خلاصه محتوا:
این محتوا با محوریت مفهوم علم نافع در کلمات معصومان (ع) تنظیم شده است. در ابتدا، بیان میشود که هر علمی که خیر در آن نیست، نافع نیست و این معنا از کلام امیرالمؤمنین علیهالسلام گرفته شده است. علم نافع، علمی است که انسان را به خیر، هدایت و سعادت برساند.
پیامبر اکرم (ص) میفرمایند: «علوم بسیارند و شمارش آنها ممکن نیست؛ پس از هر علم بهترین را برگزین.» بنابراین معیار گزینش علم برای انسان، احسن بودن و تأثیر آن بر عمل و هدایت است. امام کاظم علیهالسلام نیز معیار دیگری را بیان میکنند: علمی نافع است که عمل انسان بدون آن اصلاح نشود؛ یعنی علم باید به عمل و تربیت قلب منتهی گردد، نه صرف دانستن.
حضرت توصیه میکنند که انسان از علمی که ندانستن آن زیانرسان نیست، دوری کند و بر علمی متمرکز شود که نداشتن آن موجب نقصان در معرفت و سعادت انسان میشود. علم حقیقی آن است که آخرت انسان را فزونی دهد و قلب را احیا کند.
پیامبر اکرم علم را دو نوع معرفی میکنند: علم دین و علم بدن (طب)؛ زیرا علم دین روح انسان را سلامت میبخشد و علم طب، سلامت جسم را. امیرالمؤمنین (ع) نیز شریفترین علم را معرفت نفس دانسته و علوم را به چهار دسته تقسیم میکنند:
1. فقه برای دین،
2. طب برای بدن،
3. نحو برای زبان و تکلم،
4. نجوم برای شناخت زمان.
امام صادق (ع) دانش حقیقی را در چهار محور خلاصه میکند:
1. شناخت پروردگار،
2. دانستن خواستههای خداوند از انسان،
3. شناخت هدف خلقت،
4. تشخیص آنچه انسان را از دین خارج میکند.
علمی که در این چهار حوزه قرار گیرد، فلسفه و سبک زندگی الهی را تبیین میکند و دانستن آن ضروری است.
در روایتی دیگر، پیامبر اکرم علم را سه بخش معرفی میکنند:
– علم اعتقادات (آیه محکمه)،
– علم اخلاق (فریضه عادله)،
– علم احکام (سنه قائمه)
هر علمی بیرون از این سه شاخه، در مرتبه فضل و نه در مرتبه نفع قرار دارد.
علم پزشکی مقدمهای برای علم دین است، زیرا سلامت جسم مقدمه سلامت روح است، و علم حقیقی غایت انسان را به سوی کمال روحی هدایت میکند. بنابراین هر علم که موجب خشیت، هدایت، تعالی روح و عمل صالح شود، علم نافع است.
در ادامه بیان میشود که علم دوگونه است:
1. علم لسانی (زبانی): دانشی که در زبان و حافظه انسان وجود دارد ولی اگر به عمل نرسد، فقط حجت بر صاحب علم است؛
2. علم قلبی: دانشی که در وجود شخص رسوخ کرده و نافع است، مشروط به عمل به آن.
امیرالمؤمنین (ع) عالم واقعی را کسی میدانند که کردارش مؤید سخنش باشد. همچنین علم را دو نوع معرفی میکنند: مطبوع (فطری) ومسموع (آموختنی)، و تصریح دارند که علم مسموع فقط زمانی نافع است که تبدیل به علم مطبوع شود؛ یعنی از سطح ذهنی به عمق قلب و فطرت انسان راه یابد.
در پایان نتیجه گرفته میشود که علوم دو دستهاند: عالیه و آلیه. علوم عالیه مربوط به غایت و هدف انساناند، مانند معرفت و دین، و علوم آلیه ابزار رسیدن به این هدفاند، مانند طب و نجوم. علم نافع، علم احسن و اشرف است؛ علمی که فلسفه خلقت و مسیر کمال انسان را روشن میکند و او را به قرب الهی رهنمون میسازد.
آغاز محتوا:
- مقدمه:
محتوا دربارهٔ علم نافع است؛ اینکه علم نافع چه علمی است و چه ویژگیهایی دارد. بر اساس روایت امیرالمؤمنین (ع)، علمی که در آن خیر نباشد، علم نافع نیست. بنابراین، علمی نافع است که در آن خیر وجود داشته باشد و انسان را به خیر و صلاح برساند.
- معیار گزینش علم:
حضرت رسول (ص) میفرمایند: «العلم اکثر مُن أن یُحصی فخذ مُن کل شیء أحسن.»
یعنی علوم بسیار و قابل شمارش نیستند، پس از هر علم بهترین را برگزین. این فرمایش نشان میدهد که مطلوب، گزینش احسن علوم است؛ انسان باید از میان همه دانشها، آن علمی را دنبال کند که بهترین اثر را بر جان و عمل او دارد.
- معیار امام کاظم (ع) در تعریف علم نافع:
امام کاظم ع) میفرمایند:
«شایستهترین علم برای تو، آن علمی است که عمل تو جز به آن اصلاح نشود؛ و واجبترین عمل برای تو، آن است که در برابرش از تو بازخواست میکنند؛ و لازمترین علم، آن علمی است که قلبت را به صلاح آورد و فساد قلبت را آشکار سازد.»
یعنی علم نافع علمی است که اصلاح عمل و قلب انسان را موجب شود، نه صرفاً دانستن موضوعات بیرونی.
ایشان ادامه میدهند: فرجامِ علم نافع آن است که انسان را به عمل آخرت و سعادت جاودان سوق دهد، نه علمهایی که تنها به امور ظاهری دنیا میافزایند. پس نباید خود را به دانشی مشغول کرد که ندانستن آن زیان نرساند؛ بلکه باید به دانشی پرداخت که ندانستن آن برای انسان زیانآور باشد.
- ویژگیهای علوم مفید:
آن علمی ارزشمند است که ندانستن آن بر جهل انسان بیفزاید و دانستن آن معرفت را افزایش دهد. هر علمی که آخرت انسان را فزونی دهد، قلب را احیا کند، با هدایت و سعادت پیوند داشته باشد، و در عمل انسان تأثیر گذارد، علم نافع است.
- تقسیمبندی علوم در کلام پیامبر اکرم (ص):
پیامبر اکرم میفرمایند: «العلم علمان: علم الأدیان و علم الأبدان.»
علمها دو نوعاند: علم دین و علم بدن (طب). شریفترین علوم، علم دین و علم طب هستند؛ زیرا یکی با سلامت روح سروکار دارد و دیگری با سلامت جسم. سلامت جسم و روح، هر دو برای انسان لازماند و در حقیقت انسان باید میان سلامت بدن و سلامت روح تعادل برقرار کند.
- علم معرفت نفس در کلام امیرالمؤمنین (ع):
امیرالمؤمنین (ع) میفرمایند:
«معرفتُ النفس أنفعُ علم.» یعنی شناخت نفس، سودمندترین علم است. در جای دیگر میفرمایند: «علوم اربعه: الفقه للأدیان، و الطب للأبدان، و النحو للسان، و النجوم لمعرفه الزمان.»
بنابراین علوم چهار دستهاند: فقه برای دین، طب برای بدن، نحو برای ساماندهی زبان و تکلم، و نجوم برای شناخت زمان. این تقسیمبندی نشان میدهد که علم باید در خدمت مدیریت نفس، زبان، بدن و زمان انسان باشد.
- تقسیم علم از دیدگاه امام صادق (ع):
امام صادق (ع) میفرمایند:
«علم مردم را در چهار چیز یافتم:
۱. شناخت پروردگارشان؛
۲. دانستن آنچه پروردگار از آنان میخواهد؛
۳. شناخت هدف آفرینش؛
۴. دانستن آنچه انسان را از دین بیرون میکند.
انسان باید این چهار علم را فراگیرد، زیرا آنها اساس فلسفه زندگی و سبک زندگی الهی را تشکیل میدهند. علم حقیقی آن است که فلسفه خلقت و روش هدایت انسان را بشناساند.
- سه بخش اصلی علم در کلام پیامبر اکرم:
حضرت رسول میفرمایند:
«إنما العلم ثلاث: آیه محکمه، فریضه عادله، و سنه قائمه.»
یعنی علم به سه بخش تقسیم میشود:
– آیه محکمه (علم اعتقادات)،
– فریضه عادله (علم اخلاق)،
– سنه قائمه (علم احکام).
سایر علوم در مرتبه پایینتر قرار دارند و در ذیل این سه شاخه جای میگیرند.
- تفاوت علم دین و علم بدن:
علمی که به شناخت فلسفه زندگی و کمال ابدی انسان کمک کند، علم نافع است. علم پزشکی، علمی مقدمهای و محترم است؛ اما علم غایی، علم دین است، زیرا علم دین با روح و سعادت ابدی پیوند دارد. سلامت جسم مقدمه سلامت روح است، اما علم دین غایت نهایی انسان را روشن میسازد.
- معیارهای نفع و خشیت در علم:
علمی نافع است که در انسان خشیت الهی، هدایت، تعالی روح و عمل صالح ایجاد کند. علمی که این ویژگی را نداشته باشد، صرف دانستن است و آثار باطنی ندارد.
- تقسیم علم به لسانی و قلبی:
در روایت آمده است:
«العلم علمان: علم من اللسان و هو حجّه علی صاحبه، و علم فی القلب و هو نافع لمن عمل به.»
علم بر دو نوع است: علم زبانی که تنها حجت بر صاحب علم است و اگر عمل نشود، سبب بازخواست او خواهد شد؛ و علم قلبی که به شرط عمل، برای انسان نافع است.
- تعریف دانشمند حقیقی از دیدگاه امیرالمؤمنین:
امیرالمؤمنین (ع) فرمودهاند:
«دانشمند کسی است که کردارش گواه بر علم او باشد؛ العالم من شَهِدت بصحّه أقواله أفعاله.»
یعنی عالم واقعی آن است که عمل او صحت گفتارش را تایید کند و بین علم و عمل او سازگاری وجود داشته باشد.
- علم مطبوع و مسموع:
حضرت امیر (ع) در جای دیگر بیان میفرمایند:
«العلم علم مطبوع و مسموع، و لا ینفع المسموع إن لم یَکُن مطبوع.» علم دو نوع است: علم فطری (مطبوع) و علم شنیدنی (مسموع). علم شنیدنی زمانی نافع است که با علم فطری هماهنگ گردد و به باور قلبی تبدیل شود. در غیر این صورت، صرف دانستن سودی ندارد. این دو علم در حقیقت همان علم حضوری و حصولیاند؛ علم حضوری یعنی علوم ریشه دار در نفس، و علم حصولی یعنی علوم آموختنی و بیرونی.
- علوم آلیه و اَصالی:
در پایان تأکید میشود که علوم دو گروهاند:
– علوم آلیه، علومی مقدمهای هستند مثل طب و نجوم که ابزار زندگیاند؛
– علوم اَصالی، علومی غاییاند که هدف نهایی را نشان میدهند، مثل معرفت نفس و دین.
علم نافع، علم احسن و علم اشرف است؛ علمی که فلسفه خلقت انسان و مسیر هدایت و کمال او را تبیین کند. چنین علمی انسان را از جهل و غفلت خارج کرده و به سوی حقیقت و قرب الهی رهنمون میسازد.