خلاصه محتوا:
در این محتوا، موضوع «مَعیت» بهعنوان شیوههای همراهی، حضور و نسبت میان اشیا، عالم، نفس و حق تعالی توضیح داده میشود. برای فهم نحوه معیت نفس با بدن و معیت خداوند با عالم، باید اقسام گوناگون معیت را شناخت. در مجموع هشت نوع معیت معرفی میگردد.
نخست، معیت استقراری که همان همراهی مکانی و استقرار در کنار یکدیگر است. دوم، معیت طرفینی که در آن دو چیز با وجود همراهی از یکدیگر جدا هستند، مانند دو انگشت، و توضیح داده میشود که معیت نفس با بدن از این نوع نیست. سوم، معیت زمانی یعنی همراهی در یک زمان واحد. چهارم، معیت رتبی یعنی اشتراک دو چیز در یک مرتبه وجودی یا تجردی.
پنجم، معیت به نفس زمان که رابطه حرکت و زمان را توضیح میدهد؛ هر جا حرکت هست زمان هست و نبود حرکت مساوی با نبود زمان است. ششم، معیت بالوجود که رابطه وجود و ماهیت را نشان میدهد؛ ماهیت به نفس وجود موجود است و وجود و ماهیت در خارج متحدند. بر اساس همین قاعده بیان میشود که معیت حق با عالم نیز از نوع «معیت بالوجود» است.
در ادامه، توضیح داده می شود که اتحاد وجودی ماهیت و وجود در خارج به گونهای است که هیچیک عارض دیگری نیست و اتصاف ماهیت به وجود تنها امری ذهنی است. در واقع تحقق خارجی اشیا از آنِ وجود است.
هفتم، معیت سریانی که در آن چیزی در دیگری سریان دارد، همانند سریان نفس در قوای خود و بدن. سپس بیان میشود که حق تعالی نیز با عالم معیت سریانی دارد و این امر یکی از وجوه حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» است؛ یعنی از نحوه حضور و سریان نفس در بدن میتوان حضور و سریان حق در عالم را فهمید.
هشتم، معیت قیومیه که در آن قائم به ذات بودن و قوام داشتن یک حقیقت نسبت به حقیقت دیگر مطرح است. نفس نسبت به قوای خود و ادراکات و ملکات چنین معیتی دارد؛ یعنی آنها قائم به نفساند. همین حقیقت در نسبت میان خداوند و عالم نیز جاری است؛ عالم قائم به خداوند است و حضور قیومیه حق آن را نگه میدارد.
در پایان اشاره میشود که سه نوع معیت برای حضرت حق وجود دارد: معیت بالوجود، معیت سریانی و معیت قیومیه. همچنین سه نوع معیت برای نفس نسبت به بدن و قوای خود نیز وجود دارد. سپس پیوند میان «معیت» و «قرب» و «احاطه» مطرح میشود؛ هرچند این مفاهیم نوعی اشتراک در بیان حضور حق دارند، اما تفاوتهای ظریف میان آنها وجود دارد.
آغازمحتوا:
- مقدمه:
محتوا در ارتباط با شیوه معیت نفس با بدن و شیوه معیت حق با عالم است. برای آن که این موضوع تبیین شود، لازم است انواع معیت را توضیح دهیم تا روشن گردد معیت خداوند با عالم چگونه است، معیت نفس با قوای خود چگونه است، و در عین حال، این موضوع معیت نمونهای برای شرح حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» خواهد بود.
- معرفی اقسام اولیه معیت:
در واقع چند نوع معیت وجود دارد. نخستین نوع، معیت استقراری است. این یک نحوه معیت به شمار میرود.
نوع دوم، معیت طرفینی است. در این نوع، دو چیز با هم هستند، اما از یکدیگر جدا هستند؛ مانند دو انگشت دست که با هماند، اما از هم جدا هستند. بنابراین با وجود جدایی، نوعی معیت میان آنان برقرار است. سپس توضیح داده میشود که معیت نفس با بدن از نوع معیت طرفینی نیست؛ زیرا نفس از بدن و بدن از نفس جدایی ندارد، با آنکه نفس با بدن نوعی معیت دارد.
- معیت زمانی:
نوع سوم، معیت زمانی است. این نوع معیت زمانی برقرار میشود که دو چیز در یک زمان واحد حضور داشته باشند. مثلاً علی و تقی هر دو در یک زمان حضور دارند، و این همراهی زمانی نوعی معیت است.
- معیت رتبی:
نوع چهارم، معیت رتبی است. این نوع زمانی است که دو چیز در یک رتبه و یک مرحله وجودی قرار گیرند؛ برای مثال، دو نفر که دارای تجرد برزخی هستند، یا دو نفر که تجرد عقلی یا تجرد الهی دارند. در این صورت، معیت آنها معیت در رتبه است.
- معیت به نفس زمان (رابطه حرکت و زمان):
پنجمین نوع، معیت به نفس زمان است. نمونه آن معیت حرکت و زمان است. هر جا حرکت وجود دارد، زمان نیز هست؛ و هر جا زمان هست، حرکت نیز هست. اگر حرکتی نباشد، زمان نیز وجود ندارد. بنابراین، حرکت و زمان با یکدیگر معیت دارند، و این معیت بر اساس نفس زمان شکل میگیرد. به نفس وجود حرکت، زمان نیز موجود میشود؛ چون حرکت هست، زمان هست. پس حرکت و زمان با هم معیت دارند، و اگر حرکت نباشد، زمان نیز نیست.
- معیت بالوجود (رابطه وجود و ماهیت):
ششمین نوع، معیت بالوجود است. در این نوع، وجود و ماهیت با یکدیگر معیت دارند؛ اما ماهیت به نفس وجود، موجود است. یعنی ماهیت به واسطه وجود تحقق پیدا میکند. بنابراین، معیت وجود و ماهیت، معیت بالوجود است. ماهیت به قوت وجود تحقق دارد.
معیت حق با عالم نیز از همین نوع است؛ یعنی معیت بالوجود. خداوند به نفس وجود خود با عالم معیت دارد؛ یعنی عالم به واسطه قوام خداوند موجود است.
ماهیت به وسیله وجود موجود میشود. وجود و ماهیت به یک جعل واحد در خارج تحقق مییابند؛ هنگامی که خلق میشوند، با یک جعل واحد موجود هستند. وجود از ماهیت جدا نیست و با یکدیگر معیت دارند. در واقع، وجود و ماهیت در خارج به یک شخص متحدند و با یک اراده واحد موجود میشوند. اتحاد وجود و ماهیت تنها در ذهن تفکیکپذیر است، اما در خارج، وجود واحدی حاصل میشود و ماهیت بر وجود عارض نیست.
- تحلیل اتصاف وجود و ماهیت در ذهن و خارج:
در خارج، اتصاف ماهیت به وجود معنا ندارد؛ زیرا وجود و ماهیت وحدت و عینیت دارند و یک واقعیت به شمار میآیند. اتصاف ماهیت به وجود تنها امری ذهنی است و در خارج، نه وجود بر ماهیت تقدم دارد و نه ماهیت بر وجود. این دو در خارج دارای معیت بالوجود هستند؛ یعنی ماهیت تابع وجود، فرع وجود و جلوه و ظهور آن است.
ماهیت در ذهن متصف به وجود میشود، اما در خارج چنین اتصافی نیست؛ زیرا آنها وحدت دارند و چیزی بر دیگری عارض نمیشود.
- معیت سریانی:
هفتمین نوع، معیت سریانی است. نفس در قوای خود و در بدن سریان دارد. نفس با سریان خود در بدن با آن معیت دارد. این همان سریان است که مانند فیض منبسط در عالم، معیت حق با عالم را توضیح میدهد.
پس معیت حق با عالم از گونه معیت سریانی نیز هست؛ زیرا خداوند در همه جا حضور و ظهور دارد، با همه مخلوقات همراه است و با هر چیزی معیت دارد، نه از طریق مقارنه و کنار بودن، بلکه از طریق سریان وجودی.
یکی از شیوههای تفسیر حدیث «من عرف نفسه فقد عرف ربه» نیز همین است؛ یعنی از طریق معیت سریانی نفس با قوای خود و بدن، میتوان معیت سریانی حق با عالم را فهمید.
خداوند «مع کل شیء» است، نه با مقارنه در اشیاء و نه با مقارنه خارج از اشیاء؛ بلکه با سریان وجودی خویش.
- معیت قیومیه:
هشتمین نوع، معیت قیومیه است. نفس با قوای خود چنین معیتی دارد؛ یعنی قوا قائم به نفس هستند. ادراکات قائم به نفساند، ملکات نیز قائم به نفساند.
نفس با ادراکات خود همراه است؛ با تمامی صور ادراکی از حسی و خیالی تا عقلی، حضوری و شهودی همراه است. نفس با ملکات خود، مانند ایمان، احسان، تقوا و یقین همراه است.
این همراهی به دلیل قیومیت نفس است؛ قوا قائم به نفس هستند، بدن نیز قائم به نفس است. حرکات بدن، افعال بدن و احوال بدن قائم به نفس است.
به همین ترتیب، خداوند نیز با عالم معیت قیومیه دارد. عالم به قوام حق موجود است؛ به بقای حق و به دوام حق قائم است.
- جمعبندی اقسام معیت نفس و حق:
در نهایت، سه نوع معیت برای حضرت حق بیان میشود:
۱) معیت بالحق
۲) معیت سریانی
۳) معیت قیومیه
و سه نوع معیت برای نفس نسبت به قوای خود و بدن:
۱) معیت بالوجود (به این معنا که بدن به حق نفس موجود است)
۲) معیت سریانی
۳) معیت قیومیه
- ارتباط معیت با قرب و احاطه:
سپس توضیح داده میشود که در کنار بحث معیت، بحث قرب نیز مطرح است. هر جا معیت وجود دارد، قرب نیز وجود دارد، هرچند میان آنها تفاوت لطیف و ظریفی وجود دارد.
آیاتی که قرب را میرسانند، حضور حق را بیان میکنند؛ آیاتی که معیت را مطرح میکنند نیز حضور را بیان میکنند؛ و آیاتی که احاطه را بیان میکنند، باز همان حقیقت حضور را بیان میکنند.
واژههای حضور، احاطه، قرب و معیت با وجود اشتراک در بیان حضور حق، تفاوتهای جزئیای با یکدیگر دارند.