خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین «هندسه قدسی لوح»، اصول طراحی و نگارش الواح، و نسبت آن با ملکوت میپردازد. تأکید میشود که لوح تنها یک وسیله نوشتاری نیست، بلکه «بدنی» است که ذکر و اسم الهی به عنوان «روح» در آن حلول میکند؛ از اینرو تمام ویژگیهای هندسی، مادی، نوشتاری و ذهنی آن در شدت تأثیرات معنوی دخیل است.
در ابتدا بیان میشود که شکل دایرهای یا کروی برای لوح مناسبتر است، زیرا شکل دایره بسیطترین شکل و فاقد زوایا است، و هرچه چیزی بسیطتر باشد قابلیت تأثیرگذاری شدیدتری دارد. مشابه همین، عالم نیز به دلیل کروی بودن آمادگی بیشتری برای دریافت انوار غیبی دارد.
در ادامه تأکید میشود که جنس طبیعی لوح (چوب، کاغذ، مواد طبیعی) تأثیر ملکوتی را افزایش میدهد، زیرا سنخیت میان جوهر طبیعی لوح و ذکرِ نوشتهشده در آن بیشتر است. در مقابل، مواد صنعتی مانند آهن، آلومینیوم و پلاستیک هویت جلالیتر و خشنتری دارند و بیشتر برای تأثیرات خاص و نه برای جنبههای جمالی مناسباند.
سپس بیان میشود که قرار دادن اسم «اول، آخر، ظاهر، باطن» در چهار گوشه لوح و «اسم الله» در مرکز، موجب جامعیت و وحدتبخشی لوح میشود. همچنین تأکید میشود که نگارش از راست به چپ سنخیت بیشتری با ظهور آفرینش دارد، زیرا ظهور عالم با اسمای جمالی آغاز شد.
نکته مهم دیگر این است که نگاشتن مضامین روی لوح، از آن جهت که دریافتکننده است «لوح» نام میگیرد و از آن جهت که منتقلکننده است «قلم» نامیده میشود. به همین دلیل قلم نیز باید از جنس طبیعی، مانند چوب یا نی، انتخاب شود تا تناسب میان مضمون الهی و ابزار انتقال حفظ گردد.
در ادامه بیان میشود که لوح، مانند بدن، ظرف نفوذ و ظهور روح است. هرچه جنس آن لطیفتر و طبیعیتر باشد، پذیرش تجرد و نفوذ ملکوتی در آن بیشتر میشود. همچنین اجسام طبیعی در مقایسه با اجسام صنعتی قابلیت بیشتری برای انعکاس و پذیرش تأثیرات الهی دارند.
در اصول دیگر، جایگاه نصب لوح (رو به قبله و هماهنگ با طبیعت)، ارتباط میان مضامین نوشتهشده، و تأثیر نگاه و تمرکز انسانی بر لوح مورد بررسی قرار میگیرد. تأکید میشود که تماشای مکرر لوح موجب انتقال صورت آن به قوه خیال، و سپس تأثیرگذاری آن بر حس، وهم، عقل و نهایتاً بر «شاکله» انسان میشود. صورت خیالی حاصل نیز مانع از ورود صور ظلمانی و شیطانی به خیال انسان است. در نهایت، ساده و بسیط بودن لوح از جهت رنگ، طرح و حجم توصیه میشود، زیرا هرچه لوح سادهتر باشد تأثیر توحیدی آن قویتر شده و قوای باصره و خیال کمتر درگیر ظواهر و تزئینات میشوند.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
بیان نکاتی در ارتباط با «تقریر و تحریر لوحها»: روحی که قرار است نگاشته شود و مضمون آن که آیات، احادیث و اسمای الهی یا هر ذکر دیگری است، نیازمند رعایت نکاتی مهم در هنگام نگارش بر لوح است.
- اهمیت شکل دایرهای و کروی در ساخت لوح:
اولین نکته این است که شکلی که برای لوح استفاده میشود، هر اندازه به صورت کروی و دایرهای نزدیکتر باشد، بهتر است. دلیل آن این است که کره و دایره فاقد ضلع و زاویه هستند و بسیطترین اشکال به شمار میآیند. هرچه شکلی بسیطتر باشد، تعین آن کمتر خواهد بود و هرچه تعین کمتر باشد، تأثیر آن شدیدتر است. به همین دلیل شدیدترین و بسیطترین شکل، دایره و کره است و تأثیر آن نیز قویتر خواهد بود. کروی بودن عالم نیز بر همین مبناست؛ عالم به دلیل کروی بودن، آمادگی بیشتری برای جذب نور غیب دارد.
- نقش جنس طبیعی لوح در ارتباط با ملکوت:
نکته دوم این است که هر اندازه جنس لوح طبیعیتر باشد، مانند چوب یا کاغذ، تناسب بیشتری با ملکوت خواهد داشت. چنین لوحی هم با اذکار تناسب بیشتری دارد و هم با عالم ملکوت سنخیت بالاتری پیدا میکند. زیرا ذکر نوشتهشده بر لوح به منزله روح آن است و خودِ لوح در حکم بدن آن به شمار میآید؛ بنابراین میان بدن طبیعی و روح ذکر سنخیت بیشتری برقرار میشود. به همین دلیل نوشتن اذکار بر چوب و کاغذ بهتر از نوشتن آن بر آهن، آلومینیوم، پلاستیک یا فلزات دیگر است.
- تفاوت مواد جمالی و جلالی در ساخت لوح:
نکته سوم این است که برخی لوحها که جنس فلزی دارند، مناسب برای آثار خاص جلالی هستند، زیرا ماهیت فلزات دربردارنده جنبههای جلالی است. اما برای لوحهایی که قرار است هویت جمالی خود را حفظ کنند، استفاده از مواد طبیعی مناسبتر است. بنابراین باید جنس لوح متناسب با نوع تأثیری که از آن انتظار میرود انتخاب شود.
- ترکیب اسماء «اول، آخر، ظاهر، باطن» و اسم الله:
در نکته چهارم تأکید میشود که اگر در چهار گوشه لوح اسمای «اول، آخر، ظاهر، باطن» نوشته شود و در مرکز آن اسم «الله» قرار گیرد و این ساختار در یک چارچوب کلی مدور یا کروی طراحی شود، آن لوح جنبه جامعیت پیدا میکند و دارای خواص جمعی خواهد شد.
- نوشتن از راست به چپ و سنخیت آن با آفرینش:
پنجمین نکته این است که اذکاری که روی لوح نوشته میشوند باید از راست به چپ نوشته شوند، زیرا دست راست مظهر اسمای جمال و دست چپ مظهر اسمای جلال الهی است. آفرینش عالم نیز نوعی نگاشتن است و با رحمت رحمانی و رحیمیه و اسمای جمالی آغاز شده است. بنابراین نوشتن اذکار نیز باید از سمت راست آغاز شود.
- نسبت لوح و قلم با تجرد:
ششمین اصل آن است که هر موجود مجرد از آن جهت که حقایق را دریافت میکند «لوح» نامیده میشود و از آن جهت که حقایق را ارائه میدهد «قلم» نامیده میشود. بنابراین در نگاشتن مضامین روی لوح، لوح هم جنبه دریافتکنندگی دارد و هم جنبه ارائهدهندگی. قلم نیز باید این دو جهت را حفظ کند.
- ضرورت طبیعی بودن قلم:
هفتمین نکته تأکید میکند که قلمی که مضامین الهی را مینگارد بهتر است از چوب یا نی باشد، زیرا این ابزارها طبیعیترین وسایل هستند و تناسب بیشتری با مضامین الهی دارند. قلم، واسطه انتقال عالیترین مضامین اسمای الهی و آیات قرآن به الفاظ است؛ پس باید طبیعیترین ابزار برای این انتقال انتخاب شود.
- نقش لوح به عنوان بدن و ظرف تجرد:
هشتمین اصل بیان میکند که لوح به منزله بدن است و مانند بدن قابلیت جذب و نفوذ را دارد. همانگونه که نطفه جسم لطیفی است که بهتر میتواند نفس را از عالم ملکوت جذب کند، لوحی که لطیفتر و طبیعیتر باشد بهتر میتواند نفوذ تجرد را در خود جذب نماید.
- برتری جسم طبیعی بر جسم صنعتی در پذیرش اثر الهی:
نهمین اصل تأکید میکند که خداوند از مجرای جسم طبیعی لطیف بهتر تأثیر خود را ظاهر میکند تا از جسم صنعتی و ساخته دست بشر. آهن و پلاستیک اراده پذیری کمتری دارند، در حالی که چوب و خاک بهتر میتوانند اثرات غیبی را منتقل کنند.
- لطافت و بازتاب حقایق:
دهمین اصل این است که هرچه بدن لطیف تر باشد، انعکاس حقایق در آن آسانتر است. همین امر در مورد لوحها نیز صدق میکند؛ هرچه لوح لطیفتر باشد ارتباط با حقایق و تأثیرپذیری آن سریعتر خواهد بود. همانند مزاج معتدل که ارتباط با غیب را آسانتر میکند.
- ارتباط میان مضامین لوح:
اصل یازدهم بیان میکند که مضامین نوشته شده روی یک لوح باید با یکدیگر ارتباط و تناسب داشته باشند. مضامین نامرتبط تأثیر کمتری دارند.
- جایگاه نصب لوح:
اصل دوازدهم تأکید میکند که لوح باید رو به قبله نصب شود و هماهنگ با طبیعت باشد تا تأثیر آن سریعتر و بیشتر گردد.
- تأثیر نگاه و تمرکز بر قوه خیال:
اصل سیزدهم میگوید هنگامی که انسان هر روز به لوح نگاه میکند، قوه خیال انسان با صورت آن اشباع میشود. صورت لوح منتقل به خیال میگردد و بر قوای حسی، عقل، وهم و سایر قوا تأثیر میگذارد. در نتیجه شاکله انسان متوجه مضامین الهی میشود.
- تأثیر صورت خیالی و دفع صور ظلمانی:
اصل چهاردهم بیان میکند که وقتی لوح در خیال انسان مصور شد، صور ظلمانی و شیطانی نمیتوانند وارد آن فضا شوند؛ زیرا با آمدن «حق»، باطل زائل میشود.
- اثر متقابل صورت خیالی و لوح مادی:
اصل پانزدهم میگوید هرچه خیال انسان پاکتر باشد، صورت خیالی لوح قویتر میشود و اثر آن بر لوح نصبشده در عالم ماده بیشتر میگردد؛ زیرا صورت خیالی به مثابه روح و لوح مادی به منزله بدن عمل میکند.
- اهمیت سادگی و بساطت در لوح:
شانزدهمین اصل تأکید میکند که هرچه مضمون و حجم لوح سادهتر و بسیطتر باشد، و رنگآمیزی آن کمتر باشد، تأثیر توحیدی آن بیشتر خواهد بود. لوح ساده و بیتزئین تأثیر قویتری نسبت به لوح مرکب دارد، زیرا قوای باصره و خیال کمتر گرفتار ظاهر میشوند و بیشتر متوجه حقیقت میگردند.