آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • پیوند بی‌واسطه مخلوق با حضرت حق

پیوند بی‌واسطه مخلوق با حضرت حق

خلاصه محتوا:

در این محتوا عرفانی توضیح داده می شود که رابطه میان خداوند و مخلوقات رابطه‌ای «بی‌واسطه» و «حضورى» است. به این رابطه «وجه خاص» گفته می‌شود. خداوند چون حقیقتی نامتناهی، مطلق و عین حضور است، هیچ غیبتی از خود ندارد و حضور او آگاهی محض است. از این‌رو، حضور او هم نسبت به ذات خودش و هم نسبت به هر مخلوقی بی‌واسطه و حضوری است.

خداوند با یک فیض واحد و ساری، که از آن به «نَفَس رحمانی» تعبیر می‌شود، در همه تعینات هستی تجلی دارد. او از هر مخلوقی نسبت به همان مخلوق حاضرتر است. تجلی و حضور او بسته به ظرفیت وجودی و لطافت روح هر موجود در مراتب گوناگون ظاهر می‌شود.

این رابطه بی‌واسطه در انسان از راه «وجه خاص» در قلب او آشکار است؛ زیرا قلب انسان شعاعی از قلب الهی است و به همین دلیل رابطه‌ای مستقیم، حضوری و اشراقی با حق دارد. انسان با سلوک روحی، طهارت باطنی و توجه قلبی می‌تواند این حضور را احساس کند و از تجلیات بی‌واسطه الهی بهره‌مند شود.

تجلیات الهی در این رابطه گاه به صورت القای فطریات، بدیهیات و علوم حضوری است و در مراتب بالاتر تا کشف حقایق، اسماء و اعیان ثابته امتداد می‌یابد. این تجلیات قبل از نزول در قلب هر فرد، واحد و اطلاعی‌اند و سپس بر اساس ملکات و ظرفیت روحی هر شخص تعیین پیدا می‌کنند.

خداوند به سبب اطلاق و نامتناهی‌بودن ذاتش می‌تواند به‌طور بی‌واسطه با بی‌نهایت مظاهر در ارتباط باشد. در این رابطه، تجلیات حق بدون عبور از هیچ حجاب و واسطه‌ای بر قلب نازل می‌شوند. انسان باید در این مسیر تابع اراده و مقدرات الهی باشد و خواست خداوند را بر خواست خود مقدم بدارد.

در نهایت، این رابطه بی‌واسطه بنیاد علم حضوری موجودات به خدا، به خود و به افعال خود است. سیر نزولی حقایق، از عالی‌ترین مراتب تا نازل‌ترین علوم حضوری، همگی در بستر همین وجه خاص تحقق می‌یابد.

آغاز محتوا:

تعریف «وجه خاص» به عنوان رابطه بی‌واسطه مخلوقات با حق:

مقصود از «وجه خاص» آن چهره و نحوه ارتباط ویژه‌ای است که رابطه بی‌واسطه میان مخلوقات و حضرت حق را بیان می‌کند. فهم این حقیقت که از لطایف عمیق عرفانی است، دقت لازم را می‌طلبد.

  • حضور بی‌غیبت خداوند:

خداوند عین حضور است و هیچ غفلت و غیبتی نسبت به ذات خویش ندارد. چون حقیقت او حضور مطلق و آگاهی محض است، همان‌گونه که برای ذات خودش عین حضور است، برای ما نیز ظهور دارد؛ زیرا دامنه حضور او نامتناهی و واحد است. یک وجود بیشتر نیست و یک حضور بیشتر وجود ندارد. این حضور در مقام فعل، ادامه همان حضور در مقام ذات است.

  • ویژگی آگاهی‌بخشی و بی‌واسطگی حضور حق:

حضور خداوند بی‌واسطه و اطلاقی است و این حضور در هر تعین و موجودی جریان دارد. او نسبت به هر تعین، از خود آن تعین حاضرتر است. ظهور او به دلیل آگاهی و اطلاق ذاتش برای خودش به ‌صورت اطلاق کامل است و این ظهور همان نَفَس رحمانی و فیض واحد ساری در همه هستی است. این فیض از آن‌رو «ساری» و «اطلاقی» است که وصف اطلاق بر ذات او حاکم است و هویت او جنبه جمعی دارد؛ زیرا ظهور هر شیء به میزان رتبه همان شیء تحقق می‌یابد.

  • حضور الهی در قلب انسان:

آیه «وَاللهُ یَحُولُ بَیْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ» اصل حضور خداوند در قلب انسان را بیان می‌کند. همچنین آیه «إِنَّ اللهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ» به حضور بی‌واسطه او اشاره دارد. در روایات نیز آمده است: «کُلُّ شَیْءٍ قَائِمٌ بِهِ»، که همان اشاره به حضور حق در همه چیز است.

  • ماهیت رابطه حضوری و قلبی انسان با خداوند:

رابطه بی‌واسطه ما با خداوند، رابطه‌ای حضوری، قلبی و اشراقی است. قلب انسان شعبه‌ای از قلب حق است؛ بنابراین با او پیوند دارد و این پیوند بی‌واسطه در مراتب مختلف هستی ظهور پیدا می‌کند. این رابطه بدون نیاز به وسائط بیرونی و درونی برقرار است و کیفیت آن تابع ظرفیت وجودی و طهارت نفس انسان است.

  • جلی صفات الهی به عنوان نحوه ارتباط:

رابطه بی‌واسطه، از جهت حق، با تجلی صفات الهی تحقق می‌یابد. اراده حق این رابطه را تعیین می‌کند و آن را در قالب اراده‌ها و مدیریت‌های تکوینی نفس ظاهر می‌سازد، هرچند انسان از این رابطه تکوینی آگاهی حضوری ندارد. احساس این ارتباط تنها با سلوک روحی، توجه قلبی و نظر به صفات الهی حاصل می‌شود؛ زیرا صفات الهی در قلب ما حضور دارند و با نظر به آنها متوجه وجه خاص الهی می‌گردیم.

  • مراتب روحی و ظرفیت دریافت رابطه بی‌واسطه:

برخی افراد دارای روح لطیف و مستعد هستند که از ابتدا از طریق وجه خاص با خداوند مرتبط‌اند. هرچه لطافت و طهارت روح افزایش یابد، رابطه بی‌واسطه آشکارتر می‌شود. این رابطه با درجات لطافت روح تعیین می‌شود و انسان بر اساس اراده و توجه خود، تجلی و اشراق بی‌واسطه حق را در قلب می‌یابد.

  • علم حضوری و نقش آن در رابطه بی‌واسطه:

علم حضوری هر موجود به خداوند، به خود و به قوای خود، از طریق همین وجه خاص برقرار می‌شود. خداوند با هر شیء اتصال وجودی و قلبی دارد و این پایین‌ترین مرحله وجه خاص است. حقی که در همه اشیا حضور دارد، به دلیل اطلاق و نامتناهی‌بودن ذاتش، نسبت به هر روحی حاضرتر است.

  • بی‌واسطگی ارتباط از منظر اطلاق ذات حق:

اطلاق ذات سبب شده است که رابطه خداوند با مخلوقات بی‌واسطه و عین ربط باشد. این رابطه در قلب مخلوقات تجلی می‌یابد و خاصّ او بر هر خواسته‌ای مقدم است. انسان باید خواست حق را بر خواست خویش ترجیح دهد و تعیین نکند که خداوند چه اندازه رابطه و چه نوع فیضی در چه زمانی برای او مقدر کند.

  • نزول تجلیات بی‌واسطه بدون حجاب:

تجلیات حق در رابطه بی‌واسطه بدون هیچ واسطه یا حجابی نازل می‌شوند و فکر و تأویل و رنگِ تعیّنات در آنها راه ندارد. مخلوقات در این رابطه نازل‌ترین حقایق اشراقی را دریافت می‌کنند؛ حقایقی مانند علم به خود و علم به افعال خود.

  • نحوه تعیین تجلیات در قلب انسان:

تجلیات قبل از نزول در هر قلبی واحد، اطلاعی و بسیط‌اند، اما در هنگام رسیدن، بر اساس ظرفیت وجودی و ملکات روحی شخص تعیین پیدا می‌کنند. نازل‌ترین حقایق حضوری تا عالی‌ترین حقایق، از طریق همین رابطه بی‌واسطه نازل می‌شوند.

  • مراتب دریافت حقایق در وجه خاص:

القای فطریات، بدیهیات، علوم حضوری، تا کشف حقایق، اعیان ثابته و اسمای الهی در وجه خاص تحقق می‌یابد. یک وجود نامتناهی می‌تواند بی‌نهایت مظهر داشته باشد و با بی‌نهایت مظهر در ارتباط باشد. وجه خاص مسیر دریافت حقایق عالم و رسیدن انسان به مرتبه صاحب‌حقایق شدن است.