آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

حقیقت رزق و تجرد نفس

خلاصه محتوا:

این محتوا درباره حقیقت رزق، انواع آن، نسبت میان رزق مادی و معنوی، و ارتباط طلب رزق معنوی با تجرد نفس انسان است. توضیح داده می شود که رزق بنابر سنت الهی تقسیم شده و دو گونه است: رزق محتوم (عام) که بدون شرط و حتماً به انسان می‌رسد، و رزق مشروط (خاص) که با شرایط و تلاش ویژه‌ای اعطا می‌شود. هر رزق، چه مادی و چه معنوی، متناسب با ظرفیت روحی و جسمی انسان است و انسان چیزی را که سنخیت با او نداشته باشد طلب نمی‌کند.

از طلب رزق معنوی نتیجه گرفته می‌شود که نفس انسان مجرد است، زیرا انسان تنها چیزی را طلب می‌کند که با او تناسب وجودی داشته باشد. میل شدید انسان به معارف، حقایق، غذاهای معنوی و مراتب والا، نشان می‌دهد که حقیقت نفس او مجرد است.

سپس تفاوت حرکت انسان و حرکت خداوند توضیح داده می شود: حرکت انسان از سر فقر ذاتی اوست؛ یعنی انسان به دلیل نداشتن کمال، حرکت می‌کند تا آن را دریافت کند. اما حرکت خداوند حرکت حبّی، ایجادی و تکمیلی است؛ حرکتی از سر غنا و کمال، نه برای دریافت، بلکه برای افاضه، ایجاد و تکمیل مخلوقات.

در ادامه توضیح داهد می شود که حرکت جوهری و هر نوع حرکت در عالم ریشه در حرکت ایجادی الهی دارد، زیرا خداوند دائماً در حال تجلی است و این تجلی، رزق‌رسانی مادی و معنوی او به مخلوقات است. انسان نیز دائماً در حال طلب و تقاضای فیض از خداوند است و همین رابطه طلب و افاضه، جریان دائمی حرکت در عالم و امکان تکامل موجودات را به وجود می‌آورد.

در نهایت بیان می‌شود که حرکت مخلوقات حرکتی دریافتی است و حرکت خداوند حرکتی ایجادی. تمام حرکت‌های عالم، از جمله حرکت جوهری، ذیل این حقیقت کلی قرار می‌گیرند که خداوند از سر کمال خویش در حال افاضه است و مخلوقات از سر فقر ذاتی خویش در حال طلب.

آغاز محتوا:

رزق از سنت‌های الهی است و خداوند با اسم «الرزّاق» روزی ‌رسان است. سنت رزق‌رسانی از جمله سنّت‌های ربوبی است. مطابق این سنت، خداوند رزق مادی و معنوی انسان را به تناسب تلاش، همت و حرکت او اعطا می‌کند؛ چه این رزق از جنس امور مادی باشد و چه از جنس معارف و حقایق معنوی. رزق انسان، اعم از مادی یا معنوی، متناسب با ساختار وجودی روح و جسم او از سر وقت معین اعطا می‌شود. انسان نیز چیزی غیر از رزق متناسب با ساختار وجودی خویش را طلب نمی‌کند؛ بنابراین میان رزق و طالب آن سنخیت برقرار است.

  • رزق محتوم و رزق مشروط:

رزق به دو دسته تقسیم می‌شود: رزق محتوم و رزق مشروط. 

رزق محتوم رزقی است که به‌ طور قطعی به انسان می‌رسد و آن را رزق عام می‌نامند. رزق مشروط رزقی است که با شرایط خاصی به انسان اعطا می‌شود و آن را رزق خاص می‌نامند. رزقی که به انسان داده می‌شود، چه مادی و چه معنوی، با روح یا جسم او متحد می‌گردد. حقایق معنوی با روح انسان سنخیت یافته و با او متحد می‌شوند و امور مادی با جسم او.

  • طلب رزق معنوی و اثبات تجرد نفس ناطقه:

حرکت انسان به سوی رزق معنوی نشانه تجرد نفس ناطقه اوست. دلیل آن این است که انسان تنها چیزی را طلب می‌کند که غیرمادی و مجرد باشد و با او سنخیت داشته باشد. اگر میان طالب و مطلوب سنخیت نباشد، طلب نیز شکل نمی‌گیرد. بنابراین، میل و حرکت انسان به سوی معارف الهی، حقایق، غذاهای معنوی، و نیز طلب مراتب عالی مانند عرش، لوح، کرسی و قلم، نشانه آن است که روح انسان مجرد است و با این حقایق سنخیت دارد.

  • ماهیت حرکت انسان و نسبت آن با فقر ذاتی:

هر حرکت نشان ‌دهنده طلب و تقاضای حرکت ‌کننده است و این طلب ناشی از فقدان کمال است. انسان چیزی را که دارد طلب نمی‌کند، زیرا تحصیل حاصل محال است. بنابراین حرکت انسان برای رسیدن به مطلوبی است که فاقد آن است. حرکت انسان حرکتی برخاسته از فقر ذاتی انسان است؛ حرکتی برای طلب و دریافت.

  • ماهیت حرکت الهی و نسبت آن با غنای ذاتی حق:

حرکت خداوند از سنخ حرکت انسان نیست. حرکت الهی حرکتی حبّی، ایجادی و تکمیلی است؛ حرکتی که از باطن به ظاهر می‌آید. حرکت الهی ناشی از غنای ذاتی خداوند است، نه برای دریافت بلکه برای اعطا، ظهور و تجلی. خداوند در حرکت خویش ایجاد می‌کند، تکمیل می‌کند و موهبت می‌بخشد.

  • جایگاه حرکت انسان در نظام فیض الهی:

حرکت انسان برای دریافت تجدد فیض است. اگر انسان حرکت روحانی نداشته باشد، هیچ مجردی در عالم حرکت نخواهد داشت. حرکت‌های معنوی انسان در ذیل حرکت حبّی و ایجادی الهی معنا پیدا می‌کنند. حرکت علت ایجاد، علت تدبیر، علت تکامل و علت حیات است. بدون حرکت حیاتی نخواهد بود.

  • ارتباط حرکت جوهری با تجلیات دائمی الهی:

حرکت جوهری که صدرالمتألهین آن را مطرح کرده نیز در ذیل همان حرکت ایجادی و حبّی الهی قرار دارد. این حرکت ریشه در تجلی دائمی خداوند دارد. چون خداوند دائماً در حال تجلی است، حرکت جوهری در مخلوقات پدید می‌آید. انسان نیز دائماً تقاضا و طلب از خداوند دارد و خداوند نیز دائماً در حال افاضه رزق مادی و معنوی است. این رابطه دائمیِ طلب و فیض، زمینه ‌ساز حرکت و تکامل مخلوقات است.

  • تفاوت حرکت خالق و مخلوق:

حرکت افاضه‌ای خداوند حرکت حقی ایجادی است. حرکت مخلوق حرکتی دریافتی است که به سبب فقدان کمال در وجود او شکل می‌گیرد. اما حرکت خداوند از سر غنای ذاتی و کمال ذاتی اوست. بنابراین، حرکت خداوند حرکتی برای افاضه و تکمیل است و حرکت مخلوق حرکتی برای طلب و دریافت.