آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • تأثیر شگفت‌انگیز خوراک بر سیمای ظاهر و باطن انسان – بخش ششم

تأثیر شگفت‌انگیز خوراک بر سیمای ظاهر و باطن انسان – بخش ششم

خلاصه محتوا:

در این محتوا، یکی از مباحث نو و بنیادین در پیوند میان خوراک انسان و سیمای ظاهر و باطن او تبیین می شود و نشان داده می شود که غذا صرفاً عامل تغذیه جسم نیست، بلکه در همه ساحت‌های انسان اثرگذار است. خوراک، هم بر جسم اثر دارد و هم بر روح، و این تأثیر در حوزه‌هایی چون چهره، صوت، اخلاق، رفتار، ادراک، تخیلات، تمثلات و خواب‌های انسان آشکار می‌شود. هر آنچه وارد بدن انسان می‌شود، دارای انعکاس و ظهور است؛ ظهوری در ظاهر انسان مانند چهره و صوت، و انعکاسی در باطن انسان که در اخلاق، خلق‌وخو، درک و رفتار نمایان می‌شود. از این رو، خوراک تمام ساحات وجودی انسان، اعم از جسمانی و روحانی، را در بر می‌گیرد. خوراک از دو حیث اساسی مورد بررسی قرار می‌گیرد:  نخست از جهت طهارت (حلال بودن و آلوده نبودن به نجاست) و دوم از جهت نظافت و تمیزی (غیرفاسد بودن، شسته بودن، و آلوده نبودن به میکروب و چرک). آیات و تعابیری چون «کلوا من الطیبات رزقناکم» و «غذای حلال و طیب» با همین دو بُعد معنا پیدا می‌کنند. غذاهای حلال و پاک موجب زیبایی چهره می‌شوند و در مقابل، غذاهای حرام، نجس، فاسد و کثیف اثر منفی بر سیما و صورت انسان دارند. این تأثیر به دلیل عملکرد «قوه مصوّره» است که مواد واردشده به بدن را صورتگری کرده و عین همان کیفیت را در چهره، صوت و حالات انسان ظاهر می‌سازد. برای مثال، تفاوت میان تخم‌مرغ مرغ و مرغابی ذکر می‌شود تا نشان داده شود که نوع خوراک حیوان، بر رنگ، بو، شفافیت، شکل و حتی خواص محصول آن تأثیر مستقیم دارد؛ همین قاعده در مورد انسان نیز صادق است. در پایان، عوامل مؤثر بر زیبایی یا زشتی چهره انسان در چهار محور معرفی می‌شود:

1. غذای حلال 

2. غذای تمیز و طیب 

3. ملکات روحی و نورانیت قلب 

4. نطفه و تأثیر وراثت 

همچنین اشاره می‌شود که این قانون در حیوانات و گیاهان نیز جاری است و نوع تغذیه، مستقیماً در صورت و سیمای ظاهری آن‌ها اثر می‌گذارد.

آغاز محتوا:

  • ارتباط خوراک با ظاهر و باطن انسان:

این مبحث از مباحث دقیق و عمیق حکمت و عرفان است و نشان می‌دهد که خوراک انسان، صرفاً در حد تغذیه جسم باقی نمی‌ماند، بلکه بر ظاهر و باطن انسان اثر عمیق و گسترده دارد. خوراک بر چهره و سیما اثر می‌گذارد و هم‌زمان بر روح انسان نیز تأثیر دارد؛ تأثیری که خود را در خلق‌وخو، رفتار، درک، شعور، تخیلات، تمثلات، و حتی خواب‌های انسان نشان می‌دهد. همچنین خوراک افزون بر اثرگذاری بر جسم و روح، در صوت انسان نیز مؤثر است.

  • انعکاس خوراک در چهره و روح انسان

خوراک آنچه وارد بدن انسان می‌شود، در چهره و سیما انعکاس پیدا می‌کند. این انعکاس تنها ظاهری نیست، بلکه ریشه در باطن انسان دارد. خوراک بر روح انسان اثر می‌گذارد و این اثر در حوزه‌های مختلفی همچون خلقیات، رفتار، نوع فهم، قدرت درک، تخیلات ذهنی، تمثلات باطنی و حتی خواب‌ها قابل مشاهده است. از این جهت، نمی‌توان خوراک را امری صرفاً مادی دانست، بلکه باید آن را یکی از عوامل جدی در شکل‌گیری حالات روحی و ظاهری انسان به حساب آورد.

  • بررسی خوراک از دو جهت طهارت و نظافت

بحث خوراک باید از دو جهت اساسی بررسی شود. نخست از جهت طهارت، و دوم از جهت نظافت. طهارت به این معناست که غذا نباید آلوده به نجاست باشد و نیز نباید حرام باشد. نظافت نیز بدین معناست که غذا باید تمیز باشد، فاسد نباشد، آلوده به میکروب و چرک و آلودگی نباشد و از هرگونه فساد و آلودگی ظاهری به‌دور باشد. وقتی در آموزه‌های دینی به خوردن «غذای حلال و طیب» امر شده است، این امر تنها ناظر به حلال بودن فقهی غذا نیست، بلکه هم‌زمان ناظر به پاک بودن، تمیز بودن، شسته بودن، فاسد نبودن و عاری بودن از نجاست و کثیفی است. غذایی که آلوده به نجاست باشد، یا حرام باشد، یا فاسد، گندیده، بدبو و آلوده به میکروب و چرک باشد، مشمول عنوان غذای طیب نخواهد بود و نباید مورد استفاده قرار گیرد.

  • اثر خوراک بر جسم، روح و تمام مراتب انسان:

با توجه به این مقدمه روشن می‌شود که خوراک، هم بر جسم انسان اثر دارد و هم بر روح انسان. اثر خوراک بر جسم، خود را در چهره، سیما و حتی صوت انسان نشان می‌دهد. اثر خوراک بر روح نیز در خلقیات، درک، فهم، تخیلات، تمثلات، خواب‌ها و حالات درونی آشکار می‌شود. بنابراین خوراک محدود به یک بُعد از وجود انسان نیست، بلکه دایره اثرگذاری آن، همه مراتب وجودی انسان را فرا می‌گیرد. هر غذایی که انسان مصرف می‌کند، در تمام ساحت زندگی او، آثار خود را به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم باقی می‌گذارد.

  • تأثیر تمیزی غذا بر چهره و سیما:

غذای تمیز، یعنی غذایی که کثیف نباشد، آلوده به میکروب نباشد، فاسد نباشد و شسته و پاکیزه باشد. چنین غذایی، اثر خود را در چهره و سیما آشکار می‌کند. یکی از دلایل زیبایی چهره انسان، تمیز بودن غذایی است که مصرف می‌کند. البته این عامل، تنها دلیل زیبایی نیست، اما یکی از دلایل مهم و مؤثر به شمار می‌آید. تمیزی غذا، چهره را شفاف‌تر، روشن‌تر و زیباتر می‌سازد و کثیفی غذا، تیرگی و زشتی را در سیما منعکس می‌کند. این قاعده، امری مشاهده‌پذیر و قابل تأمل است.

  • نمونه‌ حیوانی: تأثیر خوراک بر تخم پرندگان:

برای درک بهتر این معنا، می‌توان به حیوانات توجه کرد. اگر به تفاوت میان تخم‌مرغ مرغ و تخم‌مرغ اردک دقت شود، روشن می‌گردد که نوع غذایی که حیوان مصرف می‌کند، در محصول نهایی آن حیوان انعکاس می‌یابد. اردکی که غذای آن غالباً از لجن و مواد آلوده تشکیل شده است، تخم‌مرغی تولید می‌کند که هم بوی نامطبوع دارد و هم رنگ آن تیره‌تر است. در مقابل، مرغی که غذای تمیزتری مصرف می‌کند، تخم‌مرغی دارد که بوی نامطبوع ندارد، رنگ آن شفاف‌تر و روشن‌تر است و حتی شکل هندسی آن نیز مطلوب‌تر و متناسب‌تر است. این تفاوت، ناشی از تفاوت در نوع غذای مصرف‌شده است، نه امری تصادفی. حتی شکل ظاهری، براق بودن، شفافیت و بوی تخم‌مرغ، همگی متأثر از تمیزی یا آلودگی غذای حیوان است. هرچه غذای حیوان تمیزتر باشد، آثار آن در محصول حیوان زیباتر و سالم‌تر نمود پیدا می‌کند.

  • تعمیم قاعده به انسان:

همین قاعده در مورد انسان نیز جاری است. یکی از دلایل زیبایی چهره انسان‌ها، تمیزی غذایی است که مصرف می‌کنند. البته عوامل دیگری نیز در زیبایی یا زشتی چهره مؤثرند، اما تمیزی غذا یکی از دلایل مهم و انکارناپذیر است. چهره انسان، تحت تأثیر مستقیم خوراک قرار دارد. بنابراین بحث تمیزی غذا، و نیز بحث طهارت غذا، هر دو در زیبایی یا زشتی چهره و سیما نقش دارند. غذایی که حلال و پاک باشد، در زیبا شدن چهره اثر می‌گذارد، و غذایی که آلوده به نجاست یا حرام باشد، در زشت شدن چهره اثر می‌گذارد.

  • نقش طهارت و حلیت غذا در زیبایی چهره:

از دیگر عوامل مؤثر در زیبایی چهره انسان، مسئله طهارت غذا و حلال بودن آن است. غذایی که آلوده به نجاست باشد، در چهره انسان اثر منفی می‌گذارد، و نیز غذایی که حرام باشد و حلیت شرعی نداشته باشد، موجب زشتی چهره می‌شود. در مقابل، غذای حلال، در زیبایی و نورانیت چهره تأثیر مستقیم دارد. بنابراین، همان‌گونه که تمیزی غذا در زیبایی چهره مؤثر است، طهارت و حلیت آن نیز نقش بنیادین دارد. غذای حرام، چه از جهت ذات حرام باشد و چه از راه حرام به دست آمده باشد، تأثیر خود را در سیما و ظاهر انسان نشان می‌دهد. همچنین غذای آلوده به نجاست، هرچند از نظر ظاهر تمیز باشد، در حقیقت ناپاک است و آثار ناپاکی آن در چهره نمایان می‌شود.

  • کیفیت ورود غذا به بدن و نقش قوه مُصوِّره:

هنگامی که غذایی وارد بدن انسان می‌شود، این غذا به‌وسیله قوه‌ای در انسان که از آن به «قوه مُصوِّره» تعبیر می‌شود، به صورت و شکل درمی‌آید. قوه مصوره، ماده خامی را که انسان به آن داده است، صورتگری می‌کند. اگر این ماده خام پاک، تمیز و سالم باشد، صورت حاصل نیز زیبا و متناسب خواهد بود، و اگر این ماده خام آلوده، ناپاک یا فاسد باشد، صورتِ پدیدآمده نیز متناسب با همان آلودگی خواهد بود. برای تقریب ذهن، می‌توان این مسئله را به نوشتن یا نقاشی تشبیه کرد. اگر کسی بخواهد متنی بنویسد یا تصویری بکشد، مرکب و ابزار نقش‌آفرینی بسیار تعیین‌کننده است. اگر مرکب خالص و سالم باشد، اثر نهایی شفاف و مطلوب خواهد بود، اما اگر در مرکب، مواد ناسالمی مانند روغن یا ناخالصی ریخته شود، تصویر نهایی نیز مخدوش و نازیبا می‌شود. به همین قیاس، غذایی که آلوده است، ماده‌ای است که به قوه مصوره داده می‌شود و این قوه، همان ماده را صورتگری می‌کند. بنابراین آلودگی، حرام بودن یا فساد غذا، مستقیماً در صورت و چهره انسان انعکاس پیدا می‌کند.

  • انعکاس نجاست، حلال و حرام در سیمای انسان:

غذای آلوده به نجاست، اثر نجاست را در چهره ظاهر می‌کند. غذای حرام، اثر حرمت را در سیما نمایان می‌سازد. در مقابل، غذای حلال و پاک، موجب زیبایی چهره می‌شود. همین قاعده درباره تمیزی و کثیفی غذا نیز صادق است. غذای تمیز، چهره را زیبا می‌کند و غذای کثیف و آلوده، چهره را زشت می‌سازد. از اینجا روشن می‌شود که زشتی، نسبتی با طهارت ندارد و زیبایی، با طهارت نسبت مستقیم پیدا می‌کند. نجاست، با جمال سازگار نیست، اما طهارت، ملازم با زیبایی است. غذای حرام، تناسبی با زیبایی چهره ندارد، در حالی که غذای حلال، با زیبایی چهره هماهنگ است.

  • نسبت میان طهارت، تمیزی و جمال:

در اینجا باید به یک نکته دقیق توجه کرد و آن، نسبت میان طهارت و جمال است. طهارت، چه طهارت ظاهری و چه طهارت شرعی، با زیبایی سنخیت دارد. همان‌گونه که تمیزی غذا در زیباتر شدن چهره مؤثر است، حلال بودن غذا نیز نقش تعیین‌کننده‌ای در جمال ظاهری انسان دارد. آثار حلیت و حرمتِ غذا، و همچنین آثار تمیزی و کثیفی آن، همگی در چهره منعکس می‌شوند؛ چراکه چهره انسان از همین غذا شکل می‌گیرد و قوه مصوره، همین مواد را صورتگری می‌کند. بنابراین، غذای تمیز، صورت تمیز می‌آورد و غذای آلوده، صورت آلوده می‌سازد. غذایی که آلوده به میکروب و فساد است، اثر خود را در سیما نشان می‌دهد. غذای فاسد، اثر فساد را در چهره آشکار می‌کند، و غذای سالم و پاک، اثر سلامت و پاکی را در ظاهر انسان نمایان می‌سازد.

  • عوامل گوناگون زیبایی چهره انسان:

زیبایی چهره، تنها به یک عامل بازنمی‌گردد، بلکه عوامل متعددی در آن نقش دارند. یکی از این عوامل، مصرف غذای حلال است. عامل دوم، تمیز بودن غذاست. این دو عامل، به‌طور مستقیم به خوراک انسان مربوط می‌شوند. عامل سوم، ملکات روحی و نورانیت باطن انسان است. صفاتی مانند صدق، سلامت درون، طهارت روح، تواضع، و فضایل اخلاقی، در زیبایی چهره بسیار اثرگذارند. زیبایی چهره، تنها حاصل عوامل مادی نیست، بلکه از نور باطن و ملکات اخلاقی نیز نشئت می‌گیرد. عامل چهارم، مسئله نطفه است. زیبایی یا زشتی چهره انسان، تا حدی ریشه در والدین و نطفه دارد. نطفه به‌عنوان ماده اولیه بدن انسان، در شکل‌گیری ظاهر و سیما مؤثر است و همان‌گونه که مرکب در نقش‌آفرینی اثرگذار است، نطفه نیز در صورت نهایی انسان نقش دارد.

  • تأثیر خوراک بر حیوانات و گیاهان:

این قاعده، اختصاص به انسان ندارد. در حیوانات نیز می‌توان تأثیر خوراک را در چهره و ظاهر آن‌ها مشاهده کرد. نوع غذایی که حیوان مصرف می‌کند، در شکل، رنگ، بو و کیفیت ظاهر آن اثر می‌گذارد. حتی در گیاهان نیز این تأثیر به‌وضوح قابل مشاهده است. گیاهان، متناسب با نوع تغذیه‌ای که از خاک و آب دریافت می‌کنند، شکل، رنگ و کیفیت متفاوتی پیدا می‌کنند. بنابراین، اصل اثرگذاری خوراک بر صورت و ظاهر، قانونی عام و فراگیر است که در انسان، حیوان و گیاه جاری است.

  • گستره اثر خوراک در تمام مراتب وجود:

با توجه به مباحث مطرح‌شده، روشن می‌شود که خوراک فقط بر یک بُعد از وجود انسان اثر نمی‌گذارد، بلکه تمام مراتب جسم و روح را دربر می‌گیرد. خوراک، چهره را می‌سازد، روح را متأثر می‌کند، اخلاق را شکل می‌دهد و حتی درک، فهم، تخیلات و حالات باطنی انسان را دگرگون می‌سازد.