خلاصه محتوا:
در این محتوا، بحث اصلی درباره «کوچک و بزرگ بودن روح» مطرح میشود و تأکید میگردد که کوچک و بزرگ بودن، در هر مرتبهای متناسب با نحوه وجود همان مرتبه معنا دارد. همانگونه که اجسام در عالم ماده دارای بُعد حجمی و امتداد عرضیاند، ارواح نیز امتداد دارند، اما امتداد آنها نه در عرض عالم، بلکه در عمق و باطن وجود است. از این رو، بزرگی و کوچکی روح به مرتبه وجودی و نحوه تحقق وجودی آن بازمیگردد، نه به مفاهیم مادی.
ارواح برحسب مرتبه وجودیشان دارای «سِعه وجودی» هستند؛ روحی که تعلق شدید به ماده و حب دنیا دارد، روحی کوچک است و روحی که گرایش به تجرد، معنا، حقیقت و بینهایت دارد، روحی بزرگ به شمار میرود. روح بزرگ، همتهای بلند، آرمانهای متعالی، انتخابهای بزرگ و طلبهای بینهایت دارد، در حالی که روح کوچک در افق خواستههای محدود دنیوی متوقف میماند و دنیا برای او بزرگ جلوه میکند.
نکته بنیادین بحث آن است که «خواستهها، روح انسان را شکل میدهند». انسان به اندازه خواستههایش شکل میگیرد و اندازه روح او تابع اندازه خواستههای اوست. هر آنچه انسان میطلبد، صورت روح او را میسازد. از این رو، حب دنیا موجب کوچک شدن روح و حب آخرت و حق موجب وسعت و بزرگی روح میشود.
با تمثیل «دهان و معده»، ظرفیت روح توضیح داده می شود و بیان میشود که همانگونه که هر موجود مادی به اندازه دهان و معده خود رزق دریافت میکند، ارواح نیز دهان و معده روحانی دارند و رزق معنوی آنها که همان معارف، اسماء جلال و جمال الهی است متناسب با ظرفیت وجودیشان به آنان عطا میشود. روح کوچک، ظرفیت اندک برای دریافت رزق معنوی دارد و روح بزرگ دارای دهانی وسیع و طلبی گسترده است.
در ادامه، نقش احکام شریعت در شکلدهی، اندازهدهی و مرتبهبخشی به روح تبیین میشود. احکام الهی صرفاً تکلیف عملی نیستند، بلکه قالبساز روحاند؛ هر حکم، فرم خاص معنوی، حالت ویژه، و عالمی مخصوص در روح ایجاد میکند. نماز، روزه و سایر عبادات هر یک صورت و حالت متفاوتی به روح میبخشند و از طریق ایجاد ملکات و فضائل اخلاقی، شاکله وجودی انسان را میسازند. در نهایت تأکید میشود که ارواح کوچک و بزرگ نتیجه انتخاب انساناند. انتخاب دین و حق، موجب وسعت روح و عالم الهی میشود و انتخاب دنیا، سبب تنگی و صغر روح. دین، بزرگ ترین کارکردش این است که به انسان «عالم» میدهد و شاکله وجودی او را در جهت عالم الهی و وجودی شکل میدهد.
آغاز محتوا:
- تبیین معنای کوچکی و بزرگی در موجودات مادی و مجرد:
محتوا در ارتباط با کوچک و بزرگ بودن روح است؛ روح کوچک و روح بزرگ. البته باید توجه داشت که کوچک و بزرگ بودن، در ظاهر وصف ماده و وصف جسم است، اما در حقیقت هر چیزی کوچک و بزرگ بودن خاص خود را دارد که از سنخ وجود خود اوست. موجودات مادی، کوچک و بزرگ بودنشان به امتداد حجمی و عرضی آنها مربوط است؛ یعنی در سطح و عرض عالم رشد میکنند و امتداد پیدا میکنند. اما ارواح دارای امتداد طولیاند و در عمق عالم رشد و سیر وجودی پیدا میکنند.
- تفاوت امتداد وجودی روح و جسم:
روح، سعه وجودی دارد و در باطن و عمق عالم فرو میرود و گسترش مییابد، در حالی که جسم در عرض عالم سعه پیدا میکند. بنابراین، کوچک و بزرگ بودن هر شیء متناسب با نحوه وجود همان شیء معنا مییابد. روح نیز متناسب با نحوه تجرد و مرتبه وجودی خود، دارای کوچکی و بزرگی است. وقتی گفته میشود روحی بزرگ است، این بزرگی از سنخ تجرد و از سنخ نحوه وجود اوست، نه از سنخ کمیت مادی.
- مرتبه وجودی، معیار بزرگی و کوچکی روح:
نحوه وجود ارواح در حقیقت همان مرتبه وجودی آنان است. هر مرتبه وجودی، سعه و ضیق خاص خود را دارد. موجود مادی، دارای ضیق وجودی است و موجود مجرد، دارای سعه وجودی. مجرد مثالی، مجرد عقلی و فوق تجرد، هر کدام مراتب خاصی از وجود را دارا هستند. از این رو، بزرگی و کوچکی روح به این بازمیگردد که روح در چه مرتبهای از وجود قرار دارد.
- نسبت روح بزرگ با تعلق به دنیا و آخرت:
روحی که مرتبه وجودی بالاتری دارد و نحوه وجودش تجردی است، روحی بزرگ محسوب میشود. روحی که تعلق به ماده دارد و حب دنیا در آن غلبه کرده است، روحی کوچک است. روح بزرگ، آرزوهای بلند دارد، همت بلند دارد، انتخابهای بزرگ دارد و دارای آرمانهای مقدس و متعالی است. اما روح کوچک، انتخابهای نازل دارد، آرمانهای کوچک دارد، آرزوهای محدود دارد و فاقد همت بلند است.
- دنیا در نگاه روح بزرگ و روح کوچک:
روح بزرگ دنیاطلب نیست؛ زیرا دنیا در نظر او کوچک است. اما برای ارواح نازل و پست، دنیا بزرگ جلوه میکند. روحی که بینهایتطلب است و بینهایتخواه است، روحی بزرگ است، و روحی که دنیا را میخواهد و دنیاطلب است، روحی کوچک محسوب میشود.
- نقش خواستهها در شکلدهی و اندازهدهی روح:
نکته بسیار مهم این است که هر آنچه انسان میخواهد، روح به همان صورت شکل میگیرد. خواستهها به روح شکل میدهند و به آن فرم میدهند. انسان شبیه خواستههای خود میشود و اندازه روح انسان، همان اندازه خواستههای اوست. بنابراین، خواستههای ما هم روح را شکل میدهند و هم اندازه آن را تعیین میکنند.
- دهان و معده روحانی و نسبت آن با رزق:
اولیای الهی حب دنیا ندارند، بلکه حب آخرت دارند و به همان اندازه سعه وجودی پیدا میکنند. هرچه روحی کوچکتر باشد، دهان او نیز کوچکتر است و در نتیجه رزق او محدودتر است. ارواح دنیاطلب، پایینترین رزق را دارند که همان رزق عالم ماده است. اما ارواح معنویگرا، حقگرا و بینهایتخواه، رزق گستردهتری دریافت میکنند.
خداوند به اندازه دهان، رزق عطا میکند. همانگونه که موجودات مادی دهانهای متفاوت دارند و رزق آنها متناسب با اندازه دهانشان است، ارواح نیز دهان دارند، معده دارند و به اندازه آن رزق میگیرند. هر روحی دهانی دارد و چون دهان و معده دارد، رزق نیز دارد.
- تفاوت ظرفیت ارواح در دریافت رزق معنوی:
ارواح به صورت یکسان و یکنواخت شکل نمیگیرند؛ زیرا دهانها، معدهها و ظرفیتها متفاوت است. هر اندازه معده بزرگتر باشد، دهان بزرگتر است و طلب نیز بزرگتر خواهد بود و در نتیجه، رزق بیشتری دریافت میشود. این قاعده در عالم ارواح نیز جاری است.
ارواح، خوراکشان اسماء جلال و جمال الهی است و خداوند این رزق را متناسب با ظرفیت وجودی آنان عطا میکند. هرچه روح بتواند معنویت بیشتری دریافت کند، وسعت بیشتری پیدا میکند. رزق محدود، متعلق به دهان محدود است و رزق نامحدود، متعلق به دهان و معده گسترده است. روح بزرگ، روحی است که دهان باز و معده وسیع دارد.
- انسان بهمثابه موجودی سراسر خواستن:
انسان تماماً خواستن است و به همین جهت، باید تماماً شنیدن باشد. انسان بیش از آن که اهل گفتن باشد، باید اهل شنیدن باشد. به همین دلیل، برای انسان دو گوش قرار داده شده است. انسان با شنیدن پرورش مییابد و بارور میشود.
- نقش احکام شریعت در شکلسازی روح:
احکام شریعت به روح انسان شکل میدهند، شاکله میسازند، عالم میدهند و جهت میبخشند. هر حکم الهی، فرم خاصی به روح میدهد؛ فرمی که جلالی یا جمالی است. عمل به احکام الهی، حالات خاص معنوی در انسان ایجاد میکند و این حالات، عالم روح انسان را شکل میدهند.
- ایجاد ملکات و فضائل بهواسطه احکام:
از رهگذر عمل به شریعت، ملکات و فضائلی همچون ادب، کرامت، تواضع، صبر، یقین، احسان و ایمان در روح انسان پدید میآید. این ملکات، همان فرم روح، حالت روح و شاکله وجودی انساناند. در عین حال، این حالات به روح اندازه نیز میدهند.
- نسبت اندازه حالات با اخلاص و معرفت:
اندازه این حالات و کمالات متناسب با میزان معرفت، صدق، اخلاص و همت انسان است. هرچه معرفت و اخلاص بیشتر باشد، حالات معنوی گستردهتر میشود و سعه وجودی روح افزایش مییابد.
- تفاوت آثار احکام مختلف بر روح:
هر یک از عبادات، فرم خاصی به روح میبخشند. نماز فرمی خاص ایجاد میکند، روزه فرمی دیگر. هر حکم الهی قالب سازی و اندازه سازی ویژهای برای روح انجام میدهد و روح را مرتبه مند میکند.
- نتیجه انتخاب انسان در بزرگی و کوچکی روح:
در نهایت، روح بزرگ و روح کوچک نتیجه انتخاب انسان است. اگر انسان دین را انتخاب کند، روح او بزرگ میشود و اگر دنیا را انتخاب کند، روح او کوچک میشود. حب دنیا موجب صغر روح و حب آخرت موجب وسعت روح است. حب، عالمساز است و عالمی که از حب پدید میآید، مسیر انسان را تا فنا تعیین میکند.
دین، بزرگترین ویژگیاش این است که برای انسان عالم میسازد و انسان مؤمن، از طریق دین به عالم الهی و وجودی دست مییابد.