خلاصه محتوا : این محتوا به تبیین مسئله مظهریت در اسماء الله و قواعد تجلی آنها درعوالم گوناگون میپردازد. در این دیدگاه، اسماءالله تعینات علمی، احوال ذاتی و تجلیات حضرت حق هستند که در مظاهر مختلف ظهور مییابند. این مظاهر هم در مرتبه علم الهی (اعیان ثابته) و هم در مراتب عینی عالم تحقق دارند و همه موجودات و حوادث عالم، ظهور و تجلی اسماء الهی محسوب میشوند.
نخستین قاعده اساسی این است که هیچ اسمی از اسماء الهی دارای مظهر واحد نیست، بلکه هر اسم میتواند مظاهر متکثر داشته باشد؛ هم در یک نوع و هم در انواع مختلف. برای مثال، اسم «نافع» در جمادات، نباتات، حیوانات، انسانها و حتی فرشتگان تجلی دارد. همچنین برخی اسماء، مانند «حی»، در تمام مراتب وجودی از جماد تا انسان، ملک و حتی شیطان ظهور دارند.
قاعده دیگر آن است که هر اسم، شکل ظهور واحدی ندارد. برخی اسماء مانند «مصور» در بیش از یک مرتبه و با اشکال مختلف تجلی میکنند؛ گاهی به صورت صورتگری مادی (مانند نطفه) و گاهی به صورت صورتگری معانی و تبدیل آنها به صور مثالی. افزون بر این، تجلی هر اسم محدود به یک مرتبه وجودی نیست و ممکن است در تمام مراتب هستی سریان داشته باشد، مانند اسم «حی» و «علیم». در مقابل، بعضی اسماء دارای شکل ظهور واحد هستند، مانند «سمیع» که به شنوایی و «بصیر» که به بینایی تجلی میکند.
در عین حال، اصل «تشکیک» بر همه تجلیات اسماء حاکم است؛ بدین معنا که ظهور اسماء در مظاهر یکسان و همسطح نیست، بلکه همواره دارای شدت و ضعف و مراتب مختلف است. از دیگر قواعد، تفاوت سعه مظهریت اسماء است. برخی اسماء عاماند و دایره ظهور گستردهای دارند و برخی خاصاند. همچنین درباره اسماء مستأثره دو دیدگاه مطرح میشود: دیدگاهی که آنها را فاقد تجلی عینی میداند و دیدگاهی که معصومان را مظاهر عینی اسماء مستأثره معرفی میکند.
بحث سعه وجودی، قوت تأثیرگذاری اسماء (مانند اسم قادر، متصرف و محیط)، و اسمائی که اصل هستی و شاکله اشیاء را انشا میکنند، از دیگر نکات مهم محتواست. همچنین بیان میشود که هر اسم در هر مرتبه وجودی، شکل خاصی از تجلی دارد؛ مانند نور و زیبایی که در عالم ماده، مثال و عقل، ظهورهای متفاوت دارند.
در ادامه، عالم و همه حوادث آن بهعنوان تجلی اسماء الهی معرفی میشود و قاعده «دوران اسماء» مطرح میگردد؛ به این معنا که هر اسمی دارای دوره، دولت، سلطنت و حاکمیت خاص خود در عالم است و اسماء الهی همواره در حال گردش و ظهورند.
نهایتاً دو دیدگاه مهم درباره نسبت اسماء و مظاهر (یا اعیان ثابته) مطرح میشود: دیدگاه «از بالا به پایین» که اسماء را منشأ شکلگیری مظاهر میداند و دیدگاه «از پایین به بالا» که اقتضائات اعیان ثابته را زمینه ظهور اسماء میداند. جمع این دو دیدگاه در این نکته خلاصه میشود که اسماء الهی علت فاعلی و اعیان ثابته علت قابلی هستند و تجلی اسماء متناسب با استعدادهای موجود در علم الهی تحقق مییابد.
آغاز محتوا:
تبیین مظهریت در اسماء الهی و نسبت موجودات با اسماء الله:
موضوع محتوا، مظهریت در اسماء الله است. خداوند متعال میفرماید: «و لله الأسماء الحسنی فادعوه بها». اسماء الهی تجلیات حضرت حقاند، تعیّنات علمی حضرت حق و احوال ذاتی او هستند که در مظاهر جلوه میکنند. مظاهر اسماء الله، از یک سو مظاهر علمیاند که در اعیان ثابته تحقق دارند، و از سوی دیگر، در عالم عین و خارج نیز مظهریت اسماء الهی به شمار میآیند. به بیان دیگر، خود اعیان ثابته مظاهر علمی اسماء الهی هستند و عالم خارج، عالم ظهور عینی اسماء الله است. از اینجا بحث ما در این شکل میگیرد که اشیاء، مظهر اسماء اللهاند و در این زمینه قواعد متعددی وجود دارد که به ترتیب تنظیم و بیان میشوند.
قاعده اول: نفی مظهر واحد برای هر اسم الهی:
هیچیک از اسماء الهی دارای مظهر واحد نیست؛ یعنی هر اسم الهی تنها یک مظهر ندارد، بلکه دارای تکثر مظاهر است. برای مثال، اسم «نافع» را در نظر بگیرید. تمام گاوهای عالم هستی مظهر اسم نافعاند، اما این اسم به گاوها منحصر نیست. گیاهان نیز مظهر اسم نافع الهی هستند. حتی جمادات نیز مظهر این اسماند. خورشید، آب و سایر عناصر طبیعی در زمره جمادات، و همچنین نباتات و حیوانات، همگی مظاهر اسم نافع الهیاند. حتی فرشتگان نیز مظهر این اسم هستند. بنابراین، هیچ اسمی در هیچ نوعی دارای مظهر واحد نیست، بلکه در درون یک نوع و نیز در انواع مختلف، دارای تکثر مظاهر است.
قاعده دوم: تکثر مظاهر اسم واحد در انواع مختلف:
برخی از اسماء الهی نهتنها در یک نوع، بلکه در انواع متعدد، مظاهر گوناگون دارند. برای نمونه، همین اسم نافع که ذکر شد، در تمام انواع موجودات ظهور دارد. یا اسم «حی» را در نظر بگیرید؛ مظاهر اسم حی، حیات جمادی، حیات نباتی، حیات حیوانی، حیات انسانی، حیات ملکی و حتی حیات شیطانی را شامل میشود. بنابراین، اسم حی در مظاهر متعدد و در انواع گوناگون، تجلی یافته است و حیات، اختصاص به یک مرتبه از مراتب وجود ندارد.
قاعده سوم: عدم وحدت در شکل ظهور اسماء الهی:
هر اسم الهی، علاوه بر آنکه مظهر واحد ندارد، شکل ظهور واحد نیز ندارد. یعنی نحوه و چگونگی ظهور یک اسم ممکن است متفاوت باشد. به عنوان مثال، اسم «مصور» را در نظر بگیرید. اسم مصور هم وظیفه صورتگری نطفه را بر عهده دارد و هم معانی را صورتگری میکند. اسم مصور، معانی را تبدیل به صور خیالی میکند و در عین حال، نطفه را نیز صورتبندی و شکلدهی میکند. بنابراین، این اسم در دو حوزه و دو مرتبه فعال است: هم در حوزه معانی و صور مثالی، و هم در حوزه مادّیات. از اینرو، اسم مصور دو شکل ظهور و دو نوع تجلی دارد: ظهور مثالی و ظهور مادی.
قاعده چهارم: سریان تجلی اسماء در تمام مراتب وجود:
تجلی هر اسم الهی اختصاص به یک مرتبه خاص از مراتب وجود ندارد، بلکه ممکن است در تمام مراتب سریان داشته باشد. برای مثال، حیات یا علم، منحصر به عالم ماده یا عالم مثال نیست. تمام مخلوقات به نوعی حیات دارند و دارای ادراکاند. از این جهت، اسم «حی» و حقیقت حیات، در تمام مراتب وجودی تجلی دارد و همه مراتب هستی، تحت پوشش این اسم قرار میگیرند.
قاعده پنجم: اسماء با نحوه ظهور واحد:
برخی از اسماء الهی، گرچه ممکن است مظاهر متعددی داشته باشند، اما شکل و نحوه ظهور آنها یکسان است. برای مثال، اسم «سمیع» فقط به شکل شنوایی ظهور میکند و اسم «بصیر» فقط به صورت بینایی تجلی مییابد. در اینگونه اسماء، تنوع در مظهر وجود دارد، اما نحوه و کیفیت ظهور، واحد و مشخص است.
قاعده ششم: تنوع در شکل ظهور برخی اسماء:
در مقابل، برخی از اسماء الهی وجود دارند که شکل ظهور آنها یکسان نیست و به اشکال گوناگون تجلی مییابند. این اسماء، بسته به مرتبه و مظهر، کیفیتهای متفاوتی از ظهور را دارا هستند و نمیتوان آنها را به یک قالب واحد محدود کرد.
قاعده هفتم: تشکیک در تجلی و ظهور اسماء الهی:
تمام اسماء الهی در تجلی و ظهور، تابع قاعده تشکیکاند. تشکیک در ظهور اسماء به این معناست که اسماء الهی در مظاهر خود جلوهای یکسان و همسطح ندارند. اگر علم در تمام مخلوقات وجود دارد، درجات آن متفاوت است. اگر زیبایی در مخلوقات دیده میشود، این زیبایی به یک اندازه نیست. برای نمونه، قدرت بینایی در مخلوقات مختلف یکسان نیست. توان دیدن در حیوانات، انسانها و حتی در میان خود حیوانات نیز دارای مراتب و شدت و ضعف است. بنابراین، تشکیک در باب اسماء الهی، هم در ظهور و هم در تجلی آنها جریان دارد.
قاعده هشتم: عمومیت و خصوصیت اسماء از حیث دایره مظهریت:
برخی از اسماء الهی دارای دایره مظهریت گستردهتری هستند و برخی دیگر دایره محدودی دارند. آن اسمائی که دایره ظهور آنها وسیعتر است، اسماء عام نامیده میشوند، و آنهایی که دایره مظهریتشان محدودتر است، اسماء خاص خوانده میشوند.
این تفاوت در گستره مظهریت، یکی از نکات اساسی در فهم نظام تجلی اسماء الهی در عالم است.
قاعده نهم: بحث اسماء مستأثره و امکان یا عدم امکان مظهر عینی:
- در مورد برخی از اسماء الهی، چنین گفته شده است که تجلی عینی ندارند؛ مانند اسماء مستأثره. این یک دیدگاه در میان اهل علم است. اما دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که بر اساس آن، این اسماء نیز مظاهر عینی دارند و مظاهر عینی آنها در حقیقت، معصومین علیهمالسلام هستند. بنابراین، در این مسئله دو دیدگاه متفاوت وجود دارد که نمیتوان آنها را کاملاً یکسان دانست.
تفاوت تجلی اسماء در مراتب مختلف وجود:
هر اسمی در هر مرتبهای از مراتب وجود به شکلی خاص تجلی میکند و شکل تجلی آن در هر مرتبه متفاوت است. برای مثال، زیبایی در عالم ماده یکگونه تجلی دارد، در عالم مثال بهگونهای دیگر ظاهر میشود و در عالم عقل نیز نحوهای متفاوت از تجلی را نشان میدهد. حتی خود زیبایی در یک مرتبه نیز ممکن است به اشکال متعددی ظهور پیدا کند. همین مطلب درباره اسم نور و اسم جمال نیز صادق است. نور در عالم ماده، ظهور خاص خود را دارد؛ در عالم مثال به شکلی دیگر تجلی میکند و در عالم عقل نیز صورت متفاوتی از ظهور را داراست. بنابراین، هر اسم الهی در هر مرتبه، ظهور و تجلی متناسب با آن مرتبه را دارا بوده و به اشکال خاصی بروز میکند.
اسماء ساختارساز و اسماء وجودی
برخی از اسماء الهی، اسماء ساختارسازند. این اسماء در واقع زیرساختها را میسازند و بنیان وجود اشیاء را شکل میدهند. این گروه از اسماء، اسماء وجودی محسوب میشوند؛ یعنی اصل هستی اشیاء را انشاء میکنند و زیر ساخت وجودی آنها را تحقق میبخشند. این اسماء، از اسماء ذاتی بهشمار میآیند و هستیبخشاند. در کنار این مطلب، باید توجه داشت که هم خود اشیاء تجلی اسماء الله هستند و هم حوادث و رویدادهایی که در عالم اتفاق میافتد، همگی تجلیات اسماء الهی به حساب میآیند.
تجلی اسماء در اشیاء و حوادث عالم:
نهتنها موجودات عالم، بلکه حوادثی که در عالم رخ میدهند نیز ظهور و تجلی اسماء الله هستند. هر حادثهای که در عالم اتفاق میافتد، بیارتباط با اسماء الهی نیست و تحت حاکمیت و تجلی اسم یا اسمائی از اسماء خداوند شکل میگیرد. از این رو، میتوان گفت هم ذات اشیاء و هم فعل و انفعالها و حوادث جاری در عالم، همگی جزو تجلیات اسماء الهی هستند.
دوران و چرخش اسماء الهی در ظهور:
اسماء الهی در ظهور خود دارای دوران و چرخشاند؛ یعنی برای تجلی، زمانها و دورههای خاص دارند و در مظاهر مختلف در حال گردش و حرکتاند. ظهور اسماء الهی بهگونهای نیست که متوقف باشد، بلکه دائماً در حال چرخش، گردش و انتقال از مظهری به مظهر دیگر است. این دوران اسماء، همان دولت، سلطنت و حاکمیت آنهاست. هر اسمی دارای دولت و حاکمیتی خاص در عرصه ظهور است و در دورهای معین، سیطره و سلطنت خود را بر مظاهر اعمال میکند. به این معنا، هر اسم الهی سلطان است، حاکم است و دولت مخصوص به خود را داراست.
آفرینش عالم بر اساس شاکله اسماء الهی:
خداوند متعال عالم را مطابق با ذات خود، احوال خود و شاکله خویش آفریده است. عالم، شکلگرفته بر اساس ذات الهی و الگوگرفته از اسماء و احوال حضرت حق است. نظام عالم، رنگ الهی دارد و بوی الهی میدهد. تمام عالم بر اساس شاکله اسماء الهی انشاء شده است و ساختار کلی هستی، الگوبرداری از ذات و اسماء خداوند دارد. از این جهت، هر اسم الهی بهمنزله یک الگو برای مظاهر است و مظاهر عالم، بر اساس این الگوهای اسمائی شکل گرفتهاند.
نقش اسماء الهی در مدیریت و تدبیر عالم:
تدبیر و مدیریت عالم با اسماء الله انجام میشود. هر اسمی به نحوی در اداره و ساماندهی عالم نقش دارد. ربوبیت مطلقه خداوند، همان تجلی اسماء الهی است و خداوند «رب العالمین» به این معناست که با اسماء خود، عالم را تدبیر و اداره میکند.
تمام اسماء الهی در اسم جامع «الله» جمعاند. بنابراین، ربوبیت مطلقه خداوند در حقیقت همان تجلی الوهیت است؛ زیرا همه اسماء الهی در اسم جامع الله حضور دارند و از آن سرچشمه میگیرند.
تفاوت شیوه تدبیر اسماء الهی در مظاهر:
هر اسم الهی، شیوه خاصی در تدبیر مظاهر خود دارد و شکل تدبیر هر اسم با اسم دیگر متفاوت است. تدبیر اسم «خالق» با تدبیر اسم «شافی» یکسان نیست. همچنین تدبیر اسم «علیم» با نحوه تدبیر اسم «مصور» تفاوت دارد. بنابراین، هر اسم الهی، نظام تدبیر خاص خود را دارد و نمیتوان احکام و آثار یک اسم را به اسم دیگر تعمیم داد.
احکام اسماء و نسبت آنها با هویت ذاتیشان:
هر اسم الهی، احکام خاصی دارد و اختلاف در احکام، به ساختار و هویت ذاتی اسم بازمیگردد. برخی اسماء، هویت علمی دارند؛ برخی دارای هویت تصرفیاند؛ برخی جلالیاند؛ برخی جمالی؛ برخی تنزیهی و برخی تشبیهی؛ و برخی دیگر دارای هویت اُنس و قرباند. همین تفاوت در هویت اسماء، موجب تفاوت در ساختار اشیاء و مظاهر میشود. بر اساس یک دیدگاه، عالم از بالا به پایین شکل گرفته است؛ یعنی اشیاء متناسب با هویت اسماء الهی پدید آمدهاند و مظاهر، مطابق الگوی اسماء شکل گرفتهاند. در این دیدگاه، هر اسم به دنبال مظهر خاص خود است.
دیدگاه دوم: تقدم اقتضائات اعیان ثابته:
در دیدگاهی دیگر، گفته میشود که به دلیل تفاوت و تکثر اقتضائات اعیان ثابته، اسماء الهی متناسب با نیاز و قابلیت اعیان ثابته، شکل و تعین پیدا میکنند. یعنی این زمینهها و قابلیتها در علم الهی وجود داشته و اسماء الهی، پاسخگوی این اقتضائات شدهاند. بر اساس این نگاه، اگر این قابلیتها و شاکلهها در علم الهی موجود نبود، اسماء الهی نیز به این صورت خاص تجلی و تعین نمییافتند.
جمع میان دو دیدگاه در تبیین رابطه اسماء و مظاهر:
جمع میان این دو دیدگاه آن است که اسماء الله علت فاعلی و انشاءگرند و اعیان ثابته علت قابلی محسوب میشوند. اسماء الهی، ساختار وجودی را ایجاد میکنند، اما این ایجاد متناسب با استعدادی است که در اعیان ثابته وجود دارد. به بیان دیگر، اگر آن استعداد و قابلیت در علم الهی نبود، اسماء نیز اینگونه متجلی نمیشدند. از این جهت، گفتن اینکه مظاهر بر اساس ساختار اسماء شکل میگیرند یک دیدگاه است، و گفتن اینکه اسماء متناسب با ساختار مظاهرِ علمی تعین مییابند، دیدگاهی دیگر. بر اساس دیدگاه نخست، اسم بصیر مظهری مانند چشم میطلبد و اسم سمیع مظهری مانند گوش میخواهد. اما بر اساس دیدگاه دوم، این چشم است که اقتضای اسم بصیر را میکند و این گوش است که اقتضای اسم سمیع را دارد. این دو نگاه، دو تحلیل متفاوت ولی قابل جمع در نظام توحیدی تجلی اسماء هستند.