خلاصه محتوا:
در این محتوا، امامت بهعنوان یکی از بنیادیترین مسائل اعتقادی شیعه، نه صرفاً در کنار دیگر اصول دین، بلکه در منظومه توحیدی و بر پایه توحید تبیین میشود. حقیقت امامت، مقامی الهی و وجودی است که تنها در پرتو توحید قابل فهم است و امام، مظهر و مجرای تجلی این مقام است. شناخت امام به کنه و حقیقت، امری ناممکن برای بشر و مختص ذات الهی است، اما انسان مکلف است به اندازه ظرفیت وجودی خود امام را بشناسد.
در این منظومه، توحید ریشه و زیربنای همه اصول اعتقادی همچون نبوت، امامت، عدل و معاد معرفی میشود و امامت بهعنوان امتداد وجودی توحید، امتداد اسماء الهی و امتداد ربوبیت و رحمت الهی در عالم تبیین میگردد. همانگونه که نبوت، مقامی الهی است که در شخص نبی متجلی میشود، امامت نیز مقامی است که در شخص امام تحقق مییابد. وجه مشترک نبی و امام، ولایت است؛ ولایتی که هم جنبه معنوی و هم جنبه تکوینی دارد و بر اثر اتصال وجودی آنان به ذات و اسماء الهی، امکان تصرف در نظام تکوین برای آنان فراهم میگردد.
تفاوت امامت شیعی با برداشت اهل سنت تبیین میشود و عصمت رکن اساسی امامت هست؛ بهگونهای که نفی عصمت، به معنای نفی حقیقی امامت است. در مکتب شیعه، امامت دوازده امام با نص الهی تعیین شده و خطبه غدیر بهعنوان شناسنامه اهلبیت و یکی از مهمترین ادله امامت معرفی میشود.
بحث خاتمیت، هم در نبوت و هم در امامت مطرح میگردد. حضرت رسول اکرم (ص) خاتمالانبیا و صاحب نبوت، رسالت و شریعت مطلقه است و حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف خاتمالائمّه و خاتمالاولیاست که ولایت مطلقه همه ائمه و حتی اولیای غیرمعصوم در او جمع میشود. این خاتمیت، از اسرار مستأثر الهی است که به عالیترین مراتب قرب به حق بازمیگردد.
معصومین علیهمالسلام در عصمت، علم غیب و ولایت تکوینی مشترکاند، اما این اشتراک، تشکیکی است و شدت و ضعف دارد. پیامبر اکرم جامع همه انبیا و حضرت مهدی جامع همه مقامات ائمه معرفی میشوند. امامت حضرت مهدی، امامتی جهانی، دائمی و فراگیر است. در نهایت، امامت بهعنوان مظلومترین و غریبترین مبحث معارف دینی معرفی میشود و ریشه آن در جعل تکوینی الهی و آیه «إِنِّی جَاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَهً» دانسته میشود. امام و نبی، امتداد توحید و ظهور حضور الهی در عالم هستند.
آغاز محتوا:
- امامت بهعنوان مسئلهای بنیادین در اعتقادات شیعه:
محتوا در ارتباط با امامت، از مهمترین مسائل اعتقادی است. مسئله امامت در مکتب شیعه، جایگاه ویژه و رنگ و لعاب خاصی دارد و توجه بیشتری به آن میشود. ما موظف هستیم امام را به اندازه وسعت وجودی و طاقت فهم خود بشناسیم، اما حقیقت و کنه امام را هیچ انسانی نمیتواند درک کند و این شناخت کامل، مختص ذات اقدس الهی است. این مسئله امری قطعی، یقینی و بدیهی است. اعتقاد به امامت، از اصول دین ما محسوب میشود و یکی از ریشهایترین مسائل اعتقادی شیعه است. فروع دین باید بر اساس اصول تنظیم و فهم شوند و اگر اصول بهدرستی شناخته شوند، فروع نیز بهدرستی شناخته خواهند شد.
- جایگاه توحید بهعنوان زیربنای همه اصول:
در رأس همه مسائل اعتقادی، توحید قرار دارد. توحید زیربنای سایر اصول همچون نبوت، امامت، عدل و معاد است. ازاین رو، امامت نیز باید بر اساس توحید تبیین شود. نگاه ما به امام باید نگاهی توحیدی، اسمایی و وجودی باشد. امامت مسئلهای است که در غربت مانده و مظلوم واقع شده است.
- امامت بهعنوان مقام و حقیقت، و امام بهعنوان شخص:
امامت یک مقام و یک حقیقت الهی است و امام یک شخص است که این مقام و حقیقت در او تجلی یافته است. همانگونه که در نبوت، هم بحث شخص نبی مطرح است و هم بحث مقام نبوت، در امامت نیز شخص امام و مقام امامت هر دو مطرح هستند. نبوت مقامی است که در نبی متجلی میشود و امامت مقامی است که در امام تجلی مییابد.
- وجه اشتراک نبی و امام: ولایت:
وجه اشتراک نبی و امام، ولایت است. هر دو صاحب مقام ولایتاند؛ هم ولایت معنوی دارند و هم ولایت تکوینی. آنان ارتباط وجودی با خداوند دارند و اتصال وجودی آنان به اسماء الهی، سبب تصرف آنان در نظام تکوین میشود. امام و نبی به ذات الهی و اسماء الهی متصلاند و این اتصال، یک حقیقت وجودی است.
- مصداقشناسی در نبوت و امامت:
در بحث نبوت و امامت، صرفاً با مفاهیم کلی مواجه نیستیم، بلکه مصادیق عینی و خارجی مدنظر هستند. مقام نبوت و امامت در اشخاص معین تحقق یافته است؛ ازاینرو، در این مباحث، شخصشناسی و شخصیتشناسی اهمیت دارد. در نبوت و امامت باید آغاز و انجام مشخص باشد؛ اولین نبی و آخرین نبی شناخته شود و همچنین اولین امام و آخرین امام.
- نبوت خاصه و عامه، امامت خاصه و عامه:
شناخت قواعد کلی نبوت، نبوت عامه نام دارد و شناخت تکتک انبیا، نبوت خاصه است. همچنین شناخت قواعد کلی امامت، امامت عامه و شناخت تکتک امامان، امامت خاصه نامیده میشود. ویژگیهایی مانند عصمت، علم غیب و ولایت، در این چارچوب بررسی میشوند.
- خاتمیت در نبوت و امامت:
در نبوت، خاتمیت وجود دارد؛ حضرت رسول اکرم صلیاللهعلیهوآله خاتمالانبیاست و نبوت، رسالت و شریعت به ایشان ختم شده است. ایشان صاحب نبوت، رسالت و شریعت مطلقه هستند. در باب امامت نیز ما معتقد به خاتمیت هستیم؛ حضرت مهدی عجلاللهتعالیفرجهالشریف امام خاتم، خاتمالائمه و خاتمالاولیاست. ولایت مطلقه به ایشان ختم میشود و ولایت ایشان از حیث اطلاق و شدت، از ولایت سایر ائمه قویتر است.
- جمع شدن ولایت همه اولیا در حضرت مهدی (ع):
تمام ائمه علیهمالسلام دارای ولایت مطلقهاند، اما ولایت حضرت مهدی علیهالسلام اطلاقیتر و فراگیرتر است. ولایت مطلقه سایر ائمه و حتی ولایتهای مقید اولیای غیرمعصوم، در ایشان ختم میشود. بعد از ایشان امامی نخواهد آمد و امامت به ایشان پایان مییابد.
- خاتمیت؛ از اسرار مستأثر الهی:
خاتمیت در نبوت و امامت، از اسرار مستأثر الهی و از اسماء مستأثره خداوند است. همانگونه که خاتمیت نبوت چنین است، خاتمیت امامت نیز چنین جایگاهی دارد.
- اشتراک و تشکیک در مقامات معصومین:
تمام اهلبیت علیهمالسلام در سه ویژگی مشترکاند: عصمت مطلق، علم غیب و معجزه و ولایت تکوینی. اما این اشتراک، تشکیکی است؛ یعنی شدت و ضعف دارد. همه دارای عصمت مطلقاند، اما مراتب اطلاق عصمت در آنان یکسان نیست. همین تشکیک در علم غیب و ولایت تکوینی نیز وجود دارد.
- تمایز نگاه شیعه و اهل سنت به امامت:
از امتیازات شیعه، اعتقاد به امامت دوازده امام و عصمت آنان است. اهل سنت عصمت ائمه را نمیپذیرند و آنان را حاکمان و خلفا میدانند. نفی عصمت، در حقیقت نفی امامت است، زیرا امام بدون عصمت معنا ندارد.
- نص الهی و خطبه غدیر:
شیعه معتقد است که امامت دوازده امام با نص الهی تعیین شده و این نص در خطبه غدیر به روشنی بیان شده است. خطبه غدیر شناسنامه اهلبیت است و نام اولین و آخرین امام در آن بیان شده است. آیه تبلیغ و حدیث «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» دلالت بر ولایت و امامت خاصه امیرالمؤمنین (ع) دارد.
- استمرار وحی و نسبت آن با مقام امامت:
در خطبه غدیر، نام اولین امام و آخرین امام ذکر شده است و این خطبه، شناسنامه اهلبیت علیهمالسلام به شمار میآید. یکی از امتیازات اساسی مکتب تشیع این است که معتقد به عصمت انبیا و ائمه علیهمالسلام از ابتدای عمر تا پایان آن است، نه عصمت مقطعی و محدود. در نگاه شیعه، همه انبیا و ائمه دارای مقام عصمت هستند. وحی بر انبیای الهی نازل میشود و بر اعظم آنان، یعنی حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله، وحی نازل میگردد. اما نزول وحی بر ائمه علیهمالسلام بهمعنای وحی جدید نیست؛ یعنی چیزی افزون بر آنچه بر حضرت رسول نازل شده، بر آنان نازل نمیشود. همان حقیقت قرآنی که بر پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله نازل شد، بر ائمه و اهلبیت علیهمالسلام نیز افاضه شده است. اهلبیت علیهمالسلام از وحیِ دفعی قرآن بهرهمند هستند. قرآن دارای دو ساحت است: انزال دفعی و تنزیل تدریجی. این حقیقت قرآنی، بهصورت دفعی بر قلب پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله نازل شده و اهلبیت علیهمالسلام نیز به آن حقیقت دسترسی دارند.
- بطلان ادعای ختمیت در ادیان پیشین:
یهودیت و مسیحیت تلاش کردند حضرت موسی و حضرت عیسی علیهماالسلام را بهعنوان پیامبر خاتم معرفی کنند، اما این تلاشها بیهوده بود. ختمیت حقیقی، به حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله اختصاص دارد. ما معتقد به علم غیبِ مجموعه معصومین هستیم؛ چه انبیا و چه ائمه. ما معتقد به عصمتِ مجموعه معصومین هستیم؛ چه انبیا و چه ائمه. ما معتقد به اعجازِ تمام انبیا و تمام ائمه علیهمالسلام هستیم. البته بر این باوریم که این مقامات، تشکیکی هستند و مراتب و تفاوتهایی در شدت و درجه میان آنان وجود دارد.
- جامعیت پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله:
حضرت ابراهیم علیهالسلام، هنگام بنای کعبه، دعا کرد که در میان مردم، پیامبری مبعوث گردد. تحقق دعای حضرت ابراهیم، با تولد و بعثت حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله صورت گرفت. ایشان در مکه مبعوث شد و جامع تمام انبیا به شمار میآید.
وقتی ولایت ایشان مطلق باشد، به این معناست که ولایت تمام انبیا در ولایت او مستور است و هر یک از انبیا، سهمی از ولایت حضرت رسول را دارا هستند. وقتی نبوت ایشان مطلق باشد، یعنی نبوت همه انبیا در نبوت او نهفته است. وقتی رسالت او مطلق باشد، یعنی همه پیامبران از مراتب و درجات رسالت اطلاقی حضرت رسول بهرهمند شدهاند. ولایت همه انبیا، غیر از رسولالله، ولایتی مقیّد است. حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله فاتح ولایت مطلقه است و این ولایت مطلقه، پس از ایشان در دوازده نور پاک، یعنی اهلبیت علیهمالسلام، ظهور و بروز پیدا کرده است.
- نسبت حضرت مهدی علیهالسلام با ائمه پیشین:
همان ویژگیهایی که برای حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله بیان شد، برای حضرت مهدی عجلالله تعالی فرجه نیز وجود دارد. حضرت مهدی علیهالسلام جامع همه مقامات ائمه علیهمالسلام است. او جامع ولایت همه ائمه و جامع حقیقت امامت آنان است. همانگونه که دایره رسالت حضرت رسول تمام بشریت را دربر گرفت، دایره امامت حضرت مهدی علیهالسلام نیز وسعتی جهانی دارد و گستردهتر از امامت هر امام دیگری است. این امامت، امامت جهانی و دائمی است.
- نص الهی امامت و جایگاه خطبه غدیر:
ما پس از نبوت، معتقد به نص الهی امامت هستیم. نص امامت بهصراحت در خطبه غدیر ذکر شده است. شیعه معتقد است که یکی از بهترین و روشنترین دلایل امامت ائمه علیهمالسلام، خطبه غدیر است. بر اساس آیه تبلیغ، امامت امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نص الهی دارد. این آیه، آیهای انزالی است و دلیل روشنی بر ولایت و امامت حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام به شمار میآید. پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله در خطبه غدیر فرمودند: «من کنت مولاه فهذا علی مولاه». واژه «من» اشاره به مقام نبوت تشریعی پیامبر دارد و واژه «مولا» اشاره صریح به امامت خاصه امیرالمؤمنین علیهالسلام دارد.
- قرب احدیّت و راز ختمیت:
حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله به عالیترین درجه قرب الهی دست یافتند؛ قربی که جامع قرب نوافل و فرائض بود و ایشان را به مقام احدیت نزدیک ساخت. بهسبب همین قرب اطلاقی و احدی، ولایت، نبوت و رسالت ایشان نیز اطلاقی شد و ختمیت نبوت و رسالت به ایشان افاضه گردید. بالاترین ظهور قرب الهی، ختمیت در نبوت و رسالت است. همین حقیقت، درباره حضرت مهدی علیهالسلام نیز صادق است؛ یعنی بهسبب عالیترین درجه قرب، ایشان خاتمالاولیاء و خاتمالائمه است. ختمیت، سرّ مستأثر الهی است که به حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله و حضرت مهدی موعود علیهالسلام اختصاص یافته است.
- خطبه غدیر، گزارش مقام احدیت:
خطبه غدیر، گزارشی از مقام احدیتِ جمعی حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله است. پیامبر اکرم در آن مقام قرار گرفت و از آن جایگاه، این خطبه را تلقی کرد؛ تلقیای غیبی و لدنی.
تمام انبیا، حامل «سرّ الهی» هستند، اما اهلبیت علیهمالسلام حامل «سرّ مطلق الهی» هستند. در هر نبی، بخشی از سرّ الهی ظهور دارد، اما سرّ مطلق در اهلبیت علیهمالسلام ظهور و بروز یافته است. نبوت از اولین نبی آغاز شد و به حضرت رسول اکرم صلیالله علیه و آله ختم گردید. امامت از امیرالمؤمنین علیهالسلام آغاز شد و به حضرت مهدی موعود علیهالسلام ختم میشود. اسرار توحیدی از حضرت آدم علیهالسلام آغاز شده و به حضرت مهدی علیهالسلام ختم میگردد و هرچه این مسیر پیش میرود، سرّ الهی کاملتر میشود تا جایی که سرّ مطلق در وجود حضرت رسول و حضرت مهدی علیهماالسلام آشکار میشود.
- تفاوت سرّ و دین و حجیت مطلق اهلبیت:
سرّ الهی، چیزی نیست که باید آشکار شود، اما دین باید ظاهر گردد. دین برای بروز و ظهور است، اما سرّ برای خفا و حفاظت.
ائمه و اهلبیت علیهمالسلام از هر جهت دارای حجیت هستند؛ قول آنان، فعل آنان و تقریر آنان همگی حجت است. همانگونه که قرآن حجت است، سنت اهلبیت نیز حجت است. حجیت قرآن ذاتی است و حجیت اهلبیت، به تبع قرآن شکل میگیرد.
بر اساس آیه مباهله، امیرالمؤمنین علی علیهالسلام نفس پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله است؛ یعنی جان پیامبر است، نه صرفاً مشابه او. تمام اهلبیت علیهمالسلام نفس پیامبر هستند، زیرا نور واحد و روح واحدند. تعبیر «کلّنا نور واحد» ناظر به همین حقیقت است.
- اختلافات تاریخی و مظلومیت امامت:
بحث امامت، یکی از پر اختلافترین موضوعات دینی است. هم در اصول، مانند عصمت، و هم در مصداق، یعنی اینکه چه کسی امام است، میان شیعه و اهل سنت اختلاف وجود دارد. با این حال، امامت مظلوم واقع شده و از غریبترین و مظلومترین موضوعات معارف دینی به شمار میآید.
- ریشه قرآنی امامت و انتساب آن به حضرت ابراهیم علیهالسلام:
ریشه امامت در آیهای نهفته است که خداوند در آن، مقام امامت را برای حضرت ابراهیم علیهالسلام جعل کرد. آخرین و کاملترین مقام حضرت ابراهیم علیهالسلام، مقام امامت بود. این مقام، جعل الهی است و جعلی تکوینی است، نه اعتباری.
همه ائمه علیهمالسلام از نسل حضرت ابراهیم علیهالسلام هستند و در حقیقت از نسل حضرت اسماعیل علیهالسلام به شمار میآیند.
- تلقی قرآن و پیوند نبی با ذات الهی:
پیامبر اکرم صلیالله علیه و آله قرآن را ملاقات کرد. تعبیر «إِنَّکَ لَتُلَقَّی الْقُرْآن» به این معناست که دریافت قرآن، دریافت از ذات الهی است. تلقی قرآن، مواجهه مستقیم با حق تعالی است و این مواجهه، ارتباطی بیواسطه را رقم میزند.
- توحید؛ ریشه نبوت و امامت:
توحید، اصل بنیادین است که به همه اصول دیگر حیات میبخشد و پوشش وجودی میدهد. نبوت و امامت، ریشه در توحید دارند. امام و نبی، امتداد وجودی توحید هستند؛ امتداد توحید در مقام فعل.
نبی، ادامه خداوند در مقام نبوت است و امام، ادامه و امتداد خداوند در مقام امامت است. عصمت انبیا و ائمه، امتداد عصمت الهی است. آنان امتداد رحمت الهی، امتداد حضور الهی، امتداد ربوبیت و الوهیت و در حقیقت، امتداد اسماء الهی هستند.