آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • رحمت الهی؛ بنیاد آفرینش، تدبیر و پیوند عوالم هستی

رحمت الهی؛ بنیاد آفرینش، تدبیر و پیوند عوالم هستی

خلاصه محتوا:

محتوای این جلسه بر این اصل بنیادین استوار است که رحمت الهی، اصل ایجاد، تدبیر و پیوند همه عوالم هستی است. آغاز عالم با رحمت الهی صورت گرفته و فرجام آن نیز بازگشت به رحمت الهی است. آفرینش اشیاء عین رحمت است، زیرا اعطای وجود به اشیاء همان رحمت الهی است. نخستین، جامع‌ترین و بنیادی‌ترین رحمت الهی، «رحمت وجود» است که همه مراتب دیگر رحمت به آن بازمی‌گردند. خداوند عالم را با اعطای هستی آفریده و خود علت ایجادی آن است؛ بنابراین اصلِ وجودِ اشیاء و خودِ هستی، رحمانی‌ترین حقیقت عالم است. افزون بر آفرینش، تدبیر عالم نیز بر اساس رحمت الهی انجام می‌گیرد، زیرا خداوند عالم را با اسماء خویش اداره می‌کند و همه اسماء الهی جلوه‌هایی از رحمت هستند. تدبیر عالم از طریق اسماء، به معنای تدبیر مبتنی بر رحمت است. سومین ساحت رحمت الهی، پیوند و اتصال وجودی عوالم هستی است. عوالم ملک، ملکوت و جبروت دارای ارتباط ذاتی و وجودی با یکدیگرند و همگی به حقیقت حق متصل‌اند. هستی، حقیقتی واحد و نامتناهی است که در همه مراتب ظهور و تجلی دارد و این تجلیات همگی بر اساس رحمت شکل گرفته‌اند. اسماء جمالی الهی سبب پیوند، محبت، انس و ارتباط میان موجودات می‌شوند، در حالی که اسماء جلالی موجب انفصال، قبض و گسست می‌گردند. محبت میان انسان‌ها نتیجه تجلی اسماء جمالی است و دشمنی‌ها و تصرفات قهری در عالم، از آثار تجلیات جلالی به شمار می‌آیند. در نظام تکوین، سیل، زلزله، آتش‌فشان و محو موجودات، جلوه‌هایی از اسماء جلالی هستند. در این نظام، انسان کامل محور اتصال عوالم هستی است. شأن اتصال عوالم، شأن ولیّ‌الله و امام معصوم است. انسان کامل مظهر تامّ و اکمل تجلی الهی، و کامل‌ترین مخلوق خداوند است. تحقق کامل رحمت الهی در عالم، از طریق انسان کامل صورت می‌گیرد. رحمت انسان کامل، رحمت عام و فراگیر است؛ نه‌تنها شامل مؤمنان، بلکه شامل همه انسان‌ها، حتی کافران و مشرکان نیز می‌شود. افزون بر انسان‌ها، حیوانات، گیاهان، جمادات و حتی ملائکه نیز از رحمت انسان کامل بهره‌مندند، زیرا حیات و هستی همه موجودات به واسطه او استمرار می‌یابد.

در ادامه بیان می‌شود که همه هستی‌ها از سنخ واحد وجود هستند. وحدت سنخیت، وحدت وجودی را به همراه دارد و تکثر موجودات، صرفاً ناشی از تعین‌ها و حجاب‌هاست. همه موجودات جلوه‌های یک حقیقت واحدند و به همین دلیل دارای اتصال ذاتی‌اند. این اتصال وجودی سبب جریان فیض در سراسر عالم می‌شود، به‌گونه‌ای که فیض از عالی‌ترین مراتب وجود به نازل‌ترین مراتب می‌رسد و هر موجود به اندازه ظرفیت و قابلیت خود از این فیض بهره می‌برد. عالم هستی همچون یک پیکره واحد است که تأثر یک جزء، در کل آن اثر می‌گذارد.

آغاز محتوا:

  • رحمت الهی به‌عنوان بنیان آفرینش عالم:

محتوا درباره ایجاد عالم بر اساس رحمت الهی است. آغاز عالم با رحمت الهی شروع شده و ختم عالم نیز همراه با رحمت الهی است. ایجاد جهان مبتنی بر رحمت الهی است و رحمت اطلاقی الهی اساس پیدایش عالم به شمار می‌آید. خودِ هستی‌بخشی به عالم، رحمت الهی است. خداوند اشیاء را ایجاد کرده و به آن‌ها وجود بخشیده است و این اعطای وجود همان رحمت الهی محسوب می‌شود. اظهار وجود، اظهار رحمت است و نخستین و جامع‌ترین رحمت الهی که همه مراتب دیگر رحمت به آن ختم می‌شوند، رحمت وجود است. خداوند عالم را بر اساس وجود خویش ایجاد کرده و خود علت ایجادی عالم هستی است. وجود اشیاء اساس رحمت و برترین مرتبه آن است. بنابراین، اصل ایجاد عالم، چیزی جز رحمت الهی نیست و هستی‌بخشی به عالم، عین اعطای رحمت است.

  • تدبیر عالم بر اساس اسماء و رحمت الهی:

علاوه بر آفرینش، تدبیر عالم نیز بر اساس رحمت الهی انجام می‌گیرد. خداوند عالم را با اسماء خویش مدیریت و تدبیر می‌کند. اسماء الهی همگی جلوه‌های رحمت هستند و هر اسمی، ظهوری از رحمت الهی به شمار می‌آید. ازاین‌رو، تدبیر عالم از طریق اسماء الهی، در حقیقت تدبیری مبتنی بر رحمت الهی است.

  •  پیوند وجودی عوالم هستی بر پایه رحمت:

سومین ساحت ظهور رحمت الهی، اتصال عوالم هستی به یکدیگر است. عالم ملک و ملکوت دارای اتصال وجودی‌اند، همان‌گونه که ملکوت و جبروت نیز ارتباط ذاتی و وجودی با یکدیگر دارند. تمام عوالم هستی در وجود به یکدیگر متصل‌اند و همگی ارتباط وجودی با حق دارند. یک حقیقت واحد وجود دارد که هستی آن همه عوالم را دربر گرفته است. این هستی نامتناهی در همه جا حضور دارد، ظهور و تجلی دارد و این ظهور و تجلی همگی بر اساس رحمت الهی است. اساس هر تجلی، رحمت الهی است.

  • نقش اسماء جمالی و جلالی در اتصال و انفصال:

اسماء جمالی الهی سبب اتصال، پیوند و همبستگی وجودات اشیاء به یکدیگر می‌شوند، در حالی که اسماء جلالی عامل انفصال و گسست هستند. هر نوع پیوند، ربط و اتصال وجودی بر اساس جمال الهی و اسماء جمالی تحقق می‌یابد. غلبه نفس بر بدن نتیجه غلبه اسماء جلالی است، در حالی که ارتباط نفس با بدن، بر اساس اسماء جمالی صورت می‌پذیرد. محبت میان انسان‌ها ناشی از تجلی اسماء جمالی است و دشمنی‌ها میان انسان‌ها از ظهور اسماء جلالی پدید می‌آید. هرچه محبت شدت یابد، جمال بر جلال غلبه می‌کند و حاکم می‌شود.

  • انسان کامل و شأن اتصال عوالم هستی:

اتصال دادن عوالم هستی به یکدیگر، شأن انسان کامل است. این شأن، شأن امام معصوم و ولیّ‌الله است. ولیّ خدا توان برقراری پیوند وجودی میان عوالم را دارد. یقین به خداوند، محبت به حق را به دنبال دارد و محبت به حق، موجب ظهور رحمت وجودی و ایجادی می‌شود. تجلی کامل و تمامیت ظهور خداوند، در انسان کامل تحقق یافته است. انسان کامل کامل‌ترین مخلوق الهی و تجلی اعظم و اکمل الهی است.

  • تجلیات جمالی و جلالی در نظام تکوین:

هنگامی که تجلیات جلالی الهی ظاهر می‌شوند، تصرف در اشیاء، محو موجودات و قبض پدید می‌آید. پدیده‌هایی مانند سیل، زلزله، آتش‌فشان، تخریب و زوال اشیاء، همگی از آثار تجلیات جلالی الهی هستند. در مقابل، تجلی جمال الهی موجب ایجاد محبت، انس، الفت و شکل‌گیری روابط میان مخلوقات می‌شود. اصل آفرینش عالم بر حب الهی و رحمت استوار است. روایت «کنت کنزاً مخفیاً فأحببت…» بیانگر آن است که اساس ایجاد عالم، محبت و رحمت است.

  • رحمت وجود به‌عنوان جامع همه رحمت‌ها:

همه هستی‌ها از حق‌اند و نخستین رحمت الهی، رحمت وجود است که جامع‌ترین رحمت به شمار می‌آید. همه مراتب رحمت به رحمت وجود ختم می‌شود، زیرا همه از وجود سرچشمه می‌گیرند. رحمت از وجود آغاز می‌شود، یعنی خداوند با اعطای هستی، رحمت خویش را جاری می‌سازد. تمام کمالات وجودی، کمالات رحمانی هستند و همه کمالات نیز در نهایت به وجود بازمی‌گردند.

  •  انسان کامل؛ رحمت فراگیر برای همه عوالم:

انسان کامل مظهر رحمت نامتناهی الهی و تجلی «رحمهً للعالمین» است. وجود پیامبر اکرم و امامان معصوم، رحمت برای همه انسان‌هاست، اعم از مؤمن، کافر، مشرک و منافق. رحمت انسان کامل محدود به انسان‌ها نیست، بلکه شامل حیوانات درنده و اهلی، گیاهان، جمادات و حتی فرشتگان مقرب نیز می‌شود. حیات هر موجودی به واسطه حیات انسان کامل استمرار دارد. دعای او موجب نزول باران، تعادل آسمان و خورشید و بقای نظام طبیعت می‌شود. حتی حیات جمادات نیز به برکت حیات انسان کامل است.

  •  وحدت سنخیت و وحدت وجود:

همه هستی‌ها از سنخ واحدند و از جنس وجود هستند. وقتی همه موجودات از یک سنخ باشند، حقیقتاً یک وجود و یک هستی محسوب می‌شوند. تعدد سنخیت موجب تعدد وجود است و وحدت سنخیت منجر به وحدت وجود می‌شود. همه موجودات جلوه‌های یک حقیقت‌اند و چون جلوه‌های یک حقیقت هستند، اتصال ذاتی و وجودی با یکدیگر دارند. این اتصال وجودی سبب می‌شود همه موجودات از فیض یکدیگر بهره‌مند شوند و فیض از عالی‌ترین مرتبه وجود به پایین‌ترین مرتبه آن سرازیر گردد.

  • تأثیر متقابل اجزای عالم به‌واسطه اتصال وجودی:

به سبب این اتصال وجودی، هر موجودی در کل عالم اثر می‌گذارد و کل عالم نیز بر هر موجود اثرگذار است. همانند بدن انسان که فرو رفتن سوزنی در پا، در سراسر بدن احساس درد ایجاد می‌کند، عالم هستی نیز یک مجموعه به‌هم‌پیوسته است. فیض الهی به‌صورت یکنواخت در سراسر عالم جاری است، اما هر موجودی به اندازه ظرفیت و قابلیت خود از این فیض بهره‌مند می‌شود.