خلاصه محتوا:
در این محتوا نسبت میان ساختارهای مادی و مزاجها بررسی میشود. ابتدا بیان میشود که هر موجود مادی که ساختار دارد، دارای یکی از مزاجهای چهارگانه است و این مزاجها از خودِ ساختار مادی اشیاء ریشه میگیرند. همانگونه که عناصر چهارگانه آب، هوا، خاک و آتش ساختارهای متفاوت دارند، مزاجهای چهارگانه نیز بر اساس همین تفاوت ساختاری پدید میآیند.
توضیح داده میشود که هر موجود مرکب از چهار عنصر است، اما در هر موجود یک عنصر غالب است؛ مانند موجودات دریایی که عنصر غالب در آنها آب است، یا انسان که عنصر غالبش خاک است، یا جنیان که عنصر غالب آنها آتش است.
سپس بیان میشود که مزاج از سه منظر قابل تحلیل است:
1) منظر مادی: مزاج بر اثر خوراک، نوشیدنی، و ترکیب عناصر تغییر میکند.
2) منظر معنوی: نفس انسان با ادراکات، ملکات و عبادات خویش میتواند مزاج جسمانی را دگرگون کند و تأثیرات عالم غیب از مجرای حالات نفس بر بدن وارد میشود.
3) منظر الهی: که توضیح آن به بحث دیگری مربوط است.
در ادامه بیان میشود که هر غذای مرکب پنج امر را همراه خود دارد: ساختار مادی، خواص، استعداد، خلق و ملکات زاییده از آن مزاج، و نیز حکم حلال و حرام مربوط به آن. سپس درباره ارتباط ملکات با ایجاد مزاج توضیح داده میشود: رذائل موجب مزاج تند و حار میشوند و فضائل موجب مزاج معتدل و خنک. همچنین تعدد فضائل موجب تقویت اعتدال مزاج میگردد.
در بخش دیگری نسبت ادراکات با ایجاد مزاج بررسی میشود: احساسات، تخیل، عقل و انواع مختلف آنها میتوانند مزاجهای متفاوت ایجاد کنند. عبادات، سخنان حق یا باطل، و قوا نیز همینگونه اثر مزاجی دارند. قوه غضبیه مزاج خشک و تند ایجاد میکند و قوه شهویه مزاج تر و گرم.
سپس پرسش اساسی مطرح میشود که عناصر بسیط خود چگونه پدید آمدهاند. پاسخ آن است که خداوند عناصر را آفریده و مزاج هر عنصر توسط چهار ملک مقرب پدید میشود. هر ملک مظهر اسمی خاص از اسمای الهی است؛ اسماى لطفیه موجب طبع خنک، اسمای قهریه موجب طبع ناری، و اسمای برزخی موجب طبع هوایی و خاکی میشوند.
بنابراین ریشه طبیعتهای چهارگانه به چهار ملک مقرب، و در نهایت به چهار دسته از اسمای الهی بازمیگردد.
در بخش دیگری توضیح داده میشود که آب به اسمای لطفی نزدیکتر و آتش به اسمای قهری نزدیکتر است، و خاک و هوا در مرتبه برزخ قرار دارند. بنابراین برای ایجاد ارتباط رحیمی با خداوند، ذکرهای رحیمی باید همراه با نوشیدن آب و غذاهای با طبع خنک باشد، و ذکرهای قهری همراه با غذاهای گرم و حار. از این نکته همچنین استفاده میشود که چرا جنّیان با آتش سروکار دارند، چراکه مظهر اسمای قهریه هستند.
در نهایت بیان میشود که قوای انسانی نیز با اسمای الهی مرتبطاند: قوه غضبیه مظهر اسمای جلالی است و حرارت ایجاد میکند؛ قوه شهویه رطوبت و حرارت ایجاد میکند؛ و مجموعاً ده نکته درباره نسبت ساختارهای مادی و مزاجها مطرح میشود.
آغاز محتوا:
- نسبت میان ساختار مادی و مزاج:
هر شیء مادی که دارای ساختار مادی باشد، به طور طبیعی یکی از مزاجهای چهارگانه را داراست. مزاجها از ساختار مادی ریشه میگیرند. برای مثال، ساختار مادی آب دارای برودت، ساختار مادی آتش دارای حرارت، ساختار مادی خرما خشک و گرم، و ساختار مادی هوا دارای رطوبت است. بنابراین همانگونه که عناصر چهارگانه آب، خاک، هوا و آتش ساختارهای متفاوت دارند، مزاجهای چهارگانه نیز از همان ساختارهای مادی نشأت میگیرند.
- غلبه عناصر بسیط در عناصر مرکب:
مزاج هر عنصر مرکب به غلبه یکی از عناصر بسیط چهارگانه بستگی دارد. هر موجودی مجموعهای از چهار عنصر را دارد، اما درصد حضور این عناصر یکسان نیست و یکی از آنها در جسم موجود غالب است. موجودات دریایی از نظر حجم عنصر غالب آب هستند، موجودات هوایی عنصر غالب آنها هواست، موجودات خاکی مانند انسانها بیشتر ساختار خاکی دارند، و موجوداتی مانند جنیان ساختاری آتشین با غلبه حرارت دارند. همه موجودات چهار عنصر را دارا هستند اما نسبت ترکیب این عناصر متفاوت است.
- راههای تحلیل مزاج:
مزاج از چند جهت قابل تحلیل است. نخست تحلیل مادی مزاج است که به غلبه خوراکها، نوشیدنیها و عناصر چهارگانه مرتبط میشود. ترکیب غذاها و نوشیدنیها در بدن موجب امتزاج عناصر و در نتیجه تغییر مزاج میشود.
جهت دوم تحلیل معنوی مزاج است. بیان میشود که نفس انسان با احوال معنوی خود میتواند مزاج جسمانی را تغییر دهد. ادراکات، ملکات و عبادات انسان با عالم غیب ارتباط دارند و سیر در عالم معنا موجب تأثیرگذاری مستقیم یا غیرمستقیم بر جسم و روح میشود. بنابراین مزاج هم از جنبه مادی و هم از جنبه معنوی قابل دگرگونی است.
جهت سوم تحلیل مربوط به عالم الهی است که جنبه خاص خود را دارد و بیان آن نیازمند بحث مستقل است.
- ترکیبات غذا و عناصر و آثار آنها:
هر غذای مرکب که وارد بدن میشود، چند امر را به همراه دارد. نخست ساختار و بافت مادی و طبع و مزاج آن است. دوم خواص نهفته در ساختار مادی ماده است که با مادیت متحد است. سوم استعداد موجود در ساختار مادی است که گرچه با ساختار متحد است اما از خواص متفاوت است. چهارم ملکات و اخلاقی است که از آن مزاج زاییده میشود، چه فضائل و چه رذائل. پنجم حکم حلال و حرام است که جنبهای فقهی و مادی دارد. توضیح داده میشود که احکام، برخلاف ملکات که امری روحی هستند، بر جنبه مادی اشیا حمل میشوند.
- تأثیر ملکات بر ایجاد مزاج:
در ادامه این پرسش مطرح میشود که آیا ملکات اخلاقی میتوانند مزاجی خاص ایجاد کنند. پاسخ آن است که رذائل اخلاقی قطعاً موجب ایجاد مزاجهای تند و حار میشوند و فضائل اخلاقی موجب ایجاد مزاج معتدل و خنک. توضیح داده میشود که تعدد فضائل و ملکات نیکو موجب شدت یافتن اعتدال مزاج و اعتدال روح میشود و این امر نیازمند بررسی بیشتر است. برای نمونه صبر، ایمان، احسان، یقین و مشاهده هر یک ملکهای هستند که اعتدال مزاج را شدت میبخشند.
- تأثیر ادراکات بر مزاج:
ادراکات انسان چه تأثیری در ایجاد مزاج دارند. بیان میشود که احساسات، تخیل و تعقل هر یک میتوانند مزاجهای متفاوتی ایجاد کنند. نوع خاصی از تخیل ممکن است موجب مزاج تند شود و نوعی دیگر مزاج خنک ایجاد کند. همینگونه نوع تعقل و نوع ادراک حسی نیز میتوانند مزاجهای متفاوت به وجود آورند؛ اینکه چه نوع تعقلی یا تخیلی موجب چه نوع مزاج میشود، نیازمند بحث جداگانه است. همچنین انواع عبادات و کلام (حق یا باطل بودن آن) میتواند مزاجهای مختلف ایجاد کند. قوه ناطقه میتواند به دلیل تنوع عملکرد خود مزاجهای مختلف ایجاد کند.
- تأثیر قوای انسانی بر مزاج:
قوه غضبیه، به سبب آنکه از مظاهر اسمای جلالی و قهری الهی است، مزاج خشک و تند ایجاد میکند و حرارتی بیش از حرارت آتش در بدن پدید میآورد. قوه شهویه موجب ایجاد رطوبت و گرمی در بدن میشود و طبع تر و گرم را بهوجود میآورد.
- منشأ عناصر چهارگانه و مزاجهای آنها:
عناصر بسیط چهارگانه که خود منشأ مزاجها هستند از کجا پدید آمدهاند؟ پاسخ داده میشود که خداوند این عناصر را آفریده و برای هر یک مزاجی قرار داده است. اما این مزاجها خود از کجا نشأت میگیرند؟ توضیح داده میشود که چهار ملک مقرب الهی هر یک مظهر اسمی از اسمای الهی هستند و آن اسم موجب صدور طبعی خاص میشود. جبرئیل مظهر اسمای لطفیه است و طبع خنک ایجاد میکند، اسرافیل طبع هوایی، عزرائیل طبع ناری، و میکائیل طبع خاکی ایجاد میکنند.
- پیوند اسمای الهی با طبعهای چهارگانه:
در ادامه بیان میشود که در سطحی عمیقتر، منشأ هر یک از طبعهای چهارگانه به تجلی چهار دسته از اسمای الهی بازمیگردد. اسمای رحیمی طبع آبی، اسمای قهاری طبع ناری، اسمای تشبیهی طبع خاکی، و اسمای برزخی طبع هوایی ایجاد میکنند.
- نسبت طبعها با قرب به اسماء الهی:
آب به لطف الهی نزدیک تر است و آتش به قهر الهی، و هوا و خاک در مرتبه برزخی قرار دارند. بر اساس این تحلیل، استاد معنوی که ذکرهای رحیمی به شاگرد میدهد باید دستور نوشیدن آب یا مصرف غذاهای با طبع خنک نیز بدهد تا جسم و روح هماهنگ شوند. همچنین ذکرهای قهری مانند قهّار و غالب باید همراه با دستور مصرف غذاهای گرم و حار باشد. از همین نکته روشن میشود که جِنیان به دلیل ارتباط با اسمای قهریه با آتش سر و کار دارند و طبع آنها با آتش سازگار است، زیرا ابزار ظهور اسمای قهریه، اجسام گرم و آتشین است. اسمای لطفیه نیز از مجرای آب ظهور مییابند و از همینجا علت ارتباط آب با مقام حضرت فاطمه زهرا (س) تبیین میشود، از جمله اینکه مهریه ایشان آب و نمک است.