خلاصه محتوا:
در این محتوا به تبیین نسبت میان «مزاج»، «خلق» و «استعداد» پرداخته می شود. توضیح داده می شود که همه انسانها در استعدادهای کلی مانند تخیل، تعقل، احساس، اختیار و عبادت مشترکاند، اما شدت و ضعف این استعدادها در افراد متفاوت است. علت این تفاوتها «نوع مزاج» انسان است. بنابراین، مزاج اولیه پایه مشترک استعدادهای کلی را شکل میدهد و مزاج ثانویه، شدت و ضعف این استعدادها را تعیین میکند.
تخیلات، احساسات، عواطف، ادراکات حسی، مکاشفات و ادراکات حضوری هر فرد متناسب با مزاج او شدت و ضعف مییابند. بر اساس اصل «تناسب و سنخیت»، هر مزاج ویژگیهای خاص خود را دارد: مزاج معتدل موجب تقویت عواطف و عقلانیت و گرایش به حکمت میشود؛ مزاج گرم و خشک تخیلات قوی اما عواطف ضعیف ایجاد میکند؛ مزاج سرد و مرطوب گرایش به صفات اخلاقی دارد؛ و مزاج گرم استدلال و گرایش به مباحث توحیدی را تقویت میکند.
خلق و اخلاق انسان نیز به مزاج وابسته است. افرادی با مزاج معتدل «خلق عظیم» و اعتدال در صفات اخلاقی چون شجاعت، عفت، عدالت و حکمت دارند. کسانی که مزاج خشک دارند، اخلاقی خشک بروز میدهند. مزاج معتدل جامعیت استعدادها و خلق نیکو را در فرد پدید میآورد.
در ادامه، به «ذوق» پرداخته می شود و بیان میشود که تفاوت ذوقهای معنوی نیز متناسب با نوع مزاج است. صاحب مزاج معتدل تعدد ذوق دارد، اما سایر مزاجها ذوق واحد دارند. ذوقهای هنری، فنی، فکری، استدلالی و ریاضی هر یک به مزاج خاصی وابستهاند. هر مهارت، ریشه در گونهای از مزاج دارد.
در نهایت، اشاره میشود که میان ملکات اخلاقی و مزاج رابطهای دوطرفه برقرار است: هر فضیلتی نوعی مزاج معتدل ایجاد میکند و هر رذیلتی نوعی مزاج خشک و تند پدید میآورد. بررسی اینکه کدام رذیلت یا فضیلت چه نوع مزاجی ایجاد میکند، نیاز به پژوهش مستقل دارد.
آغاز محتوا:
- تبیین نسبت میان خلق، استعداد و مزاج:
سه موضوع، یعنی خلق، استعداد و مزاج، چه نسبتی با یکدیگر دارند؟
- اشتراک انسانها در استعدادهای کلی:
نکته این است که تمام افراد انسانی در استعدادهای کلی انسانی مشترک هستند. تنها تفاوت آنها در استعدادهای جزئی است. یعنی همه انسانها دارای قدرت تخیل، تعقل، احساس، اختیار و قابلیت عبادت و بندگی هستند، اما تخیل آنها یکسان نیست، تعقل آنها یکسان نیست، احساسات آنها یکسان نیست، ادراکات حسی آنها یکسان نیست، عواطفشان یکسان نیست، اختیارشان یکسان نیست و عبادت و بندگی در آنها یکسان نیست. در حالی که اشتراک در استعدادهای کلی دارند، در همان حال، تفاوت در شدت و ضعف این استعدادها موجب تفاوت میان انسانها شده است.
- وابستگی شدت و ضعف استعدادها به مزاج:
شدت و ضعف در فعلیتیافتن استعدادهای کلی در انسانها وابستگی مستقیم به نوع مزاج دارد. بنابراین متناسب با نوع مزاج، شدت و ضعف تخیل، تعقل، احساسات و دیگر استعدادها متفاوت است. اصل استعداد برای همه وجود دارد، اما شدت و ضعف آنها یکسان نیست؛ و علت این تفاوت، تفاوت در مزاج افراد است.
ادراکات حسی، تخیل، تعقل، عواطف و احساسات انسانها متناسب با مزاج آنها است. همینگونه، مکاشفات، رؤیاها و ادراکات حضوری نیز متناسب با نوع مزاج افراد شکل میگیرد.
- مزاج اولیه و مزاج ثانویه و تأثیر آنها بر استعداد:
اصل وجود استعدادها متناسب با مزاج اولیه و ذاتی انسان است؛ یعنی استعدادهای کلی در همه انسانها وجود دارد و این امر به مزاج اولیه آنها بستگی دارد. اما شدت و ضعف این استعدادهای کلی که به «استعدادهای ثانویه» تبدیل میشود، متناسب با مزاج ثانوی شکل میگیرد. در نتیجه، متناسب با نوع مزاج، انسانها دارای احساسات، عواطف و ادراکات متفاوتی هستند.
- اصل تناسب و سنخیت میان مزاج و ویژگیهای انسان:
این موضوع تابع قاعدهای کلی است که همان اصل «تناسب و سنخیت» است. بر اساس این اصل، در مزاج معتدل، احساسات و عواطف قویتر است. در مزاج گرم و خشک، عواطف ضعیفتر و تخیلات قویتر است. در مزاج سرد و مرطوب، صفات اخلاقی غلبه دارد. در مزاج گرم، استدلال غلبه دارد.
گرایش به مباحث حکمی و توحیدی در افرادی است که مزاج معتدل دارند. تا فردی مزاج معتدل نداشته باشد، میل به حکمت در او پدید نمیآید. بنابراین، کسانی که مزاج معتدلتر دارند، استعداد حکمت در آنها قویتر است. افرادی که مزاج گرم دارند، ویژگیهای متناسب با آن مزاج را بروز میدهند.
- نسبت میان خلق و مزاج:
افرادی که خلق تند دارند، کمصبر هستند و مسئولیتپذیری در آنها کمتر است. «خلق عظیم» مربوط به مزاج معتدل است. کشف اسرار توحیدی و حکمتها نیز در کسانی مشاهده میشود که دارای مزاجهای معتدل هستند. یعنی صاحبان مزاج معتدل، برخوردار از حکمت و کشف اسرار توحیدیاند.
- اعتدال اخلاقی در مزاج معتدل:
افرادی که مزاج خشک دارند، اخلاقی خشک بروز میدهند. فضایل اخلاقی همچون عفت، شجاعت، عدالت و حکمت در افراد دارای مزاج معتدل ظهور دارد. صاحب مزاج معتدل در حکمت، عدالت، شجاعت و عفت در حالت اعتدال است. یعنی اعتدال در تمامی صفات اخلاقی در مزاج معتدل وجود دارد و صاحب چنین مزاجی حکیم است. افرادی که خلق نیکو دارند، دارای اعتدال در مزاج هستند. کسانی که خلق نیکو دارند، استعداد جامع دارند. میان خلق، استعداد و مزاج نوعی یگانگی وجود دارد.
- نسبت میان ذوق و مزاج:
موضوع دیگر «ذوق» است. تفاوت ذوقهای معنوی نیز ارتباط مستقیم با نوع مزاج دارد. صاحب مزاج معتدل دارای «تعدد ذوق» است؛ اما هر یک از مزاجهای دیگر دارای «ذوق واحد» هستند. ذوقهای هنری متناسب با نوعی مزاج است. ذوقهای فنی متناسب با مزاجی دیگر است. ذوقهای فکری و استدلالی متناسب با نوعی دیگر است. ذوق ریاضی نیز به مزاج خاص خود وابسته است. هر مهارتی ریشه در نوعی مزاج دارد.
- رابطه میان ملکات اخلاقی و مزاج:
میان ملکات اخلاقی و مزاجها نسبتی وجود دارد. هر فضیلتی نوعی مزاج معتدل پدید میآورد و هر رذیلتی نوعی مزاج خشک و تند ایجاد میکند. این موضوع نیازمند بررسی جداگانه است تا مشخص شود هر رذیلت چه نوع مزاج تندی و هر فضیلت چه نوع مزاج معتدلی ایجاد میکند.