آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

نسبت سنجی افعال انسان و حق

خلاصه محتوا:

این محتوا درباره چگونگی نسبت دادن افعال انسان به خود او و به خداوند و تحلیل «جمع میان دو اراده و دو فاعل» در فعل واحد است. برای فهم این موضوع دو دستگاه نظری وجود دارد: نظام علّیِ طولیِ فلسفی و دستگاه عرفانی.

در نگرش فلسفیِ طولی، خداوند علت بعید افعال است و انسان یا موجودات دیگر علت قریب. در این دستگاه، افعال به‌طور مستقیم به انسان، آتش، خورشید و مانند آن‌ها نسبت داده می‌شود و خداوند در انتهای سلسلهٔ علل است.

اما در دستگاه عرفان، نگاه بسیار دقیق‌تر است: خداوند در مقام فعل، حضور بی‌واسطه دارد و در همهٔ افعال موجودات، سریان وجودی دارد. در این نگاه، فعل واحد هم به مظهر (انسان، ملک و غیره) نسبت داده می‌شود و هم به خداوند؛ هر دو فاعلِ قریب‌اند، اما به دو اعتبار متفاوت. همانند دیدنی که می‌توان آن را به چشم، به قوهٔ باصره و به نفس نسبت داد.

در ادامه تفاوت بنیادین افعال تکوینی و افعال تشریعی/اختیاری انسان توضیح داده می شود:

• در افعال تکوین (مانند تدبیر بدن توسط نفس)، ارادهٔ خداوند عین ارادهٔ انسان است و ارادهٔ انسان عین فعل اوست، بنابراین فعل تکوینیِ انسان همان فعل تکوینی خداست. این به دلیل اتحاد و عینیتی است که میان حق و نفس در مقام فعل تکوینی وجود دارد.

• اما در افعال تشریعی/اختیاری (مانند عبادت یا گناه)، وضعیت کاملاً متفاوت است. در این نوع افعال، ارادهٔ حق تنها ایجادکنندهٔ ارادهٔ انسان است، ولی فعل اختیاری و تشریعی را انسان مستقلاً انجام می‌دهد. بنابراین خداوند فاعل قریبِ افعال اختیاری نیست؛ فاعل قریب فقط انسان است.

نتیجه اینکه:

• در بعد تکوینی، انسان و خدا شریک‌العله هستند و هر دو فاعل قریب‌اند. 

• در بعد تشریعی، انسان تنها فاعل قریب است و فعل فقط به او نسبت داده می‌شود؛ چه عبادت باشد چه گناه.

این تحلیل دقیق عرفانی نشان می‌دهد که «توحید افعالی» در حوزهٔ تکوین کامل است، اما در حوزهٔ تشریع و اختیار، فعل به انسان نسبت داده می‌شود.

آغاز محتوا:

  •  طرح مسئله نسبت‌سنجی افعال انسان و حق: 

محتوا درباره چگونگی نسبت دادن افعال به خود انسان و به خداوند است. پرسش اصلی این است که فعل واحد را چگونه می‌توان به دو فاعل نسبت داد و جمع میان دو اراده و دو فاعل چگونه ممکن است. این مسئله ناظر به این پرسش است که آیا نسبت دادن فعل به انسان و به حق، به صورت تقسیم است؛ یعنی بخشی از فعل مربوط به انسان و بخشی مربوط به خداوند باشد؟ یا اینکه به شکل نفی فعالیت از یکی و اثبات فعالیت برای دیگری است؟ یا اینکه به گونه‌ای است که فعل واحد را به هر دو نسبت می‌دهیم، اما با دو نوع نسبت متفاوت: یکی نسبت به ذات حق و دیگری نسبت به مظهر؟

سخنران تأکید می‌کند که این مسئله در دو دستگاه نظری مطرح می‌شود: یکی دستگاه فلسفیِ نظام طولی و دیگری دستگاه عرفانی.

  •  تبیین نظام طولیِ فلسفی درباره نسبت فعل انسان و حق: 

در دستگاه فلسفیِ نظام طولی، خداوند علت بعید است و انسان یا ملک علت قریب. در این نگاه، افعال مستقیماً به مظاهر و موجودات نسبت داده می‌شود. برای مثال، روشن کردن زمین به خورشید نسبت داده می‌شود، سوزاندن به آتش نسبت داده می‌شود و کارهای ما به نفس نسبت داده می‌شود. در این نگرش، خداوند در رأس سلسلهٔ طولی قرار دارد و علت بعید است و انسان یا سایر موجودات علت قریب.

  • تبیین دستگاه عرفانی و حضور بی‌واسطه حق در مقام فعل: 

در دستگاه عرفان، نگاه بسیار دقیق‌تر و کامل‌تر است. در این دیدگاه، خداوند در مقام فعل، حضور بی‌واسطه دارد و مخلوقات دارای ربط بی‌واسطه با او هستند. سریان و حضور حق در همهٔ افعال و مظاهر آشکار است. در این دستگاه، فعل مظهر هم به خداوند نسبت داده می‌شود، اما به عنوان فاعل قریب، و نیز به مظهر نسبت داده می‌شود به عنوان فاعل قریب از حیث تعین. این نوع انتساب به گونه‌ای است که فعل واحد از جهت واحد، به دو فاعل نسبت داده می‌شود، ولی با دو اعتبار مختلف.

برای توضیح این نکته مثال دیدن مطرح می‌شود: دیدن را می‌توان به چشم، به قوهٔ باصره و به نفس نسبت داد؛ فرقی نمی‌کند. این در دستگاه طولی فلسفی است. اما در دستگاه عرفانی، خود عمل دیدن، ظهور و تجلی حق در مرتبهٔ چشم و قوه و نفس است.

  • ارادهٔ حق و ارادهٔ مظهر در افعال تکوینی: 

در دستگاه عرفانی گفته می‌شود خداوند فاعل قریب است. در اینجا سؤال می‌شود که اگر بخواهیم فعل واحد را از جهت واحد به دو فاعل نسبت بدهیم، چگونه این نسبت درست است؟ پاسخ این است که خداوند دارای ارادهٔ مطلق است و در مقام فعل، ارادهٔ او عین ارادهٔ مظهر می‌شود. یعنی ارادهٔ مظهر، ظهور و تجلی همان ارادهٔ مطلق حق است. بنابراین:

– فعالیت هر مظهر، ظهور فعالیت خداوند است. 

– ارادهٔ هر مظهر، ارادهٔ خداوند است. 

– ارادهٔ تکوینی حق، عین هر ارادهٔ جزئیِ نفس ناطقه است. 

– فعل تکوینی نفس ناطقه، فعل تکوینی خداوند نیز هست.

برای توضیح این رابطه، مثالی بیان می‌شود: نفس انسان بدن را تدبیر می‌کند و اعضا را می‌سازد. این عضو‌سازی، عین عضو‌سازیِ حق است. در افعال تکوینی، ارادهٔ حق عین ارادهٔ ماست و فعل حق عین فعل ماست. بنابراین فعل واحد را هم به خداوند نسبت می‌دهیم و هم به نفس.

  •  تفکیک افعال تکوینی از افعال تشریعی: 

تأکید می‌شود که این اتحاد میان ارادهٔ حق و ارادهٔ انسان فقط در افعال تکوینی برقرار است، نه در افعال تشریعی. در افعال تشریعی وضع متفاوت است. در افعال تکوینی، ارادهٔ حق عین ارادهٔ ما و عین فعل ماست، اما در افعال تشریعی اینگونه نیست.

در افعال تشریعی، ارادهٔ حق در متن ما ظاهر می‌شود به صورت ایجاد ارادهٔ جزئی ما. اما همان ارادهٔ جزئیِ ما، فعل تشریعی را ایجاد می‌کند. بنابراین:

– در افعال تشریعی، خداوند تنها فاعل ایجاد ارادهٔ ماست. 

– اما فاعل ایجاد فعل ما نیست. 

– فعل اختیاری مستقیماً به انسان نسبت داده می‌شود، چه عبادت باشد و چه گناه. 

– در افعال تشریعی، فقط انسان فاعل قریب است و فعل به او منسوب می‌شود.

  •  نسبت ارادهٔ حق با ارادهٔ انسان در افعال تشریعی: 

ارادهٔ مطلق حق، در مقام انسان، متعین می‌شود به ارادهٔ جزئی انسان. اما این ارادهٔ جزئی تنها به تکوینیات بدن انسان تعلق می‌گیرد. یعنی هنگامی که حق ارادهٔ مطلق خود را در بدن انسان متعین می‌کند، این اراده برای تدبیر بدن به کار می‌رود و به افعال تکوینی تعلق دارد.

اما اگر همین ارادهٔ متعین، در جایگاه اختیار و تصمیم‌گیری اخلاقی و شرعی به کار گرفته شود، دیگر به افعال تشریعی تعلق می‌گیرد. در اینجا فعل اختیاری مستقیماً از ارادهٔ انسان ناشی می‌شود، نه از ارادهٔ حق. بنابراین افعال اختیاری انسان، تجلی ارادهٔ حق نیستند، بلکه فقط تجلی ارادهٔ خاص انسان‌اند.

  •  فاعلیت در دو حوزهٔ تکوین و تشریع:

در حوزهٔ تکوین:

– انسان و خداوند هر دو فاعل قریب‌اند. 

– فعل واحد به هر دو نسبت داده می‌شود. 

– ارادهٔ انسان عین ارادهٔ خداوند است. 

اما در حوزهٔ تشریع:

– فقط انسان فاعل قریب است. 

– خداوند تنها ایجادکنندهٔ اراده است، نه فاعلِ ایجادِ فعل. 

– عبادات و گناهان مستقیماً به انسان نسبت داده می‌شود.

به همین دلیل است که در بعد تکوینی، انسان و خدا شریک‌العله هستند، اما در بعد تشریع هیچ شریک ‌العله‌ای وجود ندارد و فعل اختیاری فقط به انسان منسوب است.

  • بخش پایانی:

در همهٔ امور تکوینی، فاعلیت و ارادهٔ خداوند مستقیماً حضور دارد و توحید افعالی تحقق کامل دارد. اما در افعال ارادی و تشریعی انسان، خداوند فاعل قریب فعل نیست، بلکه تنها ایجادکنندهٔ ارادهٔ انسان است. از این‌رو، افعال اختیاری، چه عبادت و چه گناه، مستقیماً به انسان نسبت داده می‌شود و انسان فاعل حقیقی و قریب آن‌هاست.