آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

سلوک در معرفت نفس

  • مقدمه:

هر روح و هر نفس و هر مجردی، مسیر خود را در جهت اتصال به حق دارد. بنابراین، نفس انسان و روح انسان خودِ طریق‌اند و خودِ مسیرند. به بیان دیگر، انسان از طریق روح و نفس مجرد خود با حق ارتباط و اتصال پیدا می‌کند.

  • وحدت راه و راهرو:

مراد از مسیر آن است که محل سیر و حرکت است. اما در اینجا نکته مهمی وجود دارد و آن این است که رونده، راه و بستر حرکت همگی یک حقیقت‌اند. یعنی راه و راهرو جدا از هم نیستند. خودِ نفس، هم رونده است و هم راه. نفس در خود راه می‌رود و در خود سیر می‌کند. در نتیجه، راه و راهرو یکی است و سالک در حقیقت در درون خویش حرکت می‌کند و مراتب ذات خود را طی می‌نماید.

  • سیر در مراتب ذات با توجه و اراده:

انسان با توجه به مراتب وجودی خود، در آن مراتب حضور پیدا می‌کند. این حضور، حضوری ارادی است؛ یعنی انسان با اراده و توجه در مراتب ذات خویش حاضر می‌شود. البته حضور، مراتبی دارد؛ زیرا یک حضور تکمیلی وجود دارد و در کنار آن، حضور ارادی نیز مطرح است که با توجه حاصل می‌شود. به همین جهت، انسان می‌تواند با توجه و اراده در مرتبه حس حاضر شود، در مرتبه بدن حاضر شود، در مرتبه خیال حاضر شود و در مرتبه عقل نیز حضور یابد.

  •  حضور و ظهور ادراکات حسی:

حضور انسان در مرتبه حس، مساوی با ظهور ادراکات حسی است. یعنی وقتی انسان در مرتبه حس حاضر می‌شود، ادراکات حسی او ظهور پیدا می‌کند؛ مانند دیدن، شنیدن، بوییدن، چشیدن و لمس کردن. از این رو، ادراک حسی بدون حضور ممکن نیست. تا حضور نباشد، احساس شکل نمی‌گیرد و تا ظهور نباشد، ادراک حاصل نمی‌شود.

  •  حضور در مرتبه خیال و عقل:

حضور در مرتبه خیال به معنای ظهور ادراکات خیالی است؛ یعنی تخیل کردن و تمثّل دادن معانی. همچنین حضور در مرتبه عقل، به معنای ادراک عقلی است؛ یعنی فهم معانی کلی و درک مرسلات و کلیات عقلی. بنابراین، تخیل و تعقل نیز بدون حضور شکل نمی‌گیرند. اساساً حضور، همان حضور ادراکی و حضور ارادی ادراکی است؛ یعنی انسان با اراده در مراتب ادراک خود حاضر می‌شود و در مراتب ذات خویش حضور می‌یابد.

  •  مراتب ذات، مراتب ادراکی و وجودی:

مراتب ذات انسان، مراتب ادراکی او هستند و در عین حال، مراتب وجودی او نیز به شمار می‌آیند. توجه و خواستن، عین حضور در این مراتب است. یعنی انسان با توجه و نظر و خواستن، در مراتب خویش حاضر می‌شود. از همین جهت، سیر و طریق و طی طریق در مراتب ذات، با توجه صورت می‌گیرد. انسان با توجه در مراتب حاضر می‌شود، آن مرتبه را درک و احساس می‌کند ، سپس به مرتبه بالاتر نظر می‌افکند.

  •  عبور از مراتب و عدم توقف در آنها:

انسان در هیچ‌یک از مراتب ذات خود توقف نمی‌کند. هر مرتبه، خود مسیر و طریق است، نه مقصد نهایی. انسان از مرتبه‌ای عبور می‌کند و به مرتبه‌ای بالاتر نظر می‌دوزد. به همین جهت، سیر انسان نوعی حرکت از مرتبه‌ای به مرتبه دیگر است و توقف در هیچ مرتبه‌ای از مراتب ذات، مقصد این سلوک نیست.

  •  غایت سیر: وصول به ذات:

مراتب ذات به خودِ ذات منتهی می‌شوند. بنابراین، ذات انسان و نفس او غایت این سیر است. در این سیر، تنظیم مراتب در نهایت به خود ذات بازمی‌گردد. خود ذات، فوق مراتب است و ورای آنها قرار دارد. پس انسان از مراتب عبور می‌کند، اما غایت او همان ذات خویش است که بر فراز همه مراتب قرار دارد.

  •  مراتب تجرد در انسان:

انسان در مراتب تجرد، مرتبه‌ای دارد. او تجرد خیالی دارد، تجرد عقلی دارد و در مرتبه اصل ذات خود، مقامی فوق تجرد دارد. این مقام، بالاتر از معانی، بالاتر از مفاهیم و بالاتر از صور خیالی است. شدت تجرد در اصل ذات، از مراتب دیگر بالاتر است. بنابراین، انسان باید در مراتب قرار بگیرد تا از آنها عبور کند و به اصل ذات برسد.

  •  نبض، معبر و طریق:

از این جهت، نبض خودِ مسیر، معبر و طریق است. در سیر معرفت نفس، انسان خودش طریق سلوک است و از راه سلوک، در مراتب ذات خود طی طریق می‌کند. مراتب ذات از ذات جدا نیستند، بلکه با نفس پیوستگی ذاتی دارند و امتداد ذات به شمار می‌آیند. از این رو، مراتب ذات نیز مانند خود ذات، هویتی وجودی و ادراکی دارند.

  •  احکام مراتب و نسبت علم و وجود:

احکام مراتب، احکام ادراک است و احکام وجود. زیرا ادراک و علم، نحوه‌ای از وجود هستند. پس مراتب ادراکی همان مراتب وجودی‌اند. هنگامی که نفس در مراتب خود قرار می‌گیرد، احساس ادراکی دارد، هویت ادراکی دارد، فهم دارد و درک دارد. حتی خودِ درک، مرتبه‌ای است و منزلگاهی روحی به شمار می‌آید.

  •  نقش توجه در سیر نفس ناطقه:

نفس با همان توجهی که به مراتب خود می‌کند، سیر می‌نماید. در واقع، مرکب نفس ناطقه همان توجه است. انسان با توجه سیر می‌کند و این نکته در سیر و سلوک اهمیت اساسی دارد. با توجه کردن، سیر شکل می‌گیرد، با نظر کردن، آن حرکت پدید می‌آید و همین نظر و توجه است که حضور، ظهور و تجلی را به دنبال دارد.

  •  یافتن اصل ذات با توجه:

انسان با توجه کردن به ذات خود، اصل ذات خویش را می‌یابد. همچنین با توجه به مراتب ذات، همان مراتب را درک می‌کند و احساس می‌نماید. اگر انسان به اصل ذات خود توجه و تمرکز کند، در حقیقت آنچه نزد خودِ او حاضر است، برایش محسوس می‌شود و بودن خویش را می‌یابد. در نتیجه، نوعی احساس از حضور و وجود خود پیدا می‌کند و به آگاهی از خویشتن می‌رسد.

گفتارهای مشابه