- ظرفیت سلوک انسانی:
هر روح از ارواح انسانی، ظرفیت روحی و معنوی خاصی دارد که اختصاص به وجود خود او دارد. ظرفیت روحی هر فرد باید به میلهای معنوی تبدیل شود. در سلوک معرفت و معارف توحیدی، باید پوشش معنوی و سیر معنوی انسان قرار بگیرند؛ یعنی معارف، به سیر حضوری تبدیل شود و اینها در کنار یکدیگر قرار گیرند.
- پیوستگی عبادت، معرفت و قصد الهی:
عبادات، در کنار معارف توحیدی و معارف توحیدی با قصد الهی، باید به آن سیر حضوری روحانی منجر شوند. پیوستگی این سه امر الزامی است. برخی مواقع میل عبادی برای انجام عبادتی وجود دارد، اما ظرفیت و استعداد و توان کافی موجود نیست؛ در این صورت آن سیر محقق نمیشود و آن میل به فعلیت نمیرسد. برخی مواقع، میل معنوی همراه با ظرفیت روحی و جسمی با هم همراه میشوند و منجر به سیر سلوکی روحانی میگردند.
- ظرفیتهای بدن و ادراکات انسان:
ظرفیتهای مادی بدن در تسخیر و در خدمت روح انسان قرار میگیرد و انسان با عبادات خود و با ادراکات خود، سیر معنوی را آغاز میکند. این عبادات، همراه با ادراکات، با میلهای روحانی و انتخابهای صحیح، به سیر روحانی و معنوی منتهی میشود. بنابراین، ادراکات انسان یک ظرفیت است، عبادات او یک ظرفیت است، امیال او یک ظرفیت است و قصد و نیت او نیز یک ظرفیت است. مجموع اینها باید به انتخاب و عمل سلوکی منجر شود؛ یعنی معرفت و عبادت باید به میل سلوکی تبدیل شود و به میل به عمل برسد.
- نفس و مراتب ادراکی به عنوان ظرفیت سلوک:
خود نفس بهوسیله ظرفیتهای درونی خود سلوک میکند. ظرفیتهای سلوکی انسان، همان ادراکات سهگانه انسان نیز هستند؛ یعنی خود ادراکات انسان، ظرفیت سلوک انسان محسوب میشوند. این ادراکات شامل ادراکات حسی، خیال، تعقل، مرتبه تخیل و تعقل انسان، و همچنین احساسات پنجگانه و حواس پنجگانه هستند. این ظرفیتها، ظرفیتهای روحیاند و باید به آنها به عنوان ظرفیتهای سلوکی نگاه کرد که در جهت انتخاب انسان و در جهت خواستههای معنوی به کار گرفته میشوند. بنابراین باید ادراکات را به عنوان ظرفیت دید؛ تخیل را به عنوان یک ظرفیت سلوکی و تعقل را به عنوان یک ظرفیت سلوکی برای سیر معنوی در نظر گرفت.
- ظرفیتشناسی، نخستین قدم در سلوک:
ظرفیتشناسی در سلوک، نخستین قدم حرکت است؛ یعنی انسان باید ظرفیتهای خود را بشناسد. برای سیر، خود انسان ظرفیت سلوک برای خویش است. این ظرفیت سلوکی در درون خود ما قرار داده شده است. در خود ما و از خود ما، ظرفیت سلوکی وجود دارد. مراتب ادراکی ما ظرفیت سلوکی ما هستند؛ یعنی ادراکات عقلی ما، ادراکات حضوری ما، ادراک خیالی ما، به تعبیر دیگر تخیل ما، تعقل ما و حضور ما که همان حضور فطری ماست، استعدادهای بدنی ما، امیال ما، مزاج و شاکله ما، مجموع ظرفیتهای روحانی ما برای سلوک را تشکیل میدهند.
- تفاوت سلوک انسانها به سبب تفاوت ظرفیتها:
هر کسی چون شاکله متفاوتی دارد و چون ظرفیت سلوکی متفاوتی دارد، سلوک هر انسانی با انسان دیگر فرق میکند. یکی از دلایل تفاوت سلوک انسانها، تفاوت ظرفیتهای آنان است. دلیل دیگر این است که چون ظرفیتها متفاوتاند، سلوک نیز متفاوت میشود و به نتایج متفاوت میرسد.
- تفاوت راههای سلوک:
دومین دلیل تفاوت سلوک، تفاوت راهی است که سالک انتخاب میکند. راههای سیر و سلوک به عدد أنفاس خلایق است؛ «الطرق إلی الله بعدد أنفاس الخلایق». چون ارواح متفاوتاند، نفوس متفاوتاند و شاکلهها متفاوتاند، سلوک نیز متفاوت میشود. در عین حال، شیوهای که برای سلوک انتخاب میشود نیز یکسان نیست. هر کسی نمیتواند از هر طریقی برای سلوک استفاده کند. یکی طریق زهد را انتخاب میکند، یکی طریق حضور را، یکی طریق خدمت به خلق را، یکی طریق جهاد و شهادت را، یکی طریق معرفت و تعقل را، و یکی از طریق تخیل سلوک خود را آغاز میکند.
- مسیرهای درونی و بیرونی سلوک:
پس مسیرهای سلوک، درونی و بیرونی هستند و سرانجام به درون ختم میشوند و با یکدیگر متفاوتاند. چون طریقهای سلوکی متفاوتاند، نتایج سلوک نیز متفاوت میشود. از این جهت نیز، به سبب تفاوت شاکلهها، نتایج سلوکها متفاوت خواهد بود.
- نقش استاد سلوک:
در عین حال، نوع استاد سلوک نیز باعث تفاوت سلوک افراد میشود و این سومین دلیل تفاوت سلوکهاست. استاد و راهنمای سلوک، در جهتگیری و کیفیت حرکت انسان نقش تعیینکننده دارد.
- نقش شناخت در تفاوت سلوک:
میزان شناخت انسان از سلوک، چهارمین دلیل تفاوت سلوکهاست؛ یعنی میزان شناخت انسانها باعث تفاوت سلوک آنان میشود. این شناخت، شامل شناخت انسان از خود، شناخت انسان از شریعت، شناخت انسان از عالم و شناخت انسان از حضرت حق است.
- چهار نحو شناخت مؤثر در سلوک:
این چهار نحو شناخت، یعنی وجودشناسی، انسانشناسی، عالمشناسی و شریعتشناسی، باعث تفاوت سیر و سلوک انسانها میشود. به میزانی که این شناخت جامع و گسترده باشد، سلوک نیز غنیتر و پربارتر خواهد بود.