خلاصه محتوا:
این سخنرانی به تبیین پیوند میان اعیان ثابته، استعدادهای اشیاء و ساختارهای مادی میپردازد و تلاش میکند نشان دهد که چگونه تفاوتهای موجود در جهان مادی، ریشه در تفاوتهای غیبی و پیشینیِ موجود در علم الهی دارند.
ابتدا بیان میشود که استعداد اشیاء جزء اعراض ذاتی آنهاست؛ یعنی از متن جوهر مادی برمیخیزد و از بیرون به شیء تحمیل نمیشود. هر استعداد به طور در صورت جوهری جسم نهاده شده و با همان صورت و با یک جعل واحد الهی ایجاد شده است. این استعداد یک هویت گسترده و پخشی در سراسر ماده دارد؛ چنانکه اگر یک جسم خرد شود، استعدادهای او نیز از بین میروند.
سپس تأکید میشود که تفاوت ساختارهای مادی، منشأ تفاوت استعدادهای مادی است. هر ساختار مادی، استعداد متناسب با خود را دارد و این دو حقیقت از هم جداشدنی نیستند. مانند حرارت در آتش یا شوری در نمک که از متن جوهر آنها برمیخیزد. این ساختارها، خود ریشه در تقدیر غیبی الهی دارند.
خداوند چهار عنصر بسیط ـ آب، خاک، هوا، آتش ـ را مستقیماً از غیب آفرید و برای هر یک مزاج، طبع، استعداد، خلق و خاصیتی قرار داد. از ترکیب این عناصر انواع چهارگانه موجودات مادی شکل میگیرند: جماد، نبات، حیوان و انسان. هر نوع، استعداد کلی دارد و هر فرد، استعداد جزئی که در علم الهی ثبت شده و به هنگام نزول نطفه یا حبه ظاهر میشود.
جمادات علیرغم اشتراک در استعدادهای کلی، استعدادهای جزئی متفاوت دارند؛ همانگونه که انواع آبها، طلاها، خاکها با وجود اشتراک نوعی، خصوصیات فردیشان متفاوت است. این تفاوت در نباتات بیشتر، و در حیوانات گستردهتر، و در انسانها به اوج تنوع میرسد. انسانها در استعدادهای کلی انسانی مانند تخیل، ادراک و عقل مشترکاند، اما در شدت، ضعف و نحوه بهکارگیری آن تفاوت فراوان دارند.
در علم الهی استعدادهای کلی و جزئی هر نوع و هر فرد، در قالب عین ثابت و عین ثابت جزئی تحقق یافتهاند. این استعدادها در مرتبهی علم الهی نوعی «طلب» و «تقاضا» از اسماء الهی ایجاد میکنند؛ بدین معنا که هر استعداد، ظهور متناسب با خود را از خداوند میطلبد. بنابراین استعداد علت قابلی است و اسماء الهی علت فاعلی ظهور آن در عالم ماده.
به همین دلیل، هر اسمی از اسماء الهی تنها در استعداد متناسب با خود تجلی میکند؛ مانند ظهور آب با اسم «رحیم» و ظهور آتش با اسم «قهار». استعدادهای جامع، تجلی اسم جامع میطلبند و استعدادهای جزئی، اسماء جزئی. گیاهان و میوههایی که خواص فراوان و متکثر دارند (مانند زیتون، انجیر، سیب) در حقیقت محل تجلی اسماء متعدد الهی هستند.
در نهایت بیان میشود که سطح نهایی فهم مزاج، خاصیت، طبع، خلق و ساختار مادی هر شیء فقط از طریق ارتباط آن با عین ثابت و اسماء الهی ممکن است. تفاوت خواص در موجودات، ریشه در تفاوت استعدادهای غیبی آنها دارد و این تفاوتها منشأ تفاوت صفات ظاهرشده در عالماند، نه اینکه صفات الهی تکثر داشته باشند. صفات واحدند، اما ظهورات آنها به تناسب استعدادها متفاوت جلوه میکند.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
در این محتوا مبانی دهگانهٔ ارتباط میان ساختار اشیاء و استعدادهای آنها بررسی می شود و اینکه چگونه ساختار اشیاء تعیین میشود و استعداد آنها به چه نحوی شکل میگیرد.
- وحدتِ ایجاد صورت جسمی و استعداد:
در هر شیء مادی، استعدادی نهفته است که خداوند آن را در ضمن صورت جسمیِ شیء ایجاد کرده است. ایجاد صورت جسمی و ایجاد استعداد همراه با یکدیگر و با ارادهای واحد و جعلِ واحد محقق میشود.
بنابراین، استعداد امری جدا از صورت جسمیِ جوهری نیست؛ هر دو با همان اراده و همان جعل، در یک مرتبه انشاء و ایجاد شدهاند.
- ذاتی بودن استعداد و وابستگی آن به جوهر جسمانی:
استعداد، از اعراض ذاتی اشیاء محسوب میشود. این نوع عرض از متنِ جسم جوهری ریشه میگیرد و از بیرون بر جسم تحمیل نمیشود.
اعراض بر دو قسماند:
– اعراض مفارق: عوارضی که از بیرون بر جسم عارض میشوند.
– اعراض ذاتی: عوارضی که از خودِ متنِ جسم مادی برخاستهاند.
استعداد از همین اعراض ذاتی است؛ یعنی:
– ریشه در حقیقت مادی شیء دارد.
– هویت آن تابع جوهر مادی است.
– نمیتوان آن را از جسم جدا کرد یا بیرون از جسم به آن افزود.
- ماهیت انتشاری و غیرمحسوس استعداد:
استعداد، قابل دیدن و محسوس نیست. هویتی انتشاری و پخشی در ماده دارد. اگر جسم مادی متلاشی شود، استعداد نیز از بین میرود.
نمونهها:
– اگر سنگی خرد شود، استعداد آن زائل میگردد.
– با تبخیر آب، استعداد «آب بودن» از میان میرود.
– اگر دانهٔ گندم را خرد کنیم، استعدادِ رشد و نموّ در آن از بین میرود.
بنابراین، بقای استعداد مشروط به بقای ساختار مادیِ شیء است.
- پیوند مستقیم میان تفاوت ساختار و تفاوت استعداد:
به دلیل تفاوت ساختارهای مادی، استعدادها نیز متفاوت میشوند.
استعداد هر شیء مادی، دقیقاً برآمده از همان ساختار و بافت مادی است. این رابطه میان ساختار و استعداد، رابطهای مستقیم، بیواسطه و انفکاک ناپذیر است. هر ساختار خاص، استعداد خاص خود را دارد و یکی از دیگری جداشدنی نیست.
- وحدت و سنخیت میان استعداد و صورت جسمی:
رابطهٔ استعداد با صورت جسمیه، رابطهٔ وحدت حقیقی است؛ قابلیت و استعداد در متن جسمیت قرار دارد و این دو از یکدیگر تفکیک پذیر نیستند.
نمونهها:
– حرارت در آتش، از اعراض ذاتی آن است و از آن جداشدنی نیست.
– شوری در نمک، جداشدنی نیست و با حقیقت آن سنخیت دارد.
به همین دلیل، در هر شیء مادی، عرض ذاتیِ آن (یعنی استعداد) با متن جسم سنخیت داشته و در آن مندمج است.
- منشأ تفاوت ساختارهای مادی و استعدادها در عالم غیب:
این پرسش مطرح میشود که ، تفاوت ساختارها از کجا سرچشمه میگیرد؟ و چرا خداوند در ساختارهای گوناگون، استعدادهای گوناگون قرار داده است؟ پاسخ آن است که ریشهٔ این تفاوتها در عالم غیب است؛ هم تفاوت ساختارها و هم تفاوت استعدادها، منشأ غیبی دارند.
- عناصر چهارگانه و ویژگیهای ذاتی آنان:
خداوند چهار عنصر بسیط (آب، خاک، هوا، آتش) را مستقیم از عالم غیب آفرید. این عناصر تحت تدبیر موجودات مجرد عقلی و تدبیر الهی انشاء شدهاند.
هر یک از عناصر چهارگانه پنج ویژگی ذاتی دارند:
۱. طبیعت
۲. مزاج
۳. استعداد
۴. خلق (ساختار)
۵. خاصیت
حتی پس از امتزاج این عناصر و تشکیل مرکبات، این پنج ویژگی همچنان همراه آنها باقی میماند، اگرچه ممکن است مزاجشان تغییر کند.
- پیدایش انواع چهارگانهٔ جماد، نبات، حیوان و انسان:
از ترکیب عناصر چهارگانه، چهار نوع کلی موجودات پدید میآید:
– جماد
– نبات
– حیوان
– انسان
این انواع، ریشه در اعیان ثابته دارند و هر کدام در علم الهی دارای استعدادهای کلی و نیز استعدادهای جزئی هستند.
- استعدادهای کلی و جزئی در جمادات:
تمام اقسام جماد در استعدادهای کلی مشترکاند؛ استعداد کلی آنان همان جسمیت و جرمیت است. ولی در کنار این اشتراک، استعدادهای جزئی نیز دارند که عامل تفاوت میان آنها میشود؛ مثلاً:
– تفاوت انواع نقره
– تفاوت انواع آبها
– تفاوت عناصر مانند آهن، آلومینیوم، آب، آتش و …
هر یک از اینها، با اینکه در «جماد بودن» مشترکند، اما استعدادهای جزئی متفاوت دارند.
- شدت کمترِ تفاوتهای جزئی در جمادات:
در جمادات، تفاوت استعدادهای جزئی نسبت به سایر انواع (نبات، حیوان، انسان) بسیار کمتر است. در مقابل، در انسانها بیشترین شدت و تنوع تفاوتهای جزئی دیده میشود.
- استعدادهای کلی و جزئی در نباتات:
تمام گیاهان در استعدادهای کلی اشتراک دارند.
اما این نوع کلی به هزاران صنف و رسته تقسیم میشود؛ مانند:
– انواع میوهها
– انواع سبزیجات
– گونههای مختلف گیاه ریحان و…
تفاوت آنان در استعدادهای جزئی است، اما اشتراک آنها در استعداد کلی واحد قرار دارد.
- استعدادهای کلی و جزئی در حیوانات:
حیوانات در استعدادهای کلی مشترکند، مانند:
– رشد و نمو – حس – حرکت
اما استعدادهای جزئی سبب تفاوت میان انواع حیوانات میشود؛ برای نمونه:
در برخی حیوانات «مکر» غلبه دارد، در برخی «هوش»، در بعضی «شجاعت»، در برخی «چابکی» یا «حافظه».
ساختارهای بدنی نیز متفاوت است و این تفاوتها برآمده از استعدادهای جزئی است.
- شدت و گستردگی تفاوتها در انسان:
در انسانها، تفاوت استعدادهای جزئی بسیار شدیدتر، گسترده تر و متنوع تر از سایر موجودات است. تمام انسانها در استعدادهای کلی همچون: تعقّل، تخیّل، احساس، ادراک و قابلیت پیدایش ملکات مشترکند.
اما در همهٔ این موارد، تفاوتهای فراوان دارند:
– عقل انسانها تشکیکی و دارای بینهایت مراتب است.
– تخیل آنان از بسیار ضعیف تا بسیار قوی متفاوت است.
– احساسات، عواطف، ملکات، صفات روحی و تواناییهای ذهنی بینهایت درجات دارد.
– ذوقها متفاوت است: ذوق هنری، ریاضی، فنی، مکانیکی، برقی و غیره. این تفاوتها، همگی ریشه در اعیان ثابتهٔ افراد انسانی دارد. بر این اساس، هم انواع عین ثابت دارند، هم افراد عین ثابت دارند، و هم رستهها و ردهها و تیرهها عین ثابتِ متکثر و متفاوت دارند.
- اشتراک و اختلاف در انواع مختلف مخلوقات:
در عین اشتراک در ماهیت، تفاوت وجود دارد.
حیوانات در حیوانیت اشتراک دارند، اما در همان حیوانیت نیز اختلاف دارند. انسانها در انسانیت مشترکند، گیاهان نیز همینگونهاند؛ در گیاه بودن اشتراک دارند.
- نمونههایی از تفاوت انسانها در استعدادهای جزئی:
اگر دو انسان را مقایسه کنیم، در ویژگیهای انسانی اشتراک دارند ولی در همان ویژگیها تفاوتهای بسیاری دارند. برای مثال:
یکی ذوق هنری دارد، دیگری ذوق ریاضی.
یکی ذوق فنی و مهندسی دارد، یکی ذوق مکانیکی، دیگری ذوق برقی.
یکی تخیل قوی دارد، دیگری تخیل ضعیف.
یکی تعقّل قوی، یکی تعقّل ضعیف.
یکی دارای احساسات شدید، دیگری دارای احساسات کم.
یکی عاطفهٔ زیاد دارد، دیگری عاطفهٔ ضعیف.
یکی صبر اندک دارد، دیگری صبر فراوان.
همهٔ اینها نشانهٔ تفاوت در استعدادهای جزئی است و ریشه در اعیان ثابتهٔ افراد دارد.
- ریشهٔ تفاوت ساختارها و استعدادها:
تفاوت ساختارها ناشی از اختلاف در اعیان ثابته است.
تفاوت استعدادها نیز ریشه در تفاوت اعیان ثابته دارد.
حتی در گیاهان نیز در عین اشتراک در گیاه بودن تفاوتها از همین حوزه ناشی میشود. تفاوت میان افراد یک نوع گیاهی نسبت به تفاوت افراد حیوانی کمتر است. و تفاوت استعدادهای جزئی در حیوانات نسبت به انسانها بسیار کمتر است.
- شدت کمتر تفاوتها در جمادات:
در ردههای جمادی، تفاوت بسیار کمتر است هرچند انواع مواد جمادی در طبیعت فراواناند. بهعنوان نمونه:
آب شور، آب شیرین، آب تلخ.
در گیاهان: پرتقالها دارای انواع گوناگوناند. اما دو میوهٔ پرتقال از یک نوع واحد، مثلاً پرتقال تامسون، تفاوتهای بسیار جزئی دارند. همین امر در جمادات نیز صدق میکند؛
دو نوع نمک مانند نمک دریا و نمک طبیعی تفاوتهایی جزئی دارند.
دو سنگ طلا تفاوتهایی دارند اما این تفاوتها محدود و جزئی است. تمام تفاوتهای موجود در انواع، به استعدادهای کلی آنها بازمیگردد. تمام تفاوتهای موجود میان افراد، به استعدادهای جزئی آنان مربوط است.
- پیوند تفاوتها با اعیان ثابته و نحوهٔ ظهور استعدادها:
ریشهٔ تفاوت استعدادها، تفاوت در اعیان ثابتهٔ اشیاء است. تفاوت انواع به استعدادهای کلی مربوط میشود و تفاوت اصناف یک نوع به استعدادهای جزئی مرتبط است.
تفاوت افراد یک صنف نیز ناشی از استعدادهای جزئی آنان است.
تمام تفاوتهای موجود در مخلوقات مادی، به استعدادهای ایشان بازمیگردد. این استعدادها در نطفه، حبّه، و جسمیت اشیاء نهفته است.
- جایگاه استعدادها در علم الهی و نحوهٔ نزول آنها:
استعدادهای کلی و جزئی در علم الهی موجودند. خداوند آنها را همراه با نطفه یا بذر (حبّه) به عالم ماده نازل میکند.
ساختار مادی اشیاء بهگونهای خلق شده است که بتواند آن قوّه و قابلیت را ظاهر گرداند. ساختار مادی کاملاً با استعداد هماهنگ و متناسب است؛ هر جوهر تنها میتواند استعدادی متناسب با حقیقت خود بروز دهد. اعراض امتداد جوهر هستند؛ بنابراین استعدادها، بهعنوان اعراض ذاتی، ناشی از ذات و حقیقت هر شیء در علم الهیاند. هر نوع استعداد در علم الهی از اقتضائات ذات آن نوع ریشه میگیرد. هر نوع متناسب با اقتضائات ذاتی خود، «طلب» و «تقاضا» دارد و این طلب از مجرای اسماء الهی پاسخ داده میشود.
- نسبت طلبهای ذاتی اشیاء با اسماء الهی:
تقاضای حرارت در آتش، متناسب با بافت آتش است.
تقاضای برودت در آب، متناسب با بافت آب است.
این طلبها با اسماء متناسب با خود پاسخ داده میشوند.
- تعیین نهایی مزاج و پیوند آن با اعیان ثابته:
تحلیل نهایی مزاج و باطنیترین مرتبهٔ تعیین آن، تنها با تعیین اعیان ثابته و اسماء الهی ممکن است. هر خوراکی، هر بذر، و هر مخلوقی:
طبع دارد، مزاج دارد، استعداد دارد، ساختار دارد، خلقی دارد،
خاصیتی دارد، حکمی دارد.
خداوند بر اساس اسماء خود این ویژگیها را به موجودات عطا کرده است و این ویژگیها دقیقاً مطابق با استعدادهای آنهاست.
تعیین سطح نهایی استعداد و ساختار مادی، در مرتبهٔ اعیان ثابته و نسبت اعیان ثابته با اسماء تحلیل میشود. هر شیء مادی دارای استعدادی است که در ضمن صورت جوهری به او داده شده است.
عین ثابتِ هر شیء از خداوند، ظهور آن استعداد را میخواهد.
استعداد، علت قابلی است و اسماء الهی علت فاعلیاند.
- علت تفاوت صفات در علم الهی:
تفاوت صفات، محصول تفاوت استعدادهاست. صفات الهی با ذات الهی یگانهاند و تکثری در آنها نیست؛ اما خداوند متناسب با هر استعداد، صفت خاصی را تجلی میدهد. پس:
تفاوت استعدادها → تفاوت طلبها → تفاوت تجلیات اسماء و صفات.
- سنخیت میان استعدادهای اشیاء و اسماء الهی:
استعدادِ هر شیء باید با جسمیت آن تناسب داشته باشد.همچنین باید با اسمی که آن استعداد را شکوفا میکند سنخیت داشته باشد. هر اسمی در هر استعدادی تجلّی نمیکند. آب با اسم «رحیم» انشاء میشود. آتش با اسم «قهّار» انشاء میشود. گاو با اسم «نافع» انشاء میشود. عقربها و مارها با اسم «ضارّ» تجلی پیدا میکنند.
اسماء، استعداد جدیدی ایجاد نمیکنند؛ بلکه استعدادهای موجود در اعیان ثابته را ظاهر میسازند. هر استعداد به اسمی بازمیگردد.
استعداد جامع به اسم جامع ختم میشود. استعداد کلی به اسم کلی و استعداد جزئی به اسمای جزئی ختم میشود. استعدادها ازلی و ابدیاند؛ در علم الهی مجعول نیستند. اسماء الهی، آنها را ظاهر میکنند.
- بافت جامع و ظهور کامل استعدادهای جامع:
هرگاه استعداد جامع در ساختاری وجود داشته باشد، ساختار نیز باید جامع باشد. کاملترین ساختارها برای اشیایی است که استعداد کامل در آنهاست. از اینجا میتوان نتیجه گرفت که برخی گیاهان، میوهها، و محصولات، خواص جامع و کامل دارند؛ مانند: سیب، انجیر، زیتون، عسل. اینها دارای خواص کاملاند و استعداد جامع دارند. استعداد جامع آنها از اسمای جامع ریشه میگیرد. تعدد خواص گیاهان نشان دهندهٔ تعدد تجلیات اسماء است؛ هر اسمی بهشکل یک استعداد و یک خاصیت بروز میکند.