خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین «سنن الهی» و ریشههای وجودی آنها پرداخته می شود و بیان میشود که سنن الهی تنها قوانینی بیرونی در عالم نیستند، بلکه تجلیات اسماء الهی در قالب «رابطههای وجودی و تکوینی» هستند. انسان چهار نوع رابطه بنیادی دارد:
1) رابطه انسان با خودش
2) رابطه انسان با مراتب عالم
3) رابطه انسان با خداوند
4) رابطه انسان با دیگران
این چهار گونه رابطه، چهار گونه از ظهور سنن الهی هستند و هر رابطهای ریشه در یکی از اسماءالله دارد. مثلاً رابطه انسان با خودش تجلی اسم علیم و شاهد است؛ رابطه انسان با قوای خود مانند خیال، عقل و بدن نیز ظهور سنتهایی چون ایجاد، علم، تدبیر و تسخیر است. بنابراین بهترین راه شناخت سنتهای الهی، رجوع به درون انسان و کشف رابطه نفس با قوا، بدن، ادراکات و ملکات خویش است.
حادثههای عالم نیز ظهور همان سنتها هستند؛ مثل آتش گلستان شدن برای حضرت ابراهیم که تجلی رابطه حبی او با خدا و رابطه تسخیری او با آتش است. یا واقعه کربلا که تحقق سنت امتحان، سنت قهر الهی و مبارزه با ظلم است.
همه روابط عالم بر مبنای رحمت و محبت الهی شکل میگیرند. سنن الهی همان اسماء الهیاند که در رابطههای ایجادی، انشایی، احاطی، علمی، تدبیری و تسخیری ظاهر میشوند، مانند:
– الحمد لله رب العالمین (تدبیر)
– الرحمن الرحیم (رحمت)
– سخر لکم (تسخیر)
– احاطه علمی و وجودی حق بر عالم
– ایجاد و انشاء اشیاء
تغییر احوال انسان و انتخابهای او موجب تغییر نحوه ظهور سنتها میشود؛ بر اساس آیه «ان الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بانفسهم».
برای تمدنسازی توحیدی، شناخت سنن الهی ضروری است و این شناخت بدون شناخت اسماء الهی و بدون شناخت حقیقت انسان امکانپذیر نیست. انسان در درون خود نمونه تمام سنن الهی را به شکل حضوری تجربه میکند؛ مانند سنت احیا، سنت اماته، سنت تدبیر و… .
در نهایت بیان میشود که اسماء الهی در وجود انسان در حال جریان و تجلیاند و بصیرت و حکمت، شرط مشاهده و فهم درست این حقیقت است.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
سنن الهی و چگونگی تجلی رابطههای تکوینی و وجودی، و اینکه سنن الهی چگونه ظهور و تحقق مییابند و ریشه و مبنای آنها چه حقیقتی است. همچنین بررسی میشود که سنن الهی برای ظهور خود به چه بسترهای تکوینی و وجودی نیازمند هستند.
- انواع رابطههای وجودی انسان:
انسان با دقت و بصیرت حکمی در مییابد که چهار نوع رابطه وجودی در او تحقق دارد:
) رابطه انسان با خودش
2) رابطه انسان با مراتب عالم
3) رابطه انسان با خداوند
4) رابطه انسان با دیگران
گاه انسان با دیگران ارتباط دارد؛ این نوعی رابطه اجتماعی است.
گاه با خداوند رابطه برقرار میکند؛ این نیز نوعی رابطه است.
گاه انسان با مراتب عالم ارتباط دارد. و گاه با مراتب وجودی خویش مرتبط است. این چهار نوع رابطه وجودی، حکایت از چهار قسم سنت الهی دارند. یعنی سنن الهی به شکل رابطههای وجودی ظاهر میشوند و یکی از اشکال تجلی آنان همین روابط است.
- ریشه رابطهها در اسماءالله:
اسماء الهی در روابط ظهور مییابند. رابطههای عالم با خداوند جلوهگاه بینهایت اسماء الهی هستند و چون اسماء بینهایتاند، روابط نیز بینهایتاند. پس بینهایت سنت در عالم هستی تحقق دارد. رابطه حق با عالم، رابطهای حبی، رحمانی، ایجادی، تدبیری و وجودی است. بنابراین ریشه سنتها همان اسماء الهی هستند.
- تجلی اسماء الهی در رابطه انسان با خود و قوای درونی:
رابطه انسان با خودش، تجلی اسم علیم و اسم شاهد است؛ پس سنت علیم در اینجا تحقق مییابد. رابطه انسان با قوای خود نیز متفاوت است:
– رابطه با قوه خیال
– رابطه با قوه عقل
– رابطه با بدن
تمام تجلیات الهی در مخلوقات ظهور میکنند؛ چه اسماء فعلیه، فلسفیه و ذاتیه. یکی از اشکال ظهور این اسماء، رابطه هر نفس با بدن، با ملائکه مرتبط با آن نفس و با قوای درونی اوست.
قوا تجلیات نفس هستند؛ پس رابطه نفس با قوا رابطهای انشائی، ایجادی و علمی است و این خود یکی از سنتهای الهی است. همچنین رابطه نفس با بدن رابطهای تدبیری است و این نیز سنتی الهی است. بنابراین سنتهای الهی در درون انسان قابل کشفاند.
- کشف سنتهای الهی در درون انسان:
انسان سنتهای الهی را در رابطه نفس با قوا، رابطه نفس با بدن و رابطه نفس با ادراکات و ملکات خویش بهصورت حضوری کشف میکند. بهترین شکل درک سنن الهی، مشاهده حضوری آنها در ساختار نفس و بدن و ادراکات انسان است. حادثهها نیز همان سنتها هستند؛ یعنی حوادث عالم رابطهاند و رابطهها جلوه اسماء الهیاند.
- نمونههایی از تجلی سنتها در حوادث تاریخی:
آتش گلستان شدن برای حضرت ابراهیم (ع)، نشاندهنده رابطه حبی او با خدا و نیز رابطه تسخیری او بر آتش است. آتش تحت تسخیر حضرت ابراهیم (ع) بود. حادثه کربلا تحقق سنت مبارزه با ظلم و سنت قهر الهی و سنت امتحان الهی است.
داستان ذبح فرزند توسط ابراهیم (ع) تحقق سنت یقین الهی بود؛ بدین معنا که حضرت ابراهیم به مرتبه اشتداد یافتهای از یقین به معاد دست یافت. رابطه حضرت ابراهیم و اسماعیل (ع) رابطه مریدی و مرادی، پدری و فرزندی و رابطه حبی و ارادی بود. رابطه ابراهیم (ع) با خداوند رابطه حبی بود؛ و ترک بتپرستی نیز تجلی رابطه عبد و رب و نسبت فانی و باقی است.
- اصل حاکم بر همه روابط:
اساس تمام روابط انسان با دیگران رحمت و محبت است. اساس تمام روابط تکوینی و سنن الهی نیز اسماء الهی است. همه روابط وجودی و ایجادی بر پایه رحمت عامه الهی بنا شدهاند.
- نمونههای دیگر از ظهور سنتهای الهی در روابط:
رابطه موسی (ع) و فرعون تحقق سنت قهر الهی بود. رابطه موسی (ع) و خضر (ع) رابطه مریدی و مرادی و رابطهای معنوی و رحمانی بود. رابطه خضر با خداوند رابطهای فانی و باقی و حبی بود.تمام روابط وجودی و ایجادی که بهعنوان سنن الهی از آنها یاد میشود، همان اسماء الهیاند که به شکل سنتها و حادثهها و روابط وجودی و ایجادی ظهور پیدا میکنند. ظاهر آن حادثه است و باطن آن سنت الهی.
- آیات قرآن و تبیین سنن الهی:
هر آیه از قرآن با بیان اسماء الهی سنتی را توضیح میدهد؛ مانند:
– «إن الله سمیع علیم»
– «إن الله خبیر علیم»
هر حادثه نیز تجلی طبیعی همان سنت است. تفاوت احوال و انتخابهای انسانها نیز سبب تفاوت ظهور سنتها میشود. بر اساس آیه: «إن الله لا یغیر ما بقوم حتی یغیروا ما بأنفسهم» سرنوشت اقوام با تغییر درونی آنان دگرگون میشود.
- نقش سنت شناسی در تمدنسازی:
تمدنسازی بدون شناخت سنتهای الهی بیمعناست. تحقق تمدن توحیدی وابسته به شناخت سنن الهی است و ریشه سنن الهی نیز شناخت اسماء الهی است. انسان نیز این سنتها را در درون خود و با علم حضوری تجربه میکند. سنتهایی مانند سنت احیا، سنت اِماتِه، سنت تدبیر، سنت تسخیر و… در درون انسان جاری است.
- ضرورت شناخت انسان برای شناخت سنتهای الهی:
شناخت سنن الهی بدون شناخت انسان ممکن نیست؛ زیرا انسان شاهکار خلقت و محل ظهور ترکیبی اسماء الهی است. چرخه وجودی انسان تجلی گسترده اسماء الهی است و این حقیقت باید با حکمت و بصیرت مشاهده گردد.
- جمعبندی :
اسماء الهی در وجود انسان در حال حرکت، جریان و تجلیاند. و برای مشاهده این حقایق، حکمت و بصیرت لازم است.