خلاصه محتوا:
این محتوا بر محور «بعثت تکوینی انسان»، «شکوفایی استعدادهای وجودی»، «ربّ خاص هر انسان» و نسبت آن با «اسم اعظم وجودی» شکل گرفته است. بر این نکته تأکید می شود که هر انسان دارای استعدادها، ظرفیتها و شاکلهٔ وجودی منحصربهفردی است و بر اساس همین شاکله، عالم خاص خود را میسازد. تفاوت عوالم انسانها ناشی از تفاوت استعدادها، ادراکات روحی و ملکات نفسانی آنان است.
هر موجود، و بهویژه هر انسان، ربّ خاص خود را دارد؛ نه به این معنا که ربوبیت الهی متعدد باشد، بلکه بدین معنا که اسم ربوبیای که بر او متجلّی میشود، متناسب با شاکله و ظرفیت وجودی همان انسان است. ربوبیت الهی برای هر فرد، از مسیر «کانال وجودی» و «مجرای خاص فیض» او اعمال میشود. این کانال وجودی همان حقیقت باطنی انسان و مقام «سرّ» اوست.
شکوفایی انسان، امری تدریجی و دارای مراتب است. تا زمانی که استعدادهای وجودی انسان شکفته و فعلیت نیابد، بعثت تکوینی او تحقق پیدا نمیکند. شکوفایی مقام سرّ و کانال وجودی انسان، شرط برقراری ارتباط بیواسطه با حق تعالی است. این ارتباط بیواسطه، همان معرفتی است که در روایات با عبارت «من عرف نفسه فقد عرف ربه» بیان شده است.
گناه، دلبستگیهای نابهجا و تعلقات دنیوی، موجب انسداد این کانال وجودی میشوند. در مسیر سیر صعودی انسان، این کانال باید از آلودگیها پاک شود تا شکافته و گشوده گردد. این گشایش یا به اختیار انسان در حیات دنیوی تحقق مییابد، یا قهراً پس از مرگ؛ اما در صورت دوم، انسانی که در دنیا به شکوفایی نرسیده، از بهره آگاهانه و اختیاری این ارتباط محروم میماند. «اسم اعظم» برای هر انسان، حقیقتی بیرونی و لفظی نیست، بلکه عین «سرّ وجودی» خود اوست. سرّ هر انسان، همان اسم اعظم متناسب با اوست و ربوبیت الهی از همین مسیر بر وی ظهور میکند. انسان زمانی که به مقام سرّ خود دست مییابد، به مقام محمود و مقام ارتباط بیواسطه با اسماء الهی میرسد. نماز، دعا، و بهویژه نماز شب، از ابزارهای گشودن این سرّ وجودی و شکوفایی بعثت تکوینی انسان معرفی میشوند.
در نهایت، انسان بهعنوان تنها موجودی که قابلیت تجلی بزرگترین اسم اعظم را دارد، اگر به مقام سرّ خود برسد، به نسبت خاص و بیواسطهای با حق تعالی دست پیدا میکند و این همان تحقق کامل بعثت تکوینی اوست.
آغاز محتوا:
- تفاوت استعدادها و عوالم وجودی انسانها:
هر انسانی متناسب با استعدادهایی که در وجود او قرار داده شده است، عالم خاص خود را میسازد. عالم انسانها یکسان نیست؛ زیرا استعدادها متفاوتاند. هر فرد بر اساس شاکلهای که در وجود خویش پدید میآورد، عالمی متناسب با همان شاکله برای خود ایجاد میکند.
- نسبت ربوبیت الهی با شاکله هر انسان:
برای هر مخلوق، ربّی وجود دارد و هر انسانی نیز ربّ خاص خود را دارد. این بدان معنا نیست که ربوبیت الهی متعدد باشد، بلکه هر انسان ربوبیت الهی را از اسمی خاص از اسماء الهی دریافت میکند؛ اسمی که با شاکله، ظرفیت و ادراکات روحی او تناسب دارد. برای یک انسان، ربّ در مقام تعلیم و علم ظهور میکند، و برای دیگری در مقام حکمت یا تدبیر. این تفاوت، ناشی از تفاوت شاکلههای وجودی انسانهاست.
- مراتب شکوفایی انسان و بعثت تکوینی:
شکوفا شدن انسان دارای مراتب است. هر انسانی تا زمانی که استعدادهای وجودی او شکفته نشود، به سطح بعثت تکوینی خود نمیرسد. شکوفایی انسان به میزان ظرفیت و استعداد اوست و این امر، مراتبی دارد. بعثت تکوینی به معنای شکفتن استعدادهای درونی انسان و فعلیتیافتن مراتب وجودی اوست.
- کانال وجودی و مجرای فیض الهی:
انسان بر اساس ملکات نفسانی، ادراکات روحی و طبع و مزاج وجودی خود، دارای کانال و مجرای وجودی خاصی است. این کانال، مسیر ارتباط انسان با حق تعالی و مجرای دریافت فیض الهی است. عالمی که انسان برای خود ساخته است، ربوبیتی متناسب با همان عالم را طلب میکند و این ربوبیت از طریق همان کانال وجودی اعمال میشود.
- مقام «سرّ» و ارتباط بیواسطه با حق:
هر انسانی دارای مقامی به نام «سرّ» است. سرّ هر انسان، مقام ارتباط بیواسطه او با حضرت حق است. شکوفایی این سرّ، به سطح وجودی و ظرفیت همان فرد بستگی دارد. کانال وجودی انسان که همان سرّ اوست، اگر گشوده شود، ارتباط بیواسطه با خداوند برای او برقرار میگردد و ربوبیت الهی از همین مسیر معنا پیدا میکند.
- نقش پاکی از گناه در گشودگی سرّ وجودی:
این کانال وجودی باید از گناه، آلودگیها و تعلقات ناصواب پاک شود تا قابلیت شکافتهشدن و شکوفایی پیدا کند. در سیر صعودی انسان، پاکی از گناه شرط اساسی گشایش این مجرای وجودی است. گناه و تعلقات، مانع جریان فیض الهی و انسداد این کانال میشوند.
- گشایش اختیاری یا قهری کانال وجودی:
کانال وجودی هر انسان یا بهصورت اختیاری در حیات دنیوی گشوده میشود، یا بهصورت قهری پس از مرگ. حقیقت این است که پس از مرگ، این کانال برای اغلب انسانها باز میشود، اما ارزش آن در این است که انسان در دنیا و با اختیار خود به این گشایش برسد و از ارتباط آگاهانه با حق بهرهمند شود.
- ظهور ربوبیت الهی از مسیر سرّ انسان:
ربوبیت خداوند برای هر فرد، از مسیر همین سرّ و کانال وجودی او ظهور پیدا میکند. هنگامی که این سرّ شکوفا شود، بعثت تکوینی آن انسان آغاز میگردد. شکوفایی هر موجودی به سطح وجودی خودش بستگی دارد و سرّ هر انسان نیز متناسب با همان سطح شکوفا میشود.
- اسم اعظم وجودی هر انسان:
اسم اعظم برای هر انسان، امر واحد و مشترک لفظی نیست، بلکه اسم اعظم هر فرد، حقیقت وجودی خود اوست. سرّ هر انسان، همان اسم اعظم اوست. هر ربّی که برای انسان ظهور میکند، اسم اعظم متناسب با همان فرد است. دعا و عبادت، بهویژه نماز شب، از عوامل مؤثر در گشودگی سرّ وجودی انسان و فعلیتیافتن اسم اعظم او هستند.
- معرفت نفس و تحقق مقام محمود:
هر کسی که به ذات و سرّ خود دست یابد، خداوند را میشناسد؛ همانگونه که در روایت آمده است: «هر کس نفس خود را بشناسد، پروردگار خود را شناخته است». بزرگترین سرّ انسان، همین سرّ وجودی اوست. کسی که به مقام سرّ خود برسد، به مقام محمود و مقام ارتباط بیواسطه با اسماء الهی دست یافته است.
- جایگاه انسان در تجلی اسم اعظم:
انسان دارای مراتب وجودی متعددی است، اما زمانی که در مقام سرّ خود قرار میگیرد، ارتباط او با حق تعالی، ارتباطی بیواسطه میشود. بزرگترین اسم اعظم، در نهایت، اختصاص به انسان دارد و در این مقام، انسان به نسبت خاص و مستقیم خود با حق نائل میشود. در حقیقت، سرّ هر انسان همان اسم اعظم وجودی اوست و میان سرّ انسان و اصلاح وجودی او، تناسبی دقیق برقرار است.