آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • پیوند اتحادی اسماء الهی و اعیان ثابته

پیوند اتحادی اسماء الهی و اعیان ثابته

خلاصه محتوا:

در این محتوا توضیح داده می‌شود که اعیان ثابته همان تعینات علمی اسماء الهی‌اند. هر اسم الهی دو نوع لازمه دارد: یک لازم عام که «صفت» است و یک لازم خاص که «عین ثابت» است. بنابراین صفت نسبت به اسم، تعین عام محسوب می‌شود و عین ثابت تعین خاص صفت است. عین ثابت مظهر اسماء و صفات الهی و همان صورت علمیِ صفات در علم الهی است.

رابطهٔ میان صفات و اعیان ثابته همانند رابطهٔ وجود و ماهیت دانسته می‌شود. هر اسم، «ربّ» عین ثابت خودش است و از طریق صفت همراه خود، آن عین ثابت را تدبیر می‌کند؛ البته این تدبیر مشروط به آن است که عین ثابت ظرفیت و قابلیت ذاتی لازم را داشته باشد. بر اساس این قاعده، اسم «الله» ربّ عین ثابت انسان کامل است و دیگر اسماء نیز به ترتیب، ربّ مجردات عقلی، مجردات برزخی و موجودات مادی هستند. چون عین ثابت انسان کامل جامع‌ترین است، باید اسم جامع یعنی «الله» آن را تدبیر کند و آثار آن اسم در سراسر حقیقت انسان کامل سریان دارد؛ و حقیقت محمدی همان ظهور تام این تدبیر اسم الله در عین ثابت انسان کامل است.

هر عین ثابت نسبت به اسم خود همچون بدن نسبت به روح است: اسم روح آن و عین ثابت قالب آن است؛ ظاهر و مظهر یک حقیقت واحدند. بنابراین شناخت احکام اسماء، شناخت احکام اعیان ثابته است. این رابطه اتحادی است نه اعتباری؛ همان‌گونه که ماهیت و وجود در خارج دوگانگی ندارند، اسم و عین ثابت نیز در علم الهی و در تعین واحدی موجودند. در مرتبهٔ واحدیت، اسماء الهی عین اعیان ثابته‌اند و دو نوع تعین مستقل ندارند؛ بلکه یک تعین واحد دارند.

در تنزل و ظهور خارجی نیز اسم و عین ثابت همراه با هم نازل می‌شوند. جهت وجودی و حقیقی موجودات همان جهت اسمائی است و جهت ماهوی و تعیّنی موجودات همان عین ثابت آنهاست؛ این دو در خارج اتحاد دارند. احکام وجود خارجی هر شیء همان احکام اسمائی آن در واحدیت است و احکام ماهیت همان احکام امکان ذاتی و عین ثابت آن است. عین ثابت فانی و مستهلک در اسم است، همان‌طور که ماهیت خارجی فانی در وجود است.

در پایان، پنج ویژگی فیض اقدس بیان می‌شود: واحد بودن، اطلاق داشتن، واسطه بودن میان احدیت و واحدیت، حجاب بودن نسبت به ذات، و سریان داشتن در اسماء و اعیان و همهٔ عوالم. تنزل فیض اقدس همان فیض مقدس است.

آغاز محتوا:

  •  بیان نسبت اسماء الهی با اعیان ثابته:

تبیین رابطهٔ اسماء الهی با اعیان ثابته. اعیان ثابته تعینات اسماء الهی به شمار می‌آیند. تعینِ اسم، صفت است و تعینِ صفت، عین ثابت است. بنابراین صفت تعین عام هر اسم محسوب می‌شود و لازمهٔ عام هر اسم، صفت آن است. همچنین عین ثابت لازمهٔ خاص هر صفت به شمار می‌رود. از هر اسم، یک لازم عام که همان صفت است ناشی می‌شود و یک لازم خاص که همان عین ثابت است. عین ثابت مظهر اسماء الهی و مظهر صفات الهی است. عین ثابت صورت علمی و تعین علمی صفات در علم خداوند است که در آنجا از اطلاق خارج می‌شوند.

  •  رابطهٔ صفات با اعیان ثابته:

رابطهٔ میان صفات الهی و اعیان ثابته همانند رابطهٔ وجود و ماهیت دانسته می‌شود. هر اسم الهی با توجه به صفت مخصوص خود، ربّ عین ثابت مربوط به خویش است. اسماء الهی از جهت صفات، تدبیرکنندهٔ اعیان ثابته‌اند. این تدبیر مستلزم آن است که در عین ثابت قابلیت و ظرفیت لازم وجود داشته باشد و این قابلیت ریشه در اقتضائات ذاتی آن عین ثابت دارد. اسم «الله» ربّ عین ثابت انسان کامل است. اسماء کلی ربّ موجودات مجرد عقلی‌اند، اسماء جزئی ربّ مجردات برزخی به شمار می‌آیند و اسماء فعلیهٔ جزئی، ربّ موجودات عالم ماده هستند.

  • جامعیت عین ثابت انسان کامل:

عین ثابت انسان کامل جامع‌ترین اعیان است. بنابراین باید جامع‌ترین اسم آن را تدبیر کند. احکام اسم «الله» در عین ثابت انسان کامل جاری است. حقیقت محمدی ظهور و سریان احکام اسم الله در عین ثابت انسان کامل است.

  •  نسبت اسماء و اعیان؛ نسبت روح و قالب: 

هر اسم نسبت به عین ثابت خود همچون روح نسبت به بدن است. اسم باطن عین ثابت و حقیقت آن است و عین ثابت مظهر و قالب اسم است. هر عین ثابت آینهٔ صفات الهی است و صفات نیز همچون روح عین ثابت‌اند. اگر احکام و ویژگی‌های اسماء شناخته شوند، احکام اعیان ثابته نیز شناخته می‌شود؛ زیرا هر عین ثابت از اسم مدبّر خود نشئت می‌گیرد.

  • رابطهٔ ظاهر و باطن میان اسماء و اعیان ثابته: 

رابطهٔ صفات با اعیان ثابته و رابطهٔ اسماء با اعیان ثابته رابطهٔ ظاهر و باطن است؛ اسماء باطن‌اند و اعیان ثابت ظاهر. این رابطه همانند رابطهٔ ظهور و مُظهِر، بدن و روح، و ماهیت و وجود است. این تعابیر همگی بر وجود رابطهٔ اتحادی میان صفت و عین ثابت دلالت دارند؛ به‌گونه‌ای که صفت و عین ثابت با یک وجود موجودند و آن وجود، وجود الهی است. عین ثابت با صفات و اسماء الهی معیت دارد و وحدت وجودی میان آنها برقرار است. همان‌گونه که ماهیت از وجود جدا نیست، عین ثابت نیز که ماهویات اشیاء است از اسماء الهی که جهت وجودی دارند جدا نیست. ظاهر و مظهر در خارج یک حقیقت واحد هستند.

  • تعین واحد اسماء و اعیان در علم الهی: 

اعیان ثابته تعینات اسماء به شمار می‌آیند؛ یعنی نخستین تعیناتی که اسماء الهی می‌پذیرند همان تعینات علمی، یعنی اعیان ثابته است. در عالم خارج نیز اعیان ثابته عین اسماء الهی‌اند. همان‌گونه که در علم الهی، اسماء عین اعیان ثابت‌اند، در مقام واحدیت نیز اسماء الهی عین اعیان ثابته هستند. در این مرتبه، اطلاق عین تقیید، و باطن عین ظاهر است. این دو از یکدیگر جدا نیستند و دو نحوهٔ تعین علمی ندارند؛ بلکه با یک تعین واحد موجودند. تعین اسماء همان تعین اعیان ثابته است.

  •  نزول متحد اسم و عین ثابت: 

در مقام نزول، اسماء و اعیان ثابته با یکدیگر نازل می‌شوند. هر اسم همراه با عین ثابت خود تنزل می‌یابد. صفت الهی، جهت وجودی و حقیقی شیء خارجی را پدید می‌آورد و عین ثابت جهت ماهوی و تعینی آن را می‌سازد. بنابراین میان جهت وجودی و جهت خلقی اتحاد واقعی برقرار است. احکام وجود هر شیء همان احکام اسمائی آن در عالم واحدیت است و احکام ماهیت هر شیء همان احکام امکان ذاتی و احکام عین ثابت آن در علم الهی است.

  • فنای عین ثابت در اسم: 

همان‌گونه که عین ثابت در اسم مستهلک و فانی است، ماهیت خارجی اشیاء نیز در وجود آنها فانی است. وجود خارجی اشیاء عین ماهیت آنهاست، زیرا هر دو با یک وجود در خارج تحقق دارند. در عالم الهی میان ظاهر (صفت) و مظهر (عین ثابت) اتحاد برقرار است. ویژگی‌های هر صفتی در عین ثابت آن ظهور می‌یابد و عین ثابت حقیقت محمدی حامل همهٔ ویژگی‌های اسم الله است.

  • ویژگی‌های فیض اقدس: 

فیض اقدس دارای چند ویژگی است: نخست آنکه وحدت دارد و یک فیض بیشتر نیست. دوم آنکه اطلاق دارد. سوم آنکه واسطهٔ میان مرتبهٔ احدیت و واحدیت است. چهارم آنکه حجاب ذات الهی است. پنجم آنکه جریان و سریان در اسماء و اعیان ثابته دارد و در تمام عوالم هستی ظهور می‌یابد. تنزل فیض اقدس همان فیض مقدس است.