خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین حقیقت «گریهٔ تمام عالم هستی بر امام حسین (ع)» میپردازد و نشان میدهد که گریه بر امام حسین، امری صرفاً انسانی و محدود به اشک ریختن نیست، بلکه حقیقتی وجودی، تکوینی و ساری در تمام مراتب هستی است. بر اساس روایات، همهٔ موجودات از جمادات و نباتات گرفته تا حیوانات، انسانها، فرشتگان، عوالم مثال و عقل، و حتی آسمانها و زمینهای متعدد در حادثهٔ کربلا گریستهاند. «گریه» لفظی است با معنای عام که در مراتب مختلف وجودی به اشکال متفاوت ظهور مییابد. گریه در انسان و حیوان به صورت اشک ریختن ظاهر میشود، اما در جمادات، نباتات و اجرام آسمانی متناسب با شاکلهٔ وجودی آنها ظهور میکند؛ مانند تاریک شدن خورشید و ماه، بارش باران یا باران سرخ، و دگرگونیهای تکوینی در عالم طبیعت. بنابراین، گریه منحصر به اشک نیست و هر موجودی، نحوهای خاص از گریستن دارد. بر مبنای اصل «مراتب وجود» توضیح داده می شود که هر شیء دارای مراتب مادی، مثالی، عقلی، ملکوتی و الهی است و در هر مرتبه، نحوهای از گریه دارد. گریه یک حقیقت وجودی است که ریشهٔ آن در ذات الهی قرار دارد و از طریق خزائن غیبی به اندازهٔ معلوم در مراتب مختلف هستی نازل میشود. آیهٔ «وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلَّا بِقَدَرٍ مَّعْلُومٍ» مبنای این تحلیل قرار میگیرد. همچنین اثبات میشود که همهٔ موجودات دارای شعور، ادراک و روح مجرد هستند؛ زیرا قرآن میفرماید همهٔ اشیاء تسبیح خدا را بهجا میآورند و به تسبیح و عبادت خود علم دارند. از همین رو، گریهٔ آنها نیز آگاهانه و مبتنی بر درک حقیقت حادثهٔ کربلاست. درجات گریه متفاوت است و بینهایت مرتبه و نحوهٔ گریستن در عالم وجود دارد. سپس تأکید میشود که فهم حقیقت گریهٔ موجودات، صرفاً با علم لغت ممکن نیست، بلکه نیازمند شناخت حقیقت تکوینی اشیاء و مراتب وجود است؛ دانشی که در شأن اولیای معصوم الهی است. با استناد به آرای شیخ طوسی و دیگر بزرگان، بیان میشود که آسمانها و زمین حقیقتاً بر امام حسین (ع) گریستند، نه صرفاً اهل آنها. در نهایت، حادثهٔ کربلا بهعنوان واقعهای معرفی میشود که به دلیل شأن وجودی امام حسین (ع) بهعنوان انسان کامل، تمام عالم هستی را در همهٔ مراتب تحت تأثیر قرار داده است. روح مطهر امام حسین بر کل هستی به اذن الهی احاطه دارد و اثر این مصیبت بهصورت گریهٔ مستمر در همهٔ عوالم ظهور یافته است؛ بهگونهای که گریهٔ فرشتگان و مجردات هرگز منقطع نمیشود و تمام مراتب وجودی عالم، در این مصیبت عظیم شریکاند.
آغاز محتوا:
- درود و سلام و طرح مسئله گریهٔ عالم هستی بر امام حسین (ع):
بحث ما دربارهٔ «گریهٔ تمام عالم هستی بر امام حسین علیهالسلام» است. مقصود از این بحث، تبیین این حقیقت است که گریهٔ عالم بر حضرت سیدالشهدا چگونه است، معنای این گریه چیست و اساساً بر چه مبانیای میتوان این حقیقت را تبیین کرد. سؤال اصلی این است که چگونه باید این گریه را فهم کرد و گریستن بر امام حسین (ع) چه معنا و حقیقتی دارد.
- شمول گریه بر همهٔ مراتب مخلوقات:
بر اساس روایات، تمام حیوانات، نباتات، جمادات، انسانها، فرشتگان الهی و به طور کلی مجموعهٔ ارض و آسمانها، بر حادثهٔ کربلا و بر امام حسین (ع) گریستهاند. مقصود از «ارض» تنها زمین مادی نیست، بلکه ارض به معنای حیات و مجموعهٔ عالم ماده است و در حقیقت، کل عالم خلقت در این حادثه سهیم بوده است. از موجودات مجرد، از مجردات عقلی و مجردات مثالی گرفته تا جمادات، نباتات، حیوانات و انسانها، همگی گریستهاند. بنابراین باید بررسی کرد که معنای این گریستن چیست. چگونه ممکن است روایات بفرمایند که آنچه در آسمانها و زمینهاست، بر امام حسین (ع) گریه کرده است؟ حتی در روایات آمده است که آسمانهای هفتگانه و زمین گریستند.
- گریه، حقیقتی فراتر از اشک ریختن:
گریه را نمیتوان تنها به انسان اختصاص داد. هر موجودی متناسب با مرتبهٔ وجودی خود گریه دارد. برای انسان و حیوان، گریه به صورت اشک ریختن ظاهر میشود؛ اشکی که نتیجهٔ اندوه و حزن درونی است. اما پرسش اساسی این است که گریهٔ جمادات، نباتات و فرشتگان چگونه تحقق پیدا میکند. برای فهم این مسئله باید توجه داشت که الفاظ برای معانی عام وضع شدهاند و هر لفظ میتواند بر معانی متعدد دلالت داشته باشد. گریه نیز حقیقتی است که در مراتب مختلف وجود معنا پیدا میکند. اینگونه نیست که گریه تنها در یک سطح و فقط به معنای اشک ریختن باشد.
- مراتب گوناگون گریه در نظام هستی:
گریه حقیقتی است که در مراتب حسی، مثالی و عقلی معنا دارد و برای تمام مخلوقات قابل تصور است. برای انسان و حیوان، گریه به صورت اشک ظاهر میشود؛ اما برای جمادات و نباتات، گریه متناسب با ساختار وجودی و مرتبهٔ هستی آنها تحقق مییابد. در آنها نیز اندوه و حزن ظهوری متناسب با مرتبهٔ خود دارد. برای مثال، گریهٔ خورشید و ماه در حادثهٔ عاشورا، به صورت تاریک شدن و کسوف ظهور پیدا کرد. این نیز نحوهای از گریستن است. گریهٔ مجردات و فرشتگان نیز متناسب با حقیقت وجودی آنهاست.
- خزائن غیبی اشیاء و نزول به قدر معلوم:
هر امری در عالم ماده، خزینهای در عالم غیب دارد. موجودات عالم ماده خزانهای ملکوتی دارند، ملکوت آنها خزانهای جبروتی دارد و فرشتگان مقرب نیز دارای خزائن بالاتری هستند که به اعیان ثابته مرتبط است. اعیان ثابته نیز خزائن خود را در اسماء و صفات الهی دارند و اسماء الهی نیز خزانهٔ خود را در ذات الهی مییابند. تمام اشیاء دارای خزائن هستند و هر مرتبهٔ عالی، خزانهٔ مرتبهٔ نازلتر خویش است. در نهایت، همهٔ خزائن به خزانهٔ ذات الهی منتهی میشوند. آیهٔ شریفهٔ «وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلَّا عِندَنَا خَزَائِنُهُ» دلالت میکند که هر چیزی خزائنی دارد، نه یک خزانهٔ محدود. هر شیء دارای خزائن نامتناهی است، اما آنچه نازل میشود، به قدر معلوم است.
- نزول مراتب وجود و تجلی گریه در عوالم مختلف:
هر آنچه در عالم ماده وجود دارد، از خزانهٔ ملکوتی نازل شده است. عالم ماده تنها جلوه و تنزلی از حقیقت بالاتر است. آنچه در عالم عقل و عالم مثال نازل میشود، خود ریشه در علم الهی دارد. تمامی این مراتب تجلی اسماء و صفات الهیاند و خزانهٔ نهایی آنها ذات نامتناهی حق تعالی است. از اینرو، گریهٔ جمادات و نباتات نیز متناسب با مراتب وجودی آنهاست. جماد، هم وجود مادی دارد، هم وجود مثالی، هم وجود عقلی و هم وجود در علم الهی. در هر یک از این مراتب، نحوهای از گریستن برای آن تحقق دارد. بنابراین، گریهٔ جمادات محدود به یک سطح خاص نیست.
- گریه به عنوان حقیقتی ریشهدار در ذات الهی:
گریه حقیقتی است که در علم الهی موجود است و ظهور آن در عوالم مختلف، به اشکال گوناگون و حالات متفاوت تجلی مییابد. هر موجود، شکلی از وجود دارد و گریهٔ او متناسب با همان شکل و مرتبهٔ وجودی اوست. هر شیء نحوهای خاص از گریستن دارد و ظهور گریهٔ او با وجودش تناسب کامل دارد. برای نمونه، بارش باران، نحوهای از گریستن آسمان است. بارش خون یا خاک سرخ از آسمان نیز نحوهای دیگر از گریهٔ آسمان محسوب میشود. این امور، مظاهر متفاوت یک حقیقت واحد هستند.
- شعور و ادراک عمومی مخلوقات:
تمام موجودات مادی گریه کردند، هر یک به اقتضای وجود خویش. از این حقیقت نتیجه گرفته میشود که همهٔ مخلوقات دارای درک، شعور و فهم هستند؛ زیرا همگی دارای روح مجردند. این روح مجرد، عالم و مدرِک است. به همین دلیل است که قرآن میفرماید: «وَإِن مِّن شَیْءٍ إِلَّا یُسَبِّحُ بِحَمْدِهِ». هر موجودی تسبیح خداوند را میگوید و علم به تسبیح و عبادت خود دارد، همانگونه که علم به گریهٔ خود نیز دارد. جمادات، نباتات و حیوانات حقیقتی از واقعهٔ کربلا را درک کردهاند و از این رو گریستهاند و گریهٔ خود را نشان دادهاند.
- مراتب بینهایت تسبیح و گریه در عالم هستی:
تسبیح مخلوقات و گریهٔ آنها یکسان و در یک درجه نیست. همانگونه که هر موجودی تسبیح خاص خود را دارد و تسبیحها دارای مراتب گوناگون و نامتناهی هستند، گریه نیز دارای مراتب بینهایت است. گریهٔ عالم ماده یک نحوه و یک درجه از گریه است، گریهٔ مجردات مثالی درجهای دیگر، و گریهٔ مجردات عقلی نیز نحوهای متفاوت از گریستن محسوب میشود.
افزون بر این، در هر مرتبه، مظاهر آن مرتبه نیز هر کدام شیوهٔ خاصی از گریستن دارند. آب به گونهای خاص گریه میکند، آتش به نحوی دیگر، خاک به شکلی دیگر، گیاهان به گونهای، حیوانات بهگونهای، و انسان نیز به شکلی متفاوت گریه میکند. از آنجا که مخلوقات عالم ماده بینهایتاند، نحوهها و درجات گریستن در عالم ماده نیز بینهایت است.
- ناتوانی علم لغت در تبیین حقایق تکوینی:
برای تبیین حقایق تکوینی عالم، نباید به علم لغت مراجعه کرد. نمیتوان با دنبال کردن معنای لغوی واژهها، حقیقت تکوینی گریه و تسبیح مخلوقات را کشف کرد. آیا میتوان با علم لغت، حقیقت تسبیح و گریهٔ موجودات را فهمید؟ علم لغت، علم به مفاهیم است، نه علم به حقایق وجودی. شناخت حقیقت تکوینی تسبیح و گریهٔ موجودات، نیازمند مرجع و جایگاهی الهی است؛ زیرا علم به تسبیح، عبادت و گریهٔ مخلوقات، در حقیقت علم به احوال آنهاست و علم به احوال موجودات، مستلزم علم به حقیقت تکوینی وجود آنهاست. این علم، شأن ولی معصوم (ع) است.
- گریهٔ آسمان و زمین در کلام عالمان بزرگ:
مرحوم علامهٔ شعرانی میفرمودند که بر اساس احادیث، بهشت و جهنم نیز بر امام حسین (ع) گریه کردهاند. هر موجودی به حسب مرتبهٔ وجودی خود گریه میکند. مرحوم شیخ طوسی در تفسیر «التبیان» ذیل سورهٔ مبارکهٔ دخان میفرماید: آسمان و زمین بر افراد بدکار گریه نکردند و هیچ موجودی بر آنها اندوهناک نشد، اما همین آسمان و زمین بر اباعبدالله الحسین (ع) گریه کردند. این بدان معناست که آسمان و زمین دارای شعور، قابلیت و استعداد گریه کردن هستند؛ چنانکه بر بدکاران گریه نکردند، اما بر امام حسین (ع) گریستند. شیخ طوسی اشاره میکند که مراد از آسمان و زمین، اهل آسمانها و زمین هستند؛ یعنی انسانها، فرشتگان و حیوانات. این یک نظر است. اما نظر دقیقتر آن است که خود آسمانها و زمین، نه بهطور مجازی، بلکه حقیقتاً گریه کردند. زیرا اگر مراد تنها اهل آسمان و زمین بود، روایت تصریح به واژهٔ «اهل» میکرد. پس خود آسمانها و زمین، با تمام اجزای خود از جماد و نبات و حیوان و انسان، از سنگ و آب و خاک، گریه کردند.
- عظمت مصیبت و شمول گریه بر همهٔ مراتب وجود:
مصیبت امام حسین (ع) مصیبتی عظیم و بزرگ است و از همین رو، همهٔ آسمانها و زمین بر ولیّ مطلق الهی گریه کردند. در برخی روایات آمده است که آسمانها و زمینهای هفتگانه گریستند و در برخی دیگر تعبیر شده است که اهل آسمان و زمین گریستند. نباید آسمان و زمین را تنها به مرتبهٔ مادی محدود کرد. ما آسمانهای عالم ماده داریم، آسمانهای عالم مثال داریم، و آسمانها و زمینهای عوالم بالاتر نیز وجود دارند. بنابراین گریه، نه محدود به یک مرتبه است و نه محدود به یک شیوهٔ خاص مانند اشک ریختن. در همهٔ مراتب، همهٔ مظاهر و همهٔ مخلوقات، هر یک متناسب با مرتبهٔ خویش گریه کردهاند.
- حقیقت تک مراتبی اشیاء و اتصال همهٔ عوالم:
در قرآن کریم آمده است که درخت با حضرت موسی (ع) سخن گفت: «إِنِّی أَنَا اللّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا». این مسئله را نمیتوان با علم لغت توجیه کرد یا به مرتبهای خاص محدود ساخت. وقتی قرآن میفرماید خود درخت گفت، نباید آن را تنها به مرتبهای محدود کنیم یا از حقیقت وجودی آن غفلت کنیم. هر شیء دارای مراتب متعدد است: مرتبهٔ مادی، مرتبهٔ مثالی، مرتبهٔ عقلی و مرتبهٔ الهی. تمام این مراتب، یک کلیِ سعی را تشکیل میدهند و بهصورت وجودی به یکدیگر متصلاند. هیچ مرتبهای از مرتبهٔ دیگر منفک نیست. خداوند مالک کل عالم هستی است و ملکوت هر شیء تحت تدبیر و ارادهٔ الهی قرار دارد. وجود هر موجود، عین ربط و تعلق به ذات حق تعالی است. از این رو، هستی اشیاء در حقیقت یک هستی واحد است. هنگامی که حادثهای عظیم واقع میشود، تمام عالم هستی با همهٔ مراتب و درجات خود در آن حادثه متأثر میشود. هر شیء از کل عالم اثر میپذیرد و بر کل عالم نیز اثر میگذارد، زیرا وجود همهٔ اشیاء بهصورت وجودی به یکدیگر متصل است.
- گریهٔ کل عوالم در حادثهٔ کربلا:
بنابراین، نهتنها انسان و خورشید گریستند، بلکه تمام مراتب وجودی آنها، از مادی و مثالی گرفته تا عقلی، گریستند. حادثهٔ کربلا تجلی اثری از روح امام حسین (ع) بر کل عالم هستی بود. انسان کامل، به اذن الهی بر تمام عالم احاطه دارد و حادثهای که برای او رخ میدهد، حادثهای مربوط به کل هستی است. از همین رو، تمام هستی درگیر حادثهٔ کربلا شد. انسانی که دارای شهود تام است، گریهٔ تمام عالم بر امام حسین (ع) را بهصورت وجودی شهود میکند و میبیند که همهٔ آسمانها و زمینها، در تمام مراتب خود، با تفاوت درجات و کیفیتها، در حال گریستن هستند.
- گریهٔ موجودات مجرد و استمرار آن:
موجودات مجرد مثالی، نیازمند امکان استعدادی نیستند، بلکه امکان وجودی دارند؛ یعنی وجودشان برای تحقق افعالشان کافی است. آنها مقید به زمان، مکان، حرکت و استعداد نیستند. به محض توجه ایجادی، گریهٔ آنها تحقق مییابد و گریه، متن حقیقت و متن وجود آنهاست. از همین رو گفته میشود که گریهٔ فرشتگان بر اباعبدالله الحسین (ع) هیچگاه قطع نشده است. گریهٔ آنها در مرتبهٔ مثالی، مادی و حتی در مراتب بالاتر نیز جاری است. هیچ موجودی تنها در یک مرتبه گریه نمیکند و در مراتب دیگر منقطع نیست؛ بلکه تمام مراتب یک شیء، متصل به یک حقیقت واحدند و در همهٔ آن مراتب گریستن تحقق دارد.
- شواهد تاریخی از واکنش کیهانی به شهادت اولیای الهی:
در شب شهادت امیرالمؤمنین (ع)، هر سنگی که برداشته میشد، از زیر آن خون جاری بود. در شب شهادت امام حسین (ع) نیز چنین وقایعی رخ داد. این گونه حوادث در تاریخ اولیای الهی سابقه دارد و نشاندهندهٔ تأثر تکوینی عالم هستی از شهادت انسانهای کامل است.