آثار حکمی استاد مهدی خدابنده

  • سایر
  • مصادیق رجوع تشریعیات به تکوینیات

مصادیق رجوع تشریعیات به تکوینیات

خلاصه محتوا:

در این گفتار، نسبت میان احکام تشریعی و ساختارهای تکوینی عالم با دقت تبیین می‌شود.   احکام شرعی، ریشه در نظام تکوین دارند و تشریع از دل تکوین برمی‌خیزد. توضیح داده می شود که هر حیوانی که گوشتش حلال است، در سرشت و خلق‌ وخوی خود نیز اهلی و آرام است؛ در مقابل، حیوانات حرام ‌گوشت همگی در طبیعت خود وحشی و خشن‌اند. این مناسبت میان حلیت و خلقت، نشان از سنخیت تشریع با تکوین دارد. تطبیق این قانون در ویژگی‌های بدنی حیوانات نیز مطرح می‌شود: حیواناتی که گوش آنان بیرون از سر است، دارای غده‌های تناسلی و زاینده‌اند (مانند گربه و سگ)، و حیواناتی با گوش داخلی، تخم‌گذارند (مانند لاک‌پشت). این تفاوت‌ها به ساختار غریزی و نطفه‌ای آنان مربوط است و انسان نیز در همین قاعده می‌گنجد. 

سپس رابطهٔ عمیق میان رفتار و حالات والدین در زمان انعقاد نطفه با خلق و خُلق فرزند توضیح داده می شود. غذا، حالات روحی، تخیلات و حتی اقلیم زیستی بر تشکیل نطفه و سیمای فرزند مؤثر است. به عنوان نمونه، در روایات آمده است که هم‌بستری در زمان بدر کامل ماه موجب پیدایش اختلالات مزاجی و روحی فرزند می‌شود، زیرا ماه در مدّ و جزر دریا و در اثرگذاری بر مزاج بدن نقش دارد. همچنین، مزاج اعتدالی انسان‌ها در پرتو غذایی حلال، پاک و متناسب با محیط زیستشان تحقق می‌یابد. آلودگی غذا و اضطراب روحی در لحظهٔ لقاح، می‌تواند نقص‌خلقت یا ضعف عقلانی ایجاد کند. 

تفاوت مزاج‌ها منشأ اختلاف در ادراک و سیر معنوی انسان‌ها دانسته می‌شود. به تعبیر دیگر، نیت و صافی روح در تکوین بدن و عقل بسیار مؤثر است. نطفهٔ معصومان با اشربهٔ بهشتی شکل گرفته و از همین رو صورت تکوینی آنان طاهر و بی‌نقص بوده است. رعایت آداب شرعی در معاشرت، تغذیه، نگاه و خیال نیز مؤثر در سلامت نسل است. نطفه در حال اضطراب، مستی یا آلودگی، بدن و روح را آشفته می‌کند. از دیدگاه او، تغییر نظام طبیعی و الهی جهان موجب اختلال در کل هماهنگی خلقت می‌شود، زیرا هر پدیده‌ای جایگاهی دقیق در شبکهٔ وجود دارد. سرانجام، این سلسلهٔ احکام تشریعی، راهی است برای تطابق وجود انسان با نظم ملکوتی و رسیدن به توازن میان ظاهر و باطن. 

آغاز محتوا:

۱. بیان موضوع و رابطهٔ تشریع با تکوین:

این محتوا مربوط به مصادیق «رجوع تشریعیات به تکوینیات» است. هر حیوانی که گوشت آن حلال است، در آفرینش و سرشت طبیعی خود نیز دارای خلق و خوی نیکو و اهلی است؛ به تعبیر دیگر، میان حلیت گوشت حیوان و نوع خلق او تناسب و سنخیت وجود دارد. حیوانات حلال ‌گوشت اهلی و نجیب ‌اند، در حالی که حیوانات وحشی، حرام‌ گوشت هستند و خوی آنها نیز سراسر درندگی و خشونت است. حتی کوچک ‌ترین حیوانات حرام‌ گوشت نیز طبع وحشی دارند. بنابراین، میان طبیعت جسمانی حیوان و حکم شرعی مربوط به حلیت یا حرمت گوشت او ارتباطی تکوینی برقرار است. در نتیجه خلق حیوانات متناسب با حلال و حرام بودن شان شگل می گیرد.

۲. تناسب اندام حیوان با آفرینش و نوع تولید مثل: 

حیوانی که گوش آن بیرون از سر است، دارای بیضه بوده و زنده ‌زا است؛ مانند گربه، شیر، پلنگ و سگ. در مقابل، حیواناتی که گوش آنها در داخل سرشان قرار دارد، تخم ‌گذارند، مانند لاک ‌پشت. ازین  ‌رو اگر گوش حیوانی بریده شود، عقیم می‌شود و این نشانگر ارتباط میان گوش، نطفه و بیضه است. خفاش نیز زنده ‌زا است، زیرا گوش بیرون از سر دارد، بر خلاف لاک ‌پشت که گوش درونی و تخم ‌گذار است. 

انسان تنها موجودی است که هم گوش بیرونی دارد و هم روی دو پا راه می‌رود و نیز زنده ‌زا است. نمونهٔ مشابه آن در میان حیوانات، کانگورو است که گوش بیرونی دارد و زنده می‌زاید. 

۳. تأثیر رابطهٔ تکوینی در تشریعیات و احکام تغذیه: 

احکام شرعی دربارهٔ حلیت و حرمت گوشت حیوانات، از اسرار تکوینی نشأت گرفته است. غذای والدین، حالات روحی، تفکرات و خیالات آنان در انعقاد نطفه تأثیر مستقیم دارد. مثلاً انعقاد نطفه در حالت مستی موجب نقص خلقت فرزند می‌شود. در روایت آمده است که هنگام کامل شدن ماه نباید هم ‌بستر شد، زیرا سبب سردردهای دائمی در فرزند خواهد گشت، این روایت نمونه ای از رجوع تشریعیات به تکوینیات است. ماه، تأثیری مستقیم بر مدّ و جزر دریا و نیز بر خون انسان دارد و از این طریق در مزاج تأثیر می‌گذارد. هنگام کامل شدن ماه، بیماران عصبی و مجانین دچار تشنج‌های بیشتری می‌شوند و این اشاره‌ای به رابطهٔ ماه با مزاج بدن است. 

۴. پیوند اقلیم، غذا و تأثیر آنها بر نطفه و خلق انسان: 

اقلیم و سرزمین بر خلق، ظاهر، و حتی زیبایی انسان مؤثر است. تخم و گوشت و شیر حیوانات حلال و حرام نیز تابع حکم همان حیوان‌اند؛ بدین معنا که تخم و شیر حیوان حلال ‌گوشت حلال است و در مقابل، از حیوان حرام‌ گوشت هر آنچه تولید شود، حرام است. تفاوت در ساختار تخم حیوان نیز ملاک تشخیص است؛ اگر دو سر تخم یکسان باشد، آن حرام است، و اگر ترکیبی و نامتناهی باشد، حلال ‌تر است، هرچه شکل تخم به سمت مخروطی بودن برود حلال و اگر پهن باشد حرام است. تمیزی خوراک و حلیت آن هر دو در زیبایی صورت و سلامتی تأثیر دارند. غذای پاک و حلال، سبب خلق نیکوتر و سیمای زیباتر فرزند می‌شود. هر حیوانی یک نوع غذا می خورد و نوع غذایی که می خورد بر روی حلال و حرام بودن تخم تاثیر گذار است، تخم حیواناتی مانند : گنجشک و کَبک حلال هست. خوک همه چیز خوار است پس گوشت آن حرام می باشد خوک حتی لاشه و مدفوع خود را می خورد. پس تمیز خواری روی تخم حیوان اثر گذار می باشد.  

۵. سلسله مراتب مزاج در انسان، حیوان و جماد:

انسان قوی‌ ترین مزاج را در میان موجودات دارد، پس از او حیوان، سپس گیاه و در مرتبهٔ آخر جماد قرار دارد که البته او نیز نوعی مزاج ضعیف دارد. میوه‌ها چون تحت تدبیر مستقیم عقول ملکوتی هستند، اعتدال مزاج دارند و به همین سبب توصیه شده از میوه و سبزی استفاده شود. 

۶. نگاه تشریعی به فرایند نکاح و نطفه: 

نکاح در عالم ماده وسیله‌ای برای انشاء صورت انسانی و تولد است. آنچه انسان از طریق نکاح به دست می‌آورد، بخشی از باطن وجود او می‌شود. همان‌ گونه که در روایات، عالم به درخت نخل تشبیه شده که ایستادگی و ثمر دارد، در روایات اهل علم نیز مانند کشاورزان ‌اند، زیرا معرفت آنان همان کشت الاهی است. خداوند نیز خویش را زارع معرفی نموده و همهٔ عوالم را مزرعهٔ ربوبی دانسته است. 

۷. تمثیل مریم (ع) و ولایت نباتی: 

در قرآن کریم آمده است که مریم (ع) با تعبیر «نبات حسن» رویانده شد، نه صرفاً «رویید»؛ یعنی خداوند او را پروراند و تحت تربیت خویش آفرید. از رحم طاهر او، میوه‌ای همانند روح‌الله (عیسی (ع)) پدید آمد. زمین پاک، گیاه پاک می‌دهد و زمین خبیث، نبات خبیث. این تمثیل بیان می‌دارد که رحم و نطفه، زمین و بذر عالم انسانی‌اند و صفای هر یک در صفای دیگری مؤثر است.

۸. حفظ نظام طبیعی و پرهیز از دگرگونی نظم عالم: 

نباید نظام عالم را تغییر داد، چرا که هر موجود در ارتباطی دقیق با نظام کلّی آفریده شده است. همهٔ پدیده‌ها آیات الهی‌اند، از سیارات و ستارگان تا انسان و حیوان. تغییر هر جزء، اختلالی در کل می‌افکند. 

۹. نقش مزاج در تفاوت سیر و ادراک انسان‌ها: 

همهٔ انسان‌ها در اصل انسانیت مشترک‌اند، اما اختلاف در مزاج سبب تفاوت در ادراک، اخلاق، تعقل، احساسات، تمثلات و احوال معنوی می‌شود. مزاج ریشهٔ تفاوت‌های شخصیت و سلوک است و اعتدال آن از راه تغذیهٔ سالم یا طهارت روح حاصل می‌شود. 

۱۰. رابطهٔ حالات روانی، خیال و بدن:

هنگام حوادث طبیعی مانند زلزله و سیل، به دلیل اضطراب روحی، نباید نطفه منعقد گردد، زیرا نطفه‌ای که در اضطراب یا مستی شکل گیرد، ناقص خواهد شد. همچنین، سفارش شده انسان از خوراک اقلیم خود استفاده کند، زیرا مزاج بدنی با همان اقلیم سازگار است. نطفهٔ معصومین از نوشیدنی‌های بهشتی تشکیل شده و نطفهٔ حضرت زهرا (ع) با سیب بهشتی بسته شد. خیالات نیز در مزاج اثر دارند؛ نیت و اندیشهٔ ناپاک بدن را تغییر می‌دهد. 

۱۱. رعایت آداب خیال و نگاه هنگام انعقاد نطفه: 

نگاه کردن به صورت حیوانات در هنگام لقاح سبب مشابهت فرزند به همان حیوان می‌شود؛ دستور داده‌اند صورت انسانی زیبا تصور شود تا فرزندی نیکو و کامل حاصل گردد. نیز نگاه زنان به نامحرم یا مردان به زنان نامحرم در زمان لقاح، موجب خنثی شدن فرزند می‌شود. در آداب شرعی نکاح حتی حالت جسمی و ایستادن یا نشستن نیز مؤثر دانسته شده است. 

۱۲. نسبت موارد پزشکی و اخلاقی با تشریع: 

غذاهای ترش مانند سرکه بر مزاج و عادت ماهیانهٔ زنان تأثیر دارند و باید با احتیاط مصرف شوند. سخن گفتن‌های پراکنده یا اضطراب هنگام انعقاد نطفه موجب نقصان در توان گفتاری فرزند می‌شود. رعایت احکام شرعی در امور جنسی، سبب سلامت جسم و روح نسل است؛ نزدیکی در حال حیض موجب بیماری‌های سخت و جزام می‌شود. 

۱۳. جمع‌بندی محتوایی سخن: 

از مجموع این معارف روشن می‌شود که تمام تشریعیات دین ریشه در نظام تکوینی جهان دارد و هر حکم شرعی، معیار حفظ هماهنگی میان ظاهر و باطن انسان و طبیعیات است. تغذیه، نیت، نگاه، خیال و اعمال جسمانی همگی در سرشت روحانی و مزاجی انسان نقش دارند و تبعیت از شریعت، راه اتصال به حقیقت و سلامت وجودی است.