خلاصه محتوا:
این محتوا به تبیین حقیقت نماز بهعنوان جامعترین ذکر الهی میپردازد و نشان میدهد که نماز صرفاً مجموعهای از الفاظ یا حرکات نیست، بلکه ذکر جمعی، ذکر در ذکر، و عبادتی است که تمام حقیقت انسان، یعنی نفس، روح، توجه، و حضور را درگیر میکند. در آغاز توضیح داده میشود که عبادات، چه واجب و چه مستحب، دارای مراتب و درجاتاند و نماز در میان واجبات، اصیلترین، کاملترین و مهمترین عبادت است. علت این برتری آن است که نماز ذکر جامع است؛ یعنی هم مشتمل بر یاد خداوند است و هم بر توجه، حضور قلب، و آگاهی نفس از مواجهه با حق. سپس تبیین میشود که روح انسان حقیقتی مجرد است که با «توجه»، از باطن به ظهور میرسد. هر جا توجه باشد، نفس در همان موطن حاضر میشود و از آن اثر میپذیرد. بنابراین نفس در نماز، از اذکار (مانند ذکر رکوع و سجود)، از اعمال (ایستادن، نشستن، رکوع و سجود)، و از هیئات و حالات بدنی اثر میگیرد؛ اما این اثرپذیری مشروط به توجه است. بحث اصلی بر این نکته متمرکز است که ذکر، موجب وحدت و اتحاد نفس با متعلق توجه میشود و چون در نماز، متعلق توجه حق تعالی است، نماز موجب تعالی روح، سیر باطنی، و نهایتاً اتحاد و قرب به حق میگردد. سیر آفاقی (مانند طیالارض و طیالسموات) نیز منوط به تحقق این سیر انفسی است. در ادامه، اصول و قواعدی دربارهٔ «ذکر جامع» بیان میشود، از جمله اینکه:
– ذکر دارای صورت واحد نیست؛ بلکه الفاظ، اعمال و حالات همگی ذکرند.
– تمام اجزای نماز بر اساس حکمت و ربوبیت الهی طراحی شدهاند تا همگی ذکر باشند.
– توجه باید در تمام مراتب نفس، از حواس ظاهری تا خیال، عقل و قلب، تحقق یابد.
– حضور قلب نتیجهٔ مستقیم عمق توجه است.
– هر چه توجه عمیقتر شود، حضور شدیدتر خواهد بود.
در بخشهای پایانی، مصادیق ذکر در نماز به تفصیل بیان میشود: نیت، تکبیر، قیام، قرائت، رکوع، سجود، تشهد، ترتیب، توالی، رو به قبله بودن، و حتی فاصله نینداختن میان اجزای نماز. همهٔ این امور ذکرند و هر یک نقشی مستقل در سیر روح دارند. نتیجهٔ کل آن است که نماز، مجموعهای هماهنگ از اذکار لفظی، اعمال بدنی و حالات روحی است که با حفظ توجه، نفس را در مسیر حضور، سیر، و قرب الهی قرار میدهد.
آغاز محتوا:
- حقیقت نماز بهعنوان ذکر جامع:
محتوا در ارتباط با «ذکر جامع» یا «ذکر در ذکر» است. نماز، کاملترین و جامعترین ذکر الهی است. ذکر جامع ذکری است که حاوی امر دیگری در درون خود باشد و آن امر، توجه به خداوند است؛ یعنی یادآوری حضور خداوند در قلب و روح انسان. از اینرو، نماز عبادتی جامع و عبادتی جمعی است و به همین جهت، باید به اهمیت و اصالت نماز توجه ویژه داشت. میان تمام واجبات، نماز مهمترین و کاملترین واجب است. عبادات در یک سطح نیستند؛ نه واجبات و نه مستحبات. همانگونه که مستحبات دارای مراتب و درجاتاند، واجبات نیز یکسان و همسطح نیستند. عبادتی که اصیلتر و بنیادیتر است، توجه ویژهتری را اقتضا میکند و آن عبادت، نماز است.
- نقش توجه در حقیقت عبادت:
توجه در هنگام انجام عبادت، امری بسیار کلیدی است. انسان در هنگام خواندن دعا، نماز یا انجام روزه، باید التفات داشته باشد که در حال عبادت است. روح انسان حقیقتی مجرد است و هویت تجریدی دارد که با توجه خود را آشکار میسازد. توجه موجب تجلی روح، تمرکز، توحد و ظهور آن از باطن به ظاهر میشود. هر جا که انسان توجه و نظر داشته باشد، نفس خود را در همان موطن احساس میکند، از آن اثر میپذیرد و در آن حضور پیدا میکند. این اصل بسیار مهم است که توجه، وحدت و اتحاد میان نفس و متعلق توجه را ایجاد میکند.
- اثرپذیری نفس در نماز از اذکار، اعمال و حالات:
نفس انسان در نماز میتواند به اعمال خود، هیئات بدنی و اذکار توجه کند و از هر یک اثر خاصی بپذیرد. نفس از اذکار نماز، مانند ذکر رکوع، سجده، تشهد و سایر اذکار، اثر میگیرد. همچنین از حالتهای بدنی مانند ایستادن، نشستن، رکوع و سجود اثرپذیر است. حتی حرکاتی مانند بالا بردن دستها نیز در نفس اثر میگذارند. اما این اثرپذیری تنها در صورتی تحقق مییابد که توجه وجود داشته باشد. توجه به اعمال، حالات و اذکار سبب میشود نفس از هر سه بُعد متأثر شود. علت این اثرپذیری آن است که توجه، موجب وحدت و تمرکز نفس میگردد.
- هویتپذیری نفس در مراتب نماز:
وقتی انسان در حال ذکر، توجه داشته باشد، خود را در حالت ذکر احساس میکند و خود را «ذاکر» مییابد. در حالت قیام، نفس خود را «قائم» احساس میکند؛ در قعود، خود را در مرتبهٔ نشستن مییابد؛ در سجود، خود را «ساجد» و در رکوع، «راکع» درک میکند. به این ترتیب، نفس در تمام اذکار، حالات و اعمال نماز، سیر میکند و حضور مییابد.
- ذکر و سیر روحی (سیر انفسی و آفاقی):
ذکر، در حقیقت روح را سیر میدهد. هرچند ذکر میتواند موجب سیر آفاقی نیز شود، اما سیر آفاقی مبتنی بر سیر انفسی است. تا زمانی که در درون نفس سیر و تعالی رخ ندهد، سیر در آفاق محقق نخواهد شد. طیالارض، طیالسموات و دیگر تصرفات معنوی، همگی مشروط به تحقق حالات غیبی و معنوی در روح انسان هستند. ذکر سبب تعالی روح، عروج باطنی و اتحاد با حق میشود؛ زیرا در ذکر، توجه به حق وجود دارد و این توجه، وحدت و اتحاد را به همراه میآورد.
- تنوع مراتب ذکر در نماز:
ذکر دارای شکل واحدی نیست. اصل نماز ذکر است و آن ذکری کلی است، اما در درون نماز، «ذکر در ذکر» وجود دارد. الفاظ نماز، مانند اذکار رکوع، سجود، تشهد و قیام، همگی ذکرند. اعمال نماز مانند ایستادن، نشستن، رکوع و سجده نیز ذکر به شمار میآیند. حتی حالات روانیِ همراه با عبادت نیز ذکر محسوب میشوند.
- حکمت الهی در ساختار نماز:
این نظام دقیق نشان میدهد که خداوند بر اساس حکمت و ربوبیت خود، اجزای نماز را بهگونهای قرار داده است که همگی ذکر باشند. به همین دلیل، نماز جامعترین عبادت و جامعترین ذکر است. در نماز، صدها عمل و ذکر مستحبی تعبیه شده و تار و پود آن بهطور کامل از ذکر شکل گرفته است.
- مراتب توجه در نماز:
توجه در نماز از توجه حسی آغاز میشود. حواس پنجگانه نباید پراکنده باشند؛ چشم، گوش و دیگر حواس باید تحت کنترل باشند. مرتبهٔ دوم توجه، تمرکز قوهٔ خیال است؛ خیال نباید به خیالپردازی یا تصویرسازی مشغول شود. در هنگام نماز، انسان نباید به تفکر مفهومی یا تعقل تحلیلی بپردازد. در مرتبهٔ بعد، قلب باید حاضر باشد؛ اما نه مشغول صفات و حالات نفسانی خود، بلکه متوجه حضور حق. این مراتب، مراتب توجه نفس ناطقه هستند.
- نسبت توجه و حضور:
توجه دارای مراتب و درجات است و هر مرتبه از توجه، سطحی از حضور را به همراه دارد. اساساً حضور، مشروط به توجه است. هر چه توجه عمیقتر شود، حضور قویتر خواهد بود. حضور یعنی نفس، حضور حق را در تمام اجزای نماز احساس کند. همین که حس، خیال، عقل و قلب به غیر حق مشغول نشوند، خود این عدم توجه به غیر، همان توجه به حق و حضور است.
- سیر روح با توجه:
در نماز، روح باید با توجه سیر کند. آنچه مستقلاً سیر میآورد، توجه به حق است. این توجه باید در تمام اذکار، اعمال و حالات نماز حفظ شود.
- مصادیق ذکر در اجزای نماز:
نیت، خود ذکر است و امری قلبی و رکنالارکان نماز محسوب میشود. نیت، بهمعنای توجه نفس به کاری است که قصد انجام آن را دارد و الفاظ صرف، حقیقت نیت را تشکیل نمیدهند. تکبیر گفتن ذکر است و بالا بردن دستها هنگام تکبیر نیز ذکر محسوب میشود. قیام، قرائت حمد و سوره، رکوع، سجده، تشهد و سلام همگی ذکرند. رو به قبله ایستادن ذکر است و اگر بدن سالم باشد، تمام بدن باید رو به قبله باشد. ترتیب و توالی اجزای نماز نیز ذکر است و هر عمل باید در هیئت خاص خود انجام شود؛ چنانکه تشهد را نمیتوان ایستاده و قرائت را نمیتوان نشسته انجام داد. حتی فاصله نینداختن میان اجزای نماز، گریه از خوف خدا، و رعایت دقیق هیئات بدنی نیز ذکر محسوب میشود. مجموعهٔ این اذکار، اعمال و حالات، توجه را تحقق میبخشد و موجب قرب الهی میگردد.