- مقدمه:
فضیلتهای اخلاقی مکمل روح انساناند و از سنخ روح انسان به شمار میروند؛ زیرا با ساختار وجودی و معنوی انسان سنخیت دارند.
- دو نوع نگاه به فضیلتهای اخلاقی:
به فضیلتهای اخلاقی میتوان از زاویههای مختلف نگاه کرد. یک نگاه، نگاه معرفتی است؛ یعنی فضیلتها را بشناسیم، دستهبندی کنیم و آنها را تبیین نماییم. نگاه دیگر، نگاه سلوکی است؛ یعنی انسان این فضیلتها را در خود ایجاد کند و از طریق آنها سیر و سلوک داشته باشد.
- رابطههای درونی میان فضیلتها:
میان فضیلتهای اخلاقی روابطی وجود دارد که باید با تعقل و عقلانیت کشف شوند. برای مثال، رابطهی صبر و ایمان از اینگونه است؛ چنانکه گفته شده است: «الصبر رأس الایمان». همچنین رابطهی روزه و تقوا نیز در قرآن کریم مورد اشاره قرار گرفته است. این روابط نشان میدهد که فضیلتها به صورت پراکنده و جدا از هم نیستند، بلکه با یکدیگر پیوندهای عمیق دارند.
- فضیلتها و مبادی ایجادی آنها:
فضیلتها نسبت به یکدیگر روابط وجودی دارند و باید مبادی ایجادی آنها را نیز شناخت. برای نمونه، تعقل موجب احیای قلب انسان میشود. همچنین بعضی از فضیلتها سبب پیدایش فضیلتهای دیگر میشوند. مثلاً اگر انسان صدق داشته باشد، غالب یا بیشتر فضیلتهای اخلاقی را نیز خواهد داشت.
- تجلی الهی در برابر هر فضیلت:
نکتهی سوم این است که هر فضیلت اخلاقی در برابر خود نوعی تجلی الهی دارد؛ یعنی خداوند در قبال هر فضیلت، عنایت و توجه خاصی به انسان میکند. برای هر خلق و کمالی که انسان داشته باشد، راهی از غیب بر قلب او باز میشود. هر پیامبری نیز به سبب داشتن خلقی خاص، مظهر اسم خاص الهی میگردد.
- نمونههایی از فضیلتها و اسماء الهی:
برای مثال، عفو، گذشت، تواضع، نداشتن حسادت و کینه، جود و بخشش، ایثار و فداکاری، مروت و فتوت هر یک فضیلتیاند که در برابرشان تجلی خاصی از اسماء الهی قرار دارد. به همین ترتیب، در برابر تواضع، اسم رفیع تجلی میکند؛ در برابر بخشش مالی، اسم جواد جلوه مینماید؛ و در برابر بخشش علمی، اسم علیم ظهور میکند. یعنی آنچه را انسان از علم خود ببخشد، کاملتر به او عطا میشود.
- ثمرهی ملکه شدن فضیلتها:
اگر فضیلتهای اخلاقی ملکهی روح انسان شوند و سراسر شخصیت و حیات او را پر کنند، خداوند متناسب با آن، اسمای خاص خود را بر او تجلی میدهد. در این صورت، فضیلتها تنها صفات اخلاقی ظاهری نیستند، بلکه به صورت حقیقتی درونی و پایدار در وجود انسان تثبیت میشوند.
- پیوند فضیلتها با سیر وجودی انسان:
سپس تأکید میشود که فضیلتهای اخلاقی نسبت به یکدیگر مانند رابطهی روح و بدناند و هر کدام نوعی سیر وجودی به انسان میدهند. این فضیلتها تنها مجموعهای از رفتارهای خوب نیستند، بلکه راههایی برای ارتقای وجودی انسان و ارتباط او با حقیقتاند.
- شکر نعمت و تجلی اسم منعم:
شکر نعمت نیز موجب تجلی اسم منعم میشود؛ یعنی کسی که شاکلهی شخصیتش شکرگزاری باشد، اسم منعم بر او تجلی میکند و نعمتش افزون میشود. بنابراین، شکر تنها یک رفتار زبانی یا ظاهری نیست، بلکه حالتی وجودی است که آثار عمیق معنوی دارد.
- گشودگی راههای غیبی در پرتو فضیلت:
هر فضیلت، راهی باطنی و کانالی وجودی با حق میگشاید. این عوالم غیبی در حقیقت همان ملکات و فضیلتهایی هستند که انسان در خود ایجاد کرده است. بنابراین، هر فضیلتی مسیرى به سوی غیب و تجلی حق است و راه سلوکی هر شخص متناسب با شاکلهی وجودی او متفاوت خواهد بود.