مسئله نشان می‌دهد که غیب موجود است و ارتباط با غیب نه‌تنها محال نیست، بلکه ممکن و قابل تحقق است. ارتباط با حقایق غیبی، نیازمند راه، برنامه و دستورالعمل است؛ اما امری ممتنع یا دست ‌نیافتنی نیست.

  • اصل ششم: شریعت، بستر ارتباط با غیب و ملکوت است:

اصل ششم این است که برنامه شریعت الهی، در حقیقت بستر ارتباط واقعی با ملکوت و حق‌تعالی است.  احکام و دستورات شریعت به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که راه ارتباط با غیب و ملکوت را هموار کنند. تمام برنامه‌های شریعت، برنامه‌هایی برای ایجاد ارتباط با عالم غیب هستند و یکی از آثار عمل به این برنامه‌ها، همان جذبه‌ها و توجهات ملکوتی است که در وجود انسان ظاهر می‌شود.  ازاین‌رو، روشن می‌شود که احکام شریعت پوچ یا بی‌هدف نیستند، بلکه هدفمند و مبتنی بر واقعیات خارجی‌اند و صرفاً امور تخیلی یا قراردادی به‌شمار نمی‌آیند.

  • اصل هفتم: کرامات، غیب را برای انسان محسوس می‌کنند:

اصل هفتم آن است که کرامات اولیا، عالم غیب را برای انسان محسوس و ملموس می‌سازند.  این کرامات، غیب را حاضر می‌کنند و موجب می‌شوند مؤمن به این یقین برسد که عبادات، اعمال دینی و فضائل اخلاقی، آثار وجودی واقعی دارند.

اثر وجودی عبادت، عمل به احکام و کسب فضائل اخلاقی، همین کرامات و نتایج غیبی است.  بدین‌ترتیب، روشن می‌شود که برنامه‌های شریعت، افسانه یا تخیل صرف نیستند، بلکه بر اساس حقایق عینی و واقعی طراحی شده‌اند.

  • اصل هشتم: کرامات، تجلی اسماء الهی و مراتب طهارت اولیا را نشان می‌دهد:

اصل هشتم این است که با تبیین کرامات اولیا، انسان متوجه تجلیات گوناگون حق‌تعالی با اسماء مختلف می‌شود.  خداوند با اسماء ذاتی، وصفی و فعلی تجلی می‌کند و تنوع کرامات، ریشه در همین تنوع تجلیات اسمایی دارد.

از سوی دیگر، گوناگونی کرامات نشانه تفاوت در مراتب طهارت اولیای الهی است. 

بنابراین، کرامات هم مبدأ فاعلی را نشان می‌دهند، یعنی حق‌تعالی و اسماء او را، و هم مبدأ قابلی را، یعنی میزان طهارت و ظرفیت اولیای الهی. همچنین وسعت تجلیات حق‌تعالی و تعدد اسماء الهی را برای انسان آشکار می‌سازند.

در نتیجه، کرامات انسان را به نگاهی عمیق، توحیدی و اسمایی هدایت می‌کند و هم‌زمان شناخت دقیق‌تری از مراتب طهارت اولیای الهی به دست می‌دهد.

  •  اصل نهم: کرامات، دلیل حکمت و تدبیر الهی در تشریع احکام:

اصل نهم آن است که کرامات نشان می‌دهد احکام شریعت با حکمت، علم، تدبیر و رحمت الهی طراحی شده‌اند.  دستورات شریعت به‌گونه‌ای تنظیم شده‌اند که منجر به شهود، ارتباط با ملکوت، کرامات و حتی معجزات می‌شوند.

این برنامه‌ها، برنامه‌هایی هستند معطوف به کرامت، معطوف به شهود و معطوف به توحید.  تمام این برنامه‌ها دارای هویت غیبی، تجردی، تصرفی، تدبیری و تسخیری هستند و همچنین انسان را به مراتب فنا و بقا هدایت می‌کنند. برنامه‌های شریعت، انسان را تا بالاترین منازل توحیدی و مراتب فنای الهی سیر می‌دهند و همین حقیقت، نشان‌دهنده حکمت، علم و تدبیر الهی در طراحی شریعت است.  ریشه کرامات، در همین برنامه الهی نهفته است؛ برنامه‌ای که اساس آن، ارتباط با غیب و ملکوت است و هر برنامه تربیتی صحیح نیز باید ناظر به همین ارتباط باشد.

  •  اصل دهم: کرامات، منازل میانی سلوک‌اند نه هدف نهایی:

اصل دهم این است که کرامات، هدف نهایی سلوک نیستند و نباید انسان در آن‌ها متوقف شود.  این نکته‌ای بسیار مهم است که نباید از آن غفلت کرد. کرامات، منازل میانی راه هستند. خداوند این کرامات را عطا می‌کند تا بنده خستگی مسیر را فراموش کند و با انگیزه بیشتری به سیر انفسی، عبادت و سلوک روحانی خود ادامه دهد.  کرامات توقف‌گاه یا ایستگاه نهایی نیستند، بلکه معبرهایی الهی برای استمرار مسیرند.

خداوند در میانه راه، این کرامات را به اولیای خود عطا می‌کند تا سختی مسیر برای آنان شیرین شود و حرکتشان متوقف نگردد.

  •  اصل یازدهم: کرامات به‌مثابه سنت‌های تشویقی و تجلیات اسمایی:

اصل یازدهم آن است که کرامات، در حقیقت سنت‌های تشویقی الهی هستند.  این تشویق‌ها همان سنت‌های الهی و تجلیات اسمایی حق‌تعالی به شمار می‌آیند که در قالب لطف، توفیق و عنایت الهی بر اولیای خدا نازل می‌شوند. وقتی کرامت در قالب یک داستان بیان می‌شود، معارف غیبی به‌شکل مصور، قابل فهم و تربیتی عرضه می‌گردد.  مزاج عمومی مردم با این شیوه انس بیشتری دارد و این روش، بهترین راه برای انتقال معارف سنگین عرفانی به عموم مردم است. اگر هدف آن باشد که مردم با حقایق عمیق و ثقیل عرفانی انس بگیرند، کرامات یکی از مؤثرترین ابزارها هستند؛ زیرا این روش، معارف عمیق را سبک‌سازی، روان‌سازی و قابل دریافت می‌کند و امید به غیب و ملکوت را در دل‌ها زنده نگه می‌دارد.

  • اصل دوازدهم: کرامات، نشانه عظمت روحی و ولایت اولیا:

اصل دوازدهم آن است که مطرح شدن کرامات، عظمت روحی عرفا و اولیای الهی را نشان می‌دهد.  این کرامات بیانگر آن است که آنان به مراتب ولایت معنوی، ولایت تکوینی و حقایق توحیدی دست یافته‌اند. در واقع، کرامات جلوه‌ای از طهارت روحی، وسعت وجودی و عظمت روحی اولیای الهی هستند و نشان می‌دهند که این نفوس، ظرفیت تجلیات خاص الهی را پیدا کرده‌اند.

  •  اصل سیزدهم: کرامات، انگیزه شناخت صفات سازنده کمالات روحی:

اصل سیزدهم آن است که پیدایش کرامات، این پرسش را در ذهن ایجاد می‌کند که اولیای الهی چه ویژگی‌هایی داشته‌اند که به این مراتب رسیده‌اند.  چه صفات و فضائلی در آنان بوده است که چنین کمالاتی در وجودشان تحقق یافته است؟ با بررسی زندگی اولیای الهی، روشن می‌شود که صفاتی همچون خشوع، خضوع، تواضع، ادب، صدق، صفا، سلم، زهد، معرفت، رعایت حقوق دیگران و احترام به کرامت انسان‌ها نقش اساسی در تحقق این کرامات داشته‌اند.  ادب، جایگاهی بس والا دارد؛ چنان‌که بی‌ادبی، محرومیت از دین و حقیقت را در پی دارد. شناخت این فضائل اخلاقی سبب می‌شود انسان در مسیر ایجاد این صفات در وجود خویش گام بردارد تا نه‌تنها کرامات، بلکه مراتب بالاتری از کمال روحی برای او حاصل شود.  از جمله ویژگی‌های مهم در این مسیر، حُسن‌ظن به دیگران و دوری از تحقیر انسان‌هاست.

  • اصل چهاردهم: کرامات اولیا و عظمت روحی معصومان (ع):

اصل چهاردهم آن است که کرامات اولیا، عظمت روحی معصومان علیهم‌السلام را نیز آشکار می‌کند.  زیرا اولیای الهی، تجلیات روح معصومان و فرزندان معنوی ایشان هستند و کراماتشان از عنایات و ارتباط با روح معصوم سرچشمه می‌گیرد.

وقتی انسان درمی‌یابد که این اولیا قائم به روح معصوم‌اند و از طریق توسل به آن ذوات مقدس از حقایق بهره‌مند می‌شوند، به این نتیجه می‌رسد که اگر پایین‌ترین مرتبه مؤمنان می‌تواند دارای کرامت باشد، معصومان (ع) به طریق اولی و به‌نحو مطلق و کامل‌تر، صاحب این مراتب هستند.

  • اصل پانزدهم: ضرورت تحلیل عمیق و روان‌سازی معارف کرامت‌محور:

اصل پانزدهم آن است که شایسته است در ابتدای یا انتهای هر کتاب مربوط به کرامات، تحلیلی عمیق، دقیق و در عین حال روان از این مباحث ارائه شود.  این روان‌سازی، در حقیقت روان‌سازی معارف عرشی است و نشان می‌دهد که روح انسان، حتی با اندک طهارتی، قابلیت ارتباط با غیب و ملکوت را دارد.

  •  اصل پایانی: کرامات، نشانه پیوند دائمی مُلک و ملکوت:

آخرین نکته در این مجموعه آن است که کرامات، نشانه رابطه دائمی عالم مُلک و عالم ملکوت هستند.  روح انسان که حقیقت مُلکی اوست، پیوسته با ملکوت در ارتباط است و کرامات، بیان و ظهور این ارتباط‌اند. ملکوت از عالم مُلک جدا نیست، بلکه محیط بر مُلک و مدبر آن است. این قاعده، از قواعد بسیار مهم معرفتی است.