آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

وحدت و هماهنگی همه ادراکات

  • مقدمه:

هر قوه‌ای که نفس ناطقه دارد، نوعی ادراک خاص را انجام می‌دهد و قلمرو مخصوص به خود را دارد. حواس، ادراکات حسی جزئی را بر عهده دارند و با بیرون در ارتباط‌اند، اما در همان چارچوب و محدوده خود عمل می‌کنند و از آن خارج نمی‌شوند. قوه خیال نیز صور خیالی را ادراک می‌کند و از قلمرو خویش فراتر نمی‌رود.

  •  قلمرو اختصاصی قوای ادراکی:

ادراک حسی فقط مربوط به جزئیات است و مستقیماً با اشیای خارجی ارتباط دارد. این ادراک، مشروط به زمان و مکان و مواجهه با شیء خارجی است. در مقابل، ادراک عقلی، ادراک کلی است. قوه عاقله فقط کلیات را درک می‌کند و نمی‌تواند جزئیات را ادراک کند. همچنین قوه خیال و قوه عقل نمی‌توانند صورت‌های خیالی جزئی را درک کنند، همان‌گونه که قوه خیال مستقیماً با محسوسات و مادیات مرتبط نیست. بنابراین، هر قوه دارای قلمرو ادراکی مشخص و چارچوب وجودی معینی است.

قوه عاقله تنها کلیات محض را ادراک می‌کند. قوه واهمه نیز کلیات متعین را درک می‌کند، نه کلیات محض را. از سوی دیگر، قوه خیال و قوه واهمه نیز ادراک جزئیات حسی را بر عهده ندارند. پس ادراک جزئیات خارجی کار قوه حس است و ادراک جزئیات مثالی کار قوه خیال.

  •  درونی بودن همه ادراکات:

در ادراک حسی، تماس با شیء مادی در خارج رخ می‌دهد، اما خود ادراک در درون شکل می‌گیرد. یعنی مقدمات ادراک حسی بیرونی است، ولی نفس ادراک در درون حاصل می‌شود. نفس در قوای حسی، ظهور جزئی دارد و در قوه عاقله، ظهور کلی. به محض آن‌که قوای حسی با شیء خارجی تماس پیدا می‌کنند، ادراکی از آن شیء محسوس خارجی در درون پدید می‌آید. بنابراین، هیچ ادراکی در بیرون از ما نیست؛ همه ادراک‌ها در درون واقع می‌شوند.

ادراکات ما در مقام ظهور و فعلیت، از یکدیگر متمایز هستند. ادراک جزئیات با ادراک خیالات متفاوت است، ادراک خیالات با ادراک کلیات متفاوت است، و ادراک جزئیات نیز با ادراک کلیات تفاوت دارد. با این حال، همه این ادراکات، یعنی معلوم حسی، معلوم خیالی و معلوم عقلی، هنگامی که به صمیم و ذات نفس ناطقه می‌رسند، به وحدت می‌رسند.

  •  تلاقی ادراکات در ذات نفس:

در خود ذات نفس، این سه نوع معلوم، یعنی معلوم حسی، خیالی و عقلی، با یکدیگر تلاقی می‌کنند و تفاوت‌هایشان از میان می‌رود. دلیل این امر آن است که تفاوت ادراکات مربوط به مرتبه آن‌هاست و هر مرتبه‌ای دارای تعیین و حدّ خاص خود است. بنابراین، وقتی این سه ادراک به خود نفس برسند، تعیین هر سه نحوه ادراک برداشته می‌شود. در نتیجه، تفاوت آن‌ها نیز از میان می‌رود؛ زیرا دیگر بحث مرتبه در میان نیست. وقتی مرتبه نباشد، تفاوت هم نخواهد بود، و وقتی تفاوت نباشد، تعیین مرتبه نیز از میان می‌رود.

پس همه ادراکات حسی، خیالی و عقلی، هنگامی که به نفس می‌رسند، دیگر با معلوم واحدی روبه‌رو می‌شویم که تعینات خاص خود را از دست داده است. در این حالت، همه این ادراکات با یکدیگر هماهنگ می‌شوند و به وحدت می‌رسند. یعنی با برچیده شدن تعیین‌ها، تمام ادراکات به یک وحدت می‌رسند و عین نفس می‌شوند.

  •  رفع تعیین‌های حسی، خیالی و عقلی:

برای آن‌که سه نحوه ادراک عین نفس شوند، لازم است تعیین هر یک از آن‌ها برداشته شود. تعیین حسی شامل زمان، مکان و مجاورت با شیء خارجی است. تعیین خیالی، داشتن رنگ و اعراض است. تعیین عقلی نیز داشتن ماهیت است. پس هنگامی که این سه نحوه ادراک تعیین خود را از دست بدهند و ادراک را بدون لحاظ مرتبه در نظر بگیریم، همگی عین یکدیگر و عین نفس می‌شوند.

به این ترتیب، سه نحوه ادراک در مرتبه ذات نفس به یک وحدت می‌رسند. بنابراین، تمام ادراکات نفس در مرتبه ذات، به یک وحدت و هماهنگی می‌رسند و در حقیقت، در آن مرتبه همگی یک حقیقت می‌شوند.

گفتارهای مشابه