خلاصه محتوا:
در این محتوا به تبیین رابطه میان فضیلتهای اخلاقی و مراتب مختلف تجلیات الهی در انسان پرداخته می شود. ابتدا بیان میشود که روح انسان دارای تجرد اولیه است و با کسب فضیلتها به کمال میرسد. تفاوتهای ذاتی میان انسانها تنها با کسب فضیلتهای توحیدی کاهش مییابد. فضیلتهای معنوی و اخلاقی، ملکات روحاند و هم نقش «خوراک»، هم «دارو» و هم «ترمیمکننده» روح را دارند؛ یعنی هم روح را از آلودگیها پاک میکنند و هم آن را به کمالات آراسته میسازند.
فضیلتها سه سطح دارند: فضیلتهای اولیه (برای ورود روح به عالم غیب و آغاز تعالی)، فضیلتهای میانی (برای تکمیل و تقویت روح) و فضیلتهای نهایی (برای سیر انفسی و دریافت بالاترین مراتب تجلی الهی). دین همه فضیلتها را توصیه میکند تا توازن در جامعه شکل گیرد، اما بعضی فضایل مانند صبر، حیا، ادب، صدق و یقین را با تأکید ویژه مطرح کرده است؛ زیرا اینها «امّ الفضائل» و ریشه همه کمالات هستند.
تجلیات الهی مطابق با نوع و درجه ملکات روحی هر فرد است:
فضیلتهای اولیه موجب تجلیات فعلی، فضیلتهای میانی موجب تجلیات صفاتی، و فضیلتهای نهایی موجب تجلیات ذاتی میشوند. به همین دلیل انبیاء و ائمه، که مالک درجات مطلق این فضایلاند، صاحب تجلیات ذاتی الهی هستند. نمونهای از این اصل در تفاوت موسى(ع) و خضر(ع) و نیز تفاوت سلمان و ابوذر دیده میشود؛ هر دو گروه در اصل صفات مشترکاند اما درجات متفاوت آنها در صبر، حیا، ادب و یقین موجب درجات مختلف ولایت و تجلیات الهی شده است.
در نهایت نتیجه گرفته میشود که فضیلتها روح را تغذیه و ترمیم میکنند، روح را از ظلمتها پاک میسازند و آن را به کمالات آراسته میکنند، و ظرفیت دریافت مراتب مختلف تجلی الهی را در انسان شکل میدهند.
آغاز محتوا:
- نسبت تجلیات الهی و فضیلتها:
محتوا در ارتباط با تناسب میان تجلیات الهی و فضیلتها است؛ یعنی اینکه تجلیات الهی چگونه به فضیلتها و ملکات روحی انسان تعلق میگیرد و بر اساس چه نسبتی در وجود او ظهور پیدا میکند. ده نکته در این زمینه تنظیم شده است که به ترتیب تبیین میشود.
- تجرد اولیه روح و نقش فضیلت در رسیدن به کمال:
روح انسان دارای تجرد است و هر روحی از نوعی تجرد اولیه بهرهمند است. همین تجرد نخستین موجب میشود روح انسان قابلیت رسیدن به کمال را داشته باشد. از آنجا که هر انسانی دارای تفاوتهای ذاتی است، کاهش این تفاوتها و حرکت به سوی کمال تنها با کسب فضیلتهای توحیدی ممکن میشود. به عبارت دیگر، فضیلتها نقشی اساسی در رفع تفاوتهای ذاتی و رساندن انسان به کمال دارند.
- فضیلتها به عنوان ملکات روح و نقش تربیتی و تکوینی آنها :
فضیلتهای معنوی و اخلاقی، ملکات روح انسان هستند و باید در روح انسان تثبیت شوند. این فضیلتها روح را تکوین، ترمیم و احیا میکنند و در حقیقت غذای روحاند. فضیلتها هم خوراک روحاند و هم داروی آن؛ هم آن را تقویت میکنند و هم آن را ترمیم مینمایند. دین نیز از همین رو دعوت به کسب فضیلتها میکند تا روح انسان تعالی یابد و این دعوت جلوه حکمت و تدبیر الهی است.
- نقش دوگانه فضیلتها در تخلیه و تحلیه روح:
فضیلتها سه کارکرد دارند: ترمیمی، تکمیلی و تقویتی. یعنی هم غذای روح هستند، هم داروی آن، و هم موجب کمال آن میشوند. فضیلتهای اخلاقی هم روح را از ظلمتها و گناهان تخلیه میکنند و هم آن را به کمالات و زیباییها آراسته میسازند. بنابراین نقش تخلیه و نقش تحلیه هر دو در فضیلتها جمع است.
- طبقهبندی سهگانه فضیلتها و کارکرد هر سطح:
فضیلتهای اخلاقی در یک درجه نیستند. بلکه سه سطح دارند:
1. فضیلتهای اولیه: برای ورود ابتدایی روح به عالم غیب و ملکوت هستند و نقش خوراک اولیه و داروی نخستین روح را ایفا میکنند.
2. فضیلتهای میانی: برای تکمیل، تقویت و سیر دادن بیشتر روح به سوی تجرد بالاتر و مراتب بالاتر عالم غیب هستند.
3. فضیلتهای نهایی: برای سیر انفسی در ملکوت و غیب و برای دریافت کاملترین تأثیرات و تجلیات هستند و نقش نهایی در تکمیل روح را بر عهده دارند.
این سه گروه فضیلتها موجب تثبیت ملکات الهی در روح انسان میشوند.
- نگاه دین به توازن فضیلتها و تأکید ویژه بر برخی فضایل:
دین میزان دقیق هر فضیلت را مشخص نمیکند تا همه انسانها بهطور گسترده به سراغ همه فضیلتها بروند و توازن جامعه در عرصه فضایل برقرار شود. اما برخی فضیلتها با تأکید ویژه معرفی شدهاند؛ زیرا محوری، مبنایی و اساسیاند و نقش «امّ الفضائل» دارند. دین به برخی فضایل با نگاه سلطانی و بنیادی مینگرد؛ یعنی فضیلتهایی که سایر فضیلتها در دل آنها قرار میگیرد و به وسیله آنها حفظ میشود. نمونههایی از این فضیلتهای محوری عبارتند از:
صبر، حیا، ادب، صدق، اخلاص و یقین.
معرفت نیز سرچشمه همه فضیلتها دانسته شده و جهل ریشه همه زشتیها معرفی شده است. بنابراین انسان باید این فضیلتهای مادر و بنیانگذار را بشناسد و نسبت آنها را با سایر فضیلتها درک کند.
- نقش سطوح فضیلتها در ایجاد ظرفیتهای مختلف روح:
فضیلتهای اولیه ظرفیتهای ابتدایی روح را ایجاد میکنند، فضیلتهای میانی ظرفیتهای تکمیلی را پدید میآورند، و فضیلتهای نهایی ظرفیتهای باطنی و نهایی را در روح شکل میدهند. تجلیات الهی نیز متناسب با همین ظرفیتها نازل میشود.
- نسبت نوع ملکات با نوع تجلیات الهی:
نوع و درجه فضیلتها همان ملکات ثابت روحاند و این ملکات مبنای نوع و سطح تجلیات الهی هستند. هر ملکه و هر صفت روحی باعث ظهور نوع خاصی از تجلی میشود. نوع تجلیات وابسته به نوع ملکه است و شدت و ضعف تجلیات نسبت مستقیم با شدت و ضعف همان ملکه دارد. فضیلتهای اولیه موجب تجلیات فعلی، فضیلتهای میانی موجب تجلیات صفاتی، و فضیلتهای نهایی موجب تجلیات ذاتی الهی میشوند.
- ارتباط فضیلتهای محوری با تجلیات ذاتی در انبیا و اولیاء:
کسی که دارای صفاتی مانند حیا، ادب، صدق، اخلاص، صبر و یقین به صورت کامل باشد، استعداد دریافت تجلیات ذاتی را پیدا میکند. تجلیات ذاتی در بالاترین مرتبه در انبیا و ائمه معصومین ظهور یافته است، زیرا آنان ویژگیهای اخلاقی مذکور را در بالاترین و مطلق ترین درجه دارا هستند.
بر اساس قرآن، کسی که دارای صبر و یقین مطلق باشد، به مقام امامت میرسد. بنابراین دو فضیلت محوری صبر و یقین منشأ دریافت بالاترین نعمتها یعنی نبوت و امامت هستند.
- تفاوت درجات انبیا بر اساس تفاوت در ملکات:
داستان موسی(ع) و خضر(ع) نشاندهنده این اصل است. هر دو پیامبر و هر دو صاحب ولایت بودند، اما درجات نبوت و ولایت آنها یکسان نبود؛ زیرا ملکات روحی و اخلاقی آنان از نظر نوع و شدت متفاوت بود. هر دو دارای حیا، ادب، صبر، یقین و ایمان بودند، اما درجات آنها در این صفات متفاوت بود. همین تفاوت موجب درجات متفاوت ولایت و تجلیات الهی شد.
- نمونه تفاوت سلمان و ابوذر در مراتب ولایت:
همین منطق در تفاوت میان سلمان و ابوذر نیز دیده میشود. هر دو مؤمن و صاحب درجاتی از ایمان بودند، اما سلمان به سبب برخورداری از نوع خاصی از ملکات و شدت بیشتر آنها به مقام ولایت کامل رسید؛ در حالی که ابوذر در برخی ملکات ضعیفتر بود.
- جمعبندی محتوا:
فضیلتها خوراک، دارو، ترمیمکننده و تقویتکننده روح هستند. هم روح را از ظلمتها و گناهان پاک میکنند و هم آن را به کمالات آراسته میسازند و ظرفیت دریافت مراتب مختلف تجلیات الهی را ایجاد میکنند.