خلاصه محتوا:
این محتوا درباره تبیین یکی از جلوههای مهم حکمت و ربوبیت الهی، یعنی پراکندهسازی و توزیع لذتها در عالم محسوس و معنوی است. خداوند بر اساس حکمت خود، لذتها را بهصورت یکسان در اشیاء قرار نداده، بلکه آنها را میان مراتب مختلف ادراک و انواع موجودات پراکنده کرده است تا انسان بتواند با همه اشیاء عالم ارتباط وجودی برقرار کند و حضور حق تعالی را در همه مراتب هستی درک نماید. در عالم محسوس، انسان از طریق حواس پنجگانه بینایی، شنوایی، لامسه، شامه و ذائقه با اشیاء ارتباط برقرار میکند و هر نوع ادراک حسی واجد نوع خاصی از لذت است. برخی اشیاء لذتشان بیشتر در دیدن است، برخی در شنیدن، برخی در بوییدن، لمس کردن یا چشیدن. مثالهایی مانند مشاهده گل، بوییدن رایحه آن، لمس لطافتش و چشیدن میوه، نشان میدهد که هرچه ادراک کاملتر میشود، لذت نیز قویتر و عمیقتر میگردد. بنابراین، لذت همواره تابع ادراک است و بدون ادراک، لذتی شکل نمیگیرد. همین قاعده در عالم معنوی نیز جریان دارد. لذتهای معنوی به دو دسته کلی تقسیم میشوند: نخست، لذتهایی که از ارتباط عبادی و حضوری با خداوند حاصل میشود و انسان آنها را با «ذائقه باطنی» میچشد؛ دوم، لذتهایی که از درک معارف، حقایق عقلی، کمالات نفسانی و صفات وجودی پدید میآید. این لذتها نیز وابسته به ادراکاند؛ خواه ادراک حسی، خیالی، عقلی یا شهودی. نکته محوری سخنرانی این است که هر ادراکی همراه با لذت است، و هر لذتی موجب طلب، و هر طلبی منشأ حرکت میشود. خداوند با پراکندهسازی لذتها در همه مراتب ادراک، انسان را به حرکت، توجه، طلب و در نهایت عبودیت هدایت میکند تا انسان خداوند را در همه چیز در محسوسات، معقولات، مشهودات و حالات قلبی حاضر و مشهود بیابد.
آغاز محتوا:
- حکمت ارتباط انسان با اشیاء از طریق لذتهای ادراکی:
ارتباط حضرات انبیا و بهویژه ارتباط حضرت انسان با عالم، بر پایه تجلی و ظهور است. موضوع بحث، حکمت پراکندهسازی لذتها در عالم محسوس است. خداوند متعال بر اساس حکمت ربوبی خود، لذتها را در محسوسات بهصورت پراکنده قرار داده است تا انسان بتواند با همه اشیاء ارتباط برقرار کند. این ارتباط، ارتباطی وجودی است که از طریق شنیدن، دیدن، لمس کردن، بوییدن و چشیدن تحقق مییابد. این مراتب، همان مراتب ادراکات حسی انسان هستند. جلوهای از ربوبیت خداوند در جلوهای از حکمت او، تقسیم و توزیع زیباییها و لذتها در عالم است. خداوند زیباییها را بهصورت یکنواخت و یکسان در اشیاء قرار نداده، بلکه آنها را بهگونهای متفاوت توزیع کرده است. این تفاوت، عین حکمت است.
- نسبت لذت با حواس پنجگانه:
هر شیء مادی و طبیعی از یک وجه خاص، مدرَک یکی از حواس پنجگانه قرار میگیرد. صورت اشیاء با بینایی ادراک میشود، صدای آنها با شنوایی، زبری و نرمی با لامسه، بو با شامه و طعم با ذائقه درک میگردد. هرگاه چیزی در دایره ادراک یکی از حواس قرار گیرد، بهتبَع آن، لذتی نیز پدید میآید. هر ادراکی نحوی از لذت را در خود دارد. برای مثال، هنگامی که باد گل را تکان میدهد و انسان صدای آن را میشنود، از طریق حس شنوایی با آن گل ارتباط برقرار میکند و شناختی نسبت به آن صوت پیدا میشود. این شناخت، همراه با نوعی لذت است. وقتی همان گل دیده میشود، لذت دیدن از لذت شنیدن کاملتر است، زیرا صورت و زیبایی آن ظاهر شده است. اگر گل لمس شود، لطافت و نرمی آن ادراک میشود و این ادراک، از لحاظ لذت، قویتر از ادراک بصری است. اگر بوی گل استشمام شود، این لذت نسبت به ادراکات پیشین قویتر خواهد بود. و اگر آن شیء قابلیت چشیدن داشته باشد، با چشیدن طعم آن، انسان به بالاترین مرتبه لذت حسی میرسد.
- مثال میوه و مراتب شدت لذت:
میوهای را در نظر بگیرید؛ انسان ابتدا از دور آن را میبیند و از دیدن آن لذتی میبرد. اگر بوی خوشی داشته باشد، بوییدن آن لذتی افزونتر ایجاد میکند. لمس کردن لطافت آن، لذت را کاملتر میسازد. اما زمانی که میوه خورده میشود و طعم شیرینی آن درک میگردد، انسان به نهایت لذت حسی میرسد. این مثال نشان میدهد که هرچه ادراک قویتر و عمیقتر شود، لذت نیز شدیدتر میشود.
- تفاوت اشیاء در محل تحقق لذت:
برخی اشیاء لذتشان بیشتر در صدا است؛ مانند آهنگها، صدای بلبل، نغمات حماسی و یا صدای زیبای برخی انسانها که لذتی که از صوت آنها برده میشود، از چهره و سیمای آنها بیشتر است. در مقابل، برخی اشیاء بیشترین لذتشان در دیدن است؛ مانند مشاهده ستارگان، برخی حیوانات، گیاهان و چهره برخی انسانها، بهویژه سیمای اولیای الهی که دیدن آنها خود لذتآور است. برخی امور، لذتشان در بوییدن است؛ مانند بوی گل یا عطر. برخی دیگر، لذتی که ایجاد میکنند بیشتر در لمس است؛ مانند بوسیدن فرزند که نوعی لذت عاطفی و لمسی را ایجاد میکند. برخی امور نیز مانند مأکولات، لذت اصلیشان در چشیدن و خوردن است.
- پراکندگی لذتها در عالم معنوی:
همانگونه که لذتهای حسی در عالم محسوس پراکنده شدهاند، لذتهای معنوی نیز به حکمت الهی در مراتب مختلف توزیع شدهاند. لذتهای معنوی به دو قسم کلی تقسیم میشوند: نخست، لذتهایی که در ارتباط عبادی انسان با خداوند حاصل میشود؛ این لذتها، لذتهایی حضوری هستند که انسان آنها را با ذائقه باطنی و قلبی میچشد. دوم، لذتهایی که از درک حقایق، معارف، علوم و کمالات وجودی پدید میآیند که اینها لذتهای معرفتی هستند. هرگاه انسان به ملکهای، صفتی یا کمالی دست یابد، نفسِ دارا شدن آن کمال، لذتبخش است. این لذتها نیز ناشی از ادراکاند.
- قاعده کلی: لذت، تابع ادراک است:
خداوند لذتها را در ادراکات قرار داده است؛ چه ادراک حسی، چه خیالی، چه عقلی و چه شهودی. اگر چیزی ادراک نشود، لذتی نیز از آن حاصل نمیشود؛ خواه آن چیز محسوس باشد، معقول باشد یا مشهود. لذت معقولات در فهم عقلی آنهاست، لذت امور قلبی در یافتن حضوری آنهاست و لذت امور غیبی در کشف و شهود آنهاست. همانطور که خداوند زیباییها را در محسوسات و در امور غیبی پراکنده کرده است، لذتها را نیز به همین صورت توزیع نموده تا همه اشیاء مورد توجه انسان قرار گیرند و انسان بتواند خداوند را در همه چیز درک و احساس کند؛ چه در رنگها و صورتها، چه در صداها، بوها، چشیدنیها و لمسکردنیها، و چه در معقولات، مشهودات، مخیلات و حالات قلبی.
- پیوند ادراک، لذت، طلب و حرکت:
تا هنگامی که چیزی ادراک نشود، لذتی از آن حاصل نمیگردد. وقتی ادراک حاصل شد، لذت پدید میآید و با پدید آمدن لذت، طلب ایجاد میشود. هر طلبی، منشأ حرکت است. اگر انسان نسبت به چیزی ادراک نداشته باشد، نه از آن لذت میبرد و نه به سوی آن حرکت میکند. احساس حضور خداوند نیز با لذتهای غیبی همراه است و هرگاه انسان این لذت را درک کند، حرکت به سوی مطلوب الهی در او شکل میگیرد.