آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

نسبت روح و بدن

خلاصهٔ محتوا:

میان روح و بدن در همه موجودات تناسب و سنخیت برقرار است و هر موجود، ملکات و ویژگی‌های روحی خود را از طریق بدن خویش نشان می‌دهد. هر چه روح یک موجود قوی‌تر، لطیف‌تر و کامل‌تر باشد، بدن او نیز باید لطیف‌تر، معتدل‌تر و هماهنگ‌تر باشد تا بتواند ملکات و صفات درونی را ظاهر سازد. بر همین اساس، لطیف‌ترین بدن‌ها، بدن انسان است و در میان انسان‌ها، بدن معصومان لطیف‌ترین و معتدل‌ترین بدن‌هاست؛ زیرا روحشان کامل‌ترین روح است.

در موجودات دیگر نیز همین قاعده برقرار است: بدن حیوانات لطیف‌تر از گیاهان، و بدن گیاهان لطیف‌تر از جمادات است. به همین علت، جمادات کمترین توان برای نشان دادن احوال و ملکات نفس خود را دارند، در حالی که گیاهان بهتر و حیوانات بسیار بهتر می‌توانند ویژگی‌های درونی خود را از طریق ساختار بدنی نشان دهند. پرندگان لطیف‌تر و معتدل‌تر از حیوانات درنده‌اند و ویژگی‌هایی چون حیات و لطافت در آنان بیشتر آشکار می‌شود.

در انسان نیز ملکات اخلاقی، چه فضیلت و چه رذیلت، بر بدن و چهره اثر می‌گذارند. هر فضیلت، اعتدال و لطافت بدن را افزایش می‌دهد و هر رذیله، اعتدال و لطافت بدن و سیما را دگرگون می‌سازد. سیما و ظاهر هر انسان دلالت بر ملکات روحی او دارد؛ مانند این‌که ایمان، حلم، صبر و علم هرکدام در چهره انعکاس خاص خود را دارند. حتی رذایلی مانند اعتیاد یا شراب‌خواری نیز اثر مستقیم بر مزاج و چهره می‌گذارند.

در نهایت، قانون کلی این است که هر اندازه نفس موجودی قوی‌تر، لطیف‌تر و کامل‌تر باشد، بدن او نیز لطیف‌تر، معتدل‌تر و تواناتر در انعکاس ملکات اوست. همین نسبت و تناسب، اساس پیوند روح و بدن در انواع مختلف موجودات است.

آغاز محتوا:

  • بیان کلی موضوع و نسبت میان خَلق و خُلق:

محتوا در ارتباط با نسبت میان روح و بدن یا نسبت میان خَلق و خُلق است. نکته اساسی آن است که جسم طبیعی، به طور کلی، باید بتواند ملکات روح و روحانیت را ظاهر سازد. جسم طبیعی باید هم رذائل و هم فضائل روح را نشان بدهد. برای نمونه، مظلومیت و لطافت در گوسفند، بره و برخی پرندگان در چهره و سیما قابل مشاهده است؛ یعنی همین ساختار ظاهری بدن، امکان ظهور این ملکات را فراهم می‌کند.

  • انعکاس روح در سیما و بدن موجودات:

نحوه ظهور روح در موجودات مختلف متفاوت است. برای نمونه، در گربه، پلنگ، کفتار، گرگ و سگ، خوی درندگی، شدت، غضب و سایر ملکات نفسانی تنها با سیما و ساختار ظاهری آنها نشان داده می‌شود. سیما آن‌ها ساختاری است که می‌تواند روح حیوانی آن‌ها را ظاهر سازد. در انسان نیز سیما و ساختار چهره، نورانیت و روحانیت را نشان می‌دهد. سیما و چهره عالم، نور علم را ظهور می‌دهد. همچنین در گیاهان، زمختی بدن درختان نشانه نازل بودن درجه وجودی آنان و نشان‌دهنده نقش ناطق نداشتن آنهاست.

این قاعده وجود دارد که هر اندازه روح قوی‌تر باشد، بدن او نیز باید با آن هماهنگ باشد. بنابراین هر چه روح لطیف‌تر شود، بدن نیز لطیف‌تر می‌شود و هر چه روح نازل‌تر باشد، بدن زمخت‌تر خواهد بود.

  •  تفاوت لطافت و زمختی در انواع موجودات:

به همین جهت، بدن انسان لطیف‌ ترین بدن‌ها و بدن جمادات زمخت‌ترین بدن‌ها در میان انواع موجودات است؛ زیرا نفس انسان کامل‌تر است و به همین نسبت، بدن او نیز کامل‌تر است. بدن حیوان لطیف‌تر از بدن گیاه است و نفس حیوان کامل‌تر از نفس گیاه است. بنابراین هر موجودی بدنی متناسب با خود نیاز دارد تا بتواند ارتباط لازم میان نفس و بدن برقرار گردد. گیاه لطیف‌تر از جماد است و به همین دلیل بدن گیاه لطیف‌تر از بدن جماد است. نازل‌ترین نفوس مربوط به جمادات است و زمخت‌ترین بدن نیز از آنِ جمادات است.

  •  میزان ظهور ملکات در موجودات مختلف:

بر اساس این قاعده، جمادات به سبب زمختی بدن، کمترین توان را برای ظهور و بروز ملکات و احوال روحی دارند. حتی احوال جمادی نیز به خوبی قابل ظهور در بدن آنها نیست؛ زیرا بدن آنان کمترین لطافت را دارد. بدن گیاهان بهتر از جمادات می‌تواند حیات گیاهی، رشد و نمو و خصلت‌های خاص گیاهی را نشان بدهد، هرچند باید توجه داشت که لطافت گیاهان یکسان نیست و لطافت جمادات نیز یکسان نیست. بدن حیوانات لطیف‌تر است و به همین دلیل می‌تواند خصلت‌هایی چون غضب، شهوت، احساس و حواس پنجگانه را بهتر نشان بدهد.

پس لطافت و زمختی بدن‌ها تشکیکی است؛ یعنی مراتب دارد و یکسان نیست. نفوس نیز لطافت یکسان ندارند و مراتب مختلف دارند. بدن حیوانات لطیف‌تر از بدن گیاهان است، بدن گیاهان لطیف‌تر از بدن جمادات، و بدن انسان‌ها لطیف‌ترین بدن‌هاست. نفس انسان لطیف‌ترین نفس در میان انواع موجودات است و این لطافت موجب ظهور بالاتر ملکات در بدن انسان می‌شود.

  • ظهور ملکات در بدن‌های لطیف و نقش بدن معصومان:

هر اندازه بدن مخلوق لطیف‌تر شود، انعکاس ملکات در آن بیشتر می‌شود. به همین ترتیب، بدن انسان‌های مؤمن هر چه روحشان لطیف‌تر و نورانی‌تر شود، بدن آنان نیز لطیف‌تر و معتدل‌تر می‌گردد و انعکاس ملکات در آنان بیشتر ظاهر می‌شود.

زیباترین، استوارترین، معتدل‌ترین و لطیف‌ترین بدن‌ها مربوط به معصومان است؛ تا جایی که بهترین انعکاس معنویت و روحانیت ایشان در سیمای آنان آشکار است.

  • مقایسه مراتب بدن‌ها در میان انواع مختلف:

ضعیف‌ترین بدن انسانی از نظر لطافت و اعتدال، از قوی‌ترین بدن حیوانی لطیف‌تر و معتدل‌تر است. ضعیف‌ترین بدن حیوانی نیز از لطیف‌ترین بدن گیاهی برتر است. همچنین ضعیف‌ترین بدن گیاه از لطیف‌ترین و معتدل‌ترین بدن جمادی لطیف‌تر و مناسب‌تر است. این نسبت میان جسم و روح چنین اقتضا می‌کند که هرچه نفس قوی‌تر باشد، لطافت بدن نیز بیشتر شده و امکان ظهور و انعکاس ملکات در آن افزایش می‌یابد.

  • تأثیر تعدّد ملکات و اعتدال مزاج در بدن:

هر اندازه ملکات نیکو بیشتر باشد، بدن لطیف‌تر می‌شود. تعدد ملکات نیک نیازمند بدن لطیف‌تر و مزاج متعادل‌تر است. تعدد صفات نیک با مزاج غیر معتدل سازگاری ندارد. کسی که معتدل‌ترین مزاج را دارد، بیشترین ملکات و فضائل را داراست.

  • تطابق سیما و ساختار بدنی حیوانات با ملکات نفسانی آنها:

هر حیوانی بر اساس خلق و ملکات خود سیما و ساختاری مناسب آن دارد. برای مثال، چابکی، انعطاف، قدرت پنجه، بازو، چشم و عضلات در حیوانات، ملکات درونی آنان را نشان می‌دهد. از ساختار ظاهری هر حیوان، شاکله روح و ملکات نفسانی او قابل شناسایی است. پرندگان نوک، بال و پر دارند و این ویژگی نشان می‌دهد که لطافت و اعتدال آنها بیش از حیوانات درنده است که دارای پنجه و عضلات قوی هستند. بنابراین ملکات علم و لطافت در پرندگان بیشتر است.

  •  انعکاس ملکات در سیما و رفتار انسان‌ها:

در انسان‌ها نیز سیما و ظاهر، ملکات درونی را نشان می‌دهد. برای نمونه، انسان صابر یا حلیم سیما و چهره متفاوتی دارد. ایمان، حلم، صبر و علم هرکدام سیمایی ویژه می‌طلبد و در ظاهر اثر می‌گذارد. همچنین رذائل اخلاقی مانند اعتیاد یا شراب‌خواری موجب تغییر سیما و مزاج می‌شود. هر رذیله‌ای اعتدال بدن را برهم می‌زند و لطافت بدن را کاهش می‌دهد. در مقابل، هر فضیلتی اعتدال و لطافت بدن را افزایش می‌دهد.