آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • امامت و نبوت؛ حقیقت هدایت الهی – بخش ۱

امامت و نبوت؛ حقیقت هدایت الهی – بخش ۱

خلاصه محتوا:

این محتوا به تبیین حقیقت امامت و نبوت به‌عنوان حقیقت واحد هدایت الهی می‌پردازد و آن را هم‌زمان با آغاز خلقت انسان می‌داند. امامت و نبوت دو مقام الهی، حقیقی، غیراعتباری و مجعول به جعل مستقیم خداوند هستند که تنها در نوع انسان تحقق می‌یابند و هیچ‌یک از موجودات دیگر، حتی فرشتگان، صلاحیت وصول به این دو مقام را ندارند.

نبوت و امامت نه اموری قراردادی یا انتخابی، بلکه ناشی از لیاقت، ظرفیت درونی روح و شأن وجودی انسان کامل هستند. این دو مقام، یک سلسلهٔ پیوستهٔ هدایت را تشکیل می‌دهند که از حضرت آدم علیه‌السلام آغاز شده و تا پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌وآله و سپس تا سلسلهٔ کامل امامت ادامه می‌یابد. تمام انبیا و ائمه، در یک مسیر واحد و مشترک حرکت می‌کنند که همان مسیر توحید و هدایت الهی است. امامت و نبوت از یکدیگر جداشدنی نیستند و هر دو متصل به اصل توحید هستند. شناسایی مصادیق امام و نبی نیازمند معیارهایی مشخص است که سه شاخص اصلی آن عبارت‌اند از: اعجاز، عصمت و علم غیب. هر کسی که دارای این ویژگی‌ها باشد، در مرتبهٔ امامت یا نبوت قرار دارد. حقیقت امامت و نبوت در روح انسان کامل تجلی می‌یابد، نه در بدن مادی او. پیامبران و امامان از نظر جسمانی بشر هستند و تابع قوانین عالم ماده‌اند، اما امامت و نبوت ناظر به حقیقت روحانی و باطنی آنان است. به همین جهت، تمام افعال، اقوال، سکوت و حتی وجود آنان حجت الهی محسوب می‌شود.

امام و نبی خود «طریق»، «صراط» و «باب‌الله» هستند؛ یعنی هم راه هدایت‌اند و هم واسطهٔ فیض الهی. اتصال انسان به اسماء و صفات الهی تنها از مسیر توسل و ارتباط روحی با امام و نبی ممکن است. آنان مظهر کامل اسماء الهی و واسطهٔ فیض برای ارواح انسانی‌اند. در نهایت، امامت به‌عنوان یک سنت دائمی الهی معرفی می‌شود؛ سنتی که با پیشرفت علم و تکنولوژی نه‌تنها بی‌نیاز نمی‌شود، بلکه نیاز انسان به آن همواره باقی است. نیازهای مادی انسان با عقل برطرف می‌شود، اما نیازهای غیبی و اصیل انسانی تنها از مسیر امامت و نبوت قابل تأمین است.

آغاز محتوا:

  •  آغاز بحث در باب حقیقت امامت و نبوت:

این محتوا  ناظر به تجلی «انسان کامل» است؛ یعنی امام و نبی. مسئله امامت و نبوت از آغاز خلقت انسان آغاز می‌شود. با آغاز خلقت انسان، هم نبوت آغاز می‌گردد و هم امامت. به بیان دقیق‌تر، شروع نبوت همان شروع خلقت انسان است و آغاز امامت نیز هم‌زمان با خلقت انسان تحقق می‌یابد.

  •  اختصاص امامت و نبوت به نوع انسان:

امام و نبی تنها در نوع انسان تحقق پیدا می‌کنند و هیچ‌یک از سایر مخلوقات، اعم از جمادات، نباتات و حتی فرشتگان، شایستگی پذیرش مقام امامت و نبوت را ندارند. تنها نوع انسان است که در میان تمام مخلوقات، لیاقت و ظرفیت رسیدن به مرتبه امامت را داراست. از این‌رو، مقام امامت و نبوت اختصاصیِ انسان است و حتی ملائکه مقرب الهی نیز نبی یا امام نمی‌شوند.

  •  حقیقت الهی و تکوینی امامت و نبوت:

نبوت و امامت، دو مقام غیبی و الهی هستند. امام و نبی، مجعول به جعل الهی و منصوب به نصب الهی‌اند. این مقامات، اعتباری و قراردادی نیستند، بلکه حقیقتی واقعی و تکوینی دارند. خداوند متعال این دو مقام را بر اساس لیاقت، شایستگی و ظرفیت درونی روح امام و نبی به آنان عطا می‌کند. بنابراین، وجود زمینه و استعداد درونی در انسان شرط دریافت نور امامت و نبوت است.

  •  پیوستگی سلسله نبوت و امامت:

نبوت و امامت یک سلسله به‌هم‌پیوسته و متصل‌اند. از نخستین پیامبر الهی، حضرت آدم علیه‌السلام، تا حضرت خاتم صلی‌الله علیه و آله، یک زنجیره متصل از هدایت الهی وجود دارد. در حقیقت، نبوت و امامت همان سلسله هدایت‌اند؛ هدایتی پیوسته، ممتد و واحد. تمام انبیا در یک مسیر واحد حرکت می‌کنند، زیرا مسیر آنان مسیر توحید و مسیر الهی است. از سوی دیگر، امامت نیز یک سلسله هدایتیِ پیوسته است که اجزای آن از یکدیگر جدا نیستند. همه امامان در مسیر هدایت، تبیین توحید و استمرار سنت الهی گام برمی‌دارند.

  • وحدت توحیدی در نبوت و امامت:

این مجموعه، یک مجموعه حقیقی و توحیدی است. باور داشتن به سلسله نبوت از اعتقادات بنیادین ماست؛ به این معنا که باید نسبت به همه انبیا ایمان قلبی داشته باشیم. همچنین باید به همه ائمه اطهار، از امیرالمؤمنین علیه‌السلام تا حضرت مهدی عجل‌الله‌تعالی‌فرجه، به عنوان یک مجموعه پیوسته ایمان داشته باشیم. نگاه‌های انشعابی همچون زیدیه، اسماعیلیه و سایر قرائت‌های متفرق از امامت، نگاهی ناقص‌اند؛ زیرا امامت یک مجموعه تفکیک‌ناپذیر است. سلسله نبوت با سلسله امامت اتصال دارد و هر دو به توحید متصل‌اند و از آن جدا نیستند.

  •  امامت و نبوت به عنوان فرستادگان هدایت:

امام و نبی منسوب به خداوند و فرستادگان هدایت الهی‌اند. مأموریت آنان تحقق عینی، عملی و وجودی سنت هدایت الهی در عالم است. بنابراین، نبوت و امامت امتداد اصل توحید هستند.

  •  مصداق‌مندی واقعی امامت و نبوت:

در نبوت و امامت، شخص و فرد مطرح است. این مقامات، مفاهیم کلی و ذهنیِ انتزاعی نیستند که فاقد مصداق باشند؛ بلکه مصادیق عینی و مشخص دارند. از این‌رو، مصداق‌شناسی در حوزه نبوت و امامت ضروری است. ما باید انبیا و ائمه را به عنوان مصادیق تحقق‌یافته این مقامات بشناسیم.

  •  معیارهای شناخت امام و نبی:

برای شناسایی مصادیق نبوت و امامت، معیار لازم است. سه معیار اصلی برای شناخت امام و نبی وجود دارد:

معیار نخست اعجاز است؛ همه انبیا و ائمه دارای اعجاز بوده‌اند. معیار دوم عصمت است؛ امام و نبی از گناه و خطا مصون‌اند. هر کسی که به مرتبه عصمت نائل شود، شایستگی مقام امامت را دارد. معیار سوم علم غیب است؛ تمام انبیا و ائمه از علم غیب بهره‌مند هستند. این سه شاخص، راه‌های شناخت حقیقی امام و نبی به شمار می‌آیند که هر یک نیازمند بررسی مستقل و تفصیلی است.

  •  ریشه توحیدی امامت و نبوت:

اگر اصل توحید به‌درستی گسترش داده و تبیین شود، از دل آن اصل نبوت و امامت استخراج می‌گردد. مبانی امامت و نبوت ریشه در توحید دارند. افزون بر این، شخص امام و نبی امتداد وجودی حق تعالی هستند؛ امتداد ذات، صفات و افعال الهی.

انبیا و امامان جلوه‌های اسماء و صفات الهی‌اند و امتداد ربوبیت حق محسوب می‌شوند. آنان از حق جدا نیستند، بلکه مظهر و نشان‌دهنده اسماء و صفات الهی‌اند.

  •  دو ساحت جسمانی و روحانی امام و نبی:

در وجود امام و نبی، دو جنبه قابل تشخیص است: جنبه جسمانی و جنبه روحانی. از حیث جسمانی، آنان انسان هستند؛ بدنی دارند و مشمول احکام عالم ماده‌اند: خوردن، آشامیدن، خوابیدن، ازدواج، راه رفتن، جنگیدن و سخن گفتن. اما حقیقت امامت و نبوت مربوط به جنبه جسمانی آنان نیست، بلکه به روح و شخصیت حقیقی آنان بازمی‌گردد. شخصیت واقعی امام و نبی همان روح آنان است و حقیقت نبوت و امامت در روح آنها ظهور می‌کند.

  •  آثار روحانی امامت و نبوت:

نبوت و امامت دارای آثار روحانی و معنوی‌اند. این آثار یا به صورت علم و ادراک بروز می‌یابد، یا به شکل مقامات غیبی.

  •  امام و نبی به مثابه صراط و طریق الهی:

امامت و نبوت راه هدایت، مسیر عبودیت و صراط الهی‌اند. خود آنان تصریح می‌کنند که «ما طریق الهی هستیم». نه‌تنها سخنان آنان، بلکه وجود آنان راه است. افعال، اقوال، سکوت، مواضع، تقدیر و حتی هستی آنان حجت الهی است. به‌سبب مقام عصمت، آنان از هر جهت حجیت دارند. عصمت، منشأ اعجاز و علم غیب آنان است. امام و نبی در حقیقت «باب‌الله» هستند؛ یعنی دروازه اتصال انسان به خداوند.

  •  امام و نبی به‌عنوان واسطه و حقیقت فیض الهی:

دریافت هر کمال و هر حقیقتی از حضرت حق، از مسیر روح امام و نبی صورت می‌گیرد و از طریق واسطگی آنان تحقق می‌یابد. به همین دلیل، هر امام و هر نبی باب‌الله است. روح هر یک از این ذوات، مسیری برای اتصال به اسماء الهی است.

علت باب‌الله بودن آنان آن است که مظهر همه اسماء الهی‌اند و تمام اسماء الهی در روح آنان تجلی و ظهور یافته است. از طریق توسل و توکل به آنان، انسان وارد مسیر اسماء و صفات الهی می‌شود و راه ورود به حریم الهی برای او گشوده می‌گردد.

باب‌الله بودن به معنای گشودن است؛ یعنی گشودن درهای اسماء و صفات الهی بر روح انسان که این گشودگی از مسیر روح و جان امام و نبی تحقق پیدا می‌کند. آنان به اعتبار هدایت ما، واسطه فیض‌اند؛ یعنی روح انسان را به غیب متصل می‌کنند. اما به اعتبار حقیقت وجودی خودشان، عین حقیقت فیض الهی هستند.

آنان در مرتبه نازله، واسطه رساندن فیض به ما هستند، ولی در مرتبه حقیقت خود، حقیقت اسماء الهی محسوب می‌شوند و فیض را از حقیقت وجودی خویش به دیگران افاضه می‌کنند. روح آنان، تمامیت فیض الهی است.

  •  ریشه قرآنی امامت و جعل الهی آن:

آیه «إِنِّی جَاعِلٌ لِلنَّاسِ إِمَامًا» ریشه و اصل مقام امامت است. خداوند متعال مقام امامت را به حضرت ابراهیم علیه‌السلام عطا فرمود. این آیه نشان می‌دهد که امامت، جعل الهی است. امامت برای هدایت مردم است؛ «للناس» یعنی برای همه انسان‌ها، نه فقط برای مؤمنان و نه فقط برای خود امام.

هدایت امام، هدایت عمومی و جهانی است. تعبیر «جاعل» در آیه نشان می‌دهد که امامت نصب الهی است و مقامی اعتباری یا قراردادی نیست، بلکه مقامی حقیقی و تکوینی است. دیگران حق انتخاب امام را ندارند، زیرا توان و قدرت شناخت مقام امامت را ندارند. آنان نه حقیقت امامت را می‌شناسند و نه مصداق حقیقی آن را. تشخیص اینکه چه کسی امام است، صرفاً کار خداوند است؛ زیرا اعطای این مقام نیز از سوی خود او صورت می‌گیرد. از این‌رو، امامت جعل الهی است و خداوند امام را به این مرتبه و منزلت می‌رساند.

  •  نفی نقش شورا و تأکید بر نصب مستقیم الهی:

جمله «إِنِّی جَاعِلٌ» دلالت قطعی بر نصب الهی امامت دارد. امامت، امری شورایی نیست که گروهی بنشینند و درباره مصداق امام اظهار نظر کنند. هیچ‌کس حق اظهارنظر درباره تعیین مصداق امام را ندارد. تعیین مصادیق امامت، تنها از جانب خداوند صورت می‌گیرد. به همین جهت، در خطبه غدیر، همه مصادیق دوازده امام به‌صورت مشخص معرفی می‌شوند، زیرا این نصب، نصب الهی است. همچنین آیه «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً» بیانگر سنت الهی جعل خلافت در زمین است. خداوند این جعل را مستقیماً به خود نسبت می‌دهد و نشان می‌دهد که امامت و خلافت، شأنی الهی است. در این آیات، ضمیر «إِنِّی» دلالت بر یقین و قطعیت دارد و نشان می‌دهد که نصب امام، امری بی‌واسطه و مستقیم از سوی خداوند است. در نصب امامت، نه واسطه تشریعی وجود دارد و نه واسطه تکوینی. خداوند مستقیماً نظر به شخص امام دارد و او را به این مقام می‌رساند.

  •  نقطه اشتراک همه انبیا و ائمه: مقام ولایت:

نقطه اشتراک همه انبیا و همه امامان، مقام ولایت است. مقام ولایت یعنی اتصال به اسماء و صفات الهی و اتصال به حضرت حق. حقیقت امام و نبی، ارتباط مستقیم با توحید و اسماء حسنای الهی دارد. روح امام، حقیقت امام است و روح نبی، حقیقت نبی است. این روح، متصل به اسماء و صفات الهی است. باطن امام و باطن نبی همان مقام ولایت است؛ یعنی همان مقام اسماء و صفات الهی.

  • نیاز اساسی انسان به امامت و نبوت:

اساسی‌ترین و حقیقی‌ترین نیاز انسان، نیاز روحانی اوست. مهم‌ترین نیاز روحانی انسان، نیاز به امامت و نبوت است. بنابراین، اصیل‌ترین نیاز انسان، نیاز به امام است و نباید از امامت غفلت شود. انسان برای امور مادی مانند آب، نان و نیازهای طبیعی می‌تواند با عقل خود تلاش کند و نیازهایش را برطرف نماید. اما برای نیازهای معنوی، برای ارتباط با عالم ملکوت و برای ارتباط با حضرت حق، نیازمند امام و نبی است. نیازهای مادی انسان به وسیله عقل او برطرف می‌شود، اما نیازهای غیبی و معنوی که نیازهای حقیقی و اصیل انسان هستند، تنها از طریق امام و نبی مرتفع می‌شوند.

  •  انسان‌بودن امام و تمایز در ساحت روحانی:

امام و نبی خود نیز انسان‌اند و نیازهای انسانی دارند. از جنبه بدنی، نیازهای آنان با سایر انسان‌ها مشترک است. اما از جنبه روحانی، آنان به حقیقت توحید متصل‌اند و دارای مقام امامت هستند. آنان نیازهای مادی و معنوی انسان را می‌شناسند، زیرا هم انسان‌اند و هم دارای اتصال روحانی به حق تعالی. امامت آنان به حقیقت روحشان بازمی‌گردد، نه به بدن آنان.

  •  استمرار سنت الهی جعل امام و بی‌نیازی‌ناپذیری بشر:

نکته بسیار مهم آن است که خداوند همواره امام را مدد می‌کند و همواره خلیفه را در زمین منصوب می‌نماید. جعل امام و جعل خلیفه، سنت دائمی الهی است. همان‌گونه که جعل امامت سنت الهی است، جعل خلافت نیز سنت الهی است. این سنت، با پیشرفت علم، فناوری و تکنولوژی تغییر نمی‌کند. انسان هرگز بی‌نیاز از امام نمی‌شود. هر اندازه علم و صنعت رشد پیدا کند، هیچ‌چیز جایگزین امامت نخواهد شد و بشر همواره به امام نیازمند خواهد بود.