خلاصه محتوا:
در این محتوا قوه خیال «نمایشگاه عالم» و «آینه تمامنمای هستی» معرفی میشود؛ به این معنا که خیال توانایی صورتبخشی و انعکاس همه مراتب وجود، از ماده تا مثال و معنا را دارد. قوه خیال از نظر او گستردهترین و پیچیدهترین قوّه انسانی و نیز واسطه اصلی در بسیاری از آثار وجودی، ادراکی و حتی تأثیرات روحانی و جسمانی است.
۱. حقیقت و کارکردهای بنیادین قوه خیال
خیال میتواند:
– همه حقایق، اعیان، معانی، حالات روحی، فضایل و رذایل را تصویر کند.
– هم صورتهای موجود را انعکاس دهد و هم برای حقایق بیصورت، بر اساس «علم مناسبات»، صورتسازی کند.
– ادراکات حسی، ادراکات حضوری و حتی حقایق شهودی را در خود مثالسازی کند.
– نقش واسط در تأثیرگذاری بر ارواح، ابدان و اجسام را ایفا کند.
۲. نسبت خیال با عوالم و فرشتگان
قوه خیال، مَعرض و مَجلی ملائکه، ادراکات و معانی است و ارتباط وجودی مستقیم با آنها دارد. این قوّه به سبب گستردگی و نقش انشایی خود، ابزار اصلی در علوم غریبه و اعمال روحانی معرفی میشود.
۳. نسبت خیال با اسماء الهی
هویت خیال از سنخ «تشبیه» است و جنبهی مشابهت آن غالبتر از جنبه تنزیهی است. خیال مظهر اسم «مُصوِّر» است و غلبه این اسم در آن آشکار است. به همین جهت، قدرت صورتگری قوه خیال شبیه صورتبخشی الهی در عالم است.
۴. تطهیر قوه خیال و آیه سخره
برای مهار و مدیریت صورتهای خیالی، تلاوت آیه سخره به عنوان ابزار تطهیر و مغلوب ساختن صور خیال معرفی میشود. چون محتوا و روح این آیه ناظر به تسخیر همه موجودات در برابر اراده الهی است؛ انسان میتواند به واسطه آن، خیالش را نیز تحت اراده الهی قرار دهد.
۵. رابطه خیال با ایجاد و تأثیرگذاری
قوه خیال در درون، «بستر ایجاد» میسازد و در بیرون نیز منشأ تحقق برخی آثار است. روح انسان از طریق خیال میتواند تأثیرات وجودی خود را به دیگران منتقل کند؛ همانگونه که از طریق چشم نیز این تأثیرات منتقل میشود.
۶. صورتگری اسماء و حقایق الهی در عوالم
– اسماء ذاتی در قالب مجردات عقلی صورت میگیرند،
– اسماء وصفی در قالب صور مثالی،
– و اسماء فعلی در قالب عالم ماده.
بنابراین هر موجودی، «چهره» و «سیمای» حق است و شاکلهای از اسماء الهی را نشان میدهد.
۷. جهان به منزله خیال حق
عالم هستی نسبت وجودی واحدی با حق دارد و چون نسبت قائم به ذات واحد است، جهان نیز یک نسبت واحد با حق است. این نسبت، حقیقت خیالی جهان را نشان میدهد؛ یعنی عالم به منزله «خیال حق» و «علم مصوّر الهی» است.
۸. نقش خیال در عالم برزخ و انشاء بدنهای مثالی
امتداد وجودی انسان در عالم برزخ توسط خیال شکل میگیرد. قوه خیال بدنهای برزخی و مثالی را بر اساس ملکات روحی انسان انشاء و صورتبخشی میکند.
۹. پرسش کلیدی درباره نهایت قدرت خیال
یکی از مهمترین پرسشهای متن این است که: آیا قوه خیال یک نبی، یک ولی، یا کاملترین نبی اولوالعزم میتواند ذات نامتناهی را صورتگری کند؟ و آیا قوه خیال پیامبر خاتم توان مصور ساختن ذات اطلاقی را دارد؟
۱۰. تفسیر عمیق «من عرف نفسه فقد عرف ربه»
کسی که قوه خیال و نحوه صورتگری آن را بشناسد، میفهمد که چگونه حق نیز ملکات و احوال ذات خویش را صورت بخشیده و عالم را پدید آورده است. عالم، علم مصوّر الهی و شاکله مصوّر حق است؛ بنابراین هر موجود راهی به سوی شناخت خداست.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
در این محتوا بیان میشود که قوّه خیال آینهی تمامنمای کل هستی است؛ زیرا کل عالم معنا، عالم مثال و عالم ماده را میتواند در درون خود تصویر، تجمّع و تجسّم دهد. بنابراین خیال، تمامیت هستی را قابل نمایش میکند و به این معنا نمایشگاه کل عالم است و انعکاسدهنده و ارائهکنندهٔ همهٔ ساحتهای وجود به شمار میآید.
- کارویژهٔ بنیادین خیال در صورتگری:
قوّه خیال هر حقیقتی را مطابق تعیین و تناسب خود تصویر و مصوّر میکند. تمام حالات روحی انسان از طریق خیال صورت میپذیرد.امور غیبی و معنوی نیز بهواسطهٔ خیال صورتدار میشوند. خیال، علم مناسبات را میشناسد و میتواند همهٔ حقایق را در خود صورتگری کند. تمام فضیلتها و تمام رذیلتها را نیز بدون ترجیحگذاری صورتگری میکند. پس قوه خیال:
– نمایشگاه ملکات
– نمایشگاه ادراکات
– نمایشگاه شنیدنیها، دیدنیها، چشیدنیها، بوییدنیها و لمسکردنیها
– و حتی نمایشگاه امور عقلانی و ادراکات حضوری است.
بنابراین قوه خیال نمایشگاه عالم انسان باقی میماند؛ زیرا همهٔ این امور را قابل رؤیت و تمثّل میسازد.
- دو نوع صورتگری: انعکاس و ایجاد:
برخی از حقایق خود دارای صورت هستند و خیال فقط آنها را انعکاس میدهد؛ مانند آب، آتش، خاک، رنگها، بوها، طعمها، و دیگر حقایق محسوس. اما برخی حقایق صورتی ندارند و خیال، بر اساس علم مناسبات برای آنها صورت ایجاد میکند. به این ترتیب، خیال هم صورتگر است و هم انعکاسدهنده.
- گسترهٔ اعجازآمیز کارکرد قوّه خیال:
صورتگری معانی، ملکات، ادراکات و حقایق، کاری حیرتانگیز در قوّه خیال است. این قوه:
- مجرای ایجاد در عالم است؛
- بستر ایجاد را ابتدا در درون خود ایجاد میکند؛
- سپس حقایق از مجرای آن در بیرون انشاء و تحقق مییابند.
به همین دلیل، قوّه خیال:
- ابزاری برای هزاران روح،
- ابزاری برای تجمع ارواح،
- و ابزاری برای تأثیرگذاری بر ارواح و اجسام و ابدان محسوب میشود.
حتی میتوان از طریق قوه خیال در خیال دیگران نیز اثر گذاشت؛
به همین دلیل، خیال جایگاهی مهم در علوم غریبه دارد و شناخت آن برای فهم این علوم ضروری است.
- رابطهٔ قوّه خیال با اسماء الهی:
هر یک از اسماء الهی، ملکهای از ملکات حق است و بر قوّهای خاص اثر میگذارد. برای مثال: اسم «مصور» اثر غالب خود را در قوّه خیال نشان میدهد، همانطور که اسم «علیم» اثر غالب خود را در قوّه عقل ظاهر میسازد. قوّه خیال بیشتر هویت تشبیهی دارد و جنبهٔ تشبیهی آن بر جنبهٔ تنزیهیاش غالب است.
از منظر وجودی، خیال مظهر اسماء جمالی و جلالی الهی است؛ خصوصاً مظهر اسم مصور. پس شأن قوّه خیال، غلبهٔ اسم «مصور» الهی است؛ به همین دلیل میتواند حقایق را صورتگری کند و یک غلبهٔ واحدِ صور در آن جاری است.
- نقش آیهٔ سَخْر در تطهیر خیال:
آیهٔ سخره (تَسخیر) در قرآن برای تطهیر قوّه خیال و مغلوب کردن صورتهای سرکش خیال کاربرد دارد. محتوای آیه این است که:
هر چیزی در عالم تحت تسخیر ارادهٔ الهی است. انسان با تکرار این آیه، از خدا میخواهد: «خدایا، صورتهای خیالی من که بر من غلبه کردهاند، تحت تسخیر ارادهٔ تو قرار بده و آنها را رام و مغلوب ساز.» این «مغلوب کردن»، نوعی تطهیر خیال است. هر حقیقتی که غلبه یابد، اثر خود را ظاهر میکند؛ و تا چیزی غلبه پیدا نکند، اثرش هویدا نخواهد شد.
- امکان انتقال تأثیرات وجودی از طریق خیال:
انسان میتواند اثرات وجودی خود را از طریق خیال منتقل کند.
همانگونه که بخشی از تأثیرات وجودی روح از طریق چشم منتقل میشود، قوّه خیال نیز میتواند: ذات اشیا، معارف، و حقایق را مصور و سپس منتقل کند. این گستردگی قوّه خیال است.
- تمثّل اسماء الهی در عوالم:
اسماء الهی که همان احوال الهی هستند میتوانند به شکلهای گوناگون مصور شوند:
– اسماء ذاتی حق در قالب مجردات عقلی صورتمند شدهاند.
– اسماء وصفی در عالم مثال به چهرههای مثالی تعیین یافتهاند.
– اسماء فعلی در عالم ماده ظهور یافته و به اشکال مادّی تعیّن پیدا کردهاند. بنابراین: هر موجود، شکلی از حق را نشان میدهد و هر شکل، شاکلهٔ حق را معرفی میکند. چهرهٔ هر مخلوقی خبر از اسمی از اسماء الهی دارد. چون اسماء الهی نامتناهیاند، اشیا نیز نامتناهی هستند.
- عالم خیال حق و نسبت وجودی عالم با خدا:
عوالم، نمایشگاه احوال حق هستند. عالم، خیالِ حق است؛ نسبت وجودی عالم با خدا، نسبتی قائم به ذات اوست. از آنجا که عالم یک نسبت وجودی با حق دارد، در حقیقت: یک جهان بیشتر نیست، یک نسبت بیشتر نیست، و یک ذات بیشتر نیست. عالم، ذات الهی را نشان میدهد؛ نه آنکه خود را نشان دهد.
- نقش خیال در ساخت ابدان برزخی:
امتداد عالم ماده با قوّه خیال شکل میگیرد. امتداد وجود انسان نیز با خیال او صورت میگیرد. قوّه خیال، ابدن برزخی و ابدان مثالی را بر اساس ملکات روحی انسان انشاء و صورتگری میکند.
- پرسش بنیادین دربارهٔ مرز قدرت خیال:
قوّه خیال، معیّن ثابت و اسماء الهی را صورتگری میکند. اما پرسشی عمیق مطرح میشود: آیا قوّه خیالِ یک ولیّ خدا یا نبیّ خدا بلکه نبیّ اولوالعزم و بلکه قویترینِ ایشان، یعنی پیامبر اکرم (ص)، توانایی صورتگری یک ذات نامتناهی را دارد یا خیر؟ آیا قوّه مصوّرهٔ خاتم الانبیا قدرت مصور کردن ذات اطلاقی را دارد؟ این پرسشی است بسیار ظریف و بنیادین در باب توحید.
- پیوند معرفت خیال با معرفت ربّ:
چون کار خیال، صورتگری ملکات، ادراکات و ذوات اشیاء است، کسی که صورتگری خیال را بشناسد، معنای حدیث: «من عرف نفسه فقد عرف ربه» را در مییابد. زیرا خداوند نیز ملکات ذات خویش و علم ذاتی خویش را صورتگری و ارائه داده و عالم هستی، صورتِ علم مُصوَّر الهی است؛ و نیز صورت ملکات مصوّر حق. به تعبیر دیگر، عالم هستی شاکلهٔ مصوّر حق است. با نظر به هر حقیقتی میتوان راهی به سوی توحید یافت؛ زیرا هر شیء، سیمای حق و چهرهٔ تعیّنیافتهٔ احوال حق است. از اینرو: عدد راههای رسیدن به خدا به تعداد نفوس خلایق است. و هر موجود، راهی به سوی معرفت خداوند است.
- پایان:
هر شیء، سیمای حق و تجلیگاه اسماء الهی است و راهی برای شناخت صفات الهی.